» علی بردبار
یک پیش خطبه در نماز جمعه مشهد و پنج پرسش
علت انتخاب چنین فردی برای سخنرانی در مکانی متعلق به کل نظام چیست؟ آیا برای دیگر دیدگاهها همچنین امکانی برای طرح نظرات جناحیشان فراهم است؟ اگر نیست که نیست به چه حقی این تریبونهای متعلق به کل جامعه، به یک صدا تعلق میگیرد؟
آیتالله دستغیب؛ تشیع علوی علیه طاغوت در لباس دین
در این مذهب «دروغها و تهمتها که بعضاً از صداوسیما پخش میشود هیچ قسم صورت شرعی ندارد.»؛ «به بهانه حفظ نظام (که در حقیقت ازنظر آنها حفظ هیئت حاکم است) حرامهای خداوند و گناهان کبیره حلال نمیشود.»؛ «ضرب و شتم افرادی که برای احقاق حق، راهپیمایی آرام دارند جایز نیست، مرتکبان به آنها مجرمند و تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند و هیئت حاکمه مسئول حفظ جان و مال و آبروی آنهاست.»
به آیتالله خامنهای این پیغام مهم برسد
آیتالله خامنهای مدتهاست که از رهبری به مقام یک جادهصافکن و عامل گروه فشار در جریان اقتدارگرا، خود را تنزل داده است. او کارش این شده که متناسب با منافع یک جریان، برخی موضوعات را کش بدهد و برخی را تمام کند. هرچه انتصاب است از آدمهای کوتاهقد و بیهویت و بلهقربانگو از یک جناح خاص انتخاب کند، در سخنرانیهایش نیمی از جامعه را بنوازد و به بخش کوچکی از مریدان امتیاز بدهد، خود را مصداق انقلاب گرفته و هوادارانش را انقلابی بنامد و بقیه را ضدانقلاب، و به کمترین عمل که هیچ، به کمترین نمایش عدالت و بیطرفی و قانون در کشور گردن کج نکند
پیام دوم رهبری درباره پلاسکو: خروج از انصاف
آقای خامنهای از گذشته، پیش از رهبری دارای گرایشی فکری و سیاسی بوده، با افرادی نزدیکتر و با گروههایی دورتر بوده است. تا اینجا مشکلی نیست. حتی اینکه متناسب با دیدگاهش هوای جناحی را بیشتر داشته باشد تا حدی قابلدرک است، چون فکر میکند که آن جناح درستتر عمل میکند. اما از جایی به بعد، جایی که ایشان مدتهاست از آن عبور کرده، خروج از عدالت و مصلحت است
پرسشی از بزرگترهای سردار سعید قاسمی؛ نسبت این اراذل با شما چیست؟
مقام محترم رهبری و فرمانده کل قوا. ایشان قبلاً فرمودهاند که به کسی تندرو و افراطی گفته نشود. از نظر ایشان کسانی مانند همین سعید قاسمی نه تندرو، که بلانسبت انقلابیون اصیل، انقلابیاند!
چرا خبر درگذشت هاشمی رفسنجانی مردم را نگران کرده است؟
جامعه حق دارد از مواجهه با این حاکمیتی که معدل آن بهشدت خشمگین و تند و بیحسابوکتاب است نگران شود. بهخصوص که متأسفانه شخص مقام رهبری هم که از معدود بازماندگان نسل اول انقلاب است، با حذف دیگر همنسلان خود و عقلای قوم، به این فضا دامن زده و آرامشی نمیآفریند
دستهبندی مسئولان کشور درباره حصر و فردای انتخابات
آنها که حصرند، در امتداد سیاست ورزی مؤمنانه خود کاری کردهاند که انتظار میرفت. خبر رسیده از آنها سازگار با یک عمر ایفای مسئولیت اجتماعی و سیاسیشان مبتنی بر ایمان به اموری فرادستتر از حسابوکتابهای کوتاهمدت و کاسبکاری سیاسی است. اما دیگران در برابر این اتفاق مهم و قضاوت برانگیز تاریخی چه کردهاند؟ آیا تاریخ، افکار عمومی و اخلاق هم با طبع بلند خانواده موسوی مواجهه خواهد کرد یا آنها ملاکهای سختگیرانهتری دارند؟
یک هشدار امنیتی: مراقب افراطیهای نفوذی باشیم
کسانی که خارج از توافقات عمومی جنبش و بضاعت و برنامه های آن حرکت می کنند و بر این راه اصرار زیادی می ورزند یا به تعبیر آشناتر، تندروی می کنند، اگر هم خودشان ندانند، رفتاری را انجام می دهند که آن مامور در آن راه پیمایی سبزها انجام می داد… کنش هایی را که نشان از عدم تعادل دارند، خارج از چهارچوب های عمومی جنبش مطرح شده، ارزش های مورد احترام جامعه را مورد هتاکی قرار می دهد، چشم به بیگانه دارد و سمت و سوی براندازی آشکار پیدا می کند؛ به جد و به حق باید با دیده تردید نگرست و نسبت به مرزبندی با آن ها، تعارف ها کنار گذاشت.
فعالان سیاسی اجتماعی سبز و دولت روحانی
این اشتباه را متاسفانه در بین برخی نیروهای فعال سیاسی و اجتماعی اصلاح طلب می بینیم که پس از انتخاب دولت روحانی، به انتظار تحقق مطالباتشان تنها از طریق دولتند و از فعالیت های خوب خودشان در دوران پیش از تشکیل دولت جدید دور شده اند. معمولا هم این انتظار بی سرانجام بوده و موجب سرخوردگی شان شده است.
از رافت قضایی با قاتل ستار تا احکام سنگین برای روزنامه نگاران منتقد؛ شاخصی برای سنجش فساد در دستگاه قضا
سعید مرتضوی، متهم اصلی پرونده فاجعه کهریزک در صف اول مسئولان در برابر رهبری نظام می نشیند و به قانون و همه قربانیان جنایاتش دهن کجی می کند و نهایتا پرونده ای دیگر که برای ثبت در تاریخ، قوه قضائیه با صراحتی کم نظیر تکلیف قانون و بی قانونی، فساد و سلامت و ظلم و عدل را در کشور روشن کرد.
رهبری یا فرزندان امام؛ کدامیک بیبصیرت بودند؟
آقای خامنه ای! بی بصیرتی و دفاع اشتباه شما از جریانی که اقتصاد و اخلاق و فرهنگ و حیثیت کشور را به شرایط فاجعه بار کنونی کشاند، نه در مسیر شهدا بود و نه در راه انقلاب. آن ها اقداماتی انحرافی بود که فرزندانی انقلابی و مخلص در برابر آن ایستادند، با حفظ حرمت شخصی شما، به واسطه مسئولیت قانونی که دارید، آن را به انجام رساندند و خود را فدای انقلاب و راه شهدا کردند.
خبرگان رهبری و دلواپسیهای جریان افراطی حاکم
آینده نزدیک روشن خواهد کرد کدامیک ازسناریوهای فوق تحقق خواهد یافت. هرچه باشد یک چیز مسلم است و آن این که مهدوی کنی چه بداند و چه نداند، با غیبت او از مجلس خبرگان و ریاست این نهاد، نظام جمهوری اسلامی ایران در آستانه ورود به یکی از حساسترین مراحل عمر خود قرار گرفته است. مانند آیت الله جنتی بپذیریم که نهاد مجلس خبرگان از این پس نقشی تعیین کننده خواهد داشت و به صحنه یکی از گستردهترین و سخت ترین رقابتهای پنهان مراکز قدرت تبدیل خواهد شد.
اجرای بیتنازل قانون اساسی، راه جبران نقض حقوق اقوام و اقلیتها
مساله اصلی کشور، چه برای اقلیت ها و چه عامه مردم، مساله استبداد و قانون گریزی است. حاکمیت قانون بر اساس اصالت حق و حد زدن بر رفتار قدرت به دست مردم از طریق فرایندهای دموکراتیک، یگانه راه تامین حقوق مردم و گام نهادن در مسیر رفع تبعیض هایی است که به حق تعداد پرشماری از هموطنان ما را مکدر ساخته است.
مرز دولت در مماشات با تمامیت خواهان کجاست؟
دولت بداند که این جماعت و جریانی که پایی هم در قدرت داشته و بر سر برنامه هایش سنگ اندازی می کنند، به معنای دقیق کلمه “تمامیت خواه” است. تصور اینکه جایی این هوچی گری ها، فشارها و تحدیدها به پایان می رسد، کاملا اشتباه است. دولت را تشویق به نزاع نمی کنیم، سیاست ورزی حتما باید در راس برنامه های دولت در برابر این جریان تمامیت خواه باشد، اما این سیاست ورزی باید سویه های مقتدرانه ای هم داشته باشد که نشان دهد از جایی به بعد حاضر به عقب نشینی نیست. بهتر است که این مرز هرچه زودتر در همه حوزه ها خود را نشان دهد. در غیر این صورت آسمان و بهار که هیچ، شاید ایران را هم از دولت بگیرند.
جامعه ایرانی و دشمنانش
دلیل مخالفت زیاد با رسانه های اجتماعی چیست؟ فیس بوک و توئیتر و دیگر شبکه های اجتماعی چه تهدیدی برای کشور یا حاکمان و یا امنیت کشور دارند؟ ترس اقتدارگرایان از لایک و کامنت های عاشقانه و حتی بیان تند مواضع سیاسی نیست. آنها از اینکه من و تو ما بشویم می ترسند. آنها قدرت مردم که منوط به سازمان یافتگی و متشکل شدنشان است را تهدید می دانند. آنها دشمنان جامعه اند.
آقایان! ترس امنیتی تان بی مورد است، دلسوزان کشور را آزاد کنید
حصر وارد چهارمین سال خود می شود. شاید روزی که حصر آغاز شد تصور چنین مدت طولانی از آن نمی رفت. مطالبه رفع حصر به وضوح از دل جامعه شنیده می شود. کمترین ادعا این است که ادامه این روند هیچ منطق و توجیه قانونی، اخلاقی و شرعی ندارد، اما با این حال این اقدام ظالمانه ادامه دارد. دلیل این امر چیست؟ حاکمیت از تداوم حصر چه اهدافی را دنبال می کند؟ و بالاخره اینکه وظیفه کسانی که با انگیزه های مختلف به دنبال رفع حصر هستند چیست؟
گسست دولت از بدنه حامی؛ زمینه ها و تهدیدها
باید دولتمردان فکری به حال این گسست بکنند و صرف اینکه اعلام کنند که به ما اعتماد کنید را کافی ندانند. یا گزارشی بدهند، یا به قدرت گیری جامعه مدنی کمک کنند تا خودشان نیز از قِبَل این مدنیت به ارتباطی سازمان یافته با بخش حامی خود دست یابد و یا اینکه نتایج منفی قطع ارتباط خود با جامعه را انتظار بکشد.
حمایت از آزادی و مقابله با تکفیری گری را از ایران شروع کنید
با داخلی کردن جغرافیای این سخنان و معادل سازی با مصادیق داخل کشور باید بسیاری از زندانیان آزاد شوند، بساط نظارت استصوابی جمع شود، بسیاری از صاحبان تریبون های تکفیری با نهیب حکومت و رهبری مواجه شوند و اوضاع چنان ورق بخورد که در برابر سحن گفتن از آزادی و مردمسالاری، کسی نتواند بگوید “لم تقولوا ما لا تفعلون؟”
قوه قضائیه؛ نه مردمی و نه قانونمدار، انتقاد هم برنمی تابد
چرا کوچک ترین نقدی به قوه قضائیه ای که از آن مرتبا بیانیه ها و مواضع سیاسی صادر می شود، همانند نقد قانونی که علی مطهری کرد و با اعلام جرم مواجه شد، با تهدید و تندی مقامات قضائی مواجه می شود؟ و این پرسش که حالا که علی جنتی در این سطح نیست، دقیقا در سطح چه کسانی یا چه جایگاهی است که برای این قوه تعیین تکلیف کند؟ قانون؟ مردم؟ زور؟
حماسه ی حسینیِ زهرا و پروین های سبز
زهرا و پروین، در امتداد رهروان آن حماسه جاویدند. شعارشان محدود است، آن قدر که راه را گم نکنند و خط قرمزشان شفاف باشد، اما بر سر این خطوط معامله نمی کنند و این استراتژی است که عاقبت این جنبش و بزرگان آن را با هر نتیجه ای، تاریخ ساز و پیروز خواهد کرد.
آقای رییس جمهور، جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است
آقای روحانی، جنابعالی را همچنان می خواهیم امین رای خود بدانیم. به تدبیر شما امید ببندیم که این جامعه واحد را با همه تکثر رنگین کمانی اش، جدای از هم نخواهیم و نبینیم. حتما به ما حق می دهید که این سوال در ذهنمان شکل بگیرد که آیا مواضعی که اخیرا از جانب شما و برخی مقامات دولت صادر می شود در دوران تبلیغات انتخاباتی جایی داشت یا نه. مسلما نه. اجازه ندهید احساس کنیم که بعد از انتخابات گازانبری با ما برخورد شده است. ما هنوز جزو امیدواران به شما هستیم و ظن بد به شما نداریم. اما باور کنید که جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است.
دلیل این همه شلوغ کاری تبلیغاتی چیست؟
تا ظالمان نگران پرداختن به مظالم آنها در یک فضای آرام و منطقی اند، تا آشوب زی ها توان تاثیرگذاری در حوزه عمومی دارند و تا زمانی که خبر از سوء مدیریت و اختلاس های تیم یکدست حاکم بر کشور در 8 سال گذشته به گوش مردم می رسد، بساط این گونه شلوغ کاری ها را باید انتظار داشت.
آقای کدخدایی، آیا به همین دلیل چشم بر تخلف و تقلب بستید؟
حالا که می فرمایید که چه گزارش هایی از نهادهای امنیتی به دستتان می رسیده متوجه می شویم که شاید آن 7 عضو شورای نگهبانی که در حمایت از احمدی نژاد در انتخابات موضع گرفتند چه بسا برای قدرت و ثروت نبوده و واقعا احساس تکلیف کرده اند که در آن مقطع زمانی تقلب به سود اسلام و نظام است!
رفع حصر و حبس ها با کدام راهبرد؛ سکوت یا کنش فعال؟
پی گیری جامعه محور رفع حصر و آزادی زندانیان به چند دلیل ضروری است. شناخت از هسته اصلی قدرت که در برابر فشار منعطف است. شناخت از دولت مستقر که رئیس آن گفت به حضور مردم برای رفع حصر و حبس ها نیاز است. نسبت دولت با مردم که نسبتی است از موضع نیاز. پایان ممنوعیت گفتمان رفع حصر و حبس ها در ادبیات رسمی. شان و شخصیت جنبش که متناسب با خواهش در خفا نیست و بالاخره مسئولیت اخلاقی جامعه برای کنش فعال.
نماز جمعه 15 آذر؛ دانشگاه 16 آذر
اقتدارگرایان اگر توانستند که پایگاه نماز جمعه را از محتوای آن خالی کنند و صدای طالقانی را به صدای جنتی و احمد خاتمی بدل کنند، به دلیل ماهیت کاملا تحت کنترل آن در دست قدرت است و اینکه امکان پرسشگری در آن وجود ندارد. اما دانشگاه ماهیتی متفاوت دارد و هرگز نه پادگان می شود و نه چنین نماز جمعه ای و موی دماغ قدرت می ماند.
سردار چه خوابی برای کشور دیده است؟
نهایت این دیدگاه تبدیل کشتی نظام به قایقی تندرو، کم سرنشین اما هماهنگ و یک شکل است که سرنشینان آن قرار نیست زندگی کنند بلکه هر لحظه باید آماده باشند تا خودشان را به کشتی دیگری بکوبند، با دنیا بجنگند و به خیال خود با تبعیت اینگونه از ولایت، به بهشت برین بروند.
ویرانگری 8 ساله می تواند تکرار شود، اگر …
در هر کشوری امکان سوء مدیریت هست، در هر کشوری فساد کم و بیش پیدا می شود، اما اینکه چنین فاجعه ای می تواند با حداکثر قدرت 8 سال دوام بیاورد و اکثریت مردم مخالف هم نتوانند خود را از زیر بار چنین فاجعه ای نجات دهند، نکته ای است که ناگزیر تحلیل ها را به سمت نقد عمیق تر حاکمیت می برد.
جنتی همان است که باید، ما آنی نیستیم که باید باشیم
بحث از اخلاق و قانون هم که بی فایده تر از بقیه رویکردهاست. واقعا چه گفتنی دارد که چنین حکم اعدام صادر کردن پشت تریبون نماز جمعه، نه قانونی است و نه اخلاقی؟ دروغ هایش را به رخ بکشیم؟ مثلا رفاهیات موسوی و کروبی در حصر!؟ حمله به عزادارن!؟ که چه بشود؟ که بگوییم جنتی دروغگو بی پروای اخلاق و بی تقواست؟ این حرف هم بدیهی گویی می شد.
بانیان ویرانی پایه های مدیریتی کشور عذرخواهی کنند
در این شرایط و چون در برابر جریانی قرار گرفته اید که برخلاف شما به منافع ملی تعهد بیشتری دارد و دنبال حل مسائل است و روی عذرخواهی تان اصرار نمی کند، این رفتارهای لجبازانه و انتظارات کودکانه برای عذرخواهی کسانی که حقانیت آنها در گذشت زمان بر همگان معلوم شد و نتیجه اش در انتخابات 24 خرداد هم توسط مردم تعیین شد، انتظاری زیاده خواهانه است.
شوراي عالي امنيت ملي براي رفع حصر نياز به دليل ندارد
تصمیمات اضطراری همواره تابعی از شرایط زمانی و مکانی هستند. اما پس از خروج از این شرایط، “خودبخود” این وضعیت به پایان می رسد. در واقع در یک شرایط زمانی دیگر، همه چیز عادی است مگر اینکه عکس آن به عنوان شرایط اضطراری به اثبات برسد.