آنها که ويرايشگر تاريخ شده اند امروز حکم می کنند که آنچه در تاريخ واقع شده همان است که اينان می گويند نه آنچه که واقع شده است. يکی از اين ويرايشگران خودخوانده اخيرا در سخنانی در قم مدعی شده است: سخنانی همانند اين که امام موافق حذف شعار مرگ بر آمريکا بود و امام حسين در کربلا مذاکره کرد باطل است. برای جعل تاريخ يا ويرايش تاريخ، هنر و تکنولوژی نيز به خدمت گرفته می شوند و شايعات دوره انقلاب را مستندسازی می کنند و به عنوان اسناد تاريخی به خوردمان می دهند. شايد بهتر باشد از سطح انتزاعی و تئوريک به سطح عينيت آمده و مستنداتی برای مدعيات خود بيان کنيم
» اندیشه
قدرتِ نظارتناپذیر؛ یا وقتی «خبرگان» در برابر ولیفقیه نقش «محجور» را بازی میکنند
گفته اند که «اگر خدای ناکرده کوچک ترین عملی انجام داد که شرایط رهبری آسیب دید، خبرگان به نمایندگی ملت از وی حل بیعت می کند.» مگر ممکن است کسی در حالی که مولی علیه و محجور است، به ساقط شدن ولیّ خود حکم کند و نظر او دارای اعتبار باشد؟ چرا نظر مردم و خبرگانی که از نظر بی اعتباری نظر در ردیف مجانین و صغار هستند، برای عزل او کافی است، ولی برای امور بسیار کوچک تر کان لم یکن است؟
مشکلات اهل سنت ایران و تبعات نگاه امنیتی حاکم/ روایت اصولگرایانه
مطالعه این دو یادداشت، تصویری متفاوت از سیستان و بلوچستان و شرایط اهل سنت در آن را از زبان یک روحانی اصولگرا و حامی کلیت نظام اما منتقد نگاه امنیتی حاکم، ارائه می دهد و نشان می دهد که در صورت فاصله گرفتن از گفتمان تنگ نظرانه و امنیتی حاکم، تا چه حد سفره گفت و گو بین جریان های مختلف برای حل مشکلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور گسترده است.
تاکید شهید بهشتی بر تبیین مردم سالار از رهبری
شهید بهشتی چنین میاندیشید که مدیریت جامعه برخاسته از امت و امامت بر پایه مکتب است و به همین دلیل امت دو مسئولیت اساسی به عهده دارد: نخست آنکه «امت باید از امام شناختی آگاهانه داشته باشد» و چون تعیین و تحمیل در کار نیست، برمبنای همین شناخت او را بپذیرد؛ پس از چنین شناخت و انتخابی نه تنها از صمیم قلب او را بپذیرد، بلکه مسئولیت متقابل بین امت و امام برقرار میشود. بدین سان، در اندیشه شهید بهشتی «مسئولیت مال امت است» و از همین طریق است که به نظر وی رابطه امت و امام، رابطهای دموکراتیک و مبتنی بر آرای عمومی تعریف میشود
افشای فسادهای اقتصادی کافی نیست؛ فسادهای سیاسی هم باید برملا شوند
ممنوعیت رسانه ای نام و تصویر خاتمی، موسوی، کروبی و رهنورد نقض آشکار قانون اساسی و مصداق سوء استفاده محض جناحی از قدرت است و همانطور که دولت روحانی فسادهای اقتصادی دوره احمدی نژاد را یکی پس از دیگری برملا می کند، لازم است که اینگونه فسادهای سیاسی نیز برملا شوند و رئیس و اعضای فعلی شورای عالی امنیت ملی نسبت به تغییر و لغو مصوبات اینچنینی تصمیم بگیرند.
ناگفتههای تلخ از انحطاط تدریجی میراث امام
چرا رهبری و نزدیکانش در مجلس خبرگان فکر می کنند نظارت و پاسخگویی کار “غلطی” است که نباید کسی مرتکب آن شود؟ قرار نبود ولی فقیه، سلطان باشد. قرار نبود چکمه برود و نعلین بیاید اما استبداد بماند و حتی از دیکتاتوری پهلوی به سلطانیزم مطلق العنان قجری عقبگرد کنیم. قرار نبود از شعار حکومت عدل علی و فریاد امیر مومنان در خطبه 216 نهج البلاغه که می گفت “من بالاتر از آن نیستم که خطا کنم”، به اینجا برسیم که به جای آنکه رهبر نتواند به علت نظارت های شدید کار غلطی بکند، خبرگان در مقابل رهبر هیچ غلطی نتوانند بکنند.
بدون رعایت عدالت، جامعه سالم اداره نمی شود
در هیچ شرایطی نمی توان از الزامات اداره سالم جامعه فاصله گرفت. اداره سالم ویژگی هایی دارد که همیشه باید مد نظر باشد و بروز یا بقای فساد را نمی توان توجیه کرد. ایشان نشان داد که می شود این چنین زندگی کرد و این خیلی مهم است چون نوعا اطرافیان ما می گویند نمی شود. رعایت عدالت شرط اساسی و مبنای اداره سالم است. بدون رعایت عدالت امکان نیل به اداره سالم وجود ندارد
انقلاب، در اقبال و ادبار فقهای عصر اخیر
امام خمینی در آغاز تلاش می کرد که مراجع را در این قیام وارد کند، و لذا با آنها به بحث و گفتگو می نشست و سعی می کرد به شکل مشترک و دسته جمعی حرکت و اقدام صورت گیرد، ولی در ادامه از اقناع و همراهی آنان مایوس گردید، و بر حسب تشخیص خود مبارزه را ادامه داد، هرچند برخی از مراجع، همراهی خود را با سرعت کمتری ادامه دادند، ولی برخی هم حاضر به تغییر مشی خود نشدند، مثلا با تبعید امام خمینی به نجف، و در هنگام ملاقات با آیت الله حکیم، امام ایشان را به حضور در مبارزه دعوت کرد، ولی این دعوت، با مقاومت اقای حکیم روبرو شد و گفتگوها به نتیجه ای نرسید. در همان ملاقات هم حضرت امام، سخن خود را با نقدی نسبت به مواضع گذشته آیت الله بروجردی آغاز کردند و البته توجیهی هم برای آن بیان کردند: «در زمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره ، حمل بر صحت می کردم و می گفتم مطالب را به ایشان نمی رسانند.» این جمله گویای اعتراض امام به اقای بروجردی در مماشات با رژیم پهلوی است .بهر حال اینکه گاه گفته می شود اگر امام هم در زمان اقایان حائری و بروجردی قدرت و زعامت داشت مثل انها عمل می کرد چون چاره ای غیر ان نبود، درست نیست
قرار نیست در جامعهی انسانهای آزاد، هیچگونه بلندگوی ضلالی وجود نداشته باشد. بلندگوی ضلال هست! قرار نیست سانسور آن قدر شدید باشد که اصلاً آوا و آهنگ مخالفی نباشد، اینطور نیست. اینگونه سانسور در جامعهی اسلامی نیست. آوای مخالف ظهور میکند وگرنه انسانها در آن جهت انسانیتشان ساخته نمیشوند و زمینهی تکامل در آن جهت اصلی انسانیت ضعیف میشود.
نقض آشکار قانون اساسی توسط رهبری: یک نمونه دیگر
ماده چهارده اساسنامه، رئیس سازمان پدافند غیرعامل را عضو هیات دولت، مجمع تشخیص مصلحت، شورای عالی امنیت و چند شورای عالی دیگر خوانده است. حال آنکه به موجب قانون اساسی عضویت در هیات دولت منحصر به رییس جمهور و وزرا است و اعضای شورای عالی امنیت ملی هم در اصل ۱۷۶ قانون اساسی مشخص شده اند. اما ظاهرا نقض آشکار قانون اساسی توسط رهبری، از فرط تکرار به آستانه بی پروایی از ارتکاب آن رسیده و گویی قبح آن ریخته شده است.
حرکت های مدنی با محور فتوای تحریم سلاح کشتار جمعی
تجربه تاریخ نزدیک نشان داده است هر گاه انرژی جامعه مدنی در ایران آزاد شود فشار نیرومند افکار عمومی داخلی می تواند تاثیر فرامرزی داشته باشد و گرایش های جنگ طلبانه را حتی در آنسوی قاره ها به انزوا براند. یعنی همان نیرویی که بر سر میعادگاه ملی انتخابات، اقلیت ۸ در صدی را از مواضع کلیدی دیپلماسی هسته ای عقب راند و زمینه ساز تفاهم اخیر شد، قادر است در ادامه همین مسیر ملی و صلح طلبانه فشار مشابهی متوجه تندروان امریکایی کند و ازطریق اتصال و پیوند با آزادیخواهان و صلح طلبان جهان، جنگ افروزان جهانی را حتی در میهن خود و در نزد افکار عمومی خودی منزوی سازد. ضرورت حضور مستقل جامعه مدنی با توجه به تند باد افراطی گری که از هم اکنون در کرسی های کنگره امریکا وزیدن گرفته است. بیشتر از هر زمان دیگر ضروری به نظر می رسد. با توجه به وضعیت مذکور باید گفت که تفاهم هسته ای افزون بر کوشش های مأجور دیپلمات های ما، نیازمند حضور فعال دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی عمومی ومدنی جامعه است
نهج البلاغه؛ محصول فضای باز فرهنگی
با خساست فرهنگی و علمی امکان رشد علم و فرهنگ میسر نمی شود. با بستن قلم ها و دهان ها و فکر ها هرگز دانش پیشرفت نمی کند. شریف رضی در این دوره متولد شده و بالا آمده و متاثر از فضای فرهنگی باز این دوره است. و این فضای فرهنگی باز در نهج البلاغه منعکس شده است.
می گویند یکی از خصلت های حاکم، بخشنده بودن اوست. جالب این است که در برخی ادبیات دینی ما می گویند که اگر فردی به فردی عادی اهانت کرد، او می تواند شکایت کند، اما اگر فردی به حاکم اهانت کرد، خیر. زیرا احتمالاً اعوان و انصار حاکم کاری کردند که او صدمه دیده و به همین دلیل پرخاش می کند. به همین دلیل در ادبیات امروز جهانی می گویند کسی که خود را در معرض حکومت و افکار عمومی قرار می دهد، می شود زندگی او را نقد کرد. اما کسی که خود را در معرض قرار نداده و نمی خواهد حاکم یا قاضی شود، کسی هم حق ندارد از زندگی او پرسش کند.
امام علی هم خلیفه بود، امام بود. او هم عمامه به سر داشت و نماز جمعه می خواند. تریبون داشت و با مردم سخن می گفت، اما نمی گفت روزی یک وعده غذا بخورید. می گفت من با دو جامه کرباس و دو قرص نان سر می کنم اما شما نمی توانید مانند من باشید، ولی با تلاش و پرهیزکاری یاری ام کنید. حالا حامی دیرینه مفسدان و غارتگران بیت المال، لباس پیغمبر به تن کرده و کلام علی را 180 درجه برعکس کرده و می گوید مردم! روزی یک وعده غذا بخورید تا توهم اقتصاد مقاومتی مورد نظر رهبری عملی شود. وای بر ما که از علی دم می زنیم
واکاوی ريشه هاي اقتصادي انقلاب اسلامی
در موضوع واکاوی ريشههاي اقتصادي انقلاب اسلامي ابتدا باید اهميت تاريخ و معرفت تاريخي را مدنظر قرار داد متاسفانه نظام آموزشي رسمي کشور در عرصه کل علوم اجتماعي و به ويژه علم اقتصاد اهميت خاصی به معرفت تاريخي نميدهد! و در مقام تحلیل با قاطعیت میتوان گفت يکي از ريشههاي ناکارآمدی علوم اجتماعي و علم اقتصاد در ايران، کم قدر دانستن معرفت تاريخي است
کار کیهانیان به تهدید و تحریک به قتل رسید/ چرا شورای عالی امنیت ملی ساکت است؟
آیا آنچه در یادداشت کیهان آمده را جز تفکری از نوع ابوبکر البغدادی می تواند به زبان و قلم بیاورد؟ اگر منویات باند شریعتمداری اجرا شود، نتیجه ای جز حکومت اسلامی خونخوار و جنایت باری از نوع داعش خواهد داشت؟ پس وظیفه شورای امنیت ملی چیست؟ حصر مبلغان اسلام رحمانی و رها کردن جنایت پیشگان هار و بی مهار داعشی؟
روزنامه جمهوری اسلامی در مقدمه ی این متن نوشته است: در آستانه سی و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از ایشان برای مصاحبه درباره انقلاب وقت گرفتیم و خدمتشان رسیدیم. حجتالاسلام طباطبایی برخلاف سبک و سیاق معمول مصاحبهها، که مصاحبهگر سئوال میپرسد و مصاحبه شونده پاسخ میدهد، از همان ابتدا تاکید کردند که من اصرار دارم حرفهایی بزنم که برای حفظ تاریخ و حفظ شخصیتهای موثر در انقلاب و… لازم است گفته شود و اجازه ندادند سبک و سیاق معمول مصاحبه رعایت گردد و لذا ما هم بدون آنکه سئوالی بپرسیم، اجازه دادیم ایشان هر آنچه میخواهند را بگویند.
جنبش سبز: دیروز، امروز، فردا/ قسمت دوازدهم: گذار به دموکراسی
جنبشهای جدید ارتباط و پیوند وثیقی با رویکرد گذار دموکراتیک یا دموکراسیسازی دارند. این جنبشها هم برای تعمیق و تحکیم ارزشهای دموکراتیک و هم برای تکامل دموکراسی نمایندگی نقش ایفا میکنند. این جنبشها با سازماندهی و ابزار نارضایتی بخشهایی از جامعه از سیاستهای موجود، عملا در عرصه سیاست دخالت و حکومت را به پاسخگویی به مردم و اصلاح برنامهها و قرانین ترغیب یا وادار میکنند. به علاوه جنبشهای اجتماعی با تعامل دو سویه با مردم و حکومت به عنوان یک کانال مستقیم مشارکت و تاثیرگذاری مردم بر سیاستگذاری و برنامهریزی دولت، برای تکامل دموکراسیهای نمایندگی نقش ایفا میکند.
فسادهای بزرگتر از رحیمی، ساختاری شدهاند
اگر واقعا قرار بر مبارزه با فساد بود، برادران لاریجانی در صدر برخوردها بودند. اگر قرار بر مبارزه با فساد بود، برادران قاچاقچی مستحق تر از او بودند. اگر قرار بر مبارزه با فساد بود که پاکدستی چون میرحسین موسوی در حصر نمی شد تا احمدی نژاد منویات قدرت را تامین کند و ثروت ملی را بی نظارت در اختیار نهادهای نظارت ناپذیر و غیرپاسخگوی دولت قرار دهد.
نگاهي به مباني فقهي آيتالله صانعي
هر فقيه در سطحي محدودتر «پديدآورنده» يا «پذيرنده» مباني و «نظريه»هايي باشد که به «نقاط عطف» در فقه او به شمار رود. اما افزون بر اين دو سطح کار اجتهادي، يعني «نظر» دادن و «نظريه»پردازي، در نگاهي کليتر قابل ذکر است که گاه «فقه» برخي فقيهان با لحاظ مجموع ديدگاههايي که در حوزه روشها، مباني و نظريهها و حتي فتاوا دارند، داراي شاخصهايي عام ميشود که يک مدرسه فقهي و به تعبير رايج ميان ما يک «مکتب فقهي» را شکل ميدهد.
نظامِ عالي آن است كه بينش بدهد! محيط اجتماعي مساعد بسازد! امكانات در اختيار اشخاص بگذارد! اما جنبهي الزام و اجبار و يك¬سوگرايي در جامعه حاكم نباشد، راه تخلّف براي انسانها باز بماند، مگر در مواردي كه تخلّفها، فسادهاي بزرگ به وجود آورد. در آن موقع هم در درجهي اوّل امكان تخلّف را ميدهد، اما بعد متخلّف را سخت مجازات ميكند! وگرنه اگر باز بخواهد تمام راههاي احتمالي همان تخلّفهاي بزرگ را هم ببندد، خود به خود منجر به نظام قالبي ميشود و نظام قالبي با طبع بشر سازگاري چنداني ندارد.
مهندس بازرگان و جریان بازگشت به قرآن
بازرگان را باید به حق از پیشگامان نواندیشی دینی دانست؛ گفتمانی که نه به تحجر و جمود گفتمان سنت گرای اسلامی و نه به گفتمان تجددگرای غیردینی یا خوانش ضددینی آن در نغلتید و با وجود قلت اندیشمندانش، قبله گاه جوانانی شد که در جستجوی روایت منسجمی بودند که در پی بحران معرفت شناختی که زیست مسلمانی در مواجه با پدیده ی تجدد دچار شده بود، جایگزین روایت ناتوان پیشین باشد.
مسلمان؛ طالب حقیقت با مالک حقیقت
ما متأسفانه تنها چیزی که در زندگیمان نیست اصلاح خود است و فقط ذرهبین را روی دیگران گذاشتهایم. کسانی که میبینید به نام اسلام بزرگترین جنایات را انجام میدهند و اسباب وهن اسلام شدهاند دلیلش این است یک بار به خودشان نمیپردازند و ذرهبین را روی خودشان نگذاشتهاند و بعد هم متمسک به اصل امر به معروف و نهی از منکر میشوند. درحالی که روز اولی که امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شد، هرگز معنایش این نبود که تو مطلقاَ به خودت کار نداشته باشی و فقط ذرهبین داشتهباشی و مجرم و بزهکار پیدا کنی و امربهمعروف و نهیازمنکرشان کنی.
در تبصره ماده ۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ دستگاه قضایی ملزم شده که محکومیت قطعی مفاسد بالای یکمیلیارد ریال را منتشر کند. اگر قوه قضاییه به واقع می خواهد در مسیر فسادزدایی گام بردارد، بایستی دست از لاپوشانی بردارد و طبق قانون مشروح پرونده یا دست کم متن کامل دادنامه قطعی علیه او را منتشر سازد.
مهدی بازرگان پایهگذار مکتبی فکری بود که پیوند میان دینداری و عقلگرایی را دنبال میکرد. مکتبی که برای تطهیر اسلام از خرافات و سنتهای واپسگرا در تلاش بود که دین را با مقتضیات دنیای جدید آشتی دهد. او در این راه از حمایت گروه بسیاری از جوانان تحولخواه برخوردار شد و تفسیرهایش از قران٬ درهای تازه را برای دیندارانی گشود که خود را در تنگنای ایدئولوژی غالب آن عصر یعنی مارکسیسم میدیدند
بحثی مبنایی در زمینه بازدارندگی هستهای
در پی میزگردی با عنوان «دربارهی یک توافق» که با شرکت اینجانب باتفاق آقایان دکتر صادق زیباکلام و دکتر داود هرمیداس باوند در تاریخ 26 آذر در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تشکیل شد، موجی از حملات سازماندهی شده راستگرایان افراطی به رهبری خبرگزاری فارس علیه نگارنده و آقای زیبا کلام به راه افتاد. (فایل صوتی سخنان بنده در این میزگرد را اینجا ببینید.) بخش اعظم نکات مطرح شده در این موج تبلیغاتی خارج از عرف و ادب ژورنالیستی بود که من بنای پرداختن به آنها را ندارم. البته بحث بر سر مسایل مطرحشده را به نفع جامعه میدانم و در شرایط مقتضی به تشریح و تبیین گفتهها و نظراتم خواهم پرداخت
افتخار تاریخی روحانیت شیعه، چند سالی است که رو به اضمحلال است. استقلال حوزههای علمیه و ائمه جماعات و روحانیت بلاد، که روزگاری مایه فخر شیعیان نسبت به وضع روحانیان در برخی کشورهای سنیمذهب بود، رفته رفته جای خود را به طلاب شهریهبگیر دولت و مساجد تحت نظارت حکومت و دفاتر برخوردار از رانت و … داده است. حوزههای علمیه و نهادهای حوزوی، به ویژه با سیاستهایی که آیتالله خامنهای از ابتدایی دهه دوم انقلاب به اجرا گذاشت، حالا بیش از هر زمان دیگری وابسته به پول نفت و بودجه دولت شدهاند.
ناطق بدین معنی نیست که من فقط سخن بگویم. باید بدانیم که تا گوش نباشد، سخنی نیست. میتوان پرسید: اول سخن است یا اول گوش؟ کسی که نمیشنود، لال هم میشود. پس اول گوش است، نه زبان. خدا هم در قرآن کریم هرگاه از خود صحبت میکند، میگوید: «إن الله هو السمیع البصیر». سمیع را بر بصیر مقدم میدارد. بنابراین، از نظر بنده و کسانی که فلسفه خواندهاند، بهترین تعریف انسان همان حیوان ناطق است. نطق بهترین فصل مقدم و ممیز انسان است و هیچ تعریفی از این بهتر نیست
صفحات زندگی سیاسی مرحوم آیت الله العظمی منتظری فصول و بخشهای مختلفی دارد که با گذشت زمان، برخی از این زوایا به مناسبتهای مختلف در محافل و رسانه های گوناگون به ویژه توسط مخالفان و منتقدان منصف یا غیرمنصف، به رخ کشیده میشود. این رویکرد نشان از آن دارد که جای سؤال و شبهه در این رابطه بسیار است که به واسطه فضایی که در آن برهه از زمان ایجاد شده بود به درستی مطرح نشد. به عبارت دیگر در برهه ای از زمان، به اصطلاح “هلوکاست” و “خط قرمزی” وجود داشت که نمی شد شبهات و پرسشها را مطرح کرد به گونه ای که حتی در میان مخالفین آن مرحوم هم پرسشهای حل نشده ای وجود دارد با اینکه در یک “دوئل نابرابر” انبوهی از گفته ها و نوشته ها برای تبیین موضوعاتی خاص از صفحات این کتاب قطور به عرصه جامعه وارد شده است بدون اینکه اجازه انتشار، پاسخگویی و تبیین به این سوی داده شود و آیا این جز “دوئلی نابرابر” نام دارد؟! باری؛ در پی برخی مطالب طرح شده در این ایام، پرسشهایی برای برخی از دوستان مطرح شد. در پی مراجعه به جناب حجةالاسلام و المسلمین احمد منتظری، این مباحث طی گفتگویی بدین جا رسید. امید که این گفتگو بتواند در حد خود به آگاهی بخشی بپردازد
گستره نهادهای مدنی، رابطه مستقیميبا فهم و برداشت رایج از مفهوم جامعه مدنی دارد. شاید بتوان نظریه «فردریش هگل» مبنی براينکه «جامعه مدنی مجموعهای از نهادهای مدنیِ مستقل از حکومت/دولت است و با اختیار و اراده شهروندان و به توسط آنها برای پیگیری منافعشان تشکیل میشود»، را نقطه عطفی در دایره شمولی و گستردگی حوزههای جامعه مدنی دانست









