سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رسیدن جامعه به آستانه‌های تحریک...

رسیدن جامعه به آستانه‌های تحریک

چکیده :مجموعا اینکه باید در نظر داشت وقتی جامعه به سمت همگرایی در واکنش‌ها پیش می‌رود احساس اعتماد به نفس بیشتری در روحیه جمعی پدید می‌آید که زمینه مناسبی برای هر نوع تحرک است. در این شرایط دولت مهم‌ترین و سنگین‌ترین وظیفه را برعهده دارد. از یک سو باید با نیروهایی که میل به سرکوب بیشتر دارند مقابله کند، از سوی دیگر باید برای ایجاد آرامش و ثبات در سطح جامعه فعال باشد. بی‌توجهی به این وضعیت و یا کوتاهی در انجام وظایف در هر دو سمت ماجرا می‌تواند برای جامعه بار دیگر خطرآفرینی...


داوود حشمتی:

جامعه ایران در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برد و به نظر می‌رسد به آستانه تحریک بسیار نزدیک شده است. نقطه‌ای که ممکن است بار دیگر منجر به وقایعی همچون دی ماه سال ۹۶ شود. با نگاهی به وقایع چند هفته‌ اخیر می‌توان استدلال کرد که جامعه با یک جرقه امکان دارد بار دیگر مشتعل شود و لازم است مسئولان (خصوصا در دولت) نسبت به بازگشت آرامش و ثبات به کشور تلاش بیشتری کنند. اما چرا متقعدم جامعه به آستانه تحریک نزدیک شده است؟

در ماه‌های اخیر سه اتفاق منجر شد تا ایرانی‌‌ها از هر دسته و گروه نسبت به آن واکنشی تقریبا یکسان نشان داده و آن را محکوم کنند.

اول: ماجرای فحاشی نماینده سراوان به مامور گمرک. دوم: حادثه کشته شدن ده نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد سوم: توئیت محسن رضایی در مورد عملیات فریب که اعلام می‌کرد کربلای چهار یک عملیات فریب بود.

سئوال اول: آیا این وقایع با هم دیگر دارای ارتباط هستند و کانون‌هایی در «پیدایش» یا «تحریک جامعه به انجام واکنش» دست داشتند؟ از نظر من هیچ ارتباطی میان آنها نیست و نمی‌توان این وقایع را به یکدیگر متصل کرد. حتی جنس واکنش‌ها و جنس‌ کنش‌گران آن را نیز نمی‌توان محدود و سپس متصل و منتسب به جریانی خاص کرد. از همین رو فرضیه «توطئه» سازماندهی بودن آنها را قابل قبول نمی‌بینم.

با این‌حال چرا همین موارد می‌تواند زمینه‌ساز یک اتفاق دیگر نظیر دی ماه ۹۶ باشد؟ به باور من واکنش به این وقایع در سطح شبکه‌های اجتماعی باعث شده تا فعالان و حتی مردم عادی به خودباوری در تاثیرگذاری اجتماعی دست پیدا کنند. به این معنا که اهمیت وقایع توانسته گستره بزرگی از واکنش‌ها را به دنبال داشته باشد و این پژواک بلند آن مردم را در نقطه‌ای به همدیگر برساند.

اگر به وقایع پیش از دی‌ماه سال ۹۶ باز گردیم می‌توانیم به روشنی این موضوع را ببینیم که چگونه واکنش‌های مردم به مسائل مختلف رفته‌رفته از آنها یک «اجتماع ناراضی» ساخت که با جرقه‌ای از سوی مخالفان دولت در مشهد دامنه آن به کل کشور تسری پیدا کرد.

قبل از دی ماه ۹۶ این وقایع واکنش‌های سراسری و تقریبا یکسانی را به دنبال داشت. ۱-اعتراض مالباختگان موسسات ملی اعتباری، ۲- زلزله کرمانشاه، ۳- اعتراض مردم به بخشی‌هایی از بودجه سال ۹۶، موج مجازی پشیمانیم (جنبش آنها که می‌گفتند از رای دادن به روحانی پشیمان هستیم و از سوی جریان‌های براندازی و ارزشی هم در توئیتر با اکانت‌های فیک تقویت شد)، ۵- زلزله تهران.

فعالان مجاز ی و مردم عادی در تمام این وقایع به طور غالب یکصدا شدند و اعتراضی تقریبا همسو داشتند. تا آنکه در اوائل دی‌ماه با افزایش نرخ برخی اقلام و کلیدخوردن اعتراضات از مشهد به قصد زمین زدن روحانی در اولین سال دولت دوازهم اعتراض شعله‌ور شد.

به عبارت روشن‌تر، وقتی جامعه در فضای مجازی به همصدایی و اتحاد در اعتراض دست پیدا می‌کند و در موارد مختلف (به طور کاملا غیرسازماندهی شده) همدیگر را پیدا می‌کنند، پتانسیل بیرون آمدن از فضای مجازی و تبدیل شدن به سطحی از اعتراض در فضای عمومی را دارد.

گزارش اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس در مورد احتمال تورم بی‌سابقه در پایان سال و افزایش قیمت مرغ و گوشت در ایران می‌تواند زنگ خطر و هشدار مهمی در این زمینه باشد.

مجموعا اینکه باید در نظر داشت وقتی جامعه به سمت همگرایی در واکنش‌ها پیش می‌رود احساس اعتماد به نفس بیشتری در روحیه جمعی پدید می‌آید که زمینه مناسبی برای هر نوع تحرک است. در این شرایط دولت مهم‌ترین و سنگین‌ترین وظیفه را برعهده دارد.

از یک سو باید با نیروهایی که میل به سرکوب بیشتر دارند مقابله کند، از سوی دیگر باید برای ایجاد آرامش و ثبات در سطح جامعه فعال باشد. بی‌توجهی به این وضعیت و یا کوتاهی در انجام وظایف در هر دو سمت ماجرا می‌تواند برای جامعه بار دیگر خطرآفرینی کند.

امتداد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.