» اندیشه
شجره خبیثه تکفیر و حکم اعدام سهیل عربی
آیا آقایان حاکم تصور می کنند تصویر به دار آویختن انسان ها در ملا عام تصویر لطیف و خوبی است که هر از چندی با تبلیغات زیاد آن را به نمایش عمومی در می آورند؟ آیا محبوس کردن خیل زندانیان عقیدتی، که در آن افراد به خاطر اختیار کردن باوری دیگر به حبس و گاه اعدام محکوم می شوند، اختلافی مبنایی با رویکرد تکفیری ها دارد؟ آیا تکفیر سیاسی مرسوم در صحنه سیاست که در آن با عنوانی غیر شفاف، غیر حقوقی و کلی به نام “فتنه گر”، افراد را به خاطر داشتن باور سیاسی متفاوت و احتمالا پافشاری بر دیدگاه خود تحت محرومیت و فشارهای مختلف قرار می دهند، نوعی داعشی گری سیاسی نیست؟
درباره روانشناسی دین
روانشناسی دین محل التقای دو سلسله دانشهاست؛ یک سلسله دانشهای روانشناختی و یک سلسله دانشهای دینپژوهانه. روانشناسی دین در منطقه همپوشان این دو دسته دانشهاست.
سوگ پاشایی نمایش مردم بود نه نخبگان
تصویر جمعیت بزرگی که در شعر او را می خوانند و با گوشی های خود از این ماجرا فیلم برداری می کنند، این صحنه به خودی خود (ولو آنکه خاص ایران نیست) گویای نوعی سوررئالیسم اجتماعی و شگفت آور است …
غلبهی مجدّد روایت اسطورهای عاشورا
اما در حال حاضر بهنظر میرسد جامعه و هیأتهای مذهبی به روایت اسطورهای بازگشت کردهاند؛ ضمن اینکه همهی این روایتها در میان نیروهای خاصی زندهاند و در کنار هم حضور دارند. حتا در اواخر دههی ۸۰ تحت تأثیر جنبش اجتماعی مشخصی، نوعی بازگشت به روایت انقلابی دیده میشود و مضامین این نوع روایت در برخی هیأتهای مذهبی نظیر هیأت بعثت در شهر یزد دیده و شنیده شده است. اما آن چیزی که شما با تعابیر “ظاهرگرایی” و “افول محتوا” از آن نام بردهاید، را من روایت اسطورهای از عاشورا مینامم. بهنظرام این تعبیر فنی و خنثا است و بار ارزشی مفهوم مسألهدار “افول محتوا” را ندارد؛ ضمن آنکه پدیدهی مورد بحث را بهتر تبیین میکند و توضیح میدهد
بسیج در آزمون و «فتنه»
موسوی می گوید “امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمیخواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم میدید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید.” او می داند که ”قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید.” میر معتقد است “اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریتهای خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی حتی به مراتب مهمتر از آرمانهای جنبش سبز ما را مجبور میکند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.”
در کدام گذشته نمانیم؟
اگر موسوی و کروبی همراهان دربند یا آزاد جنبش سبز دست رد به دعوت های به ظاهر مصلحت اندیشانه برای توبه از گذشته می زنند به این دلیل روشن است که کارنامه گذشته خود را با معیارهای عقلانی، اخلاقی و دینی قابل دفاع می یابند. مقاومت آنان در راهی که پیش گرفته اند، مقاومت در برابر خواست تفکر اقتدارگرایی برای بازگشت به آن دسته از سازوکارهای بازی سیاسی است که باعث تضعیف جمهوریت و در نتیجه، اسلامیت نظام می شود و این به طور قطع و یقین، نه در گذشته ماندن، که گام برداشتن به سوی به آینده ای روشن تر است.
راه سبز دانشگاه و فتنهای که نخبگان و دانشگاهیان در آن دخیلاند
اما این همه هزینه تحمیلی بر حوزه علم و دانش و دانشگاه اگر هیچ عایدی نداشته باشد یادآور این نکته است که آنچه اقتدارگرایان فتنه می نامند، زنده است، همان طور که دانشگاه زنده است. دانشگاه ها سبز باقی می مانند چون نتوانسته اند دانش و فکر و منطق را از آن بگیرند.
فعالان سیاسی اجتماعی سبز و دولت روحانی
این اشتباه را متاسفانه در بین برخی نیروهای فعال سیاسی و اجتماعی اصلاح طلب می بینیم که پس از انتخاب دولت روحانی، به انتظار تحقق مطالباتشان تنها از طریق دولتند و از فعالیت های خوب خودشان در دوران پیش از تشکیل دولت جدید دور شده اند. معمولا هم این انتظار بی سرانجام بوده و موجب سرخوردگی شان شده است.
ساختارهای اجتماعی، در مقابل رفتارهای اخلاقمدارانه شهروندی
درحالحاضر، تجددخواهی درجامعه ایرانی غالب شده است. نسل جوان و بخش عمدهای از طبقه تحصیلکرده و روشنفکر به سنت تاریخی که از سوی سنتگراها بیان میشود، پشت کردهاند. اکنون یک نوع انقطاع تاریخی به شکل خودزنی و خودسوزی و حذف هویت تاریخی در میان مردم شکل گرفته است. باید توجه داشت با صدور بخشنامههای دولتی و حکومتی و با فشار و با حقنه رسانهای به هیچوجه نمیتوان مانع بسط و توسعه تجددگرایی در جامعه شد.
جنایاتی که دینداران به نام دین میآفرینند
اگر در جامعه دین منهای اخلاق ترویج شد، دینداران برای دست زدنِ به جنایت مهیا هستند. اگر تریبونهای دینی در اختیار کسانی قرار بگیرد که نوعی دینداری که با هتاکی همراه است و اساسا در آن دین بویی از عاطفه و انسانیت دیده نشود یا بسیار اندک دیده بشود، تبلیغ کنند، کسانی که در این نوع مجالس تربیت میشوند، آمادگی دارند که اگر به آنها دستور داده بشود به راحتی و سهولت مرتکب جنایت بشوند.
امام حسین(ع) منادی حق اعتراض به حاکم جائر
امام حسین علیه السلام حق قیام و انقلاب بر علیه حکومت جور را داشتند بلکه بنا به اندیشه شیعه این مهم یک تکلیف دینی کاملا آشکار بود که بر عهده ایشان قرار گرفت چرا که در اندیشه شیعه منبعث از فرمایش پیامبر اسلام (ص) ظالم ومظلوم هر دو گناهکارند و اگر کسی تن به ظلم بدهد و بدین طریق ظالم را در استمرار رفتار ظالمانه یاری دهد او نیز مسوول است.
حکومت اسلامی؛ مشروعیت و جبّاریت
چگونه به حضرت امام نسبت داده می شود که برای فقیه بدون رضایت مردم «ولایت فعلیّه» قائل است در حالی که ایشان بار ها بر حق مردم در تعیین سرنوشت خویش، تأکید داشتند؟ در هنگام رفراندم جمهوری اسلامی اساسا رای به ولایت فقیه مطرح نبود و صرفاً شکل نظام، به رأی گذاشته شد، پس چگونه ادعا شده است که قریب به صد در صد مردم به ولایت فقیه رأی دادند؟
تفاسیر متفاوت از واقعه عاشورا
ما شیعیان، نسبت به ائمه مان هم اشعری هستیم. زیرا برای مثال می گوییم هر کاری که امام حسین انجام داده است، چون او انجام داده، خوب است؛ نه آنکه کار چون خوب بود، امام حسین انجام داد. این تلقیِ اشعری مآبانه، سبب می شود که ما وقتی نقلی از زندگی ائمه می شنویم، نپرسیم چرا ایشان چنین کرده اند. زیرا صرفا چون چنین کرده اند، پس خوب است. اما برای درس آموزی، باید به دنبال این «چرایی ها» بود.
بیانیه مهم میرحسین درباره عاشورای 88
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین الملل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند. و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم.
حسین(ع) حصر را به قیمت خونش شکست؛ فدیهای که فتنه نامیده شد
شامیان واقعا تصور می کردند که اسلام دین اطاعت از خلیفه الله است و نه هیچ چیز دیگر و اگر زکاتت را دادی و به نماز جمعه ات رفتی و روزه ات را گرفتی و قرآنت را خواندی و تسبیحاتت را بجا آوردی، از دینت ذره ای کم نگذاشته ای! ولو یزید حاکمت باشد و بر سر حقوق و آبرو و آزادی مردم و واصول حیات بخش دینت هرچه خواهد آورد! حسین کوشید این تصور آن مردم را باطل کند و این دیوار بلند شق عصای مسلمین را به بهانه مضحک حفظ وحدت ظاهری بشکند و بگوید این دیوار طاعت حکومت نه هیچ تقدسی دارد نه هیچ مشروعیتی نه هیچ وجاهتی! آن چه مقدس است اسلام است. اسلامی که مردم آزاد بت شکن می پرورد.
اسیدپاشی در جامعه جنبشی
جامعه ایران، جامعه جنبشی است و تا اطلاع ثانوی نیز چنین خواهد بود. بحرانهای متوالی، انبساط امور سیاسی و ارتفاع گرفتن دیوار بیاعتمادی دولت-ملت خصیصههای انکارناپذیر چنین شرایطی است و تنها راه تغییر این بستر و زمینههای اجتماعی، ارادهای قوی برای آغاز گذار دموکراتیک و پاسخ به مطالبات جامعه به خصوص طبقه متوسط است. مسیری اجتناب ناپذیر که طولانی شدن آن موجب افزایش هزینههای اجتماعی و ملی و قربانیان بیشتر از جمله زنان و دختران زیبارویی است که در حوادث اخیر اسیدپاشی، سیرت و صورت مهاجمان را افشا کردند.
«امامت عدل» را به «امام عادل» تقلیل ندهیم
حکومتی که امت امامت عدل قرار است باشد، در مرحلهی نخست حکومتی است که تکیهاش بر انسانهای آگاه، آزاد و با ایمان است. بنابراین اهتمام حضرت امیر در آن سال ها بر آگاهی بخشی به مردم بود. کمتر حکومتی مانند حکومت علی(ع) را سراغ دارم که بعد از روی کار آمدن، بیشترین نقد و مجال نقد را نسبت به حکومت خود میدهد.
داعشیهای وطنی و «فاتحهخوانی برای ندا»
بگذریم از اینکه «عصبانی نیستم» به فاتحه خوانی برای ندا ربط دارد یا ندارد. اما چرا فاتحه خوانی برای ندا آقاسلطان، از نگاه اقتدارگرایان، جرمی نابخشودنی است؟! آخر این چه تفکر پرنفرت و کینه جو و پلیدی است که حتی فاتحه خواندن برای فرد مظلومی که چنان جانگداز پیش چشم جهانیان جان باخته را تاب نمی آورد؟ مگر خود ایشان مدعی نبودند که ندا آقاسلطان را خود معترضان کشته اند! پس چرا از فاتحه خوانی برای او ترسانند؟
طرح حمایت از آمران به معروف: خصوصیسازی سرکوب
آنچه از سوی طراحان اصلی این طرح دنبال می شود، به مواردی که قرار نیست “کش” داده شوند، مربوط نمی شود. چرا که از 88 تاکنون افراد زیادی تنها به دلیل انجام همین فریضه امر به معروف و نهی از منکر به شیوه های زبانی و نوشتاری، مورد سنگین ترین برخوردهای قضائی و امنیتی قرار گرفته اند. از این رو می توان گفت که اقتدارگرایان در صددند تا بخشی از کار سرکوب حکومتی را “خصوصی سازی” کنند.
فرهنگ عاشورا فرهنگ اربعین
این بازسازیهای مکرر در فرهنگ عاشورا میتواند موضوع یک تحقیق تاریخی قرار بگیرد. عناصر زیادی در فرهنگ عاشورا وجود دارد.کسی که درصدد بازسازی فرهنگ عاشوراست، از میان انبوه دادهها، گزینش میکند و عاشورای خود را میسازد یعنی فرهنگی را که عملیتر و کاربردیتر باشد و بتواند به مسائل او پاسخ دهد. در عمل حتی روضهخوانها هم همین کار را میکنند و مثلا درمجلس ختم یک بچه کوچک، روضه علیاصغر میخوانند. این قبیل معماریها و بازسازیها تا به حال الی ماشاا… صورت گرفته است. مرحوم مطهری کوشش کرد عناصر افزوده شده به فرهنگ عاشورا را نشان دهد، ورود این عناصر به فرهنگ عاشورا گاه به مقتضیاتی، شخص ناچار میشده چیزهایی را به ماجرا ضمیمه کند
نگذاریم دین تحریفشده حاکم شود
جهل و در غفلت قرار گرفتن مردم، از ابزار رسمی قدرت هایی است که به نام دین یا غیر دین حکومت می کنند و نهضت امام حسین متوجه این قسمت است که مردم آگاه باشند و متوجه شوند و از غفلت بیرون بیایند تا به دنبال سرگرمی هایی که آنها را از حق، حقیقت، صدق، عدل، امانت و کمالات انسانی باز می دارد، نروند و همیشه و همواره آگاه باشند.
چرا اظهارات مربوط به ظهور از تب و تاب افتاده است؟
ماجرای سی دی «ظهور نزدیک است» اوج یک جریان در طرح مسأله ظهور به صورتی تازه و نزدیک بود و البته قرار بود آن فعالیت ها ادامه یابد که بر اساس مسموعات، از سوی برخی از مراجع قانونی با آن برخورد شد. سی دی بعدی هم تهیه شد که حالا گزارش آن را خواهید دید. اما آن روزها، قبل و بعدش، هر از چندی داستانی و خبری و نکته ای و اظهار نظری در باره ظهور مطرح می شد. برخی از اخبار آن را جمع کردم. از سایت ها، مطبوعات، از اخبار و گزارشها. یقین ندارم همه درست باشند، اما به هر حال آن روزها، بازار این مطالب گرم بود.
روایت سید محمد خاتمی از راهبرد آتی جریان اصلاحات
اصلاحات باید رویکردش رو به مردم باشد و کمک کند بدبینیهای احتمالی که نظام نسبت به این جریان پیداکرده، حذف شود. اگر چنین نشود، نتیجهای جز واگذاری عرصه به تندروهای مسئولیتناپذیر جامعه حاصل نخواهد شد و این هم به زیان مردم است و هم به زیان نظام و رهبری. اصلاحطلبان در عرصههای مختلف باید زمینه تعامل و گفتگو با همه جریانات سیاسی معتدل را ایجاد کنند. البته این به معنای ائتلاف مستقیم نیست؛ اما میتوان در حین رقابت، با احزاب و گروههای دیگر همکاری و همراهی داشت.
آخوند خراسانی و نقد نظریه حکومت دینی
ما میدانیم علما و مراجع در استقرار نظام مشروطه بالاترین نقش را داشتند، خب علما و مراجعی که توانستند با استفاده از قدرت روحانی آن نظام استبدادی را تبدیل به نظام مشروطه کنند، چرا نیامدند به جای آن کار حکومت اسلامی تاسیس کنند؟
طرح «جرم سیاسی» ناقصالخلقه است
این قانون کامل، مانع و جامع نیست و به نظر می رسد که بازهم باید از نظر حقوقدانان و اندیشمندان این عرصه استفاده شود تا قانونی وضع شود که تاحدودی ابهام ها را برطرف کند؛ زیرا قانون کامل و مانع و جامع نخواهیم داشت و در نهایت قانونی حاصل شود که قابلیت اعمال داشته باشد.
علی(ع)، نفی خودکامگی و رعایت حقوق مخالف
در حکم تکلیفی، مردم در برابر خدا مسئول هستند هر چه را که پیامبر و امام می گوید گوش دهند اطاعت مطلق هم باید کنند. چون آنان معصوم از خطا می باشند. اما اگر مردم گناه کردند و اطاعت نکردند، آیا والی به آنان زور می گوید و با قهر و غلبه بر آنان حکومت می کند؟ پیغمبر خدا که مبعوث و منصوب از طرف خدا بود تا زمانی که مردم با او بیعت نکردند تشکیل حکومت نداد، اولیای دین این گونه نبودند که با یک اقلیت قدرتمندی بخواهند بر اکثریت زور بگوید. حضرت امیر علیه السلام ۲۵ سال سکوت می کنند اما زور نمی گویند
امکان یا امتناع همزیستی خلاق و صلح آمیز در جامعه به لحاظ قومی ومذهبی متکثر
اگر درست است که عامل اصلی بروز خشونت های قومی، احساس وتجربه ناامنی شدید وفلج کننده همراه با مسدود شدن راههای کنش خلاق وعقلانی و تعامل وگفت وگوی انتقادی است، واگر درست است که فقط در سایه نظم وامنیت برآمده از سیاست مبتنی برانواعی از دموکراسی های مشارکتی، شورائی و یا گفت وگوئی همکاری وهمبستگی آزاد و داوطلبانه میان همه نیروهای متفاوت قومی وفرهنگی بدون حذف هویت ونقض حقوقشان ، امکان پذیرمی شود، باید به عوامل وشرائطی اندیشید که این همکاری وهمبستگی را امکان پذیر می سازد. هر برنامه سیاسی پیشنهادی دراین زمینه، باید بتواند هردوعامل بنیادی پرورش دهنده وبرانگیزنده افراط گرائی ونزاع وخشونت فرقه ای سیاسی و یا نظری وایدئولوژیک را کنترل و بلااثر سازد.
اسلام داعش، اسلام حقوقگریز و آزادیستیز
در عصر ارتباطات و جهانی شدن و حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر، دفاع از اسلام حقوق گریز و آزادی ستیز، دین گریزی و حتی دین ستیزی را گسترش می دهد. با سرکوب حکومتی و قرائت استبدادی از دین می توان در مدتی معین و کوتاه از بروز انتقادها و اعتراض های مردمی جلوگیری کرد اما هرگز نمی توان جلوی شورش اندیشه ها علیه استبداد سیاسی و دینی و حتی علیه خود دین را گرفت. طغیانی که دیر یا زود نشانه های خود را در اجتماع ظاهر خواهد کرد.
علما فسادها را فریاد بزنند
اگر حکومت فاسد است چون دست جاهل افتاده است. اگر جامعه فاسد است چون عالم، ساکت است یعنی نقش نخبگان و روشنفکران و کسانی است که تعهدی بر دوش آنهاست. اگر امروز در جامعه ما زشتی، پلشتی، بی عدالتی، جور و عدم تحقق عدالت فردی و اجتماعی، کیفری و غیر کیفری وجود دارد، وظیفه علماست که فریاد بزنند… ما در برابر مقولات اساسی این نظام مثل عدالت، بی عدالتی و فساد، متاسفانه آنطور که باید و شاید حساسیت عملی نشان نمی دهیم.
درباره مشروعیت دولت تحمیلی
متفکرانی که در هیچ شرائطی استبداد را توجیه پذیر نمی دانند، اساسا چنین حقی را حتی برای امام معصوم هم به رسمیت نمی شناسند و بدون آنکه جواز بکار گیری زور را مشروط به مصلحت کنند، امام معصوم را هم حتی با این قید و شرط، برای «قهر و غلبه» آزاد نمی دانند، استاد مطهری از همان نادر متفکرانی است که حاکمیت امام معصوم را هم بدون رضایت مردم، جایز نمی داند. متاسفانه از زمانی که اندیشه شهید عالیقدر علامه مطهری به «حاشیه» رفت و مطهری نمایان میدان دار شدند، این اصول و مبانی رو به فراموشی گذاشت.