الگوی حکومت علوی به روایت فاطمه(س)
چکیده :آنچه در رابطه با حضرت اهمیت ویژه دارد، عمر با بارکت حضرت فاطمه (س) و میراث پربهایی که بعد از خود به جا گذاشت و آن ائمه اطهار (ع) میباشند. نکته اساسی و قابل اهتمام، توجه به سیره و اندیشه حضرت فاطمه (ع) است. با شناخت سیره و پیروی از آن حضرت ما را در دنیا و آخرت به رستگاری نایل میشویم. شناخت پایه و زیر بنای هر حرکت میباشد بدون شناخت، حرکت در مسیر حق بسیار دشوار و پر مخاطره است. این مقاله سعی برآن دارد تا علی (ع) از دیدگاه فاطمه (س) مورد ارزیابی قرار دهد. حضرت در ادامه از روش برخورد علی (ع) با مخالفین و منتقدین سخن میگوید....
کلمه – رضا احمدی:
مقدمه
برای شناخت حضرت علی (ع) منابع زیادی در دسترس است، یکی از متونی که به شخصیت و جایگاه آن حضرت پرداخته است و نزدیکترین به آن جناب میباشد، خطبههای حضرت فاطمه (س) است.
فاطمه زهرا بنابر راویت مشهور بین شیعیان در سال پنجم بعد از بعثت در شهر مکه به دنیا آمد. ایشان عنوان مادر اهل بیت و یکی از مهمترین صحابه، همسر، یاور علی (ع) و دختر پیامبراسلام و کسی که در محل نزول وحی بزرگ و تربیت و حیانی یافته است مورد توجه ویژه مسلمانان خاصه شیعیان میباشد. گرچه آن حضرت عمر کوتاهی داشت اما بسی پر برکت بود.
آنچه در رابطه با حضرت اهمیت ویژه دارد، عمر با بارکت حضرت فاطمه (س) و میراث پربهایی که بعد از خود به جا گذاشت و آن ائمه اطهار (ع) میباشند. نکته اساسی و قابل اهتمام، توجه به سیره و اندیشه حضرت فاطمه (ع) است. با شناخت سیره و پیروی از آن حضرت ما را در دنیا و آخرت به رستگاری نایل میشویم. شناخت پایه و زیر بنای هر حرکت میباشد بدون شناخت، حرکت در مسیر حق بسیار دشوار و پر مخاطره است. این مقاله سعی برآن دارد تا علی (ع) از دیدگاه فاطمه (س) مورد ارزیابی قرار دهد. حضرت در ادامه از روش برخورد علی (ع) با مخالفین و منتقدین سخن میگوید.
شناخت حضرت فاطمه (س)
آگاهی گوهره گران بهایی است که خداوند بر ا نسان ارزا نی داشته است تا در تاریکیها و سردرگمیها از آن بهره گیرد و به راه راست رهنمون گردد. اهل بیت مصباح هدایت هستند به شرط اینکه ابتدا آنان را بشناسیم و سپس از آنها پیروی کنیم در این صورت خداوند دنیا و آخرت ما را تضمین کرده است. برای شناخت حضرت فاطمه (س) منابع بسیار در اختیار ماست که با مراجمه به آن میتوانیم با اندیشهها و سیره عملی آن حضرت آشنا شویم. منابع موجود در این رابطه دو دسته است. دسته اول، آثاری است که طی قرون درباره حضرت نگاشتهاند که به صورت روایت یا کتاب تدوین شده است. قسم دوم، آنچه که منسوب به خود حضرت میباشد و در دست ماست، مانند خطبههایی که حضرت در مسجد مدینه پس از رحلت پیامبر اسلام در اعتراض به غصب فدک ایراد کرد ه است و خطبه دیگری که در بستر برای زنان مدینه از انصار و مهاجر ایراد کرد.
این خطبهها در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و احتجاج طبرسی، با سند عبدالله محض نقل شده است. خطبه اول حضرت فاطمه (س) در مسجدالنبی، خطبه دیگر خطاب به زنان مهاجرین و انصار و نیز خطبه در رابطه با فدک که از آن حضرت نقل شده است. این خطبهها از فصاحت و بلاغت فوقالعادهای برخوردار است. مضامین و محتوای اینها در بردارنده معارف دینی و اندیشههای بلند حضرت فاطمه (س) میباشد. در این خطبهها به بسیاری از مسایل اشاره دارد. یکی از موضوعاتی که دراین خطبهها به آن توجه شده است، جایگاه مهم و رفیع همسرش، حضرت علی (ع) میباشد.
حضرت در لابه لای سخنانش به زوایای خاصی از زندگی همسرش پرداخته است که بسیار آموزنده و قابل استفاده میباشد و میتوان بعنوان دیدگاههای حضرت در رابطه با علی (ع) مورد توجه قرار داد.
در هر سه خطبه حضرت فاطمه به مطالبی درباره حضرت علی (ع) اشاره میکند که مشتمل بر ویژگیهای شخصیتی، نقش اجتماعی و سیاسی، برتری ایشان نسبت به دیگران و ویژگی حکومت حضرت علی (ع) اگر مجالی برای وی پیدا میشد، بیان میدارد.
ویژگیهای حضرت علی (ع)
حضرت فاطمه (س) در میان بیانات خود در مسجد مدینه در خلیفه اول و انصار مهاجر به دفاع از حق خود و امام علی پرداخت در بین سخنانش ویژگیهای همسرش بیان کردند.
شخصیت سازمانی است دارای ساخت و پویا، متشکل از تمامی ابعاد و همه شیوههای فکری، رفتاری و بطورکلی هستی انسان. شخصیت اجتماعی علی (ع) دارای ویژگیهای منحصر به فرد بود.
تحمل کننده سختیها در راه خدا
«مکدود فی ذات الله»، «مکدود» از ماده «کد» به معنای شدت سختی و فشار، حضرت از تحمیل سختی در راه خدا استقبال میکرد. این جمله به سختیهایی اشاره دارد که علی (ع) که طی ۲۳ دوران بعثت متحمل شده است. سختیهای علی (ع) پس از رحلت پیامبر اسلام جانکاهتر شد و طی ۲۵ سال حکومت خلفا برای مصلحت اسلام خار در چشم و استخوان در گلو داشت. دوران چند ساله حکومتش این ناگواریهای دوچندان گردید. همه سختیها در این سه دوره حیات حضرت وجود داشت و ایشان در راه خدا تحمل میکرد.
سخت کوش در راه خدا
«مجتهدا فی امرالله» علی (ع) در راه خدا سخت کوش ودقیق و حساس بود و حاضر به مداهنه و سستی و بیتفاوت در این مسیر نبود.
خیرخواه مردم
«مشمراّ ناصحاّّ، مجداّ کادجاّ» خیر خواهی در وجود و شخصیت آن حضرت نهادینه شده بود. ایشان به فکرخود نبود، بلکه دائماّ در تلاش و انجام عمل صالح در تکاپو بود.
از سرزنش در راه خدا ابا نداشت
«لاتاخذه فی الله لومهّ لائم» هر چه را صالح میدید، در دفاع از آن به خاطر سرزنش و حرف این و آن، کوتاهی نمیکرد، تحت تاثیر جو سازیها و شرایط جامعه قرار نمیگرفت فقط رضای خدا را طلب میکرد.
اینها دستهای از صفات شخصیتی حضرت علی (ع) است در خطبه حضرت فاطمه آمده است.
پایگاه اجتماعی
آلن بیرو در تعریف پایگاه اجتماعی SociaI Statusمی آورد: جایی است که هرکس در ساخت اجتماعی اشغال میکند، یا اعتبا ر اجتماعی است که معاصران فرد بد و بطور عینی در بطن جامعهای که در آن حیات میگذراند، تفویض میدارند.
حضرت فاطمه در این قسمت به جایگاه احتماعی علی (ع) در بین جامعه ایمانی مدینه اشاره میکند.
برادر رسول خدا
«اخاّ ابن عمی دون رجالکم» اشاره به پیمان برادری دارد که در سال اول هجرت در میان مهاجر و انصار اتفاق افتاد و پیامبر اسلام، مهاجر و انصار را برادر خواند. حضرت محمد (ص) علی بعنوان برادر خود تعیین کرد. در حالیکه علی (ع) از کودکی قبل از اینکه حضرت محمد (ص) به نبوت مبعوث شود بعنوان یکی از اعضای خانواده وی محسوب میشد. علی (ع) علاوه بر اینکه پسر عمو من است برادر رسول خداست.
نزدیکترین به رسول خدا
«قریباّ من رسول الله» علی (ع) علاوه بر قرابت نسبی و سببی بلکه مهمتر از آنها نزدیکی فکری و معنوی به شخص به رسول خدا دارد. او دومین مسلمان در اسلام و با اشراف رسول خدا تربیت شده است.
سید اولیاء خدا
علی (ع) سر آمد و بزرگ دوستان خداست. زیرا برتری معنوی و فکری که علی (ع) در بین اصحاب داشت او را به چنین جایگاهی رسانده است که به سید اولیایی شهرت یافت.
نقش اجتماعی
آلن بیرو نقش اجتماعی socai roieرا اینگونه تعریف میکند: شامل رفتار، کردار و یا کار و و ظیفهای است که شخص در داخل یک گروه به عهده میگیرد. نفش را هم به غنوان نوع رفتار اجتماعی یک فرد که بر طبق الگوی کلی اجتماعی و فرهنگی گروه صورت مگیرد. دراین فراز از خطبه حضرت فاطمه به نقش اجتماعی علی (ع) در جامعه اسلامی میپردازد.
«ازنقضت قودمهّ الاجدال وفخانک ریش الاغزل» تو کسی بودی که بالهای باز شکاری را در هم کوبیدی. حال بیسلاحان به تو خیانت کردند. علی (ع) دومین شخصیتی بود که به اسلام ایمان آورد و در این راه سر از پا نمیشناخت.
او در صحنه فداکاری و ایثار پیشتازترین بود. علی (ع) از قوت و زیرکی فوق العادهای در نبرد بخوردار بود بطوری که در حنگهای مختلف به نمایش در آمده بود. در جنگ بدرائمه کفر را از پا درآورد. در نبرد احد بگونه ظاهر شد که ندای آسمانی در فضای نبرد شنیده شد که مکرّر مىگفت: «لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» ولى گوینده دیده نمىشد.
از پیامبر سؤال کردند که: گوینده کیست؟ فرمود: جبرئیل است.
در جنگ خندق با کشتن عمرو بن عدو، جنگ را مغلوبه کرد و پیامبر فرمود: «ضَربَهُ عَلِی یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَهِ الثّقلین؛ ارزش این فداکارى بالاتر از عبادت تمام جنّ و انس است. و در نبرد خیبر با کندن درب قلعه بن بست نبرد را شکست. در هر فداکاری پیشتاز بود.
کار را تمام میکرد
«فلاینکفئ حتی یطا صماخهاباخمصه» علی (ع) باز نمیگشت مگر اینکه گوش آنها را زیر پای خود له میکرد. حضرت وقتی وارد کار زار میشد، تا کاررا تمام نمیکرد، بازنمی گشت یا فرار نمیکرد. این طور نبود که از صحنه نبرد فرار کند یا کار را نیمه کاره رها کند. اینها از نشانهای شخصیت پیگیر و دقیق است.
خاموش کننده توطئهها
«و یخمد لهبها بسیفه» و شعله شمشیر آنان را با شمشیر خود خاموش میکرد. هرگاه مشکلات برای مسلمانان پیش میآمد علی (ع) به شمشی برنده و تدبر از میان برمی داشت. کارهایی که و او واگذار میشد به پایان میرساند. در کارها ضعف و تردید نشان نمیداد. با جدیت عمل میکرد. توطئههای مشرکین و منافقین در هم میکوبید.
پس چرا مردم مدینه به علی (ع) رو نیاوردند؟
حضرت فاطمه (س) در قسمتی از خطبهاش برای زنان مهاجر و انصار در بستر بیماری، عوامل روگردان شدن از حضرت را واکاوی میکند. حضرت فاطمه سخنش را با این نکته آغاز میمی کند: «و ما الذی نقموا من ابی الحسن» و چه عاملی باعث شد که اینها با ابی الحسن اینگونه برخورد کردند؟ زیرا علی (ع) اینگونه عمل میکرد:
اهل معامله و مماشات نبودن
«نقموا و الله منه نکیر سقیفه» به خدا قسم از او به خاطر شمشیر براندازش از او انتقام گرفتند. علی (ع) شخصیتی با متعادلی داشت که بر باورهایش استوار بود، اهل معامله و مماشات نبود و آنچه ت تشخیص میداد عمل میکرد. خط قرمز او حریم خدا و ارزشهای انسانی و دینی بود بدین خاطر لز او روگرداندند. شمشیر علی (ع) بسیاری از سران شرک را به خاک افکنده بود. وابستگان قومی آنها گرچه مسلمان شده بودند، از این اقدام حضرت کینه بدل داشتند. این جمله علت روگرانی از حضرت پس از رحلت پیامبر برمی شمارد.
نترس بودن
«و قله مبالاته لحتحفه» او از مرگ نمیترسید و بیباکی بود. این اعتقاد موجب روحیه حق طلبی علی (ع) شده بود. عناصر منافع طلب و دنیا پرست، بدین خاطر با حضرت میانه خوبی نداشتند زیرا حضرت در دفاع از حق از هیچ فداکاری فروگذاری نبود. این روحیه با افراد دنیا خواه سازگاری نداشت.
ایستادگی در مقابل باطل
«و شدهّ وطائه» و به علت محکمی قدمهایش برروی باطل از او روگردان شدند. حضرت در مواضع خود با صلابت و قاطعیت در مقابل فرصت طلبان عمل میکرد.
شدت عمل
«ونکال وقعته» به خاطر اینکه عقوبت میکرد و باجدیت وارد مسایل میشد و از سستی و مداهنه رو گردان بود از او روگردان شدند
تسلیم ناپذیربودن
«و تنمر فی ذات الله» او به خاطر پلنگ صفتی و تسلیم ناپذیری در راه مبانی و اصول که باور داشت، مورد بیمهر قرار گرفت. حضرت فاطمه واژه «تنمر» نمر و پلنگ آورده است که اشاره به صفت شجاعت دارد و کنایه از تسلیم ناپذیری حضرت علی (ع) در راه حق میباشد. تسلیم شدن در مقابل باطل از ضعف ایمان است، حال که حضرت تجلی ایمان بود.
خط مشی حکومت علی (ع)
حضرت فاطمه، پس به قدرت رسیدن ابوبکر طی سخنانی خط مشی حکومت علی اگر به خلافت میرسید را این گونه ترسیم میکند.
توجه به حقوق منتقدان و مخالفان
«و تالله لو مالوا عن المحجهّ الایحهّ و زالو عن قبول الحجهّ الواضحه»
به خدا سوگند اگر او به خلافت میرسید، هرگاه که مردم از حجج و راهها واضح و آشکار خداوند روی میگرداند، آن حضرت آنگونه برخورد میکرد. «لردهم الیها و حملهم علیها» همانا حضرت مردم را با دلیلهای آشکار بر آن میخواند. آنها را به حق و حقیقت دعوت میکرد.
در ادامه به روشهای حضرت در برخورد مخالفان م نتقدان میپردازد.
روش او ملایم بود
«و لسار بهم سیراّ سجحاّ» مردم را با ملایمت و نرم خویی پیش میبرد. کلمه «سجح» به معنای ملایمت و نرم خویی است. حضرت از خشونت و شدت پرهیز داشت زیرا با زور و شدت عمل نمیشود مردم را هدایت نمود، بلکه مردم را باید با با دلیلهای قانع کننده و ایمان به مسیر حق و عدالت راهنمایی میکرد.
مردم نباید آسیب ببینند
«لایکلم خشاشه» آنانی که میخواهند مردم را به راه حق هدایت کنند، باید بگونهای عمل کنند که به مردم آسیب نرسانند. آسیبها گوناگون است. آسیبهای موجب میشود که استعدادهای و سرمایههای اجتماعی تلف گردد و زیان جبران ناپذیری برجامعه تحمیل گردد.
نباید مردم را خسته کرد
«لایکل سائر» اگر با بیبرنامهگی و فلهای و خشونت با مسایل جامعه برخورد شود، جامعه به بحران میرسد. اگر توقعها را از افراد بالا ببری، آنها خسته و زده میشوند و حال اینکه اگر همواره و آهسته و همراه با ملایمت آنان را حرکت دهی، خسته نشده و تا آخر در راه باقی میمانند. توقعها باید براساس توانمندیها افراد باشد، توقع زیاد نوعی آسیب برجامعه میباشد که سرمایههای اجتماعی را نابود و تحلیل میبرد.
تندی مردم را بیتفاوت میکنند
«و لایمل راکبه» عاقبت سیاستهای تند و افراطی از دست رفتن سرمایههای اجتماعی است. تندی همه را خسته و بیتفاوت میکند. سیاستهای رادیکال همیشه موجب ضربات جبران ناپذیری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر ملتها بوده است و تندیها قهرا رابطه مردم و حکومت روز به روز ضعیفتر خواهد کرد.
حضرت فاطمه (س) تصویری از سیاستهای حاکم و پیش رو میدهد ولی خط مشیهای حاکمیت حضرت علی را چگونه تبیین میکنند؟
حضرت با این فرض وارد بحث میشود اگر حکومت به علی (ع) میرسید، برخلاف روشهای بالا عمل میکرد. خط مشی حکومت علی (س) را اینگونه بیان میکند:
نگاه توسعه نگربه جامعه
«ولاوردهم منهلا نمیراّ صافیا رویاّ» جامعه را به محل آب گوارا و صافی که سیرشان میکنند، هدایت میکرد تا استعدادهای همه در این مسیر شکوفا شود و از تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی پرهیز میشد. جامعه با سیاستها و برنامه ریزیهای واقع بینانه پیش میبرد تا همه به حقوقشان دست یابند.
حکومت خیر خواه مردم
«و نصح لهم سراّ و اعلاناّ» اگر خلافت به دست علی (ع) میافتاد به صورت آشکار و پنهان خیرخواه مردم بود. چنین نبود که با تبلیغات خیرخواه جامعه باشد و بلکه با برنامه ریزی و سیاستهای واقع بینانه در راه تامین منافع همه ملت بود. همه بندگان خدا را به یک چشم میدید و از تقسیم جامعه پرهیز داشت که این روش تامین کننده منافع مردم میباشد.
سلامت اقتصادی
«و لو لم یکن ینتحلی من الغی بطائل» علی (ع) از ثروت عمومی برای خود بهرهای نمیبرد و ذخیره نمیکرد. معمولا حکومتگران بیت المال را ابزار برای خود و نزدیکان و خودیها میدانند و در راه منافع خود بهره میگیرند.
او «لایحظی من الدنیا بنائل، ری الناهل و شبعه الکامل» او بهرهای برای خود از دنیا نمیبرد، اگر علی (ع) حکومت به دست میگرفت، همانند یکی از افراد جامعه، آب و نان مختصری میخورد و به فکر زراندوزی و جمع آوری ثروت جامعه برای خود نبود، و چنین نبود که با بهانههای گوناگون بیت المال و اموال در مسیر تحکیم قدرت خودش به کارگیرد.
بیرغبتی به دنیا
«و لبان لهم الزاهد من راغب» اگر خلافت به علی (ع) میرسید، برهمگان و مشخص میشد که چه کسی دنیاگرا و چه کسی از دنیا روگرداند. آنهایی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن از هیچ چیز دریغ ندارند.
صداقت و راستگوی
«و الصادق من الکاذب» اگرعلی (ع) به خلافت میرسید، برای مردم راستگو از دروغگو معلوم میشد. حکومتها برای قبضه قدرت و حفظ آن به هر وسیله متوصل میشوند تا مشروعیت خود را توجیح نمایند در این راه به دروغ و تزویر پناه میبردند تا ماندن خود را توجیه کنند.
اینها گوشهای ویژگی حضرت از نگاه فاطمه زهراست که در خطبه سه گانه بعد از رحلت رسول خدا ایراد فرمود.














