» علی بردبار
انتظار یک ملت صبور؛ نرمش قهرمانانه حكومت در برابر مردم
رفتار داخلی نظام، چه در عرصه سیاست، چه در عرصه های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی نیازمند خروج از عبوسی و تنگ نظری و سخت گیری نسبت به مردم است. مدت هاست که حکومت و به خصوص نهادهای امنیتی و قضایی و پلیسی آن برای هموطنان خود فقط شاخ و شانه کشیده و گرفتاری ایجاد کرده اند. نظام با یک تدبیر شجاعانه و درست می تواند خود را از دام این رفتار غلط نجات دهد و پیش از آشتی با کشورهای خارجی، با مردم خود آشتی کند.
پیشنهاداتی برای وزارت اطلاعات
برخی از مقامات ارشد این وزارتخانه که هنوز بر سر کارند، در روزهای تبلیغات انتخاباتی، برخی فعالان ستادهای انتخاباتی حسن روحانی و محمدرضا عارف را احضار کرده و با صراحت آنها را از فعالیت به سود این کاندیداها پرهیز داده بودند. انگیزه ای که آن زمان در این افراد برای مخالفت با ریاست جمهوری آقای روحانی دیده می شد، یقینا پس از 24 خرداد هم زنده است و هر جایی که بتوانند ضربه خود را به این دولت خواهند زد.
تقسيم بندي جديد نيروهاي سياسي؛ بامروت ها و بي مروت ها
به زبان ساده و همه فهم باید گفت “نامردها” در یک جبهه جمع شده اند. در میان آنها همه طیفی از چپ و راست حضور دارند، اما همه شان در بی مروتی اشتراک خصلت دارند و البته چه خوب که هنوز زنان و مردانی از چپ و راست سیاست، مروت را فراموش نکرده اند. این روزها هیچ صورت بندی گویاتری از تقسیم نیروهای سیاسی به دو دسته “بی مروت ها و با مروت ها” نداریم.
گزارشی دیگر از آن چه در جلسات خصوصی می گذرد
مردم در جلسات خصوصی می پرسند که چرا باید رهبر نظام در سال 88 برای دفاع از ناکارآمدترین و فاسد ترین دولت پس از انقلاب، خود را در قامت دبیرکل حزب حاکم قرار داده و یاران امام را در مقابل خود بداند؟ مردم در جلسات خصوصی می گویند، آقای خامنه ای که پایی در انقلاب داشت دیگر چرا؟ مگر ایشان نمی بینند که همه نیروهای اصیل و برجسته انقلاب یکی یکی در دوره زعامت وی پس زده می شوند و نوکیسه گان ارج و قرب می یابند؟
مردم و بسیاری از مسئولین در جلسات خصوصی می گویند…
رمزگشایی از سخنان صادق لاریجانی
آقایان از اینکه اکثریت مردم قبول نمی کنند که خلعت سلطنت الهی بر تن آنها دوخته شده و آنها را با همان لباس واقعی شان می بینند عصبانی اند. قصد تلافی دارند. تهدید به زدن و کشتن و گرفتن و بردن می کنند.آنها خوف زده هایی هستند که زورشان برای زورگویی کمتر شده است.
بله آقای جنتی، خجالت زده ایم!
بله، آقای جنتی. ما خجالت زده ایم که آنقدر مسامحه گری کرده ایم که با 87 سال سن هنوز دست از سر این مردم بر نمی دارید. ما خجالت زده ایم که شما را در مقام غیر انتخابی چنان آزاد گذاشته ایم که پا بر همه ارزش های این انقلاب گذاشته اید.
وزارت اطلاعات کانون تندروی است، امید مردم به تدبیر دولت جدید است
بخش قابل توجهی از مردم علاقمند به موفقیت دولت شما،بزرگترین کمکی که از دستشان برمی آید را هشدارهای گاه و بیگاه در یک چارچوب متین و معتدل می دانند. اجازه دهید در این باره اولین نکته دلسوزانه را خدمتتان داشته باشیم. وزارت اطلاعات، سال هایی است که خارج از اندازه تحمل کشور بحران آفرینی و خطا می کند.
پیروزی مردم؛ هیچ کس بازنده نیست
مردم پاداش پایداری مدنی خود بر مطالباتی که دست کم 4 سال بابت آن هزینه های بسیار پرداختند را دریافت کردند. بهار ایرانی، بهاری شد که نه از اسلحه مدد گرفت و نه به نیروی خارجی دل بست. بهار ایرانی سرآمد همه بهارهای منطقه شد که از خلال جنبشی اجتماعی، از صندوق های رای سر بر آورد و گامی بلند به سوی پیروزی برداشت.
منافع ملی بازیچه نیست، مذاکرات هسته ای را به دست اهلش بسپارید
درباره حد و اندازه جلیلی که نقش کلیدی در مذاکرات هسته ای پیدا کرده، طبعا از خود وی انتظار نمی رود که متوجه ظرفیت هایش باشد که چگونه تبدیل به فرصت بزرگ 1+5 برای تهدید ایران شده است، اما آیا رهبری متوجه این نیست که با چه تبرهای تیزی همچون احمدی نژاد و جلیلی به جان ریشه کشور و حتی سرنوشت خود افتاده است؟
مردم می خندند، اما نگرانند
این روحیه شوخ و شاداب جامعه که مقابل دیکتاتوری تمام عیار می ایستد البته همه ماجرا نیست. این گونه طنزها معمولا از نگرانی و خشمی نهان خبر می دهد که در این قالب ها خودنمایی می کند. مردم حق دارند وقتی این مناظره ها را می بینند و اکثر شرکت کنندگان در آن را با سرمایه های بزرگی مانند میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و حتی مدیران دیگری خارج از سطح رهبری جنبش، مانند بهزاد نبوی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، مصطفی تاج زاده و … مقایسه کنند، حسرت بخورند و نگران شوند.
زندانیان سیاسی نه قانون شکنند و نه در برابر بی قانونی سکوت می کنند
مسئولان قضائی واکنش معقول نسبت به اتفاقات اخیر بند 350 و انتقال 10 زندانی سیاسی به سلول های انفرادی بند 240 واکنش نشان داده و جلوی بحث ها و درگیری هایی که سود آنها را هم در بر ندارد، بگیرند. در غیر اینصورت ممکن است تنش ها و هزینه های بی موردی را تحمل کنند که ضرورتی برای تحمیل و تحمل آن از سوی دو طرف وجود ندارد.
دغدغه های خاتمی را پاس بداریم
… دغدغه هایی از این دست، خاتمی را در مرز آمدن و نیامدن نگاه داشته تا مگر نشانه ای برای سودمندی حضورش بیابد. او بر همه نگرانی هایش که ناشی از تردید در امکان حضور در انتخابات و به فرض گرفتن قدرت، امکان پیشبرد برنامه هایش است، به احتمال تکرار هزینه هایی که بر مردم از کشتار و شکنجه و زندان در پی انتخابات 88 تحمیل شد، اشاره می کند و می گوید حاضر نیست شاهد دوباره آن وقایع باشد.
آرشیو نوشته های علی بردبار
رمزگشایی از سخنان صادق لاریجانی بله آقای جنتی، خجالت زده ایم! وزارت اطلاعات کانون تندروی است، امید مردم به تدبیر دولت جدید است افراطیون از نجابت و رای مردم سوء استفاده نکنند پیروزی مردم؛ هیچ کس بازنده نیست منافع ملی بازیچه نیست، مذاکرات هسته ای را به دست اهلش بسپارید مردم می خندند، اما نگرانند […]
پای بازجوها در کفش سیاستمداران؛ این گفتوگو نیست، پایان سیاست است
اصلی ترین آفت عرصه سیاسی ایران امروز، محوریت یافتن نیروهای امنیتی به جای سیاسیون است. به نظر می رسد که تلاش عمدتا خالصانه و صادقانه برخی نیروهای سیاسی اصلاح طلب در این دیدارها تاکنون نتیجه ای در بر نداشته و تنها باعث شده محوریت آن نیروهای غیر قانونی برای دخالت در امر سیاست تثبیت شود. رفع این مشکل نیازمند جسارت در تصمیم گیری این دسته از اصلاح طلبان است تا به این گفتگوها خاتمه دهند.
مقایسه دو سرنوشت برای دو نقدِ یکسان به احمدی نژاد
بابت حرف هایی مشابه موضع رییس سازمان بازرسی کل کشور، همین حالا افرادی در زندان هستند، برخی شلاق خوردند و مابقی باید نقدا با دادگاه حساب کنند. تفاوت آنها این بود که زمان بیان انتقادشان را منافع ملی تعیین می کرد نه رضایت فردی، چیزی که در ادبیات حاکمیت، نام آن را “بی بصیرتی” گذاشتند. تفاوت آنها در این بود که اخلاص در انتقاد، مهم ترین مشخصه درونی شان بود. در پی نام و نان نبودند، کسب قدرت از روی هوا و هوس در سر نداشتند، موضعشان اصول گرایانه بود بود، نه اقتدارگرایانه و درد ملک و دین به میدانشان آورده بود. آنها در پی اصلاح بودند نه حفظ موقعیت خود در قدرت، و سیاست را مومنانه می ورزیدند نه کاسبکارانه.
ظلم به خانواده میرحسین و وظیفه اخلاقی و سیاسی ما
اینها در ظلم همواره می توانند غافلگیر کنند. می توانند در کوچه به زنی تنها، با 7 – 8 مرد مزدور هجوم ببرند، دستش را بکشند و به خانه ببرند، تهدید به پرت کردنش از پنجره و قتلش بکنند، دست بالا ببرند که بر صورت او سیلی بزنند، به او و پدر و مادر در حبس و حصرش شنیع ترین توهین ها را بکنند و هر آنچه شایسته خود و اربابان بی اخلاقشان است را به این دختر بی دفاع بگویند. این دختر، دختر پدر و مادری در حصر است. پدری که 8 سال نخست وزیر کشور در شرایط سخت جنگ بود، نشسته می خوابید تا خوابش سنگین نشود و بتواند زود از خواب برخیزد تا کاری زمین نماند.