گمشدهی این روزهای فضای سیاسی ایران، صدای مردم است؛ مردمی که بیش و پیش از هر چیز خواستار آزادی و برابری هستند و این صدا را به بهترین نحو در آبان ماه به گوش همگان رساندند. اتفاقات دو ماه اخیر تجلی تمام و کمال ناکارآمدی نظام حاکم بر ایران بود. نظامی که یگانه پاسخش به هر بحرانی سرکوب است. اگر این روزها «امنیت ملی» به لقلقهی زبانی همه تبدیل شده وقت آن رسیده است که بپرسیم منظور از امنیت، امنیت کدامین گروهها، طبقات و اقشار اجتماعی است.
» 2020 » ژانویه
آیا امکان جلوگیری از خسارات گسترده سیل وجود نداشت؟
بارندگی های شدید چند روز اخیر سیستان و بلوچستان که در بیست سال گذشته بی سابقه بوده تاکنون حداقل دو نفر تلفات انسانی و تخریب وسیع زیر ساخت های آب و برق، مخابرات و جاده های مواصلاتی در جنوب استان را بهمراه داشته است. میلیارد ها تومان نیز خسارت به باغات و مزارع و دام های روستاییان وارد شده است.
مغالطهی دروغ در سخنان حاجیزاده دربارهی سقوط هواپیما
سخنان امیرعلی حاجیزاده دربارهی نحوهی سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین مثال خوبی است. اصل کلام او مبتنی بر یک اعتراف بود که حرف درستی است، یعنی نظام حاکم دست از پنهانکاری سهروزه برداشت و اعتراف به خطا کرد ولی لابهلای آن حرفهایی زد که با بررسی آن آشکار میشود بهرهای از واقعیّت ندارد.
ما اگر نخوردهایم نان گندم، دیدهایم دست مردم. دیدهایم که تلویزیونهای دنیا برای یکدهم رخداد سقوط هواپیما برنامههای عادیشان را قطع میکنند، با خانواده قربانیان تماس میگیرند و میکوشند مرجع جامعه شوند.
کمترین توقعی که از طبقه متوسط و به ویژه دانشجویان میرود این است که موتور پیشگام مدنیت و خشونتپرهیزی در جریان اعتراضات باشند و این منش را در میان اقشار دیگر نیز تشویق و ترویج کنند. هنوز از اعتراضات آبانماه و آن کشتار دردناک آنقدر نگذشته که فراموش کنیم دود افزایش خشونت اول از همه به چشم مردم بیدفاع میرود.
فاصلههای ما ابزار ستم و سرکوب ماست و این ملتی را از پای درخواهد آورد
بیلان چنین سیاستی در کشور ما بویژه در سه دهه اخیر، پاره پاره کردن مردمان در حوزه معاش و نابودی حوزه معاد آنان است. امروز کمتر ومگر در فاجعهای ملی و بیم تلفِ همگان یا همان جان، رشتههای درد بهم نمیپیوندد چون همه ما متهم و مظنون به منفعتی هستیم که “دیگری” در آن نیست.
این کری تا چند و این کوری چرا؟
بدیهی است وقتی مردم به این نتیجه می رسند و با پدیده ای روبرو می شوند که چشم در چشم آنها کرده و دروغ تحویلشان می دهند اولین نتیجه ای که بدست می آید مشروعیت از میان رفته و اتوریته در هم شکسته است و نوع واکنش آنها هم تغییر می کند لذا حاکمیت بدون آنکه متوجه باشد و ناخواسته به خود ویرانگری می پردازد.
نمیدانم بر مزار کدام کشته باید بگریم!
پیرمرد تنها ویران بود. حیران بود. نگران بود. با اینهمه این را هم گفت: ذات انسان خیر است. ذات زندگی زیباست زیبایی است؛ جامیاست که عقل آفرین میزندش… باید خادم خیر و نیکی بود. باید نگهبان مهربانی بود.
یکی از مصائب جامعه امروز ایران، تهی شدن از همین بزرگهاست. پرده حرمت و بزرگی کثیری از بزرگان به شمشیر سیاست و قدرت دریده است. لکههای بسیار بر دامن بزرگان نشسته – به روا و ناروا – و شمار بسیاری از بزرگان چنان نامقبول شدهاند که نه فقط بودنشان آرامبخش نیست بلکه بر داغ شهروندان میافزاید.
نامه سرگشاده به رهبری؛ انتقام سخت با تغییر در وضع موجود امکان پذیر خواهد شد
به تایید اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان سیاسی و جامعه شناسان حکومت ایران به بحران مشروعیت گرفتار آمده است و اعتراضات گسترده دو ماه اخیر و کاهش فاصله اعتراضات در ده سال اخیر و فضای ذهنی و روانی جامعه کاملا موید این مسئله است.شاید بنظر برسد ابراز احساسات مردم در واقعه ترور سردار سلیمانی خلاف این مسئله را نشان میدهد و یا تا حدودی توانسته باشد این مشکل را برطرف سازد
ادبیات امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به گفتمان آن روز نظامیان آرژانتینی بیشباهت نیست. شاید حتی ملهم از آن باشد. سرکوب معترضان و قرار دادن آنها در ردیف تخریبکنندگان اموال عمومی با ابزار پروپاگاندای صدا و سیما، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری با شلیک (به زعم خودشان اشتباه) پدافند هوایی سپاه با انگیزه تهدید منافع آمریکا در منطقه و … همه در تعریف ابزار لازم برای برقراری «نظم اجتماعی» و کاهش «تهدیدات خارجی» میگنجد.
صادق نبودن مسئولین، و بی کفایتی
چه ظلمی بالاتر از اینکه کشته شدن صدها تن انسان به ستوه آمده از فقر مالی، در آبان ماه؛ و قتل ۱۷۶ نفر در فاجعه برخورد موشک به هواپیما را نادیده بگیریم یا کمرنگ جلوه دهیم؟
نامهای به ظریف: زمان مناسبی برای لطیفههای بی مزه نیست
ما روی دیوار تو یادگاری نوشتیم مرد! آخرش شد اینکه هواپیمای اکراینی را بزنید، هواپیمای نخبگان ایرانی را بزنید،هواپیمای دوست من و خواهر آن یکی و برادر دیگری را بزنید و بعد بگویید متاسفم بحران ناشی از ماجراجویی ایالات متحده باعث شد همه را جزغاله کنیم و بفرستیم سینه خاک!؟
تهدیدهای وقیحانه و فشارهای غیر قانونی نیروهای امنیتی برای ممانعت از فراخوانهای مسئولانه برای تجمعات یا برگزاری اعتراضات، چهره واقعی مستبدان را نشان میدهد و جایگاهی را که آنها برای مردم و حضور آنها قائلاند. اگر حضور در خیابان و ابراز نظر از این طریق حق مردم است که هست، پس حقی همگانی است نه منحصر به یک بخش، و نه محدود به بعضی از حوادث و مواردی که به سود حکومت است.
بازگشت اعتراضات به ۱۵ دانشگاه کشور
در تهران اگرچه تمرکز تجمع دانشجویان و مردم در مقابل دانشگاه امیرکبیر و سپس دانشگاه صنعتی شریف بود اما در دانشگاههای علم و صنعت، تربیت مدرس، دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه و دانشکده هنرهای کاربردی دانشگاه هنر نیز تجمعهای اعتراضی برگزار شد با شعارهایی که پیشتر کمتر شنیده میشد؛ شعارهایی که به صورت مستقیم شخص رهبر جمهوری اسلامی را هدف میگرفت.
باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد
هنوز داغ مادران ۶۷ بر دلشان و دلمان است، هنوز وحشت قتلهای زنجیرهای برپاست، هنوز ضجهها و چشمهای منتظر مادران ۱۸ تیر ما را له میکند، هنوز بیخبری و نگرانی مادران ۸۸ دلمان را آشوب میکند، هنوز مردان و زنان و کودکان در خیابانها و زندانها، از دی ۹۶ تا آبان ۹۸، گلوله میخورند، شکنجه میشوند، کشته میشوند و خبر میآید اینبار نه در زمین، که در آسمان، انسان و انسانیت را نشانه گرفتهاید
گزارش نیویورکتایمز از مبادله پیام میان تهران و واشنگتن
نیویورک تایمز می نویسد ایران بعد از این حمله از طریق سوئیسی ها پیامی مخابره کرد که در آن می گفت این پایان تلافی جویی ایران در مقطع فعلی است: “این پیام که پنج دقیقه بعد از دریافت توسط سوئیس به واشنگتن منتقل شد، رئیس جمهور را قانع کرد واکنشی نشان ندهد.”
در آخرین ساعات روز جمعه ٢٠ دی بازار نفت به تدریج سقوط کرد. از قیمت خودش قبل از شهادت سردار سلیمانی هم پائین تر رفت و به ۶۵ دلار هر بشکه برای نفت برنت رسید. نفت وست تگزاس اینترمدییت نیز مجددا به پائین ت ر از ۶٠ دلار هر بشکه رسید. ریسک های ژئوپلتیکی و سیاسی نیز ناپدید شدند.
بعد از ظهر جمعه بود که آقای ربیعی زنگ زد. پس از یک احوالپرسی کوتاه گفت نظرت چیه؟ چه کار کنم؟ گفتم در باره چی؟ گفت کل ماجرا دروغ است. و آبروی من رفته است. جالب است که ربیعی هم در ابتدا فکر آبروی خودش بود! البته حق داشت، زیرا ساختاری که تا این حد حتی به خودش بیرحم است دلیلی ندارد که افراد به فکر آبروی آن باشند.
مهدی کروبی خطاب به آقای خامنهای: بدون شک هیچ یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را ندارید
جنابعالی به عنوان فرمانده کل قوا مسئولیت مستقیم این امر را بر عهده دارید، بفرمایید آیا در صبحگاه چهارشنبه در جریان این فاجعه بودید؟ یا همانطور که رسانه های نزدیک به شما مدعی اند شما روز جمعه در جریان این موضوع قرار گرفته اید؟ اگر در جریان بودید و با علم به موضوع به مسئولان نظامی و امنیتی و تبلیغاتی اجازه فریب مردم را دادید پس بدا به حال شما که بدون شک هیچ یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید.
سردار اعظمی ۴١ سالە روز شنبە ٢۵ آبان ٩٨ (١۶ نوامبر ٢٠١٩) در جریان اعتراضات آبان ماه امسال در شهر پرند استان تهران ناپدید و از آن زمان سرنوشتش نامعلوم بود.
آیتالله امجد: از مردم عذر بخواهید/ چرا عزای عمومی اعلام نمیشود؟
شتباهات جگرسوز خود در مورد شهدای آبان ماه را تکرار نکنید.این مردم همان مردمی هستند که در زمان دفاع مقدس آن چنان اعتمادراسخی به امام و مسئولانداشتند.با این مردم بازیگری نکنید و فرصت ها را قدر بدانید.اینجانب این فاجعه و این ماتم را به ملت ایران تسلیت عرض می کنم.
وای برآنانی که مسئولیتی را قبول میکنند و با نیرنگ و ریا بر اشتباهات خوداصرار میورزند
حقیقت آشکار شد اما به چه قیمتی؟ به قیمت فقدان بیگناهانی که قربانی جهل و نادانی و مدیریت ناتوان و ناشایست شدند؟…چه بسا بیشتر دروغ و پنهانکاری های مسئولین که باعث تاسف و شرمندگی همگان گردیده و اگر ذره ای اعتماد و باوری بود را از بین برده.
وجود کمیتههای حقیقتیاب، واجبتر از نان شب؟
کجا مردم ایران میتوانستند از علت وقوع این حادثه، با این همه دروغ و جعلسازی که از سوی منابع قدرت منتشر شد، اطلاع و اطمینان حاصل کنند؟ خدا میداند تا چه اندازه تحت فشار این کشورها قرار گرفتند، و داستان پشت پرده فشارها چی بود که سرانجام نیروهای مسلح مجبور به اعتراف به حقیقت شدند؟
چرا اینجا در ایران جان مردم اینقدر بی ارزش است که حتی تلویزیون دقایقی برنامههایش را به یاد آنها قطع نمیکند؟ چرا اینجا پارچه مشکی روی دیوارها نصب نمیشود؟
بار دیگر کرامت مردم هدف قرار داده شد
این که در چنین سطحی، هم به خود و هم به مردم، آن هم چنین مردم فداکار و فهیم و متمدنی دروغ بگوییم و گمان گنیم چنین خطاهایی قابل پوشاندن است، نشان از آسیب و حفره ای خطرناک و خانمان سوز دارد که ریشه ی اعظم مفاسد و عقب ماندگی ها و از هم پاشیدگی هاست و سالهاست در حوادث تلخ دلسوزان کشور به آن تذکر می دهند و متاسفانه هر بار به تهمت غیر خودی و یا همنوایی با بیگانه رانده می شوند و مسئولیت فجایع بر دوش دیگران انداخته می شود.
اینروزها، جامعه ما در مقیاس جمعی و فردی نشان داد برکدام مدار میچرخد. فاجعه کرمان با همه اجزای نهادی و غیر نهادی آمادهساز وقوعش، و فاجعه هواپیما با همه آنچه میشود در باره تکعامل انسانی وقوعش تصور کرد. همه در یک نقطه به هم میرسند: دریک سیستم ناقص و ناکارا، که در ترکیب خونسردانه ومنطقی عقل و احساس بشر، سردی فلز و گرمی آدم، منفعت حکومت و منافعجامعه ، ناکارا ونامسئول است. با سابقه چهلساله دراصراربرپیمایش مسیرهای خطاوفشردندکمههای اشتباه!
اینک نوبت حاکمان است که غرّه این اتفاق غرورآفرین نشوند بل این حرکت بزرگوارانه مردم را پندگیرانه ارج نهند و هوشمندانه مدارا و مروت پیشه کنند و دست از خواجگی و سروری و ستمگری بردارند و با این خلق وفادار و نجیب از در آشتی درآیند. صلای صلح دهند و نرمش قهرمانانه و خضوع مهربانانه کنند، حاجاتشان را برآورند، محصوران و زندانیان سیاسی را رها کنند، و از جفاهای رفته برآنان پوزش بطلبند و درصدد جبران زیانشان برآیند، زندانها را از شکنجهگران پاک کنند و اعترافگیریهای دروغین و ننگین را براندازند، آزادی را که حق مسلم ملت است، به آنان بازگردانند
وحشتناک، پاسخ این سؤال است: «سیستمهایی که تا به این حد پنهانکار و غیرشفاف هستند، چه چیزهای دیگری را پنهان میکنند یا قادرند پنهان کنند؟»
فاطمه(س) از چگونگی تغییر یک نظام در تمام ابعاد دینی و سیاسی میگوید
برای همگان روشن است بعد از رحلت رسول خاتم (ص) یکباره همه چیز ؛ از معرفت دینی گرفته تا نظامات سیاسی تغییر محسوس کرد که مهمترین آن به “انزوا کامل بردن اهلبیت پیامبر” بود!









