سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» او نگران فردای ایران است، همچون میرحسین که در سال 88 نگران بود

دغدغه های خاتمی را پاس بداریم

چکیده :... دغدغه هایی از این دست، خاتمی را در مرز آمدن و نیامدن نگاه داشته تا مگر نشانه ای برای سودمندی حضورش بیابد. او بر همه نگرانی هایش که ناشی از تردید در امکان حضور در انتخابات و به فرض گرفتن قدرت، امکان پیشبرد برنامه هایش است، به احتمال تکرار هزینه هایی که بر مردم از کشتار و شکنجه و زندان در پی انتخابات 88 تحمیل شد، اشاره می کند و می گوید حاضر نیست شاهد دوباره آن وقایع باشد....


کلمه – علی بردبار

این روزها اصلی ترین بحث پیرامون انتخابات این است که اصلاح طلبان و سبزها برای این موضوع چه تصمیمی می گیرند. ادامه فلش این بحث به سمت آمدن یا نیامدن خاتمی در انتخابات کشیده شده و موافقان و مخالفان زیادی، در این باره بحث می کنند.

نقطه اشتراک اغلب بحث موافقان و مخالفان در این نکته مستتر است که “وضع کشور بحرانی است”. پس از این توافق اصلی اختلاف ها شروع می شود که برای حل این دغدغه اصلی، راه حل کدام است؟ حضور در انتخابات با کاندیدایی در قامت خاتمی و یا شیوه هایی دیگر همچون عدم شرکت، مطالبه محوری بدون کاندیدا، کمک به رئیس جمهور شدن یک کاندیدای معقول که لزوما اصلاح طلب نباشد و یا آزمون شانس با یک کاندیدای حداقلی اصلاح طلب.

در این بین خاتمی نیز پس از مدتی سکوت نسبت به طرح ها و تحلیل های مختلف، طی یک هفته گذشته دغدغه های خود را به نحوی شفاف بیان کرد. او از دغدغه هایی گفت که اگرچه وجود همان ها باعث شده تا مدافعان حضور او، دعوتش به کاندیداتوری در انتخابات کنند تا به دل این مشکلات برود، اما از منظری دیگر، منظری که کم اعتبارتر از دیدگاه خیل دعوت کنندگان او نیست، برای آمدن به صحنه انتخابات مردد است.

حرف های خاتمی معلوم است. او هنوز پرونده انتخابات 88 را باز می داند. اگرچه از نگاه رو به آینده دفاع می کند، اما نمی تواند نسبت به تکرار کودتا علیه رای مردم که یک بار در سال 88 اتفاق افتاده و هزینه های زیادی را بر مردم و کشور تحمیل کرده، مطمئن باشد. حضور در انتخابات 88 اشتباه نبود و آن حضور و آن اتفاق ها اگر نمی افتاد، امروز بسیاری از مسایل روشن نمی شد و همین مسیر سراشیبی که کشور در آن قرار دارد، با خیال راحت تری طی می شد. اما اگر قرار بر تکرار آن باشد و نشانه ای از تنبه حاکمیت از تکرار آنها به چشم نخورد، آیا خاتمی در آینده و در پی تکرار سناریوی 88 مورد این پرسش قرار نمی گیرد که حرف هایتان در سال 92 شبیه حرف های 88 تان است، پس چرا از یک سوراخ دو بار گزیده شدید؟

تحلیل خاتمی به درستی بر این مبنا قرار گرفته که اصلاح امور به سمتی که حداقلی از منافع مردم را تامین کند، با تغییر در مدیران و مدیریت ها حاصل نمی شود. کشور 8 سال است که تغییری وسیع در همه رویکردهایش داشته و حالا این تنه سنگین باید به حالت قبلش باز گردد. تعبیر خاتمی تغییر در رویکردهاست، یعنی اگر قرار باشد تنها تغییر در انتخاب مدیران برای اجرای همین روند موجود باشد، چه دلیلی دارد که اصلاح طلبان و سبزها خود را هزینه آن کنند؟ حتما در بین اصولگرایان هم مدیران بهتری از مدیران فعلی وجود دارند که می توان امور را تحت همین روند و رویکردها به دست آنها سپرد تا بدون کارشکنی نهادهای انتصابی تولید فلان کالا را چند درصد افزایش دهند. اما اگر قرار بر تغییراتی پایدار و برگرداندن مسیر نزولی همه شاخص ها به سمت مسیر توسعه باشد، “استراتژی نظام” در همه امور باید تغییر کند. توسعه پایدار بدون بازگشت نظامیان به پادگان ها میسر نیست و بازگرداندن آنها کار دولت نیست، مگر دولتی برای دعوا آمده باشد که به نظر نمی رسد در حال حاضر دعواهای تازه درون ساختار قدرت، به سود منافع ملی و مناسب عبور از شرایط خطیر فعلی باشد. باید رهبری به ضرورت تغییرات برسد که تاکنون نرسیده. در سیاست خارجی با جنگ و خط و نشان کشیدن برای همه دولت ها نمی توان منافع ملی را دنبال کرد و در نتیجه باید رویه فعلی در حوزه دیپلماسی تغییر کند. کسی از درون سیستم نمی تواند با توجه به ویژگی های شخصیتی رهبری، تغییر در رویکردها را بدون هزینه و دعوای مفصل بر وی تحمیل کند. اگر قرار بر فشار باشد، محل فشار درون جامعه است. نه آنکه از درون ساختار قدرت و ایجاد حاکمیت دوگانه نتوان فشار آورد، ولی بحث بر سر آن است که در شرایط فعلی کسی ظرفیت ها و مناسبات درونی قدرت را پذیرای هضم این تنش ها نمی بیند و مشحص نیست که منافع ملی این گونه تامین شود. خلاصه اش آن است که رهبری باید به این نتیجه برسد و یا به این نتیجه رسانده شود، والا مسئول همه عواقب آینده کشور، شخص وی است.

خاتمی شهره است به سیاست ورزی اخلاقی. او همچنین از آن دسته سیاستمدارانی است که برایش مهم است که چگونه از سوی مردم و تاریخ قضاوت شود و به همین دلیل هم علاوه بر خصایل فردی شرافتمندانه ای که دارد، از دست زدن به حرفی و عمل به رفتاری که مورد نقد عمومی هوادارانش باشد، استقبال نمی کند. او می داند که سرمایه است و از مسایل ساده ای همچون ظاهر رفتار و پوشش گرفته تا جزییات مواضعش، این حساسیت ها را در نظر می گیرد. اینها امتیازی برای اوست تا حواسش جوانب اخلاقی هر تصمیمی جمع باشد و از جمله دو دوست و همراه قدیمی اش که در نتیجه انتخابات قبلی در حصرند، را فراموش نکند. او تنها کاندیدای مطرح شده ای است که تاکنون علیه حصر موضع شفافی داشته و با آن مخالفت کرده است و حالا برای آمدن به عرصه انتخابات؛ آن را در نظر دارد و اینگونه است که رفع آن و نیز آزادی زندانیان سیاسی را هدف حضور احتمالی در انتخابات می داند. حرفی که برای کسی که همواره مورد تهدید رد صلاحیت از سوی اقتدارگرایان بوده، شرایط را سخت تر می کند، اما او را “شفاف” به همه، از مردم گرفته تا حاکمیت و شورای نگهبان معرفی می کند که اگر بیاید، برنامه اش تغییر این شرایط است.

 خاتمی از نیاز به همراهی همه نهادهای مسئول، از رهبری گرفته تا نهادهای روحانی و غیر روحانی برای امکان تغییر گفته، برای آنکه می داند آنچه در 8 سال گذشته بر سر کشور آمده، همچون سیلی بنیان افکن بوده که کمتر چیزی را در ساختار کشور گذاشته تا سر جای خود باشد و حل آنها از درون ساختار با وجود کارشکنی های درون سیستمی میسر نیست. یک توافق جمعی در حاکمیت برای اصلاح امور لازم است که تا وقتی در راس حاکمیت وجود بحران در کشور به رسمیت شناخته نشود، این اتفاق نخواهد افتاد. در این صورت چه دلیلی برای اصرار به کسب قدرت سیاسی است؟ و چه دلیلی دارد تا همه سرمایه اصلاح طلبان هزینه تنشی شود که از ابتدا معلوم است که نتیجه ای به سود مردم و کشور در بر ندارد؟

دغدغه هایی از این دست، خاتمی را در مرز آمدن و نیامدن نگاه داشته تا مگر نشانه ای برای سودمندی حضورش بیابد. او بر همه نگرانی هایش که ناشی از تردید در امکان حضور در انتخابات و به فرض گرفتن قدرت، امکان پیشبرد برنامه هایش است، به احتمال تکرار هزینه هایی که بر مردم از کشتار و شکنجه و زندان در پی انتخابات 88 تحمیل شد، اشاره می کند و می گوید حاضر نیست شاهد دوباره آن وقایع باشد.

بازخوانی دو سخن اخیر خاتمی در جمع ایثارگران و سپس جمع جوانان اصلاح طلب حامی اش نشان می دهد که دغدغه های خاتمی، هم قابل درکند و هم شریفند. این به این معنا نیست که دلایل دعوت کنندگان او برای شرکت در انتخابات ضعیف تر یا بی اعتبار است، اما تاکنون کمتر از زاویه این دغدغه ها به مساله نگاه شده است. باید این دغدغه ها را پاس داشت و این نکته را فراموش نکرد که بانی همه این نگرانی ها در بین موافقان و مخالفان شرکت منتقدان در انتخابات، تنها وضعیت بحرانی امروز است که 8 سال پیش میرحسین موسوی را نیز پس از سال ها کناره گیری از سیاست، به عرصه باز آورد.

آرشیو نوشته های علی بردبار


6 پاسخ به “دغدغه های خاتمی را پاس بداریم”

  1. بسیجی واقعی گفت:

    به اعتقاد من اصلاح طلبان در دوره های گذشته اشتباهات مهلکی مرتکب شدند که کار را به اینجا رساند
    میرحسین اگر 8 سال قبل میامد بسیار بهتر بود و خاتمی هم 4 سال پیش
    الان دیگه معلوم نیست فایده ای داشته باشه

  2. سید گفت:

    بهترین راه برای پیگیری خواست موسوی و کروبی عزیز داوطلب شدن خاتمی است. کنار کشیدن ایشان هیچ کمکی نمی کند.

  3. no گفت:

    کاش خاتمی یا هاشمی یا امثالهم دستور اعتصاب عمومی میدادند با درخواست برگزاری انتخابات توسط نهادهای بین المللی. نه خشونت و خونریزی داره نه تو نتیجه اش حرف و حدیثه. واقعا اگر از سوراخ انتخابات ناسالم دوبار گزیده بشیم همه تاریخ به ما بخندند

  4. jamali گفت:

    اينبار سرداران ميليارد اجازه آب خوردن هم نميدهند

  5. احسان گفت:

    سید هر تصمیمی بگیره، همه جور پاش هستم

    فقط یه سوال ظاهرا بی ربط! سید حسن چرا هیچی نمیگه؟ چرا انقدر ساکته؟
    کلا هم زنده باد مهندس موسوی

  6. ابوالفضل گفت:

    رای ما دانشجوها فقط “سید محمد خاتمی “ولاغیر…..