سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

رمزگشایی از سخنان صادق لاریجانی

چکیده :آقایان از اینکه اکثریت مردم قبول نمی کنند که خلعت سلطنت الهی بر تن آنها دوخته شده و آنها را با همان لباس واقعی شان می بینند عصبانی اند. قصد تلافی دارند. تهدید به زدن و کشتن و گرفتن و بردن می کنند.آنها خوف زده هایی هستند که زورشان برای زورگویی کمتر شده است....


کلمه – علی بردبار

خط و نشان دیروز محسنی اژه ای با تهدیدهای امروز صادق لاریجانی علیه تحول طلبان و تغییرخواهان و کسانی که در ادبیات اقتدارگرایان “فتنه” نامیده می شوند، به تکمیل پازلی تحلیلی می انجامد که در آن ایستادگی قوای قهریه نظام علیه اراده ملت را یک برنامه حساب شده و فوری تلقی می کند؛ اراده ای که معطوف به تغییر رویه های 8 سال و به خصوص 4 سال اخیر کشور بوده و مردم در انتخابات خرداد 92 به مدنی ترین شکل ممکن تمایل خود به تحقق آن را بیان کردند.

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه که انتظار می رود دست کم در ظاهر نمایش بی طرفی در سیاست را نشان دهد، امروز گفته است: “در این مدت اخیر کسانی که اهل فتنه سال ۸۸ و در جریان اصلاحات قائل به سکولاریزه شدن کشور و سیاست بودند و راه امام (ره) را بر نمی‌تافتند دوباره سر برآورده‌اند و گویی افعی جانشان گرما خورده است و به جنبش افتاده‌اند اما اشتباه می‌کنند چرا که امت تفکرات این گروه را برنمی‌تابد.”

رمزگشایی از تک تک این واژه ها کار سختی نیست. “مدت اخیر” یعنی از مقطع انتخابات اخیر ریاست جمهوری که طرفداران تغییر و مخالفان رویه ای که امثال برادران لاریجانی در آن سهم عمده ای داشته اند، طی آن با “نه” محکم و گویای مردم مواجه شدند.

مراد از کسانی که “قائل به سکولاریزه کردن کشور هستند” یعنی کسانی که فکر نمی کنند امثال آقای صادق لاریجانی و شرکا جواز الهی برای زورگویی به مردم دارند و می توان در برابر آن ایستاد.

“اشتباه می کنند”، یعنی اینکه اشتباه می کنیم دیگر! یعنی قرار نیست که با انتخابات نظر مردم برای اداره کشور دریافت شود و نمایندگان آنها پی گیر اجرای آن نظرات باشند! از نظر اینان، انتخابات روشی است برای بیعت مردم با امثال آقای آملی لاریجانی تا بنا بر جواز الهی که برای خود قائلند، به زورگویی و ظلم خود ادامه دهند. در واقع انتخابات عددی است به نام “میزان مشارکت در انتخابات”. حالا مهم نیست که اکثریت این مشارکت به چه کسی، چه برنامه ای و با چه معنایی تعلق گرفته است. مهم آن است که آقایان به این عدد برای مشروعیت خود در مناسکی به نام “انتخابات” نیاز دارند.

“امت” هم در اینجا معنایی در برابر “ملت” و بر ضد مفهوم “شهروندی” به کار رفته است. امتی که “تفکرات این گروه را برنمی‌تابد” و قرار است که درباره تغییر ایستادگی کند، به زبان ساده تر یعنی امثال صادق لاریجانی، محسنی اژه ای، قاضی صلواتی، قاضی پیرعباسی، قاضی مقیسه، سردار نقدی، حیدر مصلحی، طائب، سردار الله کرم و انصار حزب الله، حسین شریعتمداری، کوچک زاده، احمد خاتمی و اقلیت بسیار کوچکی از مردم که به این حقیقت شگرف که «نظام»و شرکا جواز الهی برای ایستادگی در برابر اراده مردم را دارند، واقف شده اند.

می ماند یک رمزگشایی دیگر. چرا حالا انقدر تند و توام با تهدید حرف می زنند؟ پاسخ این است: چون ترسیده اند. احساس می کنند تعداد کسانی که حاکمان را نه در لباس زمهریر سلطنت به نام دین، که با لباس واقعی شان می بینند بسیار است.

آقایان از اینکه اکثریت مردم قبول نمی کنند که خلعت سلطنت الهی بر تن آنها دوخته شده و آنها را با همان لباس واقعی شان می بینند عصبانی اند. قصد تلافی دارند. تهدید به زدن و کشتن و گرفتن و بردن می کنند. اما تجربه می گوید که این شیوه آدم های خوف زده ای است که دست و پا می زنند. آنها زورشان برای زورگویی کمتر شده است. آن قسمت از زوری که از آنها گرفته شده، از سوی مردم تقدیم تیمی جدید شده که قرار است وارد حکومت شوند و نماینده رای و نظر مردمی باشند که به آنها اعتماد کرده اند. اینکه آنها با این توان مردم ساخته چه کنند، چیزی است که آینده نشان خواهد داد.

آرشیو نوشته های علی بردبار


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.