زمانه شتاب دارد به رفتن ما، فرصت چندانی در میانه نیست، «چون بگذریم، دیگر نتوان بههم رسیدن» نوروز هم منتظر نمیماند مگر برای کلامی به همدلی، دستی بهآشتی، ترنم سازی به تهنیت و بوسهای به مهر.
» کلمه
احمد زیدآبادی را وقتی از زندان آزاد کردند، به گناباد تبعید شد… حالا هم سعید مدنی را تبعید کرده اند به «بندر عباس». معنی این کار یعنی اینکه تنبیه این «متخلفان» از نگاه ساختار، زندگی در شرایط سخت، در محرومیت و دورافتادگی است… اما بلافاصله این پرسش مطرح می شود که ۳۷ سال پس از پیروزی انقلاب و تشکیل جمهوری اسلامی، وعده هایی که قرار بود محرومیت و دورفتادگی و شرایط سخت را برای طبقات پایین جامعه از بین ببرد چه شد؟
چرا اصولگرایان در هر رویدادی که به بن بست می رسند و مردم را از خود روی گردان می بینند فوراً سفر معنوی خود را به اسرائیل و انگلیس و آمریکا آغاز می کنند و علت شکست خود را در آنجا جست و جو می کنند و مردم را همگام با مثلاً انگلیس قلمداد کرده و لیستهای انتخاباتی پیروز شده را انگلیسی و رفتار مردم را چون کوفیان می دانند؟ آیا عصبانیت و تندخویی و فحاشی بزرگان اصولگرا (البته بخش تندرو) نجابت است؟ مردم پاسخ نجیبانه خود را با رای به لیست ناشناخته های مورد حمایت نجیبان اصلاح طلب در برابر لیست ائتلاف اصولگرایان داده اند، شما هم نجابت به خرج دهید و اگر نمی پذیرید، لااقل به مردم توهین نکنید.
شورای نگهبان نمیتواند از پاسخگویی خودداری کند
مردم را نباید دست کم گرفت. نمی شود به حساب نیاورد. نمی شود ندید. اگر مردم حس کنند بعضی در مصادر نظام به رای و نظرشان چندان اعتنایی ندارند و پیام رفتارشان این است که آنها دیده نشوند در این حالت به میدان می آیند و با رفتارشان کاری می کنند که دیده شوند.
زهرا(س)، زن مبارزه است و فداکاری و جان دادن
زهرا هم زن تعبّد است و تنسُّک و زن حجاب است و عفت، هم زن مبارزه است و فداکاری و جان دادن و سینه شکسته شدن در راه حفظ اسلام و قرآن. تعبد را بنگر، فداکاری و مبارزه را بنگر، مثل بسیاری از زنان ما که از زهرا درس گرفتند. امّا همه ما باید درس بگیریم. این هم یک درسی که از حضرت زهرا همه باید بگیریم. هیچگاه، نه مرد گوشه گیری باشیم که هوای نفس است، نه فقط مرد مبارزه باشیم که خدا نیست. هم تعبد و تنسُّک، و هم میدان مبارزه و نبرد. و بر همه ماهاست که در ایام عزاداری اش در مجالس عزاداری اش در حدّ توان شرکت کنیم.
نشانی غلط از «نانجیبانِ» ۸۸؛ اصراری لجوجانه بر ظلم مستند
آیتالله خامنهای در جمع اعضای خبرگان بار دیگر پروندهی انتخابات ۸۸ را گشود و با اشاره به سلامت انتخابات ۹۴، و ستایش از رفتار ناکامان این انتخابات، رفتار معترضان به نتایج انتخابات ۸۸ را «نانجیبانه» خواند. مروری بر چند برگ از پرونده قطور و خونین انتخاباتِ ۸۸ کافی است تا نشان دهد چه کسانی «نانجیبانه» چشم بر واقعیتهای موجود بستند و هنوز هم بر آن «ظلم مستند»، لجوجانه اصرار میورزند.
بیمها و امیدها در تحلیل استراتژیک مسائل منطقه و ایران
تقی رحمانی به عنوان یکی از اعضای شورای فعالین ملی-مذهبی که سالها تجربهی فعالیتهای سیاسی و مدنی را در کارنامه خود دارد، امروز بر این باور است که عدم شناخت حساسیتهای منطقهای و فقدان تحلیل استراتژیک از منطقه مسبب خطاهای بزرگ و بعضاً جبرانناپذیری در کشور ما شده است. در نتیجه فرایند دموکراسی در ایران منهای رجوع به چنین تحلیلِ جامعی و تنظیم کنشها بر اساس آن به نتیجه نخواهد رسید.
در میانه هیاهوها ناگهان کسی گفت: «ادب مرد، به ز دولت اوست»
اظهارات آقای نادر قاضیپور جنجال بزرگی است که عمق فاجعه اخلاقی «بخش کوچکی» از جامعه ما را نشان میدهد. این موضوع بهویژه در سطح برخی مدیران که چسبندگی به «قدرت» برای آنها جزو «اصول» است، بیشتر نمود پیدا میکند. جامعه ما دوران ۸ ساله احمدینژاد، دچار «اخلاق زدایی» عمیقی شد و برای همین بود که در میانه همه هیاهوها ناگهان کسی گفت: «ادب مرد، به ز دولت اوست»، اما خیلیها توجه نکردند. چرا که دولتها میآیند و میروند اما «ادب» و «اخلاق» از آدمها اسطورهای میسازد که از پشت دیوارها نبض جامعه را میبیند. متاسفم از اینکه به تعبیر حضرت امام(س)، قرار بود مجلس «عصاره فضایل ملت» باشد، اما به وضعی درآمده که آقای نماینده مدعی میشوند: «مجلس جای زنان نیست».
فرومایگان هیچگاه بزرگی یک ملت را نمیخواهند، آنان به هیچوجه به رای مردم قائل نبوده و نیستند. امروز که میبینند تهران و سراسر ایران دست رد بر سینه آنان زده است و مردم نمیخواهند دستنشانده سیاستبازان شوند و تهران در هیچ مقطع و دورهای از انتخابات اجازه خودنمایی به اقتدارگرایان نداده است، تهران را کوفه میخوانند و مردمی را که در همه عرصههای انقلاب و در همه مشکلات از یاری انقلاب و اسلام دریغ نداشتهاند و بیشترین آمار شهیدان انقلاب و جنگ را در کارنامه خود دارند ضدانقلاب و خوارج مینامند و آنان را حامل ارزشهای غربگرایی معرفی میکنند. پر واضح است در این فرافکنی آشکار آنچه ذات خودشان است به مردان و زنان و جوانان غیرتمند و مسلمان تهران نسبت میدهند.
با کامیابی معنادار محمدرضا عارف در انتخابات پایتخت، و با توجه به نزدیکی و اعتمادی که میان عارف با رهبر جمهوری اسلامی از یکسو، و از سوی دیگر با اصلاحطلبان و شخص خاتمی، وجود دارد؛ و با تقویت موقعیت اصولگرایان عملگرا و میانهرو در ساختار سیاسی قدرت؛ به نظر میرسد فضای سیاسی ـ اجتماعی بیش از هر زمان از آمادگی و استعداد برای تحقق آشتی برخوردار شده است. مابهازای این مصالحه، در وجه نخست، رفع حبس و بازداشت خانگی رهبران و زندانیان جنبش سبز، و در وجهی دیگر، رفع ممنوعیت درج خبر و تصویر خاتمی از رسانههای داخل کشور است. دو اتفاق بسیار مهمی که میتواند در دوران پسابرجام، موجب تکوین عزم ملی برای برونشد از بحران اقتصاد و رکود تولید شود. خاتمی سال پیش ابراز عقیده کرد که «راهحل مشکلات کنونی و مصلحت نظام ما، آشتی ملی است… اما عدهای بهجای آشتی به حذف و کینه میاندیشند.»
«نه» بزرگ مردم به افراط، بیاخلاقی و خشونت
نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان میدهد که با امید به آینده میتوان شرایط را تغییر داد. با امید میتوان برای بهبود شرایط تلاش کرد. به واقع با یاری خدا و همیاری مردم انتخابات هفتم اسفندماه نتیجه خوبی در پی داشته است و حال باید به فردای روشن چشم بدوزیم که شرایط برای آبادانی و بهبود اوضاع معیشتی و رفاهی مردم فراهم شود و همانطور که رئیس جمهور در پیام خود به مردم گفته است «اکنون وقت آن است که با همدلی و همزبانی ملت و دولت، راهی تازه بگشاییم؛ و به اتکاء توان داخلی و استفاده از فرصتهای خارجی، فصلی نو در رشد و شکوفایی اقتصاد ملی بگشاییم.»
امشب صحبت از آرمانهای ما و شما بود. محافظت از شعلههاى امید در سینههامان. پیام آینده روشن است. همان جنگ با سایهها در خیابانها. صحبت از وجدان بود. امشب همانها که از شما وحشت کرده بودند، دوباره دست در دست آنها که باورتان نداشتند از شادی ما رنجیدند. امشب دوباره همانها که آزاد نمیخواهندتان دل در گروه آنها که مزاحم میبینندتان از امید ما ترسیدند. میگویم اگر در مسیر درست افتاده باشیم، اگر رد شعاع حقیقت را درست گرفته باشیم، اگر بذرها دیگر جوانه زده باشند تاریخ روزی خواهد نوشت که مردان و زنی سربلند با ایمان خود حصر را شکستند. تاریخ روزی خواهد نوشت از زوج نقاشی که قلم به دست گرفتند و آیندهی سبز و روشن مردمشان را در تکتک دلها نقاشی کردند.
رهبر چه میخواهد؛ مردم چه میخواهند
بهرغم همه قانون شکنیها و محدودیتآفرینیهای سپاه و شورای نگهبان، تصمیم گرفتهاند با هدف جلوگیری از شکل گیری مجلس مطلوب رهبری در انتخابات شرکت کنند. اهمیت انتخابات مجلس این دوره، عزم جامعه برای جلوگیری از شکل گیری مجلسی افراطی است.
الگوی حکومت علوی به روایت فاطمه(س)
آنچه در رابطه با حضرت اهمیت ویژه دارد، عمر با بارکت حضرت فاطمه (س) و میراث پربهایی که بعد از خود به جا گذاشت و آن ائمه اطهار (ع) میباشند. نکته اساسی و قابل اهتمام، توجه به سیره و اندیشه حضرت فاطمه (ع) است. با شناخت سیره و پیروی از آن حضرت ما را در دنیا و آخرت به رستگاری نایل میشویم. شناخت پایه و زیر بنای هر حرکت میباشد بدون شناخت، حرکت در مسیر حق بسیار دشوار و پر مخاطره است. این مقاله سعی برآن دارد تا علی (ع) از دیدگاه فاطمه (س) مورد ارزیابی قرار دهد. حضرت در ادامه از روش برخورد علی (ع) با مخالفین و منتقدین سخن میگوید.
برای جلوگیری از حاکمیت تفکر ضد منافع ملی
اگر در سال ۹۲ در واکنش به رد صلاحیت سازمان یافته و مایوس کننده با صندوق های رای قهر میکردیم که متاسفانه خود من این کار را کردم امروز می بایست ادامه سیاستهای نابخردانه گذشته و ادامه تحریمهای بیرحمانه و ویرانگر ناشی از بحران هستهای را با نفت بشکهای کمتر از ۳۰ دلار نظاره میکردیم و در داخل نیز فضای عمومی کشور را غیر قابل تنفس میافتیم. اظهار نگرانیهای ناشی از حضور گسترده مردم در انتخابات ۷ اسفند نشانه ترس رقبا از این گام دوم مردم آگاه و هوشیار ما هست. با توجه به آنچه به عرض عزیزان رسید به همه مردم عزیزکشورمان توصیه میکنم که در انتخابات شرکت کنند و برای جلوگیری از حاکمیت تفکرات مخرب و ضد منافع ملی برای هر دو مجلس به لیست کامل گروههای معتدل و اصلاح طلب رأی دهند.
اگر مسؤلین قضایی از زندانیان دوران ستمشاهی بودند…
رییس سازمان زندانها مصاحبه کرده و نظراتی دربارهی نگهداری زندانیان سیاسی بعد از تصویب نهایی قانون مذکور داده است که خوب است نمایندگان مجلس به آن توجه کرده و متن قانون را طوری شفاف و صریح به تصویب برسانند که از چنین برداشتهای سلیقهای جلوگیری شود. اصولا دغدغهی زندانی سیاسی در قوه قضاییه وجود نداشته و ندارد به همین دلیل است که وجود زندانی سیاسی را دائما انکار میکنند، اگر مسؤلین ارشد قضایی و سازمان زندانها جزء افرادی بودند که در رژیم سابق به خاطر مبارزات سیاسی در زندان افتاده بودند نگاه و رفتارشان به کسانی که امروز هم به خاطر تغییر و اصلاح کژیهای حکومت به زندان محکوم میشوند این گونه نبود.
انسدادطلبان صرفا زمانی از آپارتاید سیاسی دست خواهند کشید و به انتخابات آزاد تن خواهند داد که سود مهندسی انتخابات و ردصلاحیتهای نامزدهای رقیب را از زیانی که در این مسیر متحمل میشوند کمتر ببینند. این هدف در ۷ اسفند قابل دست یابی است. روز هفتم اسفندماه حکم شب قدر را برای ملت ما دارد و در هر حال سرنوشت ملت ایران را برای مدتی نامعین تقدیر می کند. غفلت از آن روز، ویرانگر است و پشیمانی آور و بازی باخت – باختی را به همه ایرانیان موافق و مخالف جمهوری اسلامی تحمیل می کند.
طولانیشدن حصر کارکردی دوگانه یافته است: گاه به موجب بیاعتنایی مسئولان نسبت به قانون و وعدهدهندگان به وعدههایشان و برخی حمایتهای دروغین و مصلحتجویانه دیروز و فراموشی امروزشان، ناامیدی از قدرتمندان را تداعی میکند؛ و گاه ایستادگی و حقانیت و مظلومیت محصوران، امید را در دل شعلهور میسازد. هنوز اصرار بر برگزاری انتخابات سالم، آزاد و منصفانه است. هنوز بحث «رأی من» است، «من» به عنوان یک شهروند ایرانی که حق انتخاب شدن و انتخاب کردن دارد.
کاری که نمیتوانیم، کاری که میتوانیم
اگر نمیتوانیم آنها را از حصر بیرون بیاوریم، اگر نمیتوانیم یک هفته یا حتی یک روز را به نام حصر نامگذاری کنیم، اگر نمیتوانیم بگوییم که ما هم همان چیزی را میخواستیم که آنها گفتند، اگر نمیتوانیم بگوییم که ما را هم در حصر کنید چون با آنان هم عقیده هستیم، ولی میتوانیم با یادآوری سالروز حصر به مردم و همراهان جنبش سبز شرایط ناجوانمردانهای که بیش از هزار و هشتصد روز بر محصورین عزیز ما گذشته است را بازگویی کنیم، و بالاخره میتوانیم با شرکت گسترده در انتخابات هفتم اسفند و آراء یکپارچه خود، از نمایندگان معتقد به اصلاح و اعتدال حمایت نموده تا قطار اداره کشور را به ریل عقلانیت بازگردانیم.
رویکرد «انقلاب و اصلاح» به جای رویکرد «انقلاب یا اصلاح»
انقلاب اسلامی برای شهید بهشتی پدیدهای زودرس به شمار می آمد و ایشان معتقد بود که این انقلاب چند سال زودتر از شرایط مطلوب اتفاق افتاد و هنوز آمادگی های لازم نظری و عملی برای پیشبرد اهداف آن به وجود نیامده بود. البته توجه داریم که انقلاب را کسی به وجود نمیآورد و پدیده ای است که تحت شرایطی و بر اثر عوامل متعددی به وجود می آید، اما اگر انقلاب در شرایط مساعدتری صورت میگرفت و سرمایههای لازم را میداشت، میتوانست موفقتر عمل کند.
ریشههای رفتاری گروههای سهگانه (انحرافیون، توابین، قاعدین) و افراد فرصتطلبی که به سبب گذشته تیره خود در پیش از انقلاب بازیچه دیگران میشوند و ائتلافی که اینگونه شکل می گیرد را باید در وسوسههای نفسانی، ضعف شخصیت، نفعطلبی، خودخواهی، احساس حقارت، میل به کسب قدرت از هر راهی، کینه حتی نسبت به برادران حزبی خود، عدم رشد سیاسی و اجتماعی و نگاه ابزاری به مردم و دین جستجو کرد. بعضی از این افراد و گروهها معنای انسان و انسانیت را به خصیصههای بیولوژیکی فرو میکاهند. انسانها نزد آنان ابزاری هستند که باید مطامع آنها را برآورده سازند، در غیر این صورت باید از میان برداشته شوند حتی اگر در حزب و جمع و گروهشان باشند.
خبر آمد نغمهای بر خواندهای که یاد آر ز شمع مرده یاد آر؛ دل رفت و دیده خون شد؛ جان ملتی را بهم بر فشردی، سیل اشک از دیده بر دامان روانه کردی. در آن محنت سرای حصر؛ مونس یوسف تویی، از چه یعقوب وار وااسفاها همی زنی، در این سوی دیوار شهر بی تو همه را حبس می شود، جانشان ملول از ظلم و دیدار روی خوب میر و زهرایشان آرزوست. در حسرت روی ارض موعود، همه بر آن بادیه جان سپرده که به یمن انفاس مسیحاییاتان دوباره جان خواهد گرفت یاد خواهند آورد، نه بر شمع مرده! که چراغ فروزان رهایی و نویدگر صبر و ظفرید. ای مونس یوسف اندرین بند؛ تعبیر یاد آر تو نزد ما آن است که در اختر حصر به سحر اختران سبز بر میشمری تا چون گشت ز نو زمانه آباد
چرا رهبر از خلافکاران حمایت میکند؟
رهبر با کمک مشاورینی امین و مورد اعتماد و تایید مردم بایستی اشخاصی را فقط در مناصبی که قانون اساسی آنها را احصاء کرده با همفکری پیشکوتان آن سازمان و ارگان انتخاب و منصوب کند ولی منصوبین وظیفه و کارشان خدمت به مردم و پاسخگویی به افکار عمومی است، نه اینکه چون رهبر به آنها حکم داده، شب و روز تملق و مجیز او را بگویند و فقط کارشان راضی کردن رهبر باشد، و نه مردمی که صاحبان اصلی کشور و ولی نعمتان آنها هستند. قسمت اعظم این امر مهم به عهده رهبری است که منصوبانش را به اطاعت از قوای سهگانه که نماینده مردم هستند وادار نماید. رهبر بایستی به پیروی از امیرالمومنین(ع) به دهان متملقین و چاپلوسان خاک بپاشد نه به دهان منتقدین و خیرخواهان کشور. و مهمتر از آن این است که اجازه ندهد که نزدیکان، اطرافیان و منصوبانش به مردم و برگزیدگان مردم کوچکترین اهانت و بیحرمتی بکنند و این باید در سر لوحه کار رهبری باشد.
وقتی به روی روسیه با آن همه هشدارهای امام و سوابق جنایتکارانه آن در حق ملت ایران از دولت قاجار گرفته تا دوران جنگ تحمیلی و پس از آن، لابد بنا به مصالحی آغوش پرمهر گشوده میشود و توسط رسانهها و تریبونهای اصولگرا در جهت تقابل با سیاستهای ضدایران هراسی دولت فقط و فقط به جنبه ضدامریکایی خط امام اشاره میشود، جای آن ندارد بجای طرد و حذف و تخریب رقیب، به فکر استفاده از توانمندیهای وی در اداره کشور باشید؟ گذر این سه دهه به خوبی این را برای ما و شما آشکار ساخته است که با رویه حذف رقیب، به مقصد نرسیده و نمیرسید. کافی است اطرافتان را نگاه کنید تا ببینید زیر پوست شهر خبرهای دیگری است! خبر آمد، خبری در راه است!
سخنی با دعوتکنندگان به شرکت در انتخابات
مگر مردم آنچه که بر آرایشان در برخی انتخابات قبلی رفته است را فراموش کردهاند؟ مگر ستاد مهندسی انتخابات فعالیت خود را تعطیل کردهاند؟ مگر در انتخابات ۸۴ با مهندسی آرا احمدینژاد را به مرحله دوم نفرستادند و سپس در آن مرحله پیروزش نکردند؟ مگر در انتخابات ۸۸ با تقلب مجددا احمدینژاد را برنده نکردند؟ اگر قرار است مردم این بار هم به اعتماد به همگی شما برای انتخابات بیایند شما هم تعهد کنید که از آرایشان محافظت کنید و تا آخر کار محکم بایستید و اگر نمیتوانید نتایج نادرست را اصلاح کنید ولی تعهد کنید که اگر تخلفی انجام شد صادقانه روند برگزاری انتخابات و تخلفات را به مردم گزارش دهید.
نظارت بر رفتار حاکمان؛ حقی برای حفظ سلامت جامعه
اگر عقل شریف ترین موهبت الهی در حق بندگان خداوند است که هست، مهمترین موردی که عقل می تواند آنجا به کار رود و برای خود و جامعه خود خدمت بزرگی کند نظارت بر رفتار حاکمان است، زیرا قدرت چنان بی رحم و بی مروت است که امام علی از شر فساد آن به خدا پناه می برد. تنها راه پیشگیری از فساد سیاسی فقط نظارت و دقت عقلانی مردم است، و این حقی است که خداوند به آدمیان عطا کرده و با هیچ منطقی نمی توان آن را از انسان ها سلب کرد.
هشت اولویت حوزه اجتماعی؛ پیشنهادهایی برای مجلس آینده
ظرفیت های موجود در قانون اساسی و به خصوص اصول مربوط به فصل سوم و اجرای بدون تنازل آن با محور تبلیغ و تعهد به اجرا پس از ورود به خانه مردم توسط کاندیداهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی، می تواند مقیاس و شاخص مناسبی در شناخت خواست مردم و مطالبات ایشان قرار گیرد. تأکید بر اجرای اصول مغفول قانون اساسی، خصوصاً فصل سوم آن که متضمن «حقوق ملت» است، از اولویت های اصلی مجلس شورای اسلامی است، خصوصاً در سه دوره اخیر مجلس مورد غفلت جدی قرار گرفته و حتی در مواردی بر خلاف نص و روح قانون اساسی اقدام شده است.
داستان یک روز در انفرادی/ یادداشتی از سید ضیا نبوی
نه دلم میخواد از این واقعیت که در یک محدوده چند متری گیر افتادم و راه در رویی ندارم، فرار کنم و نه قصد دارم برای شرایطی که توش هستم دنبال مقصری بگردم نه مایلم بقدرت قاهری که فراسوی ارادهام، گره گشای مسائلمه دل ببندم و نه قادرم که از فهمیدن و درک کردن افرادی که در برابرم صف کشیدند سرباز بزنم. نه میتونم برای فلاکتی که درونش حضور دارم معنا و ارزشی ایدئولوژیک بتراشم و نه دیگه اینقدر برای حسن نظر دیگران ارزش قائلم که سختی این وضعیت رو با شیرینی تحسین شون التیام بدم. خلاصه اینکه فعلا و در حال حاضر، تنها چیزی که در برابرم قرار گرفته واقعیت مسخره و اعصاب خرد کنی بنام سلول انفرادیه که با محدود کردن همه گزینههای زندگیام قصد آزارم رو داره. راستی دربرابر چنین وضعیتی چه میشه کرد؟ حقیقتش فعلا و در برابر چنین مسالهای تنها چیزی که بذهنم میرسه اینه که این وضعیت رو با تمامی بیمعنایی، بیهودگی و مسخرگی اش بپذیرم و این لحظات شب رو هم به هر نحوی که شده سر کنم و به انتظار اتفاقهای آینده و تلاشهای آتیام بشینم.
مشروعیتشویی در ساختار هرمی قدرت
درخواست رهبری مبنی بر مشارکت گسترده مردم در انتخابات بر خلاف دوره پیش نه از سر نگرانی برای عدم حضور مردم بود بلکه دقیقا مبتنی بر اراده از پیش تعیین شده برای مهندسی انتخابات توسط شبکه ای بود که آنچنان آبروی خود را بصورت آشکار در نقش حاکمان بر حکومت و رسانه ها و قوه قضا و نمازهای جمعه و … باخته بودند که این بار با همان آشکاری به دنبال نگه داشتن قدرت نامشروع و یکدست خود بودند. این همان منفعت بزرگی است که در کنار منافع مادی نخبگان شبکه حمایتگر را همچنان در این هرم نگاه میدارد و لایه های پایین تر این هرم را نیز با نمایشی از مشروعیت مجاب میکند که به عنوان مجریان مطامع رئوس هرم در جای خود باقی بمانند تا ساختار قدرت بر روال پیش باقی بماند. نوعی مشروعیتشویی شبیه پولشویی که اثرات آن در دنیای سیاست به همان تاریکی و خطرناکی فساد اقتصادی است.
مردم، رعایای صاحب تکلیف نه شهروندان صاحب حق!
رفتار مقامات و نهادهای عالی نظام نشان می دهد که آنها متاسفانه مردم را بیشتر رعایای صاحبِ تکلیف خود میدانند تا شهروندان صاحبِ حق. آنها خادمان و خدمتگزارن مردم نیستند که با بودجه و مال مردم باید در صدد تحقق خواست و اراده آنان باشند بلکه موهبتی الهی هستند تا گمراهان را هدایت کنند حتی به زور. حق الناس هم یعنی همین قبول هدایت و پذیرش داوطلبانه مصلحت اندیشی های انجام شده. انتخابات هم یعنی مردم حق دارند و بلکه تکلیف دارند در صحنه حاضر باشند.









