سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » من آمده ام تا سحر ساحران را خنثی کنم…...
» خوانش میرحسین موسوی از آرمانهای بلند یک انقلاب مردمی

من آمده ام تا سحر ساحران را خنثی کنم…

چکیده :موسوی چه می گفت که حصر تنها راهکار حاکمیت برای خاموشی اش شد؟ مگر بازگویی شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی "جرم" بود که سزایش دیوار بود و حبس.؟ چه شد که کلام نخست وزیر بحرانی ترین روزهای این مرز و بوم آنچنان بر "نظام!" گران آمد که چاره ندید جز نرساندن این پیام؟ عصاره این پیامها و بیانیه ها چه بود که حاکمیت را به تنگ آورده بود؟...


کلمه – بیتا موحد:

موسوی چه می گفت که حصر تنها راهکار حاکمیت برای خاموشی اش شد؟ مگر بازگویی شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی “جرم” بود که سزایش دیوار بود و حبس؟ چه شد که کلام نخست وزیر بحرانی ترین روزهای این مرز و بوم آنچنان بر “نظام!” گران آمد که چاره ندید جز نرساندن این پیام؟ عصاره این پیامها و بیانیه ها چه بود که حاکمیت را به تنگ آورده بود؟

میر دربند امروز ما تنها روایتگر سالهایی بود که “دوران طلایی” می خواندش. همان سالهایی که باعث طعنه و کنایه برخی‌ها شده در فراسوی مرزها. دوره ای که موسوی داستانش را می گوید برای نسل سومی ها آنقدر بیگانه است که به افسانه می ماند.

موسوی هرچند خود را “بلیغ” نمی داند در این واگویی آرمانها ولی باور دارد که “پیام اصیل انقلاب” آنچنان دلنشین بوده است برای این نسل سومی ها که آنها را باز به هیجان آورد و صحنه های سه دهه پیش را بازسازی کرد.

موسوی برای نسلی که دست پرورده دستگاه آموزشی و تبلیغات حاکمیت کنونی بوده است، تنها داستان آن آرمانی را می گفت که “کرامت انسانها” را به ارمغان آورده بود. او سختی ها و درشتی های راه را هنوز از یاد نبرده بود و چه کسی می توانست بهتر از او بگوید آنچه در این سه دهه بر این آرمانها رفت.

این راهبر جنبش مردمی سبز، خود را “پیرو” مردمی می داند که “رنگ سبز” را به عنوان نماد برگزید. او بر خود می بالد از “نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است.”

چه کسی می توانست بهتر از نخست وزیر دوران سختی ها و شیرینی ها دفاع مقدس بگوید که “جمهوریت نظام به مسلخ” کشیده خواهد شد و اینان می خواهند در عمل “ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت” را به اثبات برسانند.

موسوی بود که نیک می دانست دستاورد یک انتخابات مهندسی شده چه کسانی را خشنود می کند “یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند” همان ها که عرصه بر مردم تنگ کرده اند و ” به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند”. و دسته دیگری که سه دهه است در بزنگاه این ملت کمین کرده اند تا “با ادعای دفاع از حقوق مردم” دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت بدانند و فاتحه دین را بخوانند.

میر در بند چون از “هنر شگرف امام” در باطل کردن “سحر دوگانه‌‌انگاری‌های” اسلامیت و جمهوریت مطلع بود باید به حصر می رفت چرا که می خواست با تکیه بر راه او تلاش ساحران را خنثی کند.

او می خواست تا یک بار دیگر مردم را که امید از خانه دلهایشان رخت بربسته بود به “انقلاب اسلامی آن گونه که در اندیشه شهید بهشتی بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد”، دعوت کند، اما سارقان آرمانهای این ملت موسوی را تاب نیاوردند. چه پیامش به دل می نشست و جماعتی را با خود دنبال می کرد.

موسوی شاهدی بود در دادگاه تاریخ این ملت که بگوید” آنچه اینان می کنند نه اسلام است و نه جمهوری اسلامی.” او می خواست رساتر بگوید که “عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست.

موسوی پیشترها دیده بود در این صحنه آرایی که هدفی بیشتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت است. او به چشم دل دیده بود که اینان با به یغما بردن آرمانهای امام و انقلاب و می خواهند “نوع جدیدی از زندگی سیاسی” را به مردم تحمیل کنند.

مهندس معماری که “طراحی اسلامی” را در دنیای مدرن در ساختمانهای شهرمان برای جهانیان به تصویر کشیده و حسینه ارشادش شده بود سمبل “اسلام رحمانی” از طاغوت تا ولایت، در کلامش این بار آمده بود تا بگوید طعم شیرین آن “حیات طیبه” چه بود که سرمایه های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم آن گذاشته شد.

موسوی آمده بود تا روح پرسشگری در این نسل را بار دیگر زنده کند و به این پرسش که آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ پاسخ دهد که “نه” چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست.

در زمانه ای که گذار از سنت به مدرنیسم به شکاف نسلها دامن بیشتری می زند، او آمده بود تا نشان دهد می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست.

او که به یاد داشت جماعتی را که “عرضه اداره کردن یک نانوانی” را ندارند آمده بود تا بیاد آورد هشدارها را در باره این جماعت که بر همه مسندهای قدرت اینک سوار شده اند و “قلب آرمان” می کنند و پوستین وارونه به تن “جمهوری اسلامی”.

میر دربند که تنگ نظری های متحجران را که خون به دل امامش کرده بود هنوز نتوانسته بود از خاطر ببرد آمده بود تا درباره تحجر باز بگوید.

بارها گفت و کسی نشنید که “گریز از قانون به استبداد می‌انجامد.”

اینک موسوی در میان ما نیست. ماههاست که به‌جز چند پیام کوتاه امیدبخش، چیز دیگری از او شنیده نشده است. اما آنچه موسوی در بحبوحه آتش و خون نوشت آنقدر حکیمانه است که می تواند نقشه راه سبزها برای این “مسیر زندگی جدید” باشد.

موسوی که از هیچ چیز به اندازه رذالت دروغگویی رنج نمی برد، پدرانه، برادرانه و خیرخواهانه خواسته بود “نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند.

و این ملت بار دیگر پرچم آرمانهای بلند انقلاب را از دست کذابان خواهد ستاد و به وارثان صادقش خواهد سپرد. الیس صبح بقریب؟


33 پاسخ به “من آمده ام تا سحر ساحران را خنثی کنم…”

  1. ناشناس گفت:

    میر حسین عزیز کسی که راحتی خود را فدای ملت کرد کسی که اسلام را معنی داد کسی که نجابت را برای ملت نمونه ای ساخت ملت ایران از شما نجابت شجاعت و از خود گذشتگی را به یاد خواهند داشت میر عزیز امید دارم امید تا اقتدار گرایان از امید ملت ایران بمیرند امید دارم که ایران به دست شما ازاد خواهد شد و تنها راه رسیدن به دمکراسی و ازادی ایران راه و روش شما است

  2. هموطن سبز گفت:

    زنده باد میرحسین که قیامی حسینی کرد

  3. ناشناس گفت:

    نسل ما با واژه اسلام رحمانی برای اولین بار توسط سید محمد خاتمی آشنا شد ، در برابر واژه ظلمانی ارایه شده از حکومت ،که مایه دین و دنیا گریزی مان شده بود. ولی باور وجه رحمانی و رسیدن از حرف به عمل تنها با وجود میرحسین اتفاق افتاد او که در سخت ترین تنگناهها نه ترسید و نه عنان از کف داد تا بیاموزیم راه رسیدن از شعار به هدف تنها با صبر توام با عمل حاصل می شود .

  4. عدل گفت:

    ظاهرا …. منتظر انتقام از مير عزيز بوده دراين سالها ….والا مير عزيز هر چه گفته ونگاشته همه حقيقت بوده. ..مير حسين خار چشم ديکتاتوري ودروغگويان ودزدان بيت المال است.مير دست اقايون را براي ملت روکرد…زنده باد ميرحسين …مرگ برديکتاتور

  5. شیرازی گفت:

    لطفا یه نسخه از اینو بفرستید بیت رهبری

  6. زبان سبز گفت:

    با وجود اینکه 9ماه از حصر غیر قابل قبول و غیر انسانی این عزیزان در بند میگزرد ولی نه من ونه هیچ کدوم از دوستان شهرمون عهدی که با میر عزیز بستیم کوتاه نیامده و روز به روز بر فعالیت و اردت ما نسبت به ایشان بیشتر میشود
    همیشه سبز باشید

  7. ناشناس گفت:

    دلم برای شنیدن صدایت و هنگامی که در فضای دروغ و بی عدالتی و ریا برای پا برجا ماندن ستون خیمه نظام به لکنت می افتی تنگ شده. مهندس عزیز! انقلابی بود برای انقلاب امام و همیشه میوه اش همان طعم سابق را می دهد.

  8. ناشناس گفت:

    چقدر آرمانی صحبت می کنید لطفا با عقل صحبت کنید.

  9. ناشناس گفت:

    موسوی شرافتمدار است و راستگو کسی که مصداق واقعی سیاست بعین دیانت است. معاویه صفتانی که او را فتنه گر نامیدند آیا 1 لحظه به این فکر می کنند که تاریخ چهه درباره شان خواهد نوشت؟؟ چه میپرسم؟ آن ها که این چیزها را درک نمی کنند!

  10. شادی گفت:

    دوستت داریم میرحسین عزیز و برایت ای بزرگ مرد آرزوی سلامتی داریم

  11. ناشناس گفت:

    وضعیت کنونی آیینه تمام نمای کاستی ها و کم کاریهای ملت ایران است. کجایند کسانی که شعار تقلب بشه ایران قیامت میشه را میدادند؟ کو آن قیامتی که وعده میدادند؟ میر حسین و رهنورد و کروبی را گرفتند و باز از یک نفر نفسی در نیامد – منجمله خودم. پس مستحق و لایق همین اوضاعی هستیم که به ما تحمیل شده است و به قول معروف از ماست که بر ماست ….

  12. هموطن گفت:

    خدایا ما ازاد و او در بند ما ازاد و او گرفتار این است رسم برادری نفرین بر ما

  13. 123 گفت:

    ایشالله آزاد میشه و بر میگرده .
    روح امید ب جامعه بر میگرده …
    یا حسین میرحسین

  14. فتنه سبز زنده گفت:

    درود بر تو ای انسان شریف میرحسین عزیز

  15. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین عزیز

  16. ناشناس گفت:

    یا حسین میر حسین، به امید فردای آزادی تو و ایران

  17. ناشناس گفت:

    درخواست ۷۰ میلیون ایرانی سلحشور و میهن دوست :

    دولت کودتا استعفا استعفا

    دولت مستبد٫ مستکبر٫متقلب٫ متحجر استعفا استعفا

  18. ناشناس گفت:

    لطفا همه بیانیه های آقای موسوی را در یک قسمت قرار دهید تا مطالعه کنیم

  19. حامد گفت:

    اگر برید قسمت پایین کلمه می توانید بیشتر بیانیه ها را ببینید. جهت اطلاع کسانی که می گفتند اقای موسوی بعد از بیست سال برگشته و قصه می نویسه و با کلمات بازی میکنه… موسوی سند ماندگاری می نوشت.

  20. کارما گفت:

    درود بر شرف میرحسین

  21. باکری گفت:

    واقعا …. با حصرمهندس موسوی و تقلب در انتخابات ثابت کرد چه کینه ای با مهندس دارد. و معلوم شد که حرفهاو بیانیه های مهندس همشون واقعیت داشتند.مهندس عزیز و محبوب ملت ایران شرمنده شماهستند اما بدان که این ملت با ارمانی که با امم وشما بسته است ثابت قدم است و نمی خواهد احساسی عمل کند وبدان که سکوت سرشار از نا گفته هاست.

  22. ناشناس گفت:

    دلم گرفته تر شد !

  23. Bamdad گفت:

    Mosavi nemade bidari vejdane rahgomkardeh ma mellat Iran bood
    Droud bar oo

  24. قلم سبز گفت:

    سیاست چیزی جز معنای خود روش گذاری به همراه ندارد و انکه سیاستمدار خوانده می شود روش گذاری را بدوا در نهان خود داشته یا با اموزشی صحیح کسب نموده.میر حسین عزیز ان گونه که در دوران هشت سال جنگ با روش گذاری و راه سازی مملکتی سی و پنج میلیونی را نجات بخشیدی و سامان دادی ارزومندم با روش گذاری بجا و صحیح مشکلات را پشت سر نهاده که شخص شما از جمله اشخاصی هستید که در نهان سیاستمدار بوده اید فردای سبز تر .

  25. ناشناس گفت:

    موسوی باید در حصر می شد تا “زر” از خاک بازشناخته شود.

  26. آزاده گفت:

    واقعا حکایت امروز حکام ما همان داستان اره در حلقوم است که جناب دکتر نوری زاد عزیز در یکی از نامه های خودشون بیان کردند. نه راه پس دارند نه را پیش. اگرچه این دوران نیز میگذرد و تاریخ مصرف همه تمام میشه ولی ملت و کشور هزینه زیادی بابت آن داده و میدهند و حاصل عقب ماندن سر سام آور از کشورهای همجوار و عدم برخورداری از پیشرفتهایی است که مردم ایران و کشور ایران با اون همه منابع خدادادی مستعد آن هستند. ننگ بر حاکمانی که با خود رایی و غرور بی جهت این فرصت تاریخی را از مردم کشور گرفتند و معلوم نیست تا چند نسل دیگه باید تقاص آنرا پس بدهند

  27. ناشناس گفت:

    اونا موسویو زندانی کردن چون ازش مثل,,,می ترسیدن.

  28. صنم گفت:

    موسوی در خشت خام دید آنچه خیلی ها ندیده بودند و چه ساده اندیشند انان که می خواهند مماشات کنند و یادشان رفته میرمان نه ماه است که در حصر است برای “بصیرتی” که خدایش داده بود

  29. ج گفت:

    مرگ بر دیکتاتور

  30. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین عزیز مرگ بر دیکتاتور

  31. مریم گفت:

    ما مثل مردم کوفه شدیم نشستیم تا خبر مرگ بزرگانمونو بشنویم ومرثیه ثرایی کنیم ترس تا کی بالاترازسیاهی که رنگی نیست.باید وارد میدان شد واین اجانب به ظاهر مسلمان راازکشوربیرون کرد

  32. ناشناس گفت:

    کجایند انانیکه در اول انتخابات شعارشان این بود (بگم) حالا چرا از این همه دزدی ونا عدالتی چیزی نمیگن

  33. شهروند سبز گفت:

    سلام
    مير حسين موسوي مردي بود از مردان كه به مردمش براي قدرت پشت نكرد و ما وظيفه داريم كه به ايشان پشت نكنيم.