ظلم به خانواده میرحسین و وظیفه اخلاقی و سیاسی ما
چکیده :اینها در ظلم همواره می توانند غافلگیر کنند. می توانند در کوچه به زنی تنها، با 7 – 8 مرد مزدور هجوم ببرند، دستش را بکشند و به خانه ببرند، تهدید به پرت کردنش از پنجره و قتلش بکنند، دست بالا ببرند که بر صورت او سیلی بزنند، به او و پدر و مادر در حبس و حصرش شنیع ترین توهین ها را بکنند و هر آنچه شایسته خود و اربابان بی اخلاقشان است را به این دختر بی دفاع بگویند. این دختر، دختر پدر و مادری در حصر است. پدری که 8 سال نخست وزیر کشور در شرایط سخت جنگ بود، نشسته می خوابید تا خوابش سنگین نشود و بتواند زود از خواب برخیزد تا کاری زمین...
کلمه – علی بردبار:
بازداشت دختران میرحسین موسوی و حاشیه های آن، مهم تر از ابعاد سیاسی مساله، ابعادی انسانی و وجدانی دارد که اگر به این موضوعات به درستی توجه نشود کنش سیاسی و حتی مبارزات جنبشی راه به جایی نخواهند برد.
کاش می شد مصاحبه دیروز کلمه با زهرا و نرگس موسوی را پرینت گرفت و نزد تک تک کسانی که در ایران داعیه کار سیاسی و مواعظ اخلاقی دارند برد و از آنها نظر خواست. گرایش سیاسی افراد در این بین اهمیتی ندارد، مهم این است که بدانیم پدر و مادر این دو دختر مدت هاست در شرایط حبس و حصرند. شرایطی که هنوز ابعاد آن به جامعه اطلاع رسانی کافی نشده و انشالله به زودی بخش هایی از آن در کلمه منتشر خواهد شد. انواع و اقسام فشارها به خانواده ای که پیش از این تمایل چندانی به سیاست نداشته اند وارد شده است. سیدعلی موسوی، عضوی از خانواده آنها را در خیابان کشته اند، اسباب مشکلات خانوادگی برای آنها فراهم کرده اند، شغلشان را از آنها گرفته اند، رفت و آمدهای آنها را کنترل می کنند، تصادف های ساختگی بر سر راهشان ایجاد می کنند، اجازه ملاقات با پدر و مادرشان را گاه تا چندین ماه نمی دهند، هر زمان که مامورانشان بخواهند با آنها تندی کرده و امر و نهی می کنند، ظاهرا آزادند اما در بدتر از شرایط حبس و تحت فشارهای روانی مختلف به سر می برند. در چنین شرایطی از فشارهای ما سبزها هم در امان نبوده اند. بارها مورد اعتراض فعالان جنبش سبز قرار گرفتند که شما سیاسی نیستید و باید اطلاع رسانی بیشتری کنید.
همه اینها تاکنون تحمل شده است. اما پس از اینکه دیدند هیچ گشایشی در وضعیت پدر و مادرشان صورت نگرفته و با توجه به نظر صریح میرحسین موسوی برای انتقال اخبار و پیام های او به مردم، مقداری اطلاع رسانی محدود صورت گرفت و همان طور که انتظار می رفت باعث واکنش حاکمیت شد. تصور می شد که به آنها اعتراض کنند که اطلاع رسانی نکنید تا ما خودمان شرایط را بهتر کنیم، تصور می شد حتی به دروغ که لقلقه زبانشان است، اطلاع رسانی های دختران را تکذیب کنند، اما دست به کار دیگری زدند. آنها را بازداشت کردند که چرا بلایی که به سر شما و پدر و مادرتان می آوریم را اطلاع رسانی می کنید! این ها را اگر نسل های بعدی فقط در کتاب ها بخوانند شاید باورشان نشود. حتی برخی کسانی که از نزدیک با نیروهای امنیتی حکومت برخورد نداشته اند شاید تصور کنند که اغراقی در کار است. آنها صراحتا می گویند ما هر کاری از دستمان بر بیاید برای آزارتان انجام می دهیم، قانون خودمان را هم به هیچ نمی گیریم، رسانه های داخلی را از انعکاس بلایی که بر سر منتقدانمان می آوریم بر حذر داشته ایم و حتی به سایت ها و روزنامه های خودشان هم می سپارند که دروغ پشت دروغ علیه زندانیان و خانواده هایشان گرفته تا رهبران در حصر جنبش و خانواده هایشان منتشر کنند، اما شما حق ندارید با دیگران هم در میان بگذارید. زورگویی نانجیبانه از این بیشتر قابل تصور است؟
بله، قابل تصور است. اینها در ظلم همواره می توانند غافلگیر کنند. می توانند در کوچه به زنی تنها، با 7 – 8 مرد مزدور هجوم ببرند، دستش را بکشند و به خانه ببرند، تهدید به پرت کردنش از پنجره و قتلش بکنند، دست بالا ببرند که بر صورت او سیلی بزنند، به او و خانواده و پدر و مادر در حبس و حصرش شنیع ترین توهین ها را بکنند و هر آنچه شایسته خود و اربابان بی اخلاقشان است را به این دختران بی دفاع بگویند. این دختر، دختر پدر و مادری در حصر است. پدری که 8 سال نخست وزیر کشور در شرایط سخت جنگ بود، نشسته می خوابید تا خوابش سنگین نشود و بتواند زود از خواب برخیزد تا کاری زمین نماند، پس از مسئولیتش هم از همه مزایایی که می توانست داشته باشد گذشت و زندگی عادی در پیش گرفت. مدت ها در سکوت بود و تا احساس خطر نکرد، همین خطری که امروز همگان به آن شهادت می دهند و در حل آن در مانده اند، به میدان سیاست نیامد. مادرش از بزرگان انقلاب بود و هست. زنی قرآن پژوه که هیچ غیر مغرضی در حق بزرگ او به فرهنگ و عرصه علم و دین کشور به خود شک راه نمی دهد. با دختر بی پناه آنها چنین کرده اند. ظلم نانجیبانه از این بیشتر قابل تصور است؟
باز هم بله. سابقه نشان داده که از آنکه ترمز بریده هر کاری برمی آید. این بار دست بالا برده که بزند، دفعه بعد می زند. چرا نزند؟ مهارش چیست؟ اخلاق؟ دین؟ اصالت؟ بزرگ تر و روسای اخلاقی تر از خودش؟ چه چیزی مهار تداوم این ظلم است؟ جز نیرویی که در برابر آن بایستد؟ آن نیرو کجاست؟ از کجا نشات می گیرد؟ صریح تر بگویم، جامعه کجاست؟ نخبگان کجایند؟ مراجع و علمای دین نگران چه هستند؟ قرار است مرز ظلم تا کجا ادامه یابد؟ آن غیرت و حساسیتی که روزی در این جامعه موج می زد کجاست تا به داد زن مظلومی که در میان 7 – 8 مرد نانجیب تهدید به کتک خوردن و پرت شدن از پنجره می شود، تکانی بخورد؟ اختلافات داخلی خودشان بالاست که بالاست، انتخابات است که باشد، چه اهمیتی دارد که حساب دو دو تای سیاست در این شرایط چه می گوید، اصلا حرف کسانی که می گویند آنها این کارها را می کنند تا ما عصبانی شویم. یعنی چه؟ یعنی چون ممکن است کسی ظلمی کند تا ما عصبانی شویم، پس باید رگ هایمان خشک شود؟ ظلم که حد یقف ندارد، مرز ما برای پذیرش ظلم کجاست؟
چه کسی است که این ماجراها را بخواند و ناخودآگاه به یاد کربلای حسین نیفتد؟ قصد شبیه سازی نیست. لا یوم کیومک یا اباعبدالله. عاشورا واقعه تکرار ناشدنی تاریخ است، اما شباهت هایی که بر ذهن می نشیند که بی دلیل نیست. قصد حق و باطل سازی مطلق در عرصه سیاست نیست، اما اینها دیگر از حوزه سیاست و حتی مسایل امنیتی با متوهمانه ترین تحلیل ها گذشته است. عاشورا را کسی به نقد سیاسی نمی نشیند و اگر این کار را کرد، دخالتی به داوری اخلاقی اش درباره آنچه بر حسین (ع) و فرزندانش گذشت نمی دهد. آنچه در عاشورا گذشت، ورای همه این بحث ها بود. آن دست نانجیبی که ولایتش به بالا برده تا بر صورت زنی بی پناه بنشیند، مگر در کربلا با نام خدا و تحت ولایت حاکم جنایت نمی کرد؟ این، همان نیست ولی در همان خط که هست. اگر نبود که این همه در جامعه شبیه سازی نمی شد.
آنچه دیروز انجام شد، برای سرپوش گذاشتن بر اختلافات داخلی باندهای قدرت بود، برای ارعاب بود، برای مدیریت انتخابات و هراس از نزدیکی سالگرد 25 بهمن بود. همه این اهداف سیاسی را داشت، اما ربطی به مسئولیت همگان در برابر این اتفاق تلخ درباره فرزندان کسانی که پای عهدشان ایستاده اند، ندارد. ظلم آشکار شایسته فریاد و مقابله است. در آخر هم برای آنها که هر حرکتی را بر مبنای محاسبه انجام می دهند، این قاعده را یادآور می شویم که این رفتارها دومینویی است که اگر در برابر آن نایستید، نوبتش به همگان خواهد رسید. حتی همان ها که دستی بر دستور این جنایات دارند.
اگر “بگم بگم” ها مرز داشتند، این جنایات هم مرزپذیرند.














هیچ راهی جز اعتصاب غذای کامل میرحسین و همسرش وجود ندارد تنها حربه دست ایشان این است. مجبور به کوتاه آمدن می شوند.
شما نمیخاد پیشنهاد بدی
تا کی باید میرحسین و رهنورد به جای همه مردم سختی بکشن؟
من راضی نیسم میرحسین به خاطر این مردم ی دقیقه هم اعتصاب کنه
سلامتی میر عزیز از همه چیز مهم تره
سکوت و وقار سیاسی حدی دارد.گر چه انها بحران را میخواهند.ولی چاره ای نیست.ولی بشرط انکه مثل خودشان میشویم.در هر گوچه برزن و خیابان 10 الی 15 نفر یقه یکنفر را بقصد گشت باید زد .انموقع است که همه انها بخانه همیشگی خود خوهند رفت.چون اینها عرب و ضد ایرانی هستند
آقای علی بردبار ، پس از عرض سلام ، با دلی خونین و قلبی جریحه دار شده و غروری شکسته از ناتوانی !! عرض می کنم برادر من ، مردم تا سازماندهی نداشته باشند فاقد قدرتند و تا قدرت نداشته باشیم جز دیدن و خون دل خوردن ، چه خاکی بر سر خود بریزیم!! بیاییم از طریق سایت کلمه یاران میرحسین را سازماندهی کنیم تا ببینیم مثل سیل بر سر اینها آوار میشویم یا نه !!؟؟ هر کدام از ما در محله های خود این مزدوران را میشناسیم و انگشت شمار هستند و اگر در حصارهای امن اینگونه با نوامیس ملت رفتار می کنند ما میتوانیم در محل زندگی آنها با آنها همین رفتار اسلامی !!! را داشته باشیم تا هر رفتاری که با ما می کنند بازخورد آنرا بر سر مزدورانشان در جامعه ببینند!! تا ببینند اینگونه رفتار اسلامی!! چه مزه ای دارد!! و با آنها از زبان همان اسلامی سخن بگوئیم که می فهمند!! شما را به خون پاک شهدای جنبش سبز سوگند می دهم مردم را سازماندهی کنید شما را به خاک پاک ایران یکپارچه سوگند می دهم مردم را سازماندهی کنید شما را به دستان پینه بسته و عرق شرم بر پیشانی و سفره خالی از نان کارگران سوگند می دهم مردم را سازماندهی کنید شما را به خیل عظیم جوانان بیکار و ناامید از آینده ، به آمار بالای طلاق و پاشیده شدن کانون گرم خانواده ها و به خیل عظیم زنان ناچار از تن فروشی و به آمار بالای جوانان معتاد و بدبخت شده و دل خونین پدران و مادران بی گناه آنها سوگند می دهم مردم را سازماندهی کنید با صدای بلند فریاد می زنم آگر میخواهیم بر این دیو استبداد مذهبی غلبه کنیم و آینده روشنی برای این آب و خاک داشته باشیم مردم را سازماندهی کنید مردم را سازماندهی کنید مردم را سازماندهی کنید مردم را سازماندهی کنید مردم را ……………………………..
با سلام
پیشنهادی ساده، شدنی و بدون هزینه دارم. پیشنهادی که اگر برای مدتی مثلا دو یا سه ماه بطور مستمر و با پشتکار و بدون ناامیدی ادامه یابد می تواند نتایجی ملموس داشته باشد و این سستی و رخوت را از تن های کرخت ما مردم بیرون کند و بدون آنکه کشور را دچار آشفتگی نماید، حاکمیت را به تغییر رفتار وادار سازد.
داستان بسیار ساده است، فقط و فقط باید در یک ساعت معین از روز مثلا 6 تا 8 بعد از ظهر از خانه بیرون رفت. در ابتدا و تا مدتی که این حضور چشمگیر نشده است حتی لازم نیست مردم به خیابان های خاصی بروند. همینکه در این بازه زمانی در خیابان باشند خود نشانه اعتراض به وضع موجود است. بیشتر اثر بخشی این پیشنهاد در درجه اول اطلاع رسانی و همگانی کردن آن است. بطوری که همه بدانند صرف حضور در خیابان از سوی آنها نشانه همراهی با جنبش اعتراضی می باشد حتی اگر برای خرید منزل بیرون آمده باشند. برای گسترش این فکر مردم باید مسئولانه طوری برنامه ریزی کنند که در این فاصله زمانی در خیابان باشند. مثلا خریدهایشان را به جای صبح در این ساعات انجام دهند. مهم نیست برای چکاری بیرون می آیند، فقط به خیابان بیایند. حتی لازم نیست پیاده باشند با اتومبیل هم می توانند حضور یابند. اهمیت کار در دیدن یکدیگر و دیده شدن توسط حاکمیت است. اولی ما را شادمان، امیدوار و راسخ تر می کند و دومی حاکمیت را دچار یاس و نومیدی و عقب نشینی خواهد کرد. بدیهی است مانند تمام کارهای بزرگ همیشه یک عده با احساس مسئولیت بیشتر بایستی پیشگام باشند. خسته نشوند. با عدم همراهی اولیه مردم ناامید و واداده ناامید نشوند. حضور هر ایرانی در این بازه زمانی را یک همراه ببینند و با لبخند اعلام کنند ما با هم هستیم. همانطور که گفته شد اطلاع رسانی گسترده و همه گیر از سوی یک مرجع مثلا همین سایت کلمه کاملا الزامی است. نباید از بی تاثیری و یا از عدم همراهی مردم ترسید. مگر از گذشته تا کنون راهی دیگر برای ایجاد تغییر و تحول اجتماعی به غیر از حضور جمعی در کف خیابان ها وجود داشته است؟
فردا 25 روزیست که آفتاب را به زنجیر کشیدند .ولنتاین ایرانی!
بیست و پنجم بهمن ماه
روزی که یک مرد
دست همسری در آغوش
شرافت را بوسه زد
و با نامزدی
که آزادی نام داشت
به خلوتِ خانه رفت
وضعیت ایران در سی و چهارمین سال گرد انقلاب اسلامی
حکومت حسابی گیج شده است شیرازه کار از دست خامنه ای خارج شده است برای همین هم هروز شاهد رفتار نامتعارف حکومت هستیم . از دستگیری خبرنگاران تا فرزندان موسوی و کروبی گرفته تا اذیت و آزار زندانیان سیاسی و خانواده هایشان . حکومت دچاره یک وضعیت استحاله شده است. از درون دارد متلاشی میشود . رانتخواری بد اخلاقی سیاسی و افشاگری به بالاترین نقطه از اوج خود در 34 سال گذشته رسیده است . بر همه ملت آشکار شده است که گروه احمدی نژاد برای رهبری تره هم خورد نمی کنند، تک تک افراد خانواده لاریجانی برای چپاول بیشتر تلاش میکنند. آخرین شان هم فاضل لاری جانی بود . دارو دسته احمدی نژاد و نظامیان از 8 سال قبل این چپاول گری را شروع کرده بودند . کم کاری و رشوه گیری در تمام ادارات یک روش عادی شده است . هیچ کس به فکر منافع ملی چه در داخل و چه در خارج نیست . نیروهای امنیتی مثل زمان استالین هر کس که دلشان خواهست میگیرند و شکنجه و زندانی میکنند . قوه قضائیه توان برخورد با نظامیان و امنیتی ها و مفسدان افتصادی که بوسیله این دو ارگان حمایت میشوند را ندارد . حکم های دادگاه انقلاب مخصوصا احکام قاضی صلواتی توسط سپاه و وزارت اطلاعات صادر میشود .جایگاه قوه قضائیه و سپاه و وزارت اطلاعات عوض شده است امروز سپاه و وزارت اطلاعات هستند که به قوه قضائیه دیکته میکنند . دلسوزان انقلاب و کشور یا در اوین هستند و یا مثل کروبی و موسوی در انفرادی نگهداری میشوند. یال و کوپال رفسنجانی را از بیخ و بن بریده اند دوتن از فرزندانش در چنگال سپاه و وزارت اطلاعات گرفتارند یکی در زندان و دیگری در حال برگشت به زندان . عرصه بر روحانیون باغیرت و با ایمان و وطن دوست مثل صانعی و دستغیب و غیره تنگ کرده اند . فقر و فهشا بیداد میکند. فاصله طبقاتی آنچنان زیاد شده است که یکی مثل بابک زنجانی با پول راتخواری جت شخصی سوار میشود و یک شهروند دیگر از روی فقر کلیه اش را در معرض فروش گذاشته است. سرمایه ملی یا به سوی لبنان و فلسطین ارسال میشود و یا هزینه ویلهای آنچنانی بابک زنجانی و جت شخصی ایشان شده و یا توسط سرداران سپاه در کازینو های ماکاو و مناکو سرمایه گذاری میشود . در صحنه بین المللی سیاست خارجی غلت کشور ما را دچار فلج مطلق کرده است. نفت این سرمایه ملی را میفروشیم ولی پولش در بانکهای چین و هند و دیگر کشورها بلوکه میشود و ناجوانمردانه از ما میخواهند که کالا های بنجل آنها را خریداری کنیم. آنهم با پولی که باید برای پیشبرد و توسعه کشور سرمایه گذاری شود. کشورهای کوچک خلیج فارس با استخراج بی رویه از حوزه های مشترک نفت و گاز ما ضمن به تاراج بردن سرمایه ملی ما هر روز به ذخایر ارزی خود می افزایند و با این پول اعتبار کشور و ملت خود را در سطح جهان بالا میبرند. برای نمونه کشورکوچکی مثل قطر با پولهای کلانی که از استخراج میدان گازی مشترک به دست آورده است چنان رشوه های کلانی میدهد که موفق به دریافت میزبانی جام جهانی میشود . ملیت و گذرنامه ایرانی آنچنان بی اعتبار شده است که در همان چند کشوری هم که احتیاج به روادید نداریم در بدو ورود با بی احترامی بسیار بدی مواجه میشویم. در هر بار و دیسکوی دبی که میروی شاهد تعداد زیادی از دختران جوان ایران هستی که بعنوان برده جنسی از آنها استفاده میشود . فرزندان ما در مدرسه بخاطر نبودن امکانات گرم کننده مجبورند از چراغ نفتی استفاده کنند که باعث آتش سوزی مدرسه شود و تعدای از عزیزترین فرزاندان این مرز و بوم در آتش بسوزند. ولی مدارسی که در جنوب لبنان به همت دولت ایران ساخته شده است از بهترین و مجهز ترین امکانات رفاعی برخوردارند . و هزاران بدبختی و مشکل دیگر . حال حکومت با این همه مشکل و بدبختی که هم برای خود و هم برای ملت ایران ایجاد کرده که نتیجه اش هم ممکن به بهاری که احمدی نژاد در 22 بهمن به آن اشاره کرد ختم شود . با این حال هنوز هم رهبر کینه ای و اطرافیان چاپلوس ایشان نمی خواهند به این حقیقت پی ببرند که حکومت از درون در حال فروپاشی است. و جالب اینجاست که شخصی مثل احمدی نژاد هم این روز را پیش بینی کرده است. ولی مقام ولایت هنوز از پشتی بانی صد در صد ملت حرف میزنند . البته منظورشان از کدام ملت است کسی خبر ندارد . چون ملت ایران 95% شان این جکومت را باعث بدبختی خود میدانند . حال اگر تمام مطالب فوق را جمع بندی کنیم نتیجه میگیریم که حکومت با فشار تحریمها خارجی و فشار و سرکوب مردم خود در داخل دچاره یک لرزش شدید از درون خود شده است اگر حکومت بخواهد در این چند ماه باقی ماده به انتخابات با دستگیری و سرکوب و رندانی کردن خبرنگاران و شخصیتهای سیاسی و تهدید و فشار بر خانوادهای آنها راه را برای مهندسی کردن انتخابات و به کرسی نشاند شخصی غر از منتخب مردم هموار کند .و در صحنه بین المللی هم مانند گذشته در مزاکره با 1+5 برای ادامه غنی سازی پافشاری کند که در نتیجه حلقه تحریمها هم تنگ تر خواهد شد بنا بر این بعد از انتخابات ایران شاهد اولی جرقه از بهاری که احمدی نژاد پیشاپیش به آن سلام فرستاد خواهد بود البته نه از خیابنهای تهران بلکه از دل شهرستانهای محروم برخواهد خواست . و آن وقت سپاه و بسیج با تمام توان برای قتل عام مردم وارد صحنه خواهند شد و این بهانه ای خواهد شد برای شورای امنیت که وارد عمل شود و قطعنامه ای که که به احتمال زیاد با موافقت تمام 15 عضو آن مخصوصا چین و روسیه روبرو خواهد شد صادر کند برای مداخل نظامی جهت جلوگیری از نسل کشی توسط سپاه و بسیج
در آن روز ایران ما به عراق و افغانستان دیگری تبدیل خواهد شد . آری این یک شوخی نیست و این پیش بینی یک حقیقت است . البته همه این پیش بینیها میتواتند با یک تصمیم عاقلانه خامنه ای که دور از کینه و چاپلوسی اطرافیانش اتخاذ گردد نقش بر آب شود امیدوارم به زودی شاهد تصمیم عاقلانه ایشان باشیم .چون هیچ ایرانی نمی خواهد که کشورش جولانگاه نظامیان بیگانه باشد حتی اگر برای دفاع از ملت هم ایران آمده باشند …
حاج قاسم؛
ابتدا از تجزیه و تحلیل منطقی شما سپاسگزاری میکنم. سپس از شما خواهش میکنم که بهتر بود تا آخر نوشتارتان همان شیوۀ منطقی را ادامه میدادید! چرا که شما ابتدا شیرازه کار را از دست خامنه ای و حاکمیت خارج شده تلقی کرده اید (که صد البته این سیستم مملکتداری و سپردن کار سیاست دست مشتی روحانی بی خرد، بی خبر از دنیا و مکنونات جوامع پیچیدۀ امروزی و از همه مهمتر مسئولیت ناپذیر که در هیچ کثافتکاری خود را پاسخگو و مسئول نمیدانند، نتیجه ای جز این پدید نمی آمد). حال آنکه در آخر نوشتارتان دل به عقل گرائی مسبب اصلی نگونبختی کشور یعنی شخص علی خامنه ای خوش کرده اید و امیدوار به تصمیم سازی بجا از شخصیتی نابجا و گاهاٌ نامتعادل شده اید! که امید است بیش از این خودتان را در خوش خیالی و خوش باوری بیهوده سرگردان نکرده و وقت گرانبهایتان را بیش از این تلف نکنید!
اردتمند شما، هموطنی آواره در غربت…
مطمئنا این بی شرمی بزرگی ست در تداوم ماهیت بغایت ضد انسانی حاکمان . اما به این موضوع دقت نشده که این اقدام تنها برای خارج شدن بحران داخلی رژیم از تیتر یک رسانه هاست .
سخنی با خواهرانم (نرگس زهرا و کوکب) موسوی
سلام ای عزیزان مرحوم میراسماعیل مرد محبوب همه خامنه ایهای مردی که در دامانش میر حسین پروریده شد
از چه بگویم که چه بر شما گذشته است و ما چه بد مردمانی هستیم که فقط نظاره گر این ظلم هستیم نرگس عزیز خواهرم به عنوان یک همشهری خامنه ای به ظلمی که به تو میرود نمینگرم چرا که وصف خوبیهای پدران و اجداد پدریت زانزد همه ما خامنه ایهاست بارها روضه کتک خوردن جده ات را در مقابل امام حسن خوانده وشنیده بودم اما ندیده بودم در این زمان ودر این ایام نزدیک به فاطمیه این ظلم توسط مدعیان خونخواهی مظلومه دو عالم به اولاد آن بی بی تکرار شود تو تنها نیستی خواهرم دل یک ملت از این ظلم خون است بمان بر سر عهدی که پدرت با جد عالیقدرش علی ع بست و سر در برابر ظلم خم نکرد
وسیعلم الذین ای منقلب ینقلبون
مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمیگذارند . زندگی اش از او دفاع و زمان تبرئه اش می کندهرچند سنگ ها را بسته و سگ ها را رهاکرده باشند.(دکتر شریعتی)
سلام برمیرحسین عزیز سلام بربانوی سبز
سلام بر خواهرانم
تبت یدا ابی لهب بریده باد دست انهایکه دستشان بسوی شماهادراز شده بریده بادزبان انهایکه به شماو پدرومادر
بزرگوارتان فهاشی کردند غمگین مباشیدکه این نشانه رذالت فرعونیان و نشانه اضمحلال انان است
تنها بعد سیاسی اینکار همون بمب خبری بود که خواهرم زهرا موسوی گفتن و بعد انسانی آنهم اینکه 1)نشان داد بالاسَری ها چقدر بی قاعده و قانون هستند؛ و 2)آن مامورین مراجعه کننده چقدر پَست و بی حیا و بی شرف و چقدر احمق که با همچین خانواده محترم و مظلومی این چنین رفتار میکنند و کلا اینکه هنوز نمیفهمند چیکار دارن میکنند ؛ و 3)ما مردم چقدر بیمار به بی تفاوتی و بی غیرتی هستیم و اگر حکومت هم تغییر کند و همه جا گلستان شود تا زمانی که ما همین مردم باشیم ، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و جهنم واقعی خودِ ما مردمیم! ؛
و 4)در آخر اینکه مراجع ما چقدر …
واقعا در این یک مورد چیزی به ذهنم نمیرسه مرا عفو کنید
خدا شاهد است تحمل خواندن این نامردیها را ندارم احساس بی غیرتی و بی ناموسی را در وجودم به معنای واقعی احساس می کنم ولی چه باید کرد ؟ پدر ومادر بالای سر بچه ها نیست به کی پناه ببرند در سال 1361 در روی یکی از دیوارهای شهر با هزینه خودم نوشتم ” حزب الله وجدان بیدار ملتها ” الان خیلی شرمنده موسوی و همسرش و فرزندانش هستم و کاری از دستم بر نماید . سید علی یک فرد کینه ای و عقده ای و فراموش نمی شود در دورهای که با هم همکار بودند به شدت بدنبال انتقام از مهندس بود ! خدایا به مهندس و همسرش طاقت تحمل ظلمی که به بچه هایش می شود عطا بفرما
آقای خامنه ای اگر میدانی که در این مملکت چه ظلم هایی که نمیشود پس تو ظالمترین مردم هستی و اگر نمیدانی به قول احمدی نژاد بهتر است که عبایت را به سرت بکشی و بروی.مطمئن باش با همه قدرت اسلخه که داری در مقابل مردم ذره ای نیستی.تو و این میلیجک کاری کردی که ریشه ایمان مردم را خشکاندی. وای ازروزی که سیل جمعیت حرکت کند این مردم یکی از شما را زنده نخواهند گذاشت.میر حسین اگر فتنه یا مفتون بود همان روزی که بیشتر از سه میلیون جمعیت در تهران راه پیمایی کردند طومار همه شما را در همان یکروزبه هم می پیچید.فتنه ملیجک شما است.آنهایی که آتش زدند و اغتشاش کردند عوامل ملیجک شما بودند.آن هایی که تقلب در آرا مردم کردند عوامل ملیجک شما بودند.هنوز هم میکنند. آن هایی که مردم را کشتند عوامل ملیجک شما بودند.او که تو را هم نابود کرده همین ملیجک شما است.او که حرمت روحانیت را در ایران نابود کرد ملیجک شماست. او که ایمان مردم را نابود کرد ملیجک شماست.او که اقتصاد کشور را از بین برد ملیجک شماست.او که دروغ را در این مملکت رواج داد ملیجک شماست.فتنه ملیجک شماست نه میر حسین.
و بالاتر از همه این ها …آنچه شما را نابود کرد همانی هست که شاه را نابود کرد. خود پرستی .
فکر نکن که در قلوب مردم هستی. کسی جز کینه و حس انتقام احساسی به شما ندارد .بگذریم از انگشت شمار کاسه لیسان اطراف شما.که آن ها هم در دل چیزی جز غارت ندارند.به میان مردم بروید خواهید دانست که واقعیت ایران چیست.
و آنچه میر حسین را در قلوب مردم زنده نگاه داشته سلامت فکر و عمل حقگویی تقوی و مبارزه با ظلم است.چه زنده باشد و چه شهید شود یادش در تاریخ ایران و در قلوب ملت ها به نیکی زنده و جاویدان خواهد ماند.
1) من به نوبه ی خود راضی نیستم ، خواهران با شرافتم ، کوکب ، نرگس و زهرا ، چنانچه اطلاع رسانی کنند ، آسیبی به ایشان وارد آید! اخبار و احوال میر عزیز و همسر گرامش ، از مجاری دیگر قابل پیگیری است ! شأن و منزلت این خانوده نجیب و شریف ، به هر طریقی ممکن ، باید حفظ و پاس داشته شود! 2) سبزها بی تفاوت نیستند اما در یک شرایط ایستا و انتظار به سر میبرند و مترصد یک فرصتند! فرصتی که اگر خدا مدد کند ، با چنگ و دندان آنرا حفظ خواهیم کرد و از آن بهاری دیگر خواهیم ساخت! بهاری که هیچ وقت ، خزان به سویش نیاید! ما سبزها اکنون ، از تنها حضور در فضای مجازی خسته شده ایم! ما باید بتوانیم در یک فضای عینی و شهودی در کنار هم باشیم و از ایده ها و خلاقیتهای همدیگر بهره مند گردیم! ما باید در کنار یکدیگر تصمیمات بزرگی اتخاذ کنیم! تصمیم برای توسعه ی جامعه ی مدنی و شهروندی ! ، رشد فرهنگ مدارا ، ایثار و همزیستی ! ، رشد و حفظِ بدیهیات اخلاقی ، انسانی ، آزادگی و رادمردی! و توسعه ی اقتصادی و رفع هرگونه فقر!! 3) یکایک ما سبزها در قبال سرنوشتِ میر حسین موسوی ، بانو رهنورد ، کروبی و همه ی زندانیان بی گناه سیاسی، مسئولیم! و باید به سهم خود تلاش کنیم! 4) شورای هماهنگی سبز امید و همه ی تشکلهای سبز به دقت بیندیشند که چگونه میتوان دوباره به خیابان آمد؟! به گمان من عمده ی سرنوشت ما به خیابان و رها نکردن آن گره خورده است! ما باید دوباره به خیابان برگردیم اما با ارده ا ی پولادین!! اگر همت کنیم، زودتر به نتیجه خواهیم رسید! یا علی مدد
خواهر گرامی
صبور باشید هرجند این تعداد اندک -باحمایت رهبر نادان .لجوج وظالمشان می خواهند شمارا تحقیر کنند ولی همین کارهای احمقانه آنها موجب احترام ومحبت بیش از پیش ملت ایران به شما ووالدین شجاع وصادقتان می شود.هر چند پدرشما نخست وزیر موفق زمان جنگ بود ولی پایداری وظلم ستیزی ایشان است که نام ایشان را جاودانه خوهدساخت.
واي بر ما که يک عمر حسين حسين گويان بر سينه خود کوبيديم و حالا که بايد به دفاع از راه حسين بشتابيم در خانهايمان نشسته ايم.
مطمئنا اگر ما نيز در زمان حسين بوديم کربلايي به مراتب بدتر از کربلاي کوفيان درست ميکرديم.
سلام خدا بر جناب میرحسین عزیز و همسر مکرمه ایشان
سلام بر روحانی با شرف جناب آقای کروبی
درود بر شما فرزندان مقاوم
بنده یک طلبه با بیش از طلبگی در قم هستم. نمیدانم چقدر شرمندگی مرا و بسیاری از هم لباسان مرا از این همه پلیدی و ناجوانمردی به نام دین و مذهب از یک سو و سکوت بخش عمده روحانیت از سوی دیگر را باور میکنید؟ اگر آنچه در قم در 22 بهمن اتفاق افتاد ناروا و زشت بود و سزاوار محکومیت که اینک شاهد آن هستیم، به نظر حقیر آنچه این خداناشناسان دیروز نسبت به دو بانوی بی دفاعی که کردند در جامعهای که دم از غیرت دینی و مردانگی میزند و برای عالمانی که خبر دارند و قدرت حرف زدن دارند و سکوت میکنند به مراتب زشت تر است. انا لله و انا الیه راجعون. به راستی چه پاسخی برای مردمی داریم که سالها از رفتار جائرانه رژیم گذشته و ستمهای ساواک برای آنان گفتیم و نوشتیم و اینک به نام دین و نظام اسلامی بسی و بسی بدتر از دژخیمان شاه عمل میشود؟
واي بر ما که يک عمر حسين حسين گويان بر سينه خود کوبيديم و حالا که بايد به دفاع از راه حسين بشتابيم در خانهايمان نشسته ايم.
مطمئنا اگر ما نيز در زمان حسين بوديم کربلايي به مراتب بدتر از کربلاي کوفيان درست ميکرديم.
آقای خامنه ای، این نشانه نهایت ترس و وحشت شما از رقیبی است که فعلا دستش از هرگونه فعالیتی کوتاه است اما همه میدانند که قلب های ملتی با اوست، اشتباه نشود، نه به سبب اعتقادات سیاسی مشترک، بلکه به جهت ظلمی که براو رفته است. شما قرنها مردم را به حسین ومظلومیتش گریاندید و اظهار تاسف کردید که کاش امروز عاشورا بود و ما درکربلا تا در رکاب حسین جانفشانی ها میکردیم تا ریشه ظلم را برکنیم و از بروز این جنایت جلوگیری کنیم، یا در رکاب حسین کشته شویم. حال که فرصت دستتان آمده و درمسند قدرت نشسته و چهارپای قدرت را میتازید، درست همان کارهایی را که یزید و دستیاران فرومایه تر از خودش کرد، تکرار می کنید. آنهم درقرن بیست و یکم و دردنیای ماهواره ای و اینترنتی و.. که هیچ خبری از خوب وبد، به ویژه دنائت رفتار افراد درهیچ جای دنیا ازنظر مردمان دنیا پنهان نمی ماند. آقای خامنه شما واقعا زده اید به سیم آخر و گمانم شعارتان شده “یاعلی غرقش بکن من هم به روش و هراتفاقی افتاد، افتاد” برادر اگر میخواهی حتا این حکومت دوسه روزه ات را هم ادامه دهی راهش این نیست. والله راهش این نیست. درمیان این همه ندیمان گوناگونی که دوره ات کرده اند، کسی نیست تا حقایق را با شما درمیان بگذارد؟ کسی آمده در حالیکه آدمهای تو مشغول تقلب و حقه بازی بودند، به شما تلفن زده که بیدار شو که اینها دارند باحقه بازی و تقلب نتایج انتخابات را واژگونه نشان میدهند. شما خودت را به خواب زده ای درحالیکه حال همه میدانیم سرنخ های این عملیات مهندسی دست که و درکجا بوده وطرح و مدیریت شده است. بعد میلیونها مردم ریخته اند به خیابانها که رای ما چه شد؟ پرسشی که هم قانونی، هم عرفی، هم شرعی، هم انسانی وهم …. بوده است. ما که برگ چغندر نیستیم تا دربرابر این تقلب و حقه بازی به این آشکاری، چشم برهم گذاریم نمی. هرطفل مکتبی هم میداند به صورت علنی و بسیار ناشیانه ای تقلب و حقه بازی شده است. شما بعنوان رهبر و مثلا شخص بیطرف و بالاتر از هر تمایل سیاسی، بایستی گروهی را مامور میکردی که بروند و انتخابات وجریان برگزاری و شمارش آرا و… آنرا به دقت بررسی کنند و ازآن سو هم از مردم و نامزدهای معترض خواهش می کردی که بروند خانه هایشان تا نتیجه بررسی های این گروه روشن شود. زبانت را چرخاندی و گرداندی که تقلب؟ تقلب؟ آنهم در جمهوری اسلامی؟ مگر ممکن است؟ انگار که برای اولین بار واژه “تقلب” را شنیده اید. کاری که سالها بود روی میداد و مردم روی بزرگواری به روی مبارک خود نمی آوردند. بعد هم اعلام کردید که نخیر همه چیز درست بود و خودتنها به قاضی رفتی و البته هم راضی برگشتی و بعد هم رفتی آن بالا و بدتر از شاه، گردن کشیدی و صدایت را برای ما کلفت کردی که اردو کشی موقوف همه بروند خانه هایشان، همین است که هست و از فردا هرکس درخیابانها راه پیمایی کند، خونش به گردن خودش و دستور دادی خیابانها را با خون جوانان ما رنگین کردند درحالیکه خودت بهتر از همه میدانی که راهپیمایی به موجب همان قانون اساسی که خودتان نوشته اید و براساس نصفه نیمه همان قانون اساسی که این سمت را سالهاست اشغال کرده ای، راهپیمایی حق قانونی مردم بوده و هست و خواهد بود و شما هم هرچه باشی، بالاتر از قانون اساسی نیستی مگر آنکه بیایی و اقرار کنی که خیر من بالاتر از قانون اساسی هستم و قانون هم برای من نیست و فقط برای شما مردم است که دستتان به جایی بند نیست. منکه نایب امام و پیامبر هستم و فردا نیز معلوم نیست نایب چه قدرت هایی باشم. آنوقت به بینی عکس العمل ما نسبت به این سرکشی آقا چه خواهد بود. البته من شما را تهدید نمی کنم برای آنکه اصلا نه قدرت تهدید کردن را دارم و نه توان انجام هیچگونه تهدیدی را، و اگر هم داشتم مثل شما نبودم که بی در نظر گرفتن انسانیت و شرع و عرف، آنرا اجرا کنم. من یک بسر بسیار ساده وتسلیم خداوند هستم که دارم وظیفه ام را که امر به معروف است و نهی از منک،ر به شما که یک بنده خدا هستی یادآوری می کنم. یک جان نیمه علیل هم دارم که آنرا گذاشته ام کف دستم تا حرف حق را با شجاعت و به راحتی بگویم و بنویسم.
برادر باز تکرار می کنم این شیوه و راه و رسم مملکتداری نیست. برای چه آن سه نفر را همراه با ده هزار نفر دیگر زندانی کرده و از تمام امکانات زندگی محروم کرده ای؟ برای چه آنها را ازکارهایشان دستورداده ای اخراج کنند وممر درآمدشان را قطع کنند؟ آیا شاه که شما اینهمه از او بد گفتی و هنوز هم بد میگویی، هیچکدام ازاین کارها را با شما و خانواده شما کرد؟ تازه شما معتقدی که در زمان آن رژیم، کلی مبارزه کرده و علیه حکومت ظالم شاه جانفشانیها کرده ای که کمتر کسی به پای شما میرسد؟
ول کن این آدمهای نجیب را بروند سر خانه و زندگی و به زن و بچه های خود برسند. شجاعت داشته باش و با مخالف عقیدتی سیاسی خود با جوانمردی ومنصفانه مقابله کن. مگر ما تعهد سپرده ایم که شما هرچه گفتید و دستور دادید عین گوسفند بع بع کنان دستورات و فرمایشات آقا را بدون آنکه به ماهیت آن کاری داشته باشیم مو به مو اجرا کنیم؟ مگر ما انسان آزاد نیستیم؟ مگر ما حق اظهار نظر نداریم؟ مگر شما خودت حتا دربرابر آیت الله خمینی بارها اظهار نظر نکرده اید؟ چرا وقتی روزگار، آنهم برای امتحان، دوسه روزی قدرت کاذبی در اختیارت گذاشته، اینگونه خود را باخته ای و بازار فرعون و شداد و نمرود و بخت النصر و بقیه روسیاهان تاریخ را روسفید کرده ای. والله آخر و عاقبت این زندگی و تمام این آدمهایی که در اطرافت چاپلوسی می کنند وبله قربان بله قربان می کنند، دومتر کرباس برای شما و دومتر زمین سرد است و برای آنها فرار به این سو و آنسوی دنیا و جستجوی پناهنگامی امن و آرام و دشنام به باعث و بانی آن وضع رقت انگیز. آیا سرنوشت شاه، صدام، مبارک، قذافی و همین بشار اسد بدبخت عبرت نشد؟ شما تصور می کنی که خیلی با آنها تفاوت داری و عقل کل هستی؟ یکبار بنشین و مدتی با خودت خلوت کن و به بین این راهی که گزیده ای آخر و عاقبتش به کجا خواهد کشید. به خودت هم رحم نمیکنی به اطرافیانت رحم کن، به خانواده ات رحم کن به اولاد و احفادت رحم کن. خدایا شاهد باش من گذشتم ازهرآنچه که بود و آنچه را که حقایق میدانستم به این بنده تو گفتم.
سربرنیتسای ایران؛ دستور قتل عام 20000 نفری
گزارش روزنامه انگلیسی ایندیپندنت: سربرنیتسای ایران؛ دستور قتل عام 20000 نفری خمینی
اعلام رسمی رای نهایی دادگاه “ایران تریبونال” به افشای مصیبت های وارده بر ده ها هزار ایرانی پس از وقوع انقلاب اسلامی انجامیده است. این دادگاه، جمهوری اسلامی را مسبب کشتار 15000 الی 20000 زندانی سیاسی در دهه 60 تشخیص داده است.
همه چیز از آنجا شروع شد که دو سال پس از وقوع انقلاب اسلامی، خمینی دستور انحلال یا پاک سازی جریان های زاویه دار با حکومتش را داد و از ژوئن 1981 میلادی موج دستگیری ها و اعدام های خودسرانه فزونی گرفت.
یکی از شاهدان در دادگاه به بیان بخشی از شکنجه های وارده بر خود پرداخته و می گوید که چگونه زندانبانان او را از صبح تا آخر شب در جسم تابوت مانندی می گذاشتند و بدون اینکه او بتواند حرکتی بکند مدام در گوشش پروپاگاندای اسلامی و نوار اعترافات زیر شکنجه هم بندانش را پخش می کردند.
خانم سخی در بیان تجربیات دستگیری خود می گوید: زندان ها آنچنان از بچه دبیرستانی ها پر شده بود که نمی توانستیم تکان بخوریم و اعدام هم راهی برای تسهیل روند پاکسازی جوانان به شمار می رفت. وجود تندروی مذهبی در این جنایات بسیار تکان دهنده است و به عنوان مثال تجاوز به دختران قبل از اعدامشان آخرین کاری بوده که انجام می شده است، با این بهانه که طبق قوانین اسلام اعدام دختران باکره ممنوع است.
آنهایی که همانند شکوفه سرسختی می کردند با شکنجه سفید مجازات می شدند یعنی اجازه حرکت، صحبت و حتی عطسه و سرفه از آنها گرفته می شد و در صورتی که یکی از این کارها را انجام می دادند با ضرب و شتم زندانبانان مواجه می شدند.
این زندانی سیاسی سابق ضمن اشاره به پخش مداوم تبلیغات اسلامی از بلندگوها می گوید: تمام این شکنجه ها برای این بود که فرد هویتش را از دست بدهد و به پوسته ای خالی تبدیل شود تا آنها بتوانند با آنچه خود می خواهند او را پر کنند. پس از 2 تا 3 ماه حس کردم ديگر دارم دیوانه می شوم. بسیاری از زندانیان دچار فروپاشی روانی شده بودند.
دادگاه “ایران تریبونال” با صدور حکمی در محکومیت جنایات ضد بشری حکومت اسلامی ایران بکار خود پایان داد. از این گونه دادگاهها تا کنون در جهان برگزار شده اما ویژگی این مورد آن است که با کمک خود قربانیان به نتیجه رسیده است.
****
*کشتار یا نسلکشی سِربْرِنیتسا به قتل حدود 8000 نفر از ساکنین بوسنیایی شهر مسلماننشین سربرنیتسا (در بوسنی و هرزگوین امروزی) توسط ارتش صربستان گفته میشود. این کشتار، بعد از جنگ جهانی دوم، بزرگترین نسلکشی در اروپا بهشمار میآید.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
سربرنیتسای ایران؛ دستور قتل عام 20000 نفری
گزارش روزنامه انگلیسی ایندیپندنت: سربرنیتسای ایران؛ دستور قتل عام 20000 نفری خمینی
اعلام رسمی رای نهایی دادگاه “ایران تریبونال” به افشای مصیبت های وارده بر ده ها هزار ایرانی پس از وقوع انقلاب اسلامی انجامیده است. این دادگاه، جمهوری اسلامی را مسبب کشتار 15000 الی 20000 زندانی سیاسی در دهه 60 تشخیص داده است.
همه چیز از آنجا شروع شد که دو سال پس از وقوع انقلاب اسلامی، خمینی دستور انحلال یا پاک سازی جریان های زاویه دار با حکومتش را داد و از ژوئن 1981 میلادی موج دستگیری ها و اعدام های خودسرانه فزونی گرفت.
یکی از شاهدان در دادگاه به بیان بخشی از شکنجه های وارده بر خود پرداخته و می گوید که چگونه زندانبانان او را از صبح تا آخر شب در جسم تابوت مانندی می گذاشتند و بدون اینکه او بتواند حرکتی بکند مدام در گوشش پروپاگاندای اسلامی و نوار اعترافات زیر شکنجه هم بندانش را پخش می کردند.
خانم سخی در بیان تجربیات دستگیری خود می گوید: زندان ها آنچنان از بچه دبیرستانی ها پر شده بود که نمی توانستیم تکان بخوریم و اعدام هم راهی برای تسهیل روند پاکسازی جوانان به شمار می رفت. وجود تندروی مذهبی در این جنایات بسیار تکان دهنده است و به عنوان مثال تجاوز به دختران قبل از اعدامشان آخرین کاری بوده که انجام می شده است، با این بهانه که طبق قوانین اسلام اعدام دختران باکره ممنوع است.
آنهایی که همانند شکوفه سرسختی می کردند با شکنجه سفید مجازات می شدند یعنی اجازه حرکت، صحبت و حتی عطسه و سرفه از آنها گرفته می شد و در صورتی که یکی از این کارها را انجام می دادند با ضرب و شتم زندانبانان مواجه می شدند.
این زندانی سیاسی سابق ضمن اشاره به پخش مداوم تبلیغات اسلامی از بلندگوها می گوید: تمام این شکنجه ها برای این بود که فرد هویتش را از دست بدهد و به پوسته ای خالی تبدیل شود تا آنها بتوانند با آنچه خود می خواهند او را پر کنند. پس از 2 تا 3 ماه حس کردم ديگر دارم دیوانه می شوم. بسیاری از زندانیان دچار فروپاشی روانی شده بودند.
دادگاه “ایران تریبونال” با صدور حکمی در محکومیت جنایات ضد بشری حکومت اسلامی ایران بکار خود پایان داد. از این گونه دادگاهها تا کنون در جهان برگزار شده اما ویژگی این مورد آن است که با کمک خود قربانیان به نتیجه رسیده است.
****
*کشتار یا نسلکشی سِربْرِنیتسا به قتل حدود 8000 نفر از ساکنین بوسنیایی شهر مسلماننشین سربرنیتسا (در بوسنی و هرزگوین امروزی) توسط ارتش صربستان گفته میشود. این کشتار، بعد از جنگ جهانی دوم، بزرگترین نسلکشی در اروپا بهشمار میآید.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
به نظر من شما برای اینکه اخلاق سیاسیتونو ثابت کنید یه سطل بیارید پر از آب سرد که موسوی و خانومش و دارودسته ش نوبتی بشینن توش راستی یادتون نره که به آب سرد کن وصل کنید سطل رو تا نهایت اخلاق رو انجام داده باشید
سلام وخداقوت
ابتدادرخصوص آزادبگم مادر دهه 60زندانی سیاسی نداشتیم که 20000نفرازانها اعدام شده باشند بلکه جنایتکارانی بوده اند که اسلحه بروی مردم کشیده وآنهاراشهیدکرده اند که حقشان قصاص بوده ودرودخدا برنخست وزیران آن دوران که آنهارابسزای اعمال ننگینشان رساند البته که این امارهم دروغ است مثل آمارهای احمدی نژادی است بقول وزیراطلاعات احمدی نژاددرمدرسه الهادی که این سایت نوشته بودی این راداده اند به سلطنت طلب ها ومنافقین که عین نوارفاضل لاریجانی پخش کنند تادولت محبوب الابدی میرحسین را بدنام کنند امازهی خیال باطل
کسی که به راه میرحسین ایمان دارد چون براده های آهن است وبااین لجن کاری ها مسیررا فراموش نمیکند
بگذریم هرچه ظلم این ظالمین بیشترشود محبوبیت مظلومین بخصوص خانواده میرحسن وصدرالمجاهدین کروبی بیشترمیشود
عزیزم این را حاکمیت پر رو به حساب خود خواهد گذاشت!