چهکسیدکمه رافشرد؟
چکیده :اینروزها، جامعه ما در مقیاس جمعی و فردی نشان داد برکدام مدار میچرخد. فاجعه کرمان با همه اجزای نهادی و غیر نهادی آمادهساز وقوعش، و فاجعه هواپیما با همه آنچه میشود در باره تکعامل انسانی وقوعش تصور کرد. همه در یک نقطه به هم میرسند: دریک سیستم ناقص و ناکارا، که در ترکیب خونسردانه ومنطقی عقل و احساس بشر، سردی فلز و گرمی آدم، منفعت حکومت و منافعجامعه ، ناکارا ونامسئول است. با سابقه چهلساله دراصراربرپیمایش مسیرهای خطاوفشردندکمههای...
سیستمهای شامل عامل انسانی را از جنبه عملکرد وشیوه رفتارمیتوان به دو دسته تقسیم کرد: سیستمهای خونسرد، سیستمهای خونگرم. اولی مبتنی بر منطق عقلانی عمل میکندو دومی مبتنی بر پیشرانه احساسی.
عملکردنخستین نوع، بر اساس انبوهی از دستورالعمل دارای جزئیات و مبتنی بر پیشبینی تاحد قابل تصور طراح سیستم است. ساختاری تاحدود زیاد شبیه به فرمانهای کد شده دوتایی(دیجیتال) که هر وضعیتی را تا حد پرسشهای دارای پاسخ دوتایی(بله و نه) تجزیه میکند و پیشاپیش پاسخ منطقی و براساس هدف سیستم را برای هریک از این پرسشها مشخص میسازد. مثلا در یک سیستم مترو ، کامپیوترهای صادرکننده مجوز حرکت قطارها به این پرسشها پاسخ پیشاپیش در خود دارند که اگر قطاری ایستگاهی را ترک نکرده قطار دومی میتواند به سمت آن حرکت کند یا نه. پاسخ نه است و کامپیوتر به عنوان یک سیستم خونسرد مجوز حرکت را بدون توجه به اشتیاق احتمالی راهبر قطار به شروع حرکت صادر نخواهد کرد. رسیدن به این پاسخ مستلزم دهها پاسخ نه یا بله به دهها پرسش کوچک دیگر است که دراین سیستم خونسرد به صورت متوالی ساختار کنترل حرکت براساس آنها طراحی شده است. به همین علت است که اختیارحرکت قطارها را کاملابه کف راهبر آنها واگذار نمیکنند و او مسئول کنترل و تصمیم گیری در موارد غیر پیش بینی شده است. در موارد مهمتر نیز همین اصل به دقت رعایت میشود. مثال برجستهترش ، عملکرد دفاع موشکی ایران در جریان اخیر است. پرسش اساسی پاسخ داده شده در سیستمهای بهشدت پیچیده موشک،شناسایی پرنده مشاهده شده است . دوست یا دشمن؟ پرسشی قدیمی که بسیار پیش از اختراع موشک در اصطلاحات جنگی بوده است:(friend or foe) سیستم خونسرد موشک برای این شناسایی معیارهایی در مکانیسم خود دارد و سیستم انسانی به عنوان آن عامل برتر و عقلانی سیستم ، تصمیمگیری و مسئولیت نهایی شلیک را به عهده دارد. اما همین عامل انسانی عقلانی، همان اپراتورهای دست به دکمه شلیک، خودش ظرفیت عملکردمنطقی و غیرمنطقی دارد. هم میتواند خونگرم و احساسی عمل کند و هم خونسرد ومنطقی. میتواند شبی پیش درمحضری بوده باشد که صدبار در آنهاشنیده یکی بزنی صدتامیخوری و دوره بزن دررو گذشته و سخت و محکم میکوبیم و… میتواندساعتها سینه خونخواهی زده و کاملا داغ شده باشد. این تحریکها البته برای مومنتر کردن اشخاص اشکالی ندارد(ترامپ هم همین کار را با ساکنان ایالات جنوبی و مرکزی آمریکامیکند) اما قاعده این است که وقتی اورا پشت مانیتور مینشانند و انگشتش را به دکمه میگذارند به او بگویند آن فضای گرم را کنار بگذار ، حالا تو بخشی از یک سیستم با کارکردخونسردهستی. هشیار باش که دولت آمریکا از طریق دولت عراق مطلع است که داریم پایگاهش را میزنیم ؛ تصمیم عاقلانه و خونسردانه نظام است و خیلی انتظار پاسخ نداریم و…
خونسردی و خونگرمی سیستمها البته فقط به عملکرد دستگاههایی که از فلزات سرد ساخته شدهاند ختم نمیشود، سیستمهای اجتماعی ، که کلا از عوامل انسانی شکل گرفتهاند بسیار بیشتر از سیستمهای متشکل از عامل مکانیکی و انسانی به خونسردی و خونگرمی مبتلایند. درسیستمهای خونسرد، احساسات و علائق عقیدتی، بخصوص عقاید و هیجانات ایدئولوژیک به عناصر درجه دوم شکلدهی به تصمیم و واکنش تبدیل میشوند و محاسبهگری هزینه و فایده و سنجش منافع به عنوان عامل عقلانی پیشرانه افراد و جامعه آنهاست. سه روز مانده به رفراندم سوئد برای تصمیم در باره پیوستن به حوزه یورو، آنا لیند نخستوزیر جوان و محبوب کشور، هنگامی که به تنهایی بدون محافظ و فیلمبردار برای خرید لباس به یک فروشگاهرفته بود، توسط یک جوان نیمه دیوانه چاقو خورد و جان سپرد. حجم عظیمی از مردم او را تشییع کرده برایش شمع افروختند. کسانی گمان بردند غم نتیجه رفراندوم راتغییرخواهد داد(نظرسنجیها۵۲ به ۴۸به نفع “نه” بود و آنالیند هم درجبهه “بله”) حکیمی گفت نه،سوئدی هابرای مرگ لیند متاثرند، اما رای آنها از احساسشان جداست. درست گفته بود. به چنین سیستمی از جامعه میگوییم خونسرد ؛ دارای قدرت تمیز بین احساس و عقل، سود و زیان، و دوست و دشمن.
عکس آن، جامعه خونگرم است: تحریکپذیر، مستعد موجآفرینی مخرب و مرگبار، و آماده برای ناکامیهای مداومی که تجربه حاصل از آنهابه هوشش نمیآورد. مااز این نوع هستیم.
اینروزها، جامعه ما در مقیاس جمعی و فردی نشان داد برکدام مدار میچرخد. فاجعه کرمان با همه اجزای نهادی و غیر نهادی آمادهساز وقوعش، و فاجعه هواپیما با همه آنچه میشود در باره تکعامل انسانی وقوعش تصور کرد. همه در یک نقطه به هم میرسند: دریک سیستم ناقص و ناکارا، که در ترکیب خونسردانه ومنطقی عقل و احساس بشر، سردی فلز و گرمی آدم، منفعت حکومت و منافعجامعه ، ناکارا ونامسئول است. با سابقه چهلساله دراصراربرپیمایش مسیرهای خطاوفشردندکمههای اشتباه!
منبع: جامعه نو













