مشروعیتشویی در ساختار هرمی قدرت
چکیده :درخواست رهبری مبنی بر مشارکت گسترده مردم در انتخابات بر خلاف دوره پیش نه از سر نگرانی برای عدم حضور مردم بود بلکه دقیقا مبتنی بر اراده از پیش تعیین شده برای مهندسی انتخابات توسط شبکه ای بود که آنچنان آبروی خود را بصورت آشکار در نقش حاکمان بر حکومت و رسانه ها و قوه قضا و نمازهای جمعه و ... باخته بودند که این بار با همان آشکاری به دنبال نگه داشتن قدرت نامشروع و یکدست خود بودند. این همان منفعت بزرگی است که در کنار منافع مادی نخبگان شبکه حمایتگر را همچنان در این هرم نگاه میدارد و لایه های پایین تر این هرم را نیز با نمایشی از مشروعیت مجاب میکند که به عنوان مجریان مطامع رئوس هرم در جای خود باقی بمانند تا ساختار قدرت بر روال پیش باقی بماند. نوعی مشروعیتشویی شبیه پولشویی که اثرات آن در دنیای سیاست به همان تاریکی و خطرناکی فساد اقتصادی است....
کلمه – بهار توکلی: در یک سیستم اقتدار گرا وفاداری نخبگان تنها از طریق ترس فراهم نمی شود بلکه یک شبکه حمایتگر حول قدرت اصلی و ارتباط دو سویه مرکز و شبکه پشتیبان نیز فراهم می آید. در این سیستم حمایتگران قدرت مرکزی، نقشی اساسی در حکومت دارند و متناسب با این نقش نیز از منافع آن بهره مند میشوند.
این شبکه حمایتگر در ایران بسیار قوی است: یک نگاه به رفتار و گفتار رهبری نشان میدهد که نوعی سیستم هرمی در پس پرده همواره ایشان را حمایت میکند. در این نوع اداره ی حکومت، راندن نخبگان و سهیم نکردن آنها راه را برای رشد معترضین و تزلزل قدرت در دست باز میکند به همین دلیل طبیعی است که برای حفظ این قدرت پشتیبانان نخبه باید از منافعی برخوردار باشند و با حمایت قدرت مرکزی تثبیت شوند تا در شبکه ایجاد شده باقی بمانند و پشتیبانان در سطوح پایینتر نیز با وابستگی عقیدتی به حفط آن کمک نمایند.
شکل کارکرد این شبکه هرمی اینگونه است که ابتدا در اتاق فکر با رایزنیها و تحلیلها و … موضوعی به عنوان مساله و عاملی برای دلواپسی طرح میشود و سپس رهبری حول آن موضوع، سخنانی ایراد میکند و سپس در فاصله زمانی کوتاهی آن شبکه فعال میشود.
این هرم متشکل از اعضای پیوسته با قدرت مرکزی، کارگزاران آن، وابستگان باورمند یا صاحبین منافع مشترک، از هر نوع که باشد هستند. ائمه جمعه، بعضی نمایندگان مجلس، بخشی از دستگاه قضایی و صدا و سیما و بخصوص بخشی از نیروهای نظامی به عنوان بخش مهمی از شبکه حامی و سایر ردههای فعال تا پایینترین رده یعنی لباس شخصیهای کف خیابان آن را حمایت و آن سخنان را باز تکرار مینمایند. در اندک مدتی دایره المعارفی از لغات و کلمات و اصطلاحات ایجاد میشود و موجی از تبلیغات در رسانه های عمومی یا تریبونها و سطح شهرها آغاز میشود. مسابقهای برای تجلیل و بزرگنمایی صحبتهای رهبری شروع شده و هرکس برای اینکه در این دایره باقی بماند بر شدت و حدت آن میافزاید.
این سخنان، به سان راهکاری غیرقابل نقد هم رده با وحی الهی، اگر در مورد ساختارها باشد با دور زدن ساختارهایی که در طول یک قرن و نیم و به سختی در کشور بنا شده نظر فرد را جایگزین میکند و اگر در مورد افراد یا گروههای همسو باشد به سرعت موجبات تعالی و تشویق و امنیت ایشان می شود. در مورد معترضین و مخالفین اما وضع به گونه دیگری است. معمولا در اندک زمانی، ده روز تا دو هفته بعد از یک صحبت رهبری با ادبیاتی پرخشم و پر از واژگان تند و اتهام و تحقیر کلامی، ائمه جمعه، دستگاه قضایی و همان لایه های برنامه ریز تا لایه های نمایشی و اجرایی از آن سخنان رمزگشایی می کنند. آنچنان که در بستن فله ای روزنامه ها، دستگیری های روزنامه نگاران، حوادث پس از انتخابات ۸۸، تعاریف فتنه، رفتار با معترضین، پروژه نفوذ و یا حصر محصورین و غیره دیده ایم. آنها به تبیین مسایل نگران کننده از منظر رهبری می پردازند و راهکارهای حل معضل را که بنا بر موقعیت و تمایل رهبری برای عدم پذیرش مسئولیت برخوردها در سخنان ایشان دیده نمیشود ارائه می دهند.
اما اخیرا رهبری در فاصله زمانی مانده تا انتخابات، همان یک هفته ده روز لازم برای تمرکز نیروهای شبکه حمایتگر، در ادبیاتی مثبت تر از مردم خواست حتی اگر به این نظام اعتقادی ندارند در انتخابات پیش رو شرکت کنند. این سخنان اگرچه شبیه صحبتهای سال ۹۲ رهبری در آستانه اتخابات یازدهم ریاست جمهوری بود اما در تفاوتی ماهوی در اصل واجد و ناظر به نوعی اخبار منفی بود. او می دانست و قرار بر این بود که با ردصلاحیت های گسترده امکان انتخاب به معنای واقعی باز هم از مردم صلب شود. اگر در سال ۸۸ حق انتخاب مردم به سخره گرفته شد و به ملتی بزرگ بزرگی فروخته شد، این بار قرار بود تا این اتفاق در جوی آرامتر رخ بدهد تا هزینه کمتری را بر برنامه ریزان آن وارد نماید. تا به قول بعضی گروه های موسوم به اصول گرا (بدنه هرم حامی) دیگر اجازه اتفاقات مجلس ششم داده نشود و یا مجددا واکنشهای مردمی آنها را غافلگیر نکند.
رهبری به عنوان مرکز ثقل این عمل باید برای شبکه پشتیبان خود مشروعیت فراهم میکرد. این مشروعیت میباید در آستانه تحول مهم بین المللی به چشم ناظرین داخلی و خارجی کشیده میشد.
بنابراین درخواست رهبری مبنی بر مشارکت گسترده مردم در انتخابات اسفند بر خلاف دوره پیش نه از سر نگرانی برای عدم حضور مردم بود بلکه دقیقا مبتنی بر اراده از پیش تعیین شده برای مهندسی انتخابات توسط شبکه ای بود که آنچنان آبروی خود را بصورت آشکار در نقش حاکمان بر حکومت و رسانه ها و قوه قضا و نمازهای جمعه و … باخته بودند که این بار با همان آشکاری به دنبال نگه داشتن قدرت نامشروع و یکدست خود بودند. این سخنان در بردارنده نگاه ابزاری به مردم برای حفظ هرم حامیان بود. و این همان منفعت بزرگی است که در کنار منافع مادی نخبگان شبکه حمایتگر را همچنان در این هرم نگاه میدارد و لایه های پایین تر این هرم را نیز با نمایشی از مشروعیت مجاب میکند که به عنوان مجریان مطامع رئوس هرم در جای خود باقی بمانند تا ساختار قدرت بر روال پیش باقی بماند. نوعی مشروعیتشویی شبیه پولشویی که اثرات آن در دنیای سیاست به همان تاریکی و خطرناکی فساد اقتصادی است.














