سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علی(ع)، نفی خودکامگی و رعایت حقوق مخالف...

علی(ع)، نفی خودکامگی و رعایت حقوق مخالف

چکیده : در حکم تکلیفی، مردم در برابر خدا مسئول هستند هر چه را که پیامبر و امام می گوید گوش دهند اطاعت مطلق هم باید کنند. چون آنان معصوم از خطا می باشند. اما اگر مردم گناه کردند و اطاعت نکردند، آیا والی به آنان زور می گوید و با قهر و غلبه بر آنان حکومت می کند؟ پیغمبر خدا که مبعوث و منصوب از طرف خدا بود تا زمانی که مردم با او بیعت نکردند تشکیل حکومت نداد، اولیای دین این گونه نبودند که با یک اقلیت قدرتمندی بخواهند بر اکثریت زور بگوید. حضرت امیر علیه السلام ۲۵ سال سکوت می کنند اما زور نمی گویند...


شیعه تنها مذهبی است که 250 سال معلم و الگوی عملی معصوم داشته است. سیره و شیوه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرات اهل البیت علیهم السلام در زمینه های فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی سرمشقی است که بشریت را به سر منزل مقصود رسانده و سلامت دنیا و سعادت آخرت را برای او تضمین می کند. در میان حضرات معصومان علیهم السلام تنها پیامبر اکرم و  امام علی و امام حسن علیهم السلام فرصت حکومت مستقل یافته اند که در این میان سیره حکومتی آن حضرات و سخنانشان در مساله حکومت داری جایگاه ویژه ای می یابد. به عنوان نمونه حکومت امیرالمومنین علیه السلام شاخصه هایی بارزی دارد که می توان آنها را وجوه تمایز حکومت علوی از غیر علوی دانست.

در آستانه عید غدیر، برای بررسی شاخصه های حکومت امیر المومنین علیه السلام، شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن موحدی ساوجی،گفت وگویی انجام داده است. حجت الاسلام موحدی ساوجی از شاگردان آیت الله منتظری، و دارای تحصیل حوزوی و دانشگاهی در زمینه های فقه، تفسیر، حدیث و علوم سیاسی است.

این استاد دانشگاه مفید قم نفی خودکامگی، رعایت حقوق مخالف، آزادی بیان، تامین حقوق اجتماعی و حفظ حریم خصوصی شهروندان را از ویژگی های بارز حکومت امیرالمومنین علیه السلام می داند. گفت و گوی شفقنا با این استاد دانشگاه بدین شرح  است:

مهمترین و بارزترین ویژگی حکومت امیر المومنین علیه السلام چه بود؟
یکی از مهمترین ویژگی های حکومت امیرالمومنین علیه السلام نفی خودکامگی در گفتار و عمل بود. از حضرت امیر علیه السلام روایت داریم که هرگز بندۀ دیگری نباش برای اینکه خداوند، تو را آزاد آفریده است،” فلا تکن عبد غیرک و  قد جعلک الله حرّا” به عبارت دیگر، برای خود مستقل باش و استقلال شخصیتی خودت را حفظ کن، متملق دیگران و صاحبان ثروت و قدرت نباش، اصلا در آموزه های دینی ما نسبت به بحث تملق خیلی حساسیت نشان داده شده، اگر ملاحظه بفرمایید در بعضی از روایات آمده که اگر کسی صاحب ثروتی را ببیند و به گمان اینکه ثروتی از او به این هم برسد به تعبیر من چرب تر با او سلام بکند نصف یا دو سوم ایمانش از بین می رود، حالا تملق از صاحب ثروت به طریق اولی شامل تملق از صاحب قدرت هم می شود،وقتی نگاه ائمۀ و نگاه پیامبر علیهم السلام  به بحث تملق اینگونه است مسلما در حکومتشان از تملق متملقان جلوگیری می کنند .

حضرت امیر علیه السلام در دوران زمامداری خودشان در بین مردم می آمدند و این آیه را که تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين تلاوت می کردند؛ ما الان قدرت نداریم و برایمان خودکامگی و تکبر چندان معنا ندارد، اما اگر قدرت داشته باشیم دوست داریم بالاتر از دیگران باشیم در حالی که آموزه های دینی انسانها و به ویژه قدرتمندان و ثروتمندان را از برتری جویی و تکبر برحذر می دارند.

این سخنان برای قبل از زمامداری است یا برای بعد از آن؟
حضرت وقتی که زمام دارند بین مردم این آیه را تلاوت می کنند، این تنها یک نمونه است که برایتان نقل کردم. در همین راستا در خطبۀ دیگر حضرت در دوران حاکمیتشان می فرمایند: از سخیف ترین ویژگی های حاکمان و رهبران و والیان در نزد مردم صالح این است که مردم گمان کنند حاکمان دوستدار فخر و مباهات اند، مردم خیال کنند که اینها انسانهایی هستند که دنبال کبر و غرور هستند. حضرت به شدت می فرمایند که حاکم نه تنها باید از کبر و غرور دوری کند بلکه باید به گونه ای رفتار کند که مردم چنین تصوری هم نکنند.

چه تعریفی از خودکامگی دارید؟
خودکامگی یعنی اینکه مثلا رئیس یک اداره یا استاندار یک استان بگوید حرف حرف من است، منفعت خودش را بر منفعت عموم ترجیح دهد و  خود را قیم آنان حساب کند.

آیا بر اساس ایدئولوژی شیعه حاکمان قیم مردم نیستند؟
ابدا؛ در هیچ جایی نداریم که امامان شیعه علیهم السلام  و یا پیامبران خدا علی نبینا و آله و علیهم السلام، خود را همه کاره مردم و قیم آنان بدانند.

عباراتی با مضمون این آیه شریفه که النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏ در کتب شیعه دیده می شود.
آن بحث حکم تکلیفی است. در حکم تکلیفی، مردم در برابر خدا مسئول هستند هر چه را که پیامبر و امام می گوید گوش دهند اطاعت مطلق هم باید کنند. چون آنان معصوم از خطا می باشند. اما  اگر مردم گناه کردند و اطاعت نکردند، آیا والی به آنان زور می گوید و با قهر و غلبه بر آنان حکومت می کند؟ پیغمبر خدا که مبعوث و منصوب از طرف خدا بود تا زمانی که مردم با او بیعت نکردند تشکیل حکومت نداد، اولیای دین این گونه نبودند که با یک اقلیت قدرتمندی بخواهند بر اکثریت زور بگوید. حضرت امیر علیه السلام 25 سال سکوت می کنند اما زور نمی گویند.

آیا حضرت امیر علیه السلام بر اساس اقبال مردمی به خلیفه اول سکوت کرد؟
من قبول ندارم اکثریت با خلفاء بودند، به نظر من حکومت خلیفه اول با نظر اکثریت بنا نشد و همین طور خلیفه دوم و سوم. زمانی ما می توانیم دَم از اکثریت بزنیم که بیعت اجباری نباشد و مردم با میل و رغبت و در فضایی آزاد تن به حکومت کسی دهند. بیعت گرفتن برای خلیفه اول اجباری بود. نمی گویم از تک تک افراد بیعت اجباری گرفتند. اما از بسیاری از افراد با تهدید یا تطمیع بیعت گرفتند. وقتی از حضرت امیر علیه السلام با آن جایگاه اجتماعی  به زور بیعت می گیرند و به خانه حضرت زهرا علیهاالسلام هجوم می آورند، تکلیف بقیه روشن است. در حالی که حضرت امیر علیه السلام وقتی به خلافت رسیدند همین فرزند خلیفه دوم “عبد الله بن عمر” بیعت نکرد ولی آیا حضرت اجبارش کرد؟ اینکه ما با تبلیغات و تهدید و تطمیع بخواهیم بیعت جمع کنیم که رای اکثریت نیست، خلیفه دوم هم که با نظر اکثریت نیامد منصوب خلیفه اول بود، خلیفه سوم هم همینطور. اگر اکثریت ملاک است چرا مردم مجبور باشند از میان شش نفر یکی را انتخاب کنند؟ از کجا معلوم شاید مردم بخواهند نفر هفتم را انتخاب کنند. تازه مردم هم حق انتخاب یکی از این شش نفر را نداشتند و رای اکثر این شش تن خلیفه را انتخاب می کرد. پس حکومت خلفاء بر اساس اکثریت نبود، اما ما می گوییم که یک بحث تکلیف و مشروعیت دینی حکومت است، که بر اساس آن تک تک مسلمان ها اگر از پیغمبر و اهل بیت اطاعت نکنند آن دنیا مؤاخذه می شوند، اما اگر اطاعت نکردند آیا آن بزرگواران زور می گویند؟! هرگز.

من یک نمونه خدمت شما عرض کنم، بعد از اینکه مردم با حضرت امیر علیه السلام بیعت کردند حضرت به امام حسن علیه السلام فرمودند که به این مردم بگو نماز تراویح نخوانید. بدعت و گناه است، اکثر مردمی که حضرت را به عنوان والی انتخاب کردند شیعه به معنای واقعی که در علم کلام آمده، نبودند. پیروان خلیفه اول و دوم بودند که با حضرت بیعت کرده بودند. لذا صدای اعتراضشان بلند شد که چرا با سنت خلیفه دوم در نماز تراویح مقابله می کنید؟ آیا حضرت شمشیر کشیدند که هر کسی قبول نکند زندانش می کنم؟ ما موارد دیگری هم می توانیم مثال بیاوریم که در حکومت حضرت امیر ایشان یک مطلبی را فرمودند و اکثریت یک مطلب دیگر، اما حضرت به اکثریت زور نگفتند ، اکثریت راه اشتباه را رفتند حضرت به آنها تذکر می دادند و خوب آنها گوش نمی دادند و حضرت هم به آنها زور نمی گفتند.

تأکید بر نفی خودکامگی در کلام سایر حاکمان دیده می شود یعنی هیچ حاکمی حتی دیکتاتورهای جهان در بیان خویش خودکامگی را تایید نمی کنند چرا که در هر صورت یک نوع رفتار پوپولیستی در هر حکومتی جریان دارد. آیا شیوه حرکت امیر المومنین علیه السلام برای اینگونه صحبت ها فراتر از رفتاری عوام پسندانه بود؟
برای تشخیص حرکت پوپولستی از غیر آن معیار وجود دارد، مطابقت عمل و گفتار ملاک است، ما حدود یازده سال در زمان پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله حکومت اسلامی داشتیم حدود پنج سال هم از حضرت امیر علیه السلام و حدود شش ماه هم از حضرت امام حسن  علیه السلام؛  به جرات می توان گفت در میان تمام حکومت هایی که ما  در تاریخ سراغ داریم، چه تاریخ اسلامی و چه غیر اسلامی چه معاصر  و چه غیر معاصر، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام،  در هیچ حکومتی مانند این شانزده سال حقوق مخالفان خود را رعایت نکرده است. هیچ حکومتی به اندازه حکومت حضرت امیر  علیه السلام و حکومت پیامبر اکرم  صل الله علیه و آله با مخالف خودش مماشات نکرد، حقوق مخالف را اینقدر رعایت نکرد. آن هم چه مخالفانی؟ مخالفانی که در عناد و تعصب بی بدیل بودند.

دلیل این سخن تان چیست؟
با اینکه پیغمبر و حضرت امیر علیهما السلام بیشترین و معاند ترین مخالفان سیاسی را داشتند تأکید می کنم مخالفان سیاسی نه مخالفانی که شمشیر دست می گیرند و مردم را می کشند، کسی که شمشیر می گیرد و مردم را می کشد باید با او برخورد کرد، اما تا زمانی که شمشیر دست نگرفته حضرت علی یک نفر از این ها را زندان نکردند، علیرغم اینکه معاندترین مخالفان سیاسی را داشتند، شما برای اینکه با عناد مخالفان سیاسی پیغمبر صلی الله علیه و اله و کارشکنی آنها آشنا شوید، کافی است به آیاتی که درباره منافقین در قرآن آمده توجه کنید ببینید که چقدر منافقین مذمت شدند و چقدر کارشکنی می کردند، اما یک نفر از اینها کشته یا زندانی نشدند. اگر حضرت با مسجد ضرار برخورد قهرآمیز کردند از آن رو بود که آن ماجرا یک مخالفت صرفا سیاسی نبود بلکه به تصریح قرآن کریم، (ارصاداً لمن حارب الله…) وارد فاز نظامی و محاربه شده بود؛ که تفصیل آن در جای خود بیان شده است.
حضرت با آنها مماشات کردند، ما چه مخالف سیاسی معاند تر از منافقان زمان پیامبر و امثال “عبدالله بن ابی” داریم؟ چه مخالف سیاسی معاندتر از خوارج؟ از خوارج اگر بخواهیم تصویری بدهیم مثل همین داعش امروز هستند، البته قبل از اینکه دست به شمشیر ببرند، وقتی خوارج دست به شمشیر بردند و شروع به آدم کشی کردند حضرت با آنها برخورد کردند  اما قبل از آن چه کار می کردند ؟  خوارج  به مسجد حضرت می آمدند حضرت در مسجد خطبه می خواند رهبر جامعه اسلامی آن هم حضرت امیر آن هم آن جامعه اسلامی با آن وسعت، در جامعه ای که بحران زده است دشمنانی مانند معاویه وجود دارد و هر از گاهی دارد شبیخون نظامی می زنند، حضرت دارد خطبه می خواند اینها نقشه می کشیدند و اطراف مسجد نشسته و وسط خطبه، آن را به هم زدند.
حضرت دستور ندادند نیروی نظامی اینها را دستگیر کند، بلکه فرمودند تا زمانی که با ما باشید، با ما باشید نه اینکه هم نظر ما باشید یعنی اسلحه روی ما نکشید، حقوق شما را رعایت می کنیم. به سه حق اشاره می کنند که تبلور همه حقوق اجتماعی آن زمان است. می فرماید شما را از مسجد منع نمی کنیم، مسجد آن زمان فقط برای نماز خواندن نبوده، مسجد پایگاه سیاسی تمام احزاب و گروه های سیاسی بوده و محل تبلیغات و اعلان مواضع شان بوده، در حقیقت به مثابه یک رسانه فراگیریا یک صدا و سیما در عصر حاضر بوده. یکی از سران خوارج خیلی کارشکنی می کرد، یکی از اصحاب به حضرت گفت که چرا دستگیرش نمی کنید؟ حضرت فرمودند که اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم زندان ها پر می شوند، یک نفر را هم دستگیر نکردند. ببینید چه کسی مثل امیر المومنین علیه السلام را پیدا می کنید؟! همین کسانی که الان دم از حقوق بشر می زنند منافعشان در خطر بیفتد خشن ترین آدم ها هستند، ما فرقه داوودیه را یادمان نرفته، همین یکی دو دهه قبل آمریکا چه بلایی سرشان آورد؟ فرقه داوودیه یک فرقه ای در آمریکا بود که زنده زنده در آتش سوزانده شدند. دم از حقوق بشر می زنند؟! اگر یک گروهی یک صد نفری، یک پانصد نفری، یک پنج هزار نفری یک جایی شعار دهند این به جایی از کشور آمریکا بر نمی خورد ، اما اگر به جایی بربخورد و نظامشان تهدید شد چه کار می کنند؟ ما در هیچ موردی نداریم حکومتی همانند حکومت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت امیر علیه السلام با مخالفان غیر محارب خود مماشات کرده باشد. اگر کسی می تواند، از تاریخ نمونه ای بیاورد. البته به صورت مستند نه افسانه ای.

فکر می کنید این نوع مماشات حضرت امیر علیه السلام خودش باعث نشد که حکومت حضرت امیر بعد از خودش دنباله نداشته باشد و یا باعث نشد که در واقع این حکومت به یک بن بست در آن برهه از زمان برسد و به قتل حضرت امیر منجر شود؟
حکومت برای حضرت هدف نبود مهم حفظ مکتب و اصول بود.

علت سخنان حضرت در نفی خودکامگی در آن برهه از زمان چیست؟ می خواهد زمینه سازی فرهنگی داشته باشد یا نه صرفا جزو مرام و روش خودش است؟
حضرت اصول اسلامی را بیان می کنند

در برخورد با خوارج حضرت از حق خود می گذرد یا اصول اسلامی درباره برخورد با مخالف چنین اقتضایی را دارد؟
خوارج  به امام توهین می کنند تهمت می زنند، اما حضرت می گویند شما سه حق دارید نمی گویند شما حق ندارید و سزاوار برخورد هستید اما من دارم به شما لطف می کنم میفرمایند شما سه حق دارید و این دلالت بر این دارد که مخالف سیاسی هرچند از مرزهای انتقاد عبور کرده، در حق حاکمیت صالح جفا کند، حاکمیت نباید او را از حقوق اجتماعی محروم سازد.

شما تحمل مخالف را یکی از ویژگی های بارز امیر المومنین می دانید؟
ویژگی های بارز و منحصر به فرد، هم پیامبر و هم حضرت امیر و  امام حسن علیهم السلام. از مظلومیت امام حسن علیه السلام این است که ما کمتر به سیره آن حضرت توجه داریم. وقتی که امام حسن اینقدر آزادی برای افراد و اصحاب خود قرار می دهند که یار خاص خودش می آید توهین و یا کنایه زده، حسب نقل آن حضرت را ذلیل کننده مومنان خطاب می کند، نشان از سعه صدر و تحمل بالای آن بزرگوار است.

برخی معتقدند که اینگونه مماشاتهای حضرت به خاطر عدم قدرت لازم در برخورد بوده است. شما با این نظر موافقید؟
در بسیاری از مصادیق مشاهده می کنیم که حضرت قدرت برخورد داشته اند. مثلاً حضرت به راحتی توانایی مجازات کسانی چون سران جمل را پس از پایان جنگ داشتند اما وقتی که جنگ تمام شد از آنها گذشت کردند. رفتار حضرت با مروان، با عبدالله بن زبیر و سعید بن عاص که از سران جنگ جمل اند، قهرآمیز نبود. یک موقع است که ما عایشه را می گوییم توجیه می کنیم که عایشه زن پیغمبر بود نمی شد، اما امام علیه السلام از اینها هم گذشت کردند. همان گونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از امثال ابوسفیان و هند جگرخوار گذشتند. حالا در این دو مورد خاص باید بررسی شود آیا حضرت این را از حق شخصی شان گذشتند یا اینکه حاکم وظیفه دارد گذشت کند. شاید اینجا را بتوانیم بگوییم حضرت از حق شخصی شان گذشتند یا مثلا لطف حضرت بود اگر هم این فرضیه صادق باشد باز هم باید توجه داشت که آن حضرات سرمشق ما هستند.

چه ویژگی های بارز دیگری در حکومت امیر المومنین علیه السلام وجود دارد؟
حضرت با مردم مشورت می کردند، نمی گفتند من این را می گویم و یا من این سیاست را اتخاذ می کنم ولو درست، شما هم باید اطاعت کنید، مشورت می کردند اگر مردم نظر حضرت را نمی پذیرفتند عمل نمی کردند. از خود همین مطالبی که ما گفتیم به دست می آید که آزادی بیان در حکومت حضرت در حد اعلی بوده، یعنی هیچ مورد و نشانه ای نداریم که در حکومت حضرت امیر یک مخالف سیاسی مطلبی را بگوید و با او برخورد شود، البته در حوزه اعتقادی یک گزارشاتی شده که مثلا فلان فرد آمد حضرت امیر را خدا دانست و حضرت هر کاری کرد او توبه نکرد و حضرت مجازاتش کرد، اما این گزارشات نوعا فاقد سند صحیح است، در حالی که بسیاری از مواردی که از گذشت و رحمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و حضرت امیر علیه السلام خدمتتان عرض کردم، از مسلمات است. مخالفان هر چه می خواستند می گفتند، و حضرت با آنها برخورد قهری نمی کردند و حتی حقوقشان از بیت المال را قطع نمی کردند، همین خوارج تا آن لحظه آخر قبل از جنگ، حقوقشان از بیت المال به همان اندازه ای بود که برای نزدیک ترین یاران حضرت مقرر بود، در مورد مخالفان عقیدتی اگر کسی ادعایی دارد او باید ثابت کند، حضرت امیر اتفاقا نسبت به حقوق مخالفان عقیدتی و غیر مسلمان ها هم حساس بودند، اولا احترام آنها رعایت می شد کرامت آنها رعایت می شد، کرامت انسان ها خیلی مهم است.
مهم است که کرامت و عزت یک انسان زیر پا گذاشته نشود و تحقیر نشود ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، ممکن است یک حکومتی اقتصادش درست باشد حتی دموکراسی اش هم درست باشد اما انسان ها در آن کرامت نداشته باشند. شما رفاه یک انسانی را فراهم کنید اما ذلیل و خوارش کنید یا عملا به گونه ای باشد که او خوار جلوه داده شود، حضرت وقتی که وارد شهر انبار شدند مردم دور حضرت حرکت کردند و دنبال حضرت راه افتادند، حضرت آنجا که به عنوان یک حاکم هستند آنان را منع می فرمایند، من دیدم بعضی ها می گویند پس چرا پیغمبر که وارد مدینه شدند مردم استقبال کردند؟ اولا در هیچ جا نداریم پیامبر در حالی که سوار بر مرکب باشند مردم دنبال پیغمبر بدوند. توجه داشته باشید فیلم ها و سریالها سند تاریخی نیستند، ثانیا پیغمبر وقتی که وارد مدینه شدند حاکم نبودند، پیغمبر خدا بودند ولی عملاً هنوز حاکم مسلمان ها نشده بود، حضرت امیر حاکم مسلمان ها بودند و وارد شهر انبار می شوند مردم می دوند حضرت با آنها برخورد می کند که چرا این کار را  می کنید. این راجع به مسلمان ها؛ و راجع به غیر مسلمان ها هم، حضرت در زمان زمامداریشان از یک منطقه ای رد می شدند دیدند یک پیرمرد نابینایی مشغول گدایی است، سوال کردند که چرا این دارد گدایی می کند؟
بعضی ها گفتند نصرانی است، گویا حالا که مسیحی است خیلی مهم نیست، حضرت فرمودند که تا زمانی که جوان بود از نیروی کارش استفاده کردید حالا که پیر شده می گویید نصرانی است؟! و دستور دادند مخارج او را از بیت المال تأمین کردند، این را هم دقت کنید اینکه دستور دادند از بیت المال تأمین کنید ظاهر در این نیست که بروید مبلغی به او بدهید و رهایش کنید. ظاهر این است که زندگی اش دیگر کاملا تحت پوشش بیت المال باشد، حضرت حاضر نیستند یک آدم مسیحی در حکومت اش ذلیل باشد کرامت انسانی اش پایمال شود . گدایی و تملق و دنبال حاکم دویدن بر خلاف کرامت انسانی است.
درباره همین حفظ کرامت حضرت سفارش می کند که حاکمان به سراغ فقیران بروند نه فقیران به سراغ حاکمان،  حضرت به دنبال فقیر می رود تا حدی که فقیر متوجه نمی شود این حضرت امیر است بعد از اینکه حضرت به شهادت می رسند متوجه می شود.
وقتی که حکومت به دنبال حفظ کرامت انسانی باشد طبیعتا در زندگی خصوصی مردمش تجسس نمی کند و حریم آنها را حفظ می کند. لذا حضرت اجازه نمی دادند که کسی از عاملان حکومت در زندگی خصوصی مردم دخالت کنند.

می توان شیوه حضرت امیر علیه السلام را به عنوان یک منشور به جهانیان عرضه کرد؟
قطعا این گونه است اما قبل از آن باید همه ما این رفتار را مرامنامه عملی خود قرار دهیم. یعنی نگاه ما فقط به حاکمان نباشد بلکه یک پزشک، یک معلم، یک استاد دانشگاه، یک پدر، شهردار و وزیر و رییس اداره باید با این الگو حرکت کنیم. این خود بهترین تبلیغ خواهد بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.