در چنین شرایطی از قضا طرف بازنده، حکومتهایند چرا که ای بسا شکنجههای موردی در نزد افکار عمومی به عنوان روشی فراگیر و سیستماتیک معرفی شود و مبانی مشروعیت حکومت را به چالش کشد. به نظرم مورد اسماعیل بخشی فرصت مناسبی است تا در بارۀ قانون دسترسی به وکیل تعیینی در بازداشتهای سیاسی یا اصطلاحاً امنیتی تجدید نظر شود
» گفتار
فضای سیاسی و اجتماعی کشور که بیشتر از سوی مسئولین خط دهی می شود تنش زا و پر التهاب و مبتنی بر برداشتهای غلط و پیش فرضهای ناصواب است و تندروها زمام امور را بدست گرفته و بدون در نظر گرفتن عاقبت کار و مصالح و منافع ملی فقط خود را در نظر دارند، خطاهای خود را نمی پذیرند و از زیر بار مسئولیت گذشته و حال خود شانه خالی می کنند و ترسیم آینده بر اساس تفکرات آنها بسیار خوفناک است
از ۹ دی که گذشت، هیچ از آن یاد مکن
۹ دی ۸۸ و هیچ ۹ دی دیگری هرگز افتخاری برای نظام مقدس در پی نداشته و نخواهد داشت و امروز فقط چابلوسان و دلقکان و فرصت طلبان و تازه به دوران رسیده هایی دم از ۹ دی می زنند که اگر دفاع نکنند دودمان شان بر باد است. حال نظام مقدس با کدام توان می خواهد ۹ دی را حماسه بنامد در جایی که وقتی سردار همدانی، یکی از سرداران سپاه در مصاحبه اش می گوید ما پیش از عاشورای ۸۸ اراذل و اوباش را جمع کرده و در مدارس تهران که اجاره کرده بودیم آموزش و آماده باش دادیم تا در روز عاشورا به خیابان بیایند و مخالفان را سرکوب کنند
پایان دادن به نهاد های انتخابی هم هنوز ممکن نیست. کار به جای رسیده است که هر انتخابی از سوی مردم برای رهبری نظام تهدید قلمداد می شود.تازه انتخاب هایی که مطلوب مردم هم نیست بلکه امری نا گزیر بوده است
رسیدن جامعه به آستانههای تحریک
مجموعا اینکه باید در نظر داشت وقتی جامعه به سمت همگرایی در واکنشها پیش میرود احساس اعتماد به نفس بیشتری در روحیه جمعی پدید میآید که زمینه مناسبی برای هر نوع تحرک است. در این شرایط دولت مهمترین و سنگینترین وظیفه را برعهده دارد. از یک سو باید با نیروهایی که میل به سرکوب بیشتر دارند مقابله کند، از سوی دیگر باید برای ایجاد آرامش و ثبات در سطح جامعه فعال باشد. بیتوجهی به این وضعیت و یا کوتاهی در انجام وظایف در هر دو سمت ماجرا میتواند برای جامعه بار دیگر خطرآفرینی کند.
سرانجام، همزمان یکی از فحاشترین روحانیان علیه معترضان سال۸۸ را به ریاست مجمع تشخیص مصلحت رساندهاند. خودشان میدانند که صادق لاریجانی حتی در میان اکثر اصولگرایان هم منفور و -یا در بهترین حالت- مکروه است! اما خامنهای گمان میکند هر چه منفورترها را بیشتر در مسند نگهدارد و بر صدر بنشاند رهبرِ قاطعتری به نظر میرسد! این یعنی هرچه از عمر این نظام میگذرد مرزها ی «قاطعیت» و حماقت، بیشتر با هم میآمیزند
منطقه آزاد انسانی، راهی برای کاهش شکاف با جامعه ایرانی دور از وطن
در میان مشکلات و مسایلی که ایرانیان خارج از کشور با آنها روبرو هستند، این نوشته بر یک موضوع خاص و البته بسیار مهم و راهگشا چه از نظر انسانی و اخلاقی و چه از منظر اعتماد سازی متمرکز است: راه حلی برای مهیا کردن امکان دیدار ایرانیان خارج از کشور با خانواده هایشان از طریق تشکیل منطقه آزاد انسانی و مذهبی
چند نکته در پاسخ به ادعاهای علمالهدی
وقتی آقای علمالهدی و همفکرانش از عبارت« فتنه» برای یکپدیده اجتماعی و سیاسی استفاده میکنند یعنی آن واقعه را نه از دریچه عِلّی و معلولی و با معیاری علمی و جامعهشناسانه که با برچسب و نگرشی توام با اکراه مینگرند
هاشمی شاهرودی استاد آیت الله خامنه ای یا مقلد او؟
مرحوم شاهرودی وقتی برگزیده شد، ابتدا ساده انگار بود و گمان می برد می تواند “ویرانه” ای را که به إرث برده بازسازی کند، اما هرچه گذشت دریافت که کاره ای نیست، به ویژه در برخورد با پرونده های سیاسی و مطبوعاتی. در ابتدای امر به روزنامه نگاران، وکلا و حقوقدانان دو وعده مهم داد؛ چند شعبه ای کردن دادگاه مطبوعات، تعویض جلاد روزنامه ها و قاتل روزنامه نگاران
زنگنه خطاب به رهبری: “میدانید چه شده است؟ مثل این است که در یک بازی فوتبال، داور وسط بازی را قطع کند، چراغ های استادیوم را هم قطع کند و بعد از یک دفعه بگوید نتیجه ۳ بر هیچ!”/نمایندگان نامزدها با توجه به شواهد همدستیِ شورای نگهبان با دولت احمدینژاد، درخواست ابطال میکنند
گرفتاریِ مدام در “ابتذالِ شر” و “شرِ ابتذال”(نکتهای پیرامون رفتار پرخاشجویانهی نمایندهی سراوان)
“ابتذال” را “بیارج ساختن و پستی”، ترجمه کردهاند. گرفتار آمدن در چنبرهیِ چنین پدیدهای، بیگمان هولناک است و ویرانساز. شرّی است بزرگ. جامعهای که دچار به این پدیده شده باشد، مبتلا به “شرّ ابتذال” است و رنجور از آن. “فسادِ فراگیر” در یک جامعه، با گرفتاری آن در “شرّ ابتذال” آغاز شده و پس از طبیعی جلوه دادنِ آن شر و مکرّر ساختنش در ساحتهای گوناگون، حسّاسیّت مردم را نسبت به آن پدیده از بین برده و با عادی جلوه دادنِ چنان شرّی، وضعیّت “ابتذال شر” را به وجود میآورند. توجیهِ مرتکبان شر نیز همواره این بوده که “اگر هرکس دیگر هم میبود، آن شر را مرتکب میشد و اینچنین از مفهوم شر، اعادهی حیثیّت میکنند
راه حل مشکلی که نماینده سراوان ایجاد کرده این است که اولاً همکارانش در مجلس به ویژه رئیس و هیأت رئیسه مجلس اصول قانون اساسی، قانون شهروندی و آئین نامه خود مجلس را برایش بخوانند و توضیح بدهند و به او بگویند به حقوق قانونی که دارد قانع باشد و در رفتار خود با مردم تجدیدنظر کند، ثانیاً کارمندی که زیر بار حرف زور نرفت و فیلمبردار صحنه را که موجب این تنبه شد تشویق کنند و ثالثاً از وزیر اقتصاد در برابرتهدید استیضاح به خاطر این موضوع حمایت نمایند. این ماجرا اگر این چنین به پایان برسد، درسی خواهد شد برای تمام مسئولین و مقامات که حد خود را بشناسند و بر موازین اخلاق حرکت کنند ومردم را ولی نعمت خود بدانند
در اینکه خودکشی یا مرگ بر اثر بیماری در زندان های دنیا امری طبیعی است تردیدی نیست اما پرسش های ما درباره مرگ های غیرطبیعی و اتفاقات قابل اجتناب و ناشی از بی مبالاتی است و بدتر از آن بی جواب گذاشتن سوالات و اقناع نکردن مجلس و افکار عمومی و مصون ماندن مقصرین، که خودش از عوامل اصلی تکرار این مصائب است
مدتی است با خود می اندیشم که چرا قرن ها است ما ایرانیان، سیاه ترین زمان ممتدی را که تحت حکومت سرما است جشن می گیریم؟ و در آن حضوری همدلانه و شاید شادمانه داریم؟ همانند پدران و مادران مان که کرسیهایشان را گرم و مرتب و مجلسی می کردند، ما هم شعله شومینه و آتش بخاری هایمان را بیشتر می کنیم و در گرمادهی به اطاق هایمان کم نمی گذاریم
برگ دیگری بر پرونده سیاه استبداد
مرگ تاسف بار آقای وحید صیادی نصیری به خاطر بی اعتنایی مسؤلان زندان به تقاضای قانونی به حق وی جهت انتقال از زندانی که مجرمانی نظیر قاتلان و قاچاقچیان و… در آن نگهدای می شوند به زندان اوین یا رجایی شهر بود٠
فتوای امام علی(ع) و منسوبین مسئولان
در انتها امیدواریم که مسئولان کشور که مدعی پیروی از امیرالمومنین(ع) هستند، به این فتوای مولا عمل کرده امکانان و فرصتها را حق همه آحاد مملکت دانسته و آن را بر اساس شایستگی بین آنان توزیع کنند و دست آقازادهها، اقوام و آشنایان و دوستان و هم مسلکان نزدیک را از مقدرات مملکت کوتاه کنند و حتی اگر یکی از نزدیکان آنان شایستگی هم داشته باشد دیگران را بر او ترجیح دهند تا اتهام قبیلهگرایی و فساد دامنگیر خود آنان نشود، و پاسخی در محضر خدا داشته باشند.
اگر حاکمان از خردمندان دور نیفتاده بودند
آه!چه اتفاق تلخیست! مجلس در حال بررسی سوال احتمالی از وزیر اقتصاد بدلیل رفتار کارمند گمرک با نماینده ای از استان سیستان و بلوچستانست و در سویی دیگر آموزندگان علم و دانش بدلیل نداشتن وسیله گرمایشی کم خطر جان خویش را از دست میدهند.
دردهای کارگران، ارزش فرستادن نمایندهای از دولت برای گفت و گو ندارد؟
دولت در قبال فریاد کارگران خوزستان ساکت نماند. آیا دردهای کارگران، ارزش فرستادن نمایندهای ویژه، برای گفتوگو و حل معضلات آنان را ندارد؟ بیش از سی روز است که اعتراض آرام و قانونی کارگران، بدون هیچ شعار ساختارشکنانه و صرفا با بیان مطالبات ِصنفی کارگران ادامه دارد. در نهایت، به جای پاسخی مستدل و منطقی به اعتراضات، با دستگیری کارگران میخواهند به اعتراضات خاتمه دهند
از همه جالبتر اینکه نه ریاست جمهوری متعرض ادغام تفکیک قوا است ونه مجلس شورای اسلامی دراین خصوص از ریاست جمهوری و ریاست مجلس سئوال می کند که چرا با این تصمیماتشان تفکیک قوادراصل ۵۷ رابی معنا کرده اند واختیارات مجلس وهیات وزیران و…را با این تصمیمات ازحیض انتفاع انداختهاند؟ تردیدی نیست که اگر روسای جمهوری بعنوان مسولان اجرای قانون اساسی وشورای نگهبان قانون اساسی بدرستی به مسولیت های خود عمل می کردند هر ایینه کشور شاهد ترک برداشتن استقلال قوا و مداخله یکی از قوا در قوای دیگر و یا ادغام قوا بشکل امروزی آن اتفاق نمی افتاد. لذا این تکلیف بر ریاست جمهوری است که باید بعنوان مسئول اجرای قانون اساسی چنین ادغامی را برنتابد و چنین اقدامی را تخلف ازقانون اساسی قلمداد نماید واین کجی را که بر اساس یک رویه غیر قانونی بر ساختمان استقلال قوا تحمیل شده است با اجرای نص صریح قانون اساسی این کجی را راست نماید
برخی از مدیران زندانها به مجرد آنکه موضوع اعتصاب غذای یک زندانی به گوششان میخورد؛ از همان ابتدا مسیر غلطی انتخاب میکنند و به جای کمک به حل مشکل، گره بر گره میافزایند. به نظرم این اتفاق در مورد وحید صیادی نصیری هم رخ داده است. مسئولان قضایی اعلام کردهاند که او بر اثر ناراحتی کبد از دنیا رفته است
حذف نظارت استصوابی شرط شرکت اصلاح طلبان درانتخابات
بنابراین اصلاح طلبان باید علاوه براستراتژی فوق که با اجماع مجموعه جریان اصلاحات برای حذف نظارت استصوابی باید پی گرفته شود هر آینه باید از رهبری هم این مطالبه ملی را درخواست کنند. مضافا اینکه اصلاح طلبان باید مراحل قانونی شدن این مطالبه را از طریق ارایه طرحی جهت اصلاح قانون فعلی انتخابات توسط فراکسیون امید،که هیچگونه امیدی ازآن برنمی خیزد و یاچند نفراصلاح طلب موجود در مجلس بصورت همزمان پی بگیرند و پای این مطالبه ملی و میهنی بمنظور بازکردن گره کور و حلقه تنگ نظارت استصوابی ،که زمینه و مسیر مشارکت گسترده آحادمردم و ورود نامزدهای شایسته و وطن پرست و دین دار و شجاع را مسدودنموده است فراهم نمایند
راهِ اصلاحگرایان” و “صنفِ اصلاحطلبان” ببین تفاوتِ ره از کجاست تا به کجا؟
قبیلهای از این قبیل تفاوتها را میانِ “راهِ اصلاحگرایان” و “صنفِ اصلاحطلبان” میتوان برشمرد. مهم آن است که بدانیم پیمایندگانِ راهِ اصلاحگرایی، لزوماً در شمارِ احزاب(!) یا شوراهای عالی(!)ِ فریادزنندهیِ “لزوم انجامِ اصلاحات” نیستند. اصلاحگرایان ممکن است در هیچ “لیستِ امید”ی نیز نبوده باشند. اصلاحگرایان، ممکن است هیچگاه ابرازِ ارادتی “عارف”انه به هیچ شخصِ حقیقی و حقوقی نداشته و “سکوتهایِ اسرارآمیز” نیز پیشه نکرده باشند، امّا به “قانون و توابعش”، به گونهای همهجانبه پایبندند.
از جنبش سبز تا جلیقه زردها: ساده سازی و توجیه دستگاه سرکوب
“جلیقه زردها ” اینجا نه خس و خاشاک خطاب شده اند نه بزغاله نه میکروب. نه حاکمان به مطالباتشان دهن کجی کرده اند نه زندانها را سالیان طولانی از وجودشان پر می کنند. دولت فرانسه از بخش بزرگی از اصلاحات اقتصادی عقب نشینی کرد شش ماه آنرا به تعلیق در آورد و نخست وزیر بر اهمیت انسجام ملی تاکید کرد. مذاکره با مخالفان را به رسمیت شناخت
در چنین چارچوبی از زندگی سیاسی، جنبش دانشجویی اهمیت مشخصی خواهد داشت زیرا اولاً از ابزارهای نقد نظری بیش از دیگران برخوردار است ثانیاً امکان سر زدن به تمامی جنبشهای دیگر -از کارگران تا طبقه متوسط، از جوانان تا زنان- را برخوردار است و ثالثاً میتواند دامنهی نفوذ خود را تا احزاب رسمی و غیررسمی گسترش دهد و طراحیهای دگرگونهای از تئوری تشکیلات، نظم جایگزین و در یک کلام زندگی سیاسی ارائه دهد
حکومت بهخیال خود میخواهد با اعدام عاملان اجراییِ معدودی از فسادها، رضایت و امید را به جامعه تزریق کند. غافل از اینکه یکم، جامعه آمران را نشانه رفتهاست نه فقط عاملان را. دوم، جامعهی رشد یافته و مدنی بهدنبال انتقام از حتی آمران هم نیست
بنابراین دانشجویان به عنوان قشری که بدون شک ظرفیت آن را دارند که مهمترین و پیشروترین نیروی حامل تغییر در جامعه باشند، فطرتاً متعهدند تا به گونهای مستقل از قدرت حاکم، فساد، ظلم، بیعدالتی و تمامی اجحافاتی را که بر خود و سایر اقشار جامعه روا داشته میشود، به گونه صریح عنوان کنند. دانشجویان میتوانند با تحریجویی حقیقت آن را عریان کنند و تحدد ببخشند؛ تضادهای دورانی را برای خود و مردمانشان شاخص کنند و از همه مهمتر خردگرایی انتقادی را اشاعه دهند. اهمیت خردگرایی انتقادی و تفکر نقادانه را که قلم فرساییها دربارهی آن شده است میتوان فقط در یک جمله از تئودور آدورنو، نظریهپرداز مکتب فرانکفورت، خلاصه کرد: نقد، خمیرمایهی «دموکراسی» است و «دموکراسی» مستقیماً از طریق نقد تعریف میشود
برای فهم سیاست توسعهای ما کافی است که این بندر و منطقه آزاد چابهار را با منطقه آزاد شنژن در چین مقایسه کنیم. منطقه آزاد چابهار حدود ۲۵ سال است که تأسیس شده است، ولی تحول مهمی را در منطقه شاهد نیستیم. پس از گذشت تمام این سالها، اکنون فقط حدود ۳۰۰۰ کارگر صنعتی و تولیدی در این منطقه مشغول به کار هستند، و کل کارکنان منطقه به ۱۱۰۰۰ نفر میرسد. یعنی از ابتدا تا کنون هر سه روز معادل یک شغل صنعتی و تولیدی در منطقه ایجاد شده است. و هر روز حدود یک شغل به کل منطقه اضافه شده است
مطبوعات نیمه جان هنوز تاثیرگذار است!
در دوران سیاه دولت مهرورزی وقتی جامعه مطبوعاتی از عناصر فرهیخته و نام آور تهی شد،مشتی نیروهای کاسبکار و غیر حرفه ای جایگزین چهره هایی چون شمس الواعظین و خانیکی ها شدند.انحطاط جامعه روزنامه نگاری ایران در دوران ۸ ساله احمدی نژاد رقم خورد
کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و کارگران فولاد خوزستان نزدیک به یک ماه است فریاد حقطلبی سردادهاند. اما اکثر شخصیتها، گروهها و احزاب سیاسی، اعم از اصولگرا و اصلاحطلب، سکوت را به احتیاط نزدیکتر تشخیص دادهاند. کرختی و بیخیالی برخی مسئولان، باعث شده که نزدیک به یک ماه هنوز تحصن و اعتراض و راهپیمایی ادامه داشته باشد و ابعاد تازهتری بیابد
گروهی از اصلاح طلبان، نیروهای اصیل و صادق در عرصه سیاسیاند. هزینه میدهند و هزینه دادهاند. اما در طراحی استراتژی عمل، جز به بالا نمیاندیشند. یا با چانه زنی و یا با حمله و یورش، قصد ورود به آن بالا دارند. نه برای خودشان، بلکه برای تامین مقاصد مصلحت جویانه ملی شان. اما تلاش آنها، تامین کننده فرصت برای خیل فرصت طلبانی است که لباس اصلاحات میپوشند و نام و نان اصلاحات میخورند و حتی دعایی هم نمیکنند به جان کسانی که بستر ساز آنها شدند









