آن روز حتما یادم نمیرود دختر آبی را، یادم نمیرود هواپیمای نخبهها را، یادم نمیرود همه آن جوانهایی که دوست داشتند روزهای زیبا را هم ببینند…
» 2020 » ژانویه
از دوقطبیهای سیاسی که چه بر سر جامعه میآورد؟ از سرمایه اجتماعی که چطور از دست میرود؟ از بیاعتمادی مردم به مسوولانی که خود به آنها رای دادهاند و به آنها امیدوار بودند؟ کدام بخش از سوژه «هواپیمای اوکراینی» را بگذارم مقابل آنها و بخواهم بدانم که تبعاتش چیست؟ و…
پیوند دموکراسی خواهی با عدالت می تواند شعار امنیت به هر قیمت را تحت تاثیر قرار دهد.اگر چه به امنیت هم بها می دهد. دانشجویان و روشنفکران و جریانات سیاسی و چهره های موجه بایسته است که در راه خلق گفتمانی که ویژگی امنیت به هر قیمت را تحت تاثیر قرار دهد تلاش کنند.
عمال نظام استبداد دینی و در راس آن علی خامنهای سه روز علت سقوط را کتمان و پنهان کردند و با وقاحت تمام و گوبلزوار به مردم دروغ گفتند و بر دروغ خود اصرار ورزیدند و از اصل اصابت موشک را انکار کردند. عجیبتر این که مدعی شدند که اساسا به لحاظ علمی چنین چیزی امکان پذیر نیست
پذیرش مسئولیت و پاسخگویی فرماندهی کل قوا/ برکناری مسئولین سانحه در بالاترین سطوح
چندی بعد عناد خارجی غرور ملت مارا جریحهدار کرد و این بار بیخردی و بیصداقتی و بیکفایتی داخلی، قلب هایمان را مالامال اندوه کرد. روزی فرزندان ملت در زیر آوار بی کفایتی مسئولان در جریان تشییع سردار سلیمانی کشته میشوند و روزی دیگر به سوگ ۱۴۷ هموطن دیگر در اشتباهی مرگبار مینشینیم.
تقاضای شکستن اعتصاب غذا/ نوریزاد جرمی جز دفاع از حقوق مردم و مخالفت با استبداد ندارد
اینجانب با توجه به نگرانی بسیاری از دوستان از به خطر افتادن سلامتی ایشان ضمن تقاضا از آقای نوریزاد جهت شکستن اعتصاب غذا متذکر می شوم که نوریزاد جرمی جز دفاع از حقوق مردم و مخالفت با استبداد و نقد فساد نهادینه شده در نظام ندارد و گناه او ایستادگی در مقابل نظام استبداد دینی است طبیعی است که مسئولیت حفظ جان ایشان علاوه بر مسئولین زندان و دستگاه قضایی و نهایتا” بعهده ی آقای خامنه ای است.
بودجه برای تأمین سرکوب یا پیشگیری از سیلاب؟
حالا حکومت باید پاسخ دهد، در راستای آن دروغ بزرگ و آن خطای بزرگ در سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی، فارغ از فاجعه جبرانناپذیر جان باختن انسانها، چند میلیارد از پول مملکت را باید غرامت بدهد؟ با آن پول چند بار میشد سیستان و بلوچستان را آباد کرد؟
نگاه مخاطبان/ سخنی با هموطنان حامی حکومت
بردار و خواهر من لطفا کمی شک کن! شاید برای هشتاد و هشت هم معترضین دروغ نمی گفتند و حکومت دروغگو بود . شاید برای دی ماه نود و شش و آبان امسال هم معترضین هموطن تو راست می گویند که بدون سلاح و با دست خالی مورد کشتار دسته جمعی قرار گرفته اند.
اما این داغها و این ستمها نمیتواند ادامه داشته باشد. هیچ ظلمی در جهان پایدار نمانده است. و هیچ ستمگری تا ابد بر صندلی قدرت نخواهد نشست. خبرهای اعتراض مردم حتی در زندان هم به گوش میرسد. سیلاب مطالبات مردمی در راه است و یکی از مهمترین خواستههای ما اینک این است که همه عاملان و مدیران این فاجعه انسانی باید به خاطر اولویت ندادن به جان مردم برکنار شوند.
نهضت آزادی ایران اعلام میکند که بدون آزادی و دمکراسی، نه شفافیت به دست میآید و نه میتوان مانع پنهانکاریها و فساد ساختاری در حوزه سیاست و اقتصاد شد و نه میتوان زمینههای امید به بهبود ظرفیتها و توسعه پایدار را فراهم آورد. «آزادی» تنها یک نظریه سیاسی یا فلسفی نیست، بلکه اساس شیوه حکمرانی مطلوب، ارزشی عقلانی و ضرورتی تجربه شده و بیمانند در پهنه جهان و تاریخ بشری است.
تابآوری جریان اصلاحطلبی تا کجاست؟
آنها در یک بازی نابرابر قدرت، فقط قادر به حفظ قالب خالی از محتوای این بخش از قدرت سیاسی هستند و این منجر به وضعیتی می شود که از سویی به دلیل استمرار حضور، تحت هر شرایط و به هر میزانی، ممکن است، افکار عمومی و برخی از نخبگان سیاسی با عنوان استمرارطلب از آنها یاد کنند و از سوی دیگر، در دست داشتن نهادهای انتخابی بی اصالت، ناتوان و ناکارآمد در کنار سیاه نمایی های رقبا، مردم را از مشی اصلاح طلبانه و اصلاح طلبان ناامید می کند.
لطفالله میثمی خطاب به محمد نوریزاد: با شکستن اعتصاب غذای خود، درس انعطاف و مدارا دهید
متأسفانه در مورد شهید هدی صابر کوتاهی کردیم و قاطعانه از وی درخواست شکستن اعتصاب غذا نکردیم. اما امروز بطور جد از شما و سایر عزیزانی که اعتصاب غذا کردهاند تقاضا میکنیم، بر ما منت نهاده و غمی بر غمهای روزافزون جامعه نیفزایید.
نقدی بر موضعگیری اصلاحطلبان در وقایع اخیر
اگرچه تعیین این اصول با توجه به گستردگی طیف اصلاحطلبان که مطالبات آنان از بازگشت به مرزهای قانون اساسی – که کف مطالبات اصلاحطلبی است- تا تغییرات بنیادین در قانون اساسی را در بر میگیرد، دشوار به نظر می رسد، اما مهم این است که در این جهت جد و جهد چشمگیری نیز از سوی اصلاحطلبان دیده نشده است.
فقدان آزادی مطبوعات سبب سلب اعتماد از رسانه ها در جامعه شده است
فقدان آزادی مطبوعات و منع کردن بیمحابای آنان از انعکاس واقعیات موجود، سبب سلب اعتماد از رسانهها در میان جامعه شده است. چنانچه دفاع از آزادی مطبوعات، جدی گرفته نشود بههیچ وجه باور عمومی به رسانههای داخلی بازسازی نخواهد شد.
آقای روحانی! تا کی میخواهید بیخبر باشید
مگر میشود رییس جمهور به عنوان رییس کشور و رییس قوه مجریه، از همه اتفاقات مهم کشور بیخبر باشد؟ رییس جمهور باید زمین را به زمان میدوخت و از ماجرا کسب اطلاع میکرد و تا مطمئن نمیشد، دست از تلاش بر نمیداشت.
حکومت برای پنهانکاری و دروغ خود چه توجیهی دارد
چهار روز پنهان کاری و دروغ گویی ، بعضی از مسئولین جامعه را دچار خشم و نفرت و بی اعتمادی نمود. مگر فراموش کرده ایم که در سال ۵۷ مردم به خاطر راستی و حقیقت دست به انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی زدند. مگر فراموش کردهایم که این حکومت بر اساس اراده ملت شکل گرفته است. مگر در قانون اساسی خواست ملت و جمهوریت آن مهم ترین رکن برای برپایی حکومت نیست؟ پس چرا سه روز، بدیهی ترین امری که می بایست با ملت در میان بگذارند پنهان کاری کرده، دروغ گفتند.
چرا اعتراضات در ایران به خشونت کشیده میشود؟
هرچند قانون اساسی طی اصل ۲۷ این موضوع را به رسمیت شناخته و حق تجمعات و اعتراضات را به مردم عطا کرده، اما این اصل سال هاست در همان کتاب قانون معطل خاک می خورد و.بجز تجمعات مورد تایید، مثل ۱۳ آبان و روز قدس و ۲۲ بهمن که نوعی تایید اصل نظام محسوب می شود، خیابان ها تجمع آرامی را شاهد نیستند.
روایتهای یک روزنامه نگار؛ مسیر «آزادی» مسدود است
صدای تیر که آمد، جمعیت به سمت ابتدای خیابان یادگار امام دوید. کسی نتوانست چیزی ببیند چون پیش از رسیدن، آمبولانس مجروحان را با خود برده بود اما میشد خونی را دید که کشیده شده است بر آسفالت روبه روی شهرداری منطقه. از دور صدای مادری می آمد که فریاد می زد: «پسرم! پسرم!» فرزندش افتاده بود روی زمین و مادر خودش را انداخته بود رویش تا سپر بلای او باشد زیر باتوم ها و چکمه ها.
جمع شدند. جمعیتشان بیشتر و بیشتر شد. آنها عصبانی بودند عصبانی از پنهانکاری و دروغ. عصبانی از اینکه فکر میکنند بازیچه دست کثیف سیاست شدهاند. از اینکه فکر میکنند جانشان برای دولتمردان و سیاستورزان ارزش ندارد. از اینکه فکر میکنند از رئیس جمهور گرفته تا مقامات نظامی مراقب جان و امنیت آنها نیستند.
تو قبل از بسیجی بودن، مردم هستی
آن بسیجی برای من نقش همان کروس را داشت که وقتی حجم خشونت را دیده بود، چیزهایی را فهمید؛ به قول ژیژک در مبارزه رهاییبخش، هویت فرهنگها نیست که یکپارچه میشود بلکه بخشهای سرکوبشده، استثمار شده و رنجکشیده، در مبارزهای مشترک به هم میپیوندند.
بازگشت به مردم یعنی بهیادآوردن این که هیچ نظام سیاسی نمیتواند بدون پشتیبانی شهروندانش دم از اقتدار بزند، یعنی فهمیدن این که اقتدار امروزه نه در زرادخانههای عریض و طویل، ماجراجوییهای نظامی در آن سوی مرزها، مناسک پرزرق و برق تبلیغاتی یا خطابههای سیاسی آتشین، که در رضایت مردم از کارگزارانشان در خدمتگزاری به شهروندانی است که آرزوی زندگی بهسامان دارند.
پیام جمعی از نویسندگان ایرانی دربارهی حادثهی سقوط هواپیمای PS752
ما نویسندهایم، اما واژهای درخور نمییابیم که مرهم درد سوگواران باشد. ضمن عرض تسلیت به همکاران نجیبمان، حامد اسماعیلیون و منیرالدین بیروتی و دیگر خانوادههای داغدار، امید داریم طی فرایندی که جزئیات آن بر همگان آشکار باشد، همهی آمران و عاملانِ خطاکار شناسانده و در دادگاهی پاکیزه متناسب با خطایشان مجازات شوند.
این مردم که امروز در خیابان اینهمه خشمگین ظاهر میشوند، کمرشان از تحقیر شدن، نادیده گرفته شدن، کودک انگاشته شدن خمیده است. بگذارید هر چه میخواهند فریاد بکشند. خستهاند از وضعیتی که کسانی خود را نورچشمیهای خداوند بپندارند، از موضع حق تصمیم بگیرند، اجرا کنند و مردم را موظف بدانند شکر گذار باشند و عواقب تلخ آن را به جان بخرند.
میدانید اگر بجای باتوم با شمع وارد جمع شان شوید چقدر قدرتمندترید؟
زخمی است که سر باز کرده است! اکنون آنان به خیابان ها آمده اند تا فریاد بزنند گریه کنند احساس تحقیرشان را فریاد بزنند تنفرشان از دروغ را داد بزنند به زمین و زمان اعتراض کنند و استعفای این و برکناری آن و مجازات فلان و اصلاح بهمان را بخواهند. برای دوستانشان، هموطنان شان، عزیزان شان و برای خودشان، شخصیت و حرمت و غرور و عزت و اعتماد لگدمال شده شان بگریند و به هرکه میتوانند شکوه برند و همه را بی لیاقت و ناکارآمد بخوانند.
در حال تشییع اعتماد عمومی هستیم
صبح روز شنبه فاجعه رسانهای ایران بهوضوح قابل مشاهده بود؛ درحالی که مردم تیترهای شرمآور برخی از رسانهها مبنی بر توطئهآمیز بودن اتهام سقوط با موشک را روی دکهها مشاهده میکردند، همزمان از طریق دیگر در حال خواندن اطلاعیههای ستاد مشترک نیروهای مسلح و نیز ریاستجمهوری در خصوص اصابت موشک به هواپیما بودند.
وقایع و فاجعه های بعدی – قتل های زنجیره ای، قتل های کرمان، اسیدپاشی بر صورت زنان…- نشان داد، در اکثر موارد حاکمان ایران حقیقت را پنهان کرده و دروغ تحویل ملت می دهند. با دقت بیشتر در عملکرد این حاکمان وآنچه بر ایران گذشته استنباط می شود، هاشمی رفسنجانی دروغگویی را کشف نکرده، بلکه او این ظرفیت بزرگ ایدئولوژی حکومت را فعال کرده است.
حالا که صحبت از دروغ است، بی انصافی است اگر به گزارشات یک طرفه صدا و سیما اشاره نشود. گزارشاتی که از فرط دروغ، بیشتر جنبه طنز گرفته اند. مثلا در جریان اعتراضات، مردم برای لقمه ای نان معترض بودند و با خشونت سرکوب می شدند، شب اما پای تلویزیون حکایت دیگری از زبان خودشان می شنیدند. آنها مصاحبه های دروغین از صدا و سیما می دیدند طوری که انگار این تلویزیون متعلق به کشور دیگری است.
میدانی باید چه کار میکردی آقای سپاه؟
فرمانده شان (سرهنگ) درون خودرو نشسته بود تا سرمای هوا آزار اش ندهد. جلو رفتم و با او گفتگو کردم. پرسیدم «مردم چگونه اعتراض کنند؟» گفت «از راه قانونی» پرسیدم «کدام قانون؟» گفت «بروند به نماینده های مجلس بگویند» پرسیدم «کدام مجلس؟» گفت«من کلانتری فلان هستم بعدا بیا صحبت کن» و شیشه را کشید بالا.
به نقطهای رسیدهایم که نمیتوان فقط از جامعه انتظار داشت برای رفع جمود و(انشاء..) برقراری اندکی عقلانیت حسابگر صبر کند ؛ برای پایان انجماد کمی گرما لازم است! اگر حکومت نمیخواهد این گرما را به صورت لهیب در خیابانها ببیند، لازم است در نهانخانه خود اتشی گرمابخش بیفروزد. دارد دیر میشود!
«هیس! مبادا به گوش دشمن برسد!»
اعتماد و سرمایهی اجتماعی، مقولاتی زمانمند و بطئیاند. یکشبه فراهم نمیشوند، یکشبه هم به باد نمیروند. الان مهمتر از آنکه اصل واقعه چه بوده، این است که انگ «دروغگویی» چرا اینقدر سریع بر پیشانی نظام چسبید و چنانکه از صدای خیابان برمیآید توسط شمار زیادی از مردم هم پذیرفته شد. چه شد که به فاصلهی یکی دو روز، جهت فوران خشم تودهای جامعه از دشمن خارجی به سمت حاکمیت داخلی برگشت؟









