آیتالله دستغیب؛ تشیع علوی علیه طاغوت در لباس دین
چکیده : در این مذهب «دروغها و تهمتها که بعضاً از صداوسیما پخش میشود هیچ قسم صورت شرعی ندارد.»؛ «به بهانه حفظ نظام (که در حقیقت ازنظر آنها حفظ هیئت حاکم است) حرامهای خداوند و گناهان کبیره حلال نمیشود.»؛ «ضرب و شتم افرادی که برای احقاق حق، راهپیمایی آرام دارند جایز نیست، مرتکبان به آنها مجرمند و تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند و هیئت حاکمه مسئول حفظ جان و مال و آبروی آنهاست.» ...
کلمه – علی بردبار:
دکتر علی شریعتی گفتاری دارد با عنوان “مذهب علیه مذهب” که از آن بهکرات استفادهشده است. در این بحث، دکتر شریعتی اولاً به نقد تصور جنگ مذاهب و مذهبیها با کفر به معنای رایج و غیرمذهبیها میپردازد و با این فرضیه که “بی مذهبی در جامعهها وجود نداشته است، بلکه مبارزه با مذهب آن جامعه و آن زمان بوده است”، دو جبهه اصلی دینی در برابر هم را اینگونه معرفی میکند: “دین توحید که بر آگاهی و بینایی، بر عشق و بر نیاز آدمی (یک نیاز فطری فلسفی) مبتنی است، در برابر دین شرک که زائیده جهل و ترس بوده.”
شریعتی در آن گفتار، اجمالاً از دینی برائت میجوید که مخدر است، به سکوت و بیعملی در برابر ظلم میانجامد، ریشه اقتصادی دارد و حمایت از طاغوت را موجب میشود.
شاید اگر تجربه زیسته دکتر شریعتی به عصر غلبه افراطگرایی مذهبی، بنیادگرایی دینی و رفتارهای انحصارگرایانه قدرت مذهبی و مدعی حاکمیت دینی میرسید، در بیان نشانههای آن دین طاغوتی، وجوه بیشتری را برجسته میکرد که آنها هم البته بهنوعی شبیه مواد اعتیادآور عمل میکنند. اما همانطور که مخدرهای سنتی بیشتر به چرت و بیعملی و بیعاری میانجامیدند، ویژگی مذهب طاغوتی جدید همچون روانگردانهای جدید است که خشونت و تندی و بیفکری متفاوتی را موجب میشوند. مذهب روانگردان، تندخو، افراطی، حامی و حتی عامل ظلم و بیش از هر دسته دیگری، مناسک گرا و قائل به ظواهر مذهب.
طبیعی است که همچون همیشه تاریخ، پیروان مذهب عدل و داد که حق را با عدالت میسنجند نه با افراد و نه با قدرت، در نوک پیکان مقابله با آن مذهب روانگردان باشند. یکی از این مبارزان مذهبی در عصر حاضر بیگمان آیتاللهالعظمی سید علیمحمد دستغیب است. مرجع شجاع و روشنضمیری که از ابتدای ظلمی که به نام مبارزه با فتنه، خدمت به قدرت حاکم را هدف خود قرارداد، در جانب سبزهایی ایستاد که بیتوجه به قدرت حاکم و نمایشهای مذهبیاش، حق و عدالت را محور شناخت خود قرارداد و هزینههای این جبههگیری خود را نیز پرداخت.
امثال آیتالله دستغیب، کسانی هستند که از منظر دین و با زبان قرآنی و روایات و قال الصادق و قال الباقر به نقد ظلم میپردازند.
این مرجع دینی در سال ۸۹ نامهای خطاب به اعضای مجلس خبرگان نوشت که خود نیز عضوی از آن بود. ایشان با شناخت دقیق دلایل و عوامل مشکلات پیشآمده برای نظام و کشور و با اعتقاد عمیق به ریشههای نظام و انقلاب از جمله باور به دین اجتماعی و حاضر درصحنه عمومی، رهبری امام خمینی و قانون اساسی، به نقد ریشه بسیاری از مشکلات از جمله “نظارت استصوابی”، قوه قضائیه غیرمستقل و غیر عادل، بتسازی از رهبری و بالاخره قلب معنا و وظایف مجلس خبرگان در نظارت بر رهبری پرداخت و نکاتی را خطاب به خبرگان و حاکمیت با این قید مرقوم کرد که “اینجانب و امثال حقیر نظری جز خیرخواهی و سعادت شما حاکمیت و غیر شما نداریم.”
نکته مهم در این پیام آیتالله دستغیب آن است که این نامه زبان گویای نه فقط خود ایشان که دیگرانی است “امثال حقیر” نامیده است. دیگرانی که بر مبنای اشارهای که در ادامه نامه آمده است – “خلاصه تخلّفاتی که از شرع و قانون صورت گرفته است و به نظر شریف عدّهای از مراجع بزرگوار رسیده” – مراجع بزرگوار دیگری غیر از ایشان را نیز در بر میگیرد.
بارها گفته و شنیدهشده که بسیاری از علما و مراجع نسبت به آنچه بهعنوان برخورد با فتنه موجب مظالمی چون حبس و حصرها شده، معترض بودهاند. برخی از این علما به تلویح و گاه تصریح، نارضایتی و اعتراض خود را به مسئولان ارشد کشور رساندهاند اما پاسخ مناسبی نگرفتهاند.
دراینبین علما و مراجعی چون مرحوم آیتالله منتظری، آیتالله صانعی، مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی، آیتالله بیات زنجانی و آیتالله دستغیب بهطور علنیتری مخالفت خود با این ظلمها را روشن کردهاند. آنها دغدغه دینی داشتند که برگرفته از آموزههای پیامبر رحمت (ص) و امامان معصوم (ع)، نسبت به بیعدالتی و ظلم بیتفاوت نیست. در این مذهب چنانچه در نامه آیتالله دستغیب آمده است: «دروغها و تهمتها که بعضاً از صداوسیما پخش میشود هیچ قسم صورت شرعی ندارد.» در این مذهب «به بهانه حفظ نظام (که در حقیقت ازنظر آنها حفظ هیئت حاکم است) حرامهای خداوند و گناهان کبیره حلال نمیشود.»؛ «ضرب و شتم افرادی که برای احقاق حق، راهپیمایی آرام دارند جایز نیست، مرتکبان به آنها مجرمند و تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند و هیئت حاکمه مسئول حفظ جان و مال و آبروی آنهاست.»؛ «حوزههای علمیّه باید مستقل باشند، مراجع بدون واهمه بتوانند احکام شرع و یا تخلّف از آنها را بگویند.»؛ «دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی در امور مذهبی حوزهها و مساجد و دانشگاهها و امرونهی آنها برای ائمه جماعات صورت شرعی ندارد.»، «هیئت حاکمه عهد کرده که به قانون اساسی پایبند باشد و قسم یادکرده است؛ نقض عهد جایز نیست و موجب سلب عدالت است.»، «خبرگان رهبری برابر قانون اساسی که اختیار انتخاب و تعیین بر عهده آنان قرار داده و حتّی برای آنان حق عزل دیده است، وقتیکه فردی را برای رهبری تعیین میکنند مکلّف هستند که ناظر بر اعمال وی باشند و هر نوع خلاف شرعی از زیرمجموعه انجام گیرد لازم است تذکّر دهند و با رعایت مراتب امربهمعروف و نهی از منکر به وظایف قانونی خود عمل کنند، در غیر این صورت در نزد خداوند مسئول خواهند بود.»
این هم مذهب است. مذهبی که به مخالفت علیه مذهبی دیگر برخاسته که توجیهگر ظلم است. این هم مذهبی است که تابع نیست بلکه اعتراض دارد، مراجع مستقلی این اعتراض را به مسئولان و متولیان امر رساندهاند و برخی از آنها در علنی زبان به شکوه گشودهاند. و تنها این مذهب است که میتواند با فطرت انسانها سازگار باشد و از دین خدا حراست نماید. جبهه دیگر حراست از قدرت حاکمان میکند هرقدر که در شعارها و مناسک خود را طور دیگری نشان دهد.













