» امیر آخولقه
کرونا منحوس نبود، نومیدی آورد و امید آفرید
حاکمانی که سخنتان بر ملتتان از لوله تفنگ و حکم حبس و کینه حصر و داغ و درفش و آتش و موشک برون میشد، می بینید چگونه در حصر شدید؟ می بینید چگونه به یک اشاره مرگ در دوقدمی تان و نفس به نفس تان ایستاد؟ میبینید تجمعات و مراکز و مقامات تان چگونه به تعطیل گرایید و درب ها بسته شد و از فراز منبر و محراب و میز و مدرس به کنج خانه و بیت محبوس شدید؟ اکنون کجاست فرعون تا در میانه نیل خروشان کرونا انا ربکم الاعلی بزند؟! عصای جادوانش به کام کدام اژدها به فنا رفته است؟
سال محکمه
اراده به قتل مردمان و هدر شمردن خون مردم معترض غیر مسلح، ولایت فقیه را به همان بطلانی رساند که سلطنت پهلوی را. بطلان حکومت مستبد، بطلان دیکتاتوری، بطلان خلافت روحانی نظامی، بطلان هر حکمرانی که قدرت و قوانینی غیر از قدرت و قوانین منتخب محدود قابل نظارت، قابل عزل و قابل انتقاد از جانب ملت را مبنای مشروعیت و استمرار خود گرداند؛ خواه به نام دین خواه به نام شاه.
نگذاریم یاد نیلوفر در باتلاق کرونا دفن شود
ما باید مناسبات سیاسی اجتماعی خود را با حکومتی تبیین کنیم که به وضوح نشان داده است ارزشی برای شهروندان و مردم خود قایل نیست؛ نه برای حقوق ما، نه رشد و استعدادها و خلاقیت ما، نه آزادی ما و از همه بارزتر نه جان ما! این آخری دیگر فاجعه است و نتیجه عدم اعتراض و بی تفاوتی نسبت به نقض حقوق پایه مان بوده است.
آقای رییسجمهور! شما نوکر مردم هستید نه مردم نوکر شما!
پاسخ را صدالبته مردم با صدای بلند در نمایش انتخابات اعلام کردند. آنها به آن نمایش دروغ و توخالی نیامدند و صحنه اش برای کارگردان و عروسک گردانان آن خالی گذاشتند تا حرمت انسانیت، شعور و انتخاب و رای خود را پاس بدارند. حرمتی که یک درصدش به سراسر حکمرانی آکنده از خون و دروغ و دزدی شما شرف دارد! حرمتی همچون آبروی کعبه در برابر حکومتی پست تر از عطسه بز!
نه سال حصر/ در حقیقت چه کسی در حصر است؟
در ذهن ما چه بر می انگیزد که چه باید میکردیم تا حصر و زندان بی قانون و قاعده و بنیاد، حصر و زندان نامشروع و بی اخلاق که فقط و فقط بر دیکتاتوری و کینه جویی یک مستبد و اذناب او مستقر شده و البته راه تداوم ش را بی تفاوتی و انفعال و بی عملی ما در پوشش بیانیه های کاغذی و اعلامیه های صوتی و اعتراضات کیبوردی و محکوم ساختن اینترنتی هموار کرده است، ستم مستمر نشود و آب حیات از ناتوانی و زندگی شعاری ما نگیرد؟
پس از چهل و یک سال؛ از انقلاب اسلامی تا استبداد دینی
آیا جمهوری اسلامی که قرار بود معنویت و اهداف دین را با خواست و اراده ملت جمع کند و سیستم سیاسی الگویی به جهان ارایه دهد که دیگران به ستایش ش برخیزند و در مقابل عظمت و شکوه و محبوبیت ش زبان به تحسین گشایند، اکنون چنین کارنامه ای برای جهانیان در دست دارد؟ برای جهانیان نه، برای مردم ایران چنین نتیجهای حاصل آمده است؟
معتاد به دروغ؛ مجرم یا مریض؟
کلمه – امیر آخولقه بهمن ماه ۹۸ در حالی در ایران به نیمه رسیده است که در طول قریب به سه ماه گذشته خاک وطن خاطره های خون آلود و بهت آلود و بغض آلودی را یک به یک در دل خود ثبت کرد؛ خاطراتی تلخ و تیره و تند که هریک در هر سرزمینی […]
از سوز پایان پاییز تا سرآغاز سرد زمستان، از سوگ تبعیض تا داغ خون؛ چه خواهید کرد؟
به صراحت نمی توانیم حکومتمان را حکومتی صالح بدانیم. کارنامه حکومت ما که مدار مقاومت ش در سحر عصای ساحران فرعون است آغشته به خون انسان است و هیچ ناظر منصف و آگاه داخلی و خارجی نیست که بتواند این واقعیت را انکار کند. این رد خونینی است که در هر دوره تاریخی توسط این نظام تکرار میشود و هربار یا به مرگ مظلومی، منتقدی، زندانی، شهروند مخالفی، دانشجوی مبارزی انجامیده یا در دهه اخیر از پس ۸۸ خونین به سرکوب ملت و ریختن خون شهروندان غیرسیاسی معترض در کوی و خیابان ارتقاء یافته است، حال اعتراض ملت به دزدیدن رای باشد یا دزدیدن مال یا دزدیدن حیثیت.
استبداد و خون، استبداد و سیل، استبداد و انتخابات
خون ها بر زمین ریخته شد و آه از نهادی بر نیامد! یکی گفت حجامت نظام بود و دیگری گفت شما هم انقلاب کنید و سه هزار کشته بدهید و نظام بعدی از آن شما و وزیر کشور در پاسخ نمایندگان بذل محبت نمود و فرمود فقط به سر معترضان شلیک نشده به همه جایشان تیر زده اند! در کمال بی تفاوتی و احتمالا با لبخندی مشابه قهقهه رییسجمهور حقوقدان! و نمایندگان پرسش کننده در شگفت که خون انسان در نظر اینان چه ارزشی دارد؟
میلاد اصلاحطلبی در میدان انتخابات
آن زمان کی فرا می رسد که از افیونی به نام رهبر فراقانونی، نظارت استصوابی، حکم حکومتی و شورای نگهبان با صراحت سخن بگوییم و به رفع این موانع آزادی بیندیشیم که متاع مملکت به تمتع تباهی برده اند و به خدای نیز پاسخگو نیستند چه رسد به ملت! گمان می برید تا زمانی که سازوکار بازی سیاسی را آنطور که استبداد چیده است رعایت میکنیم و اسم آنرا رعایت قانون میگذاریم چیزی بیش از اقتدارگرایی انتخاباتی را شکل میدهیم و خود جزیی از چرخ دنده های آن میشویم؟
حکومت خودکامه رفتنی است چه به نام دین چه به نام شاه، نام از ملت بگیرید
بیانیه مهندس موسوی را همه این جوانان و فرزندان میهن خوانده اند، چه آنان که فرزند شاه تاجدار را میبینند و چه آنان که ولی فقیه معمم را. و نیک خوانده اند که میرحسین نه از شاه حاکم و نه از شیخ حاکم، بل از ملت حاکم و حکم ملت سخن گفته و به یادها آورده که در هنگامه ای که انتخاب ملت با اراده حاکم شاه یا ولی فقیه مرادف نباشد، آنچه کوک میشود نه ساز ملت که سرنیزه حاکم است خواه به نام خدا یا به نام شاه. پس فرزندانش را خوانده که مام میهن را به آغوش کشید که جمهوری در آن پاک دامن زاید.
مسئله همان سوال سرکوب شده ۸۸ است؛ چرا ملت محرم نیست؟
چرا در بیست سال اخیر تنها مسئله جمهوری اسلامی چگونه پایمال کردن و چگونه بی معنا کردن حقوق ملت به انحای مختلف در این سرزمین است؟ آیا اکنون میتوان در این گزاره تردیدی داشت که شکل و شمایل امروزین جمهوری اسلامی چیزی بیش از یک نظام نظامی سالار و سلطه اقلیت خلیفه گرا و میلیشیای نظامی خودخواه و سلطه گری است که نه تنها فهمی از حقوق ملت و ضرورت احترام بدان ندارد بلکه پیشاپیش بویی از انسانیت و انصاف و عاطفه نبرده است.
انتخابات، حقوق بشر و آزمون اصلاحطلبی
آقایان به عنوان «حفظ اصلاحات» – در برابر راه سوم – که اکنون چیزی معادل «حفظ نظام» شده است و کاریکاتوری از شورای نگهبان و دیگر ادوات رای سازی و رای بازی هم در اختیار دارد، طوری با هر جنایتی مخالفت میکنند که جنایتکار همواره احساس کند جنایتش به خودی خود جرم نیست فقط کمی زیاده روی کرده است!
از سپیده تا اصلاحات
تلختر از شنیدن صدای استوار اما محزون سپیده، شنیدن صدایی است که فرداروزی در دیدارهای دیپلماتیک و سفرهای دورهایاش در جهت منویات حاکم مسلمین و خلیفه ایران، در پاسخ به همتایان اروپایی یا آسیایی اش بگوید پاسخ گویی درباره نقض حقوق بشر در ایران در حوزه کاری اش نیست و در ایران زندانی سیاسی نیست و احیانا از سر ذوق خدمت برای نظام و نه هیچ انگیزه نامشروع دیگر بگوید آزادی در کشور ما از همه جای دنیا بیشتر است منتها تحت قوانین خودمان!
استقلال حوزه و مرجعیت حکومت
نهاد حوزه به تدریج استقلال خود را از دست داد و این فرایند بویژه در دوران رهبری دوم جمهوری اسلامی سرعت گرفت و از آنجا که رهبر دوم از توان و صلاحیت فقهی اجتهاد بهرهای نداشت تا به پشتوانه آن، استقلال حوزهها و مراجع بزرگ شیعه برایش چونان سد سدیدی برنیاید، باید از نهادهای سیاسی برساخته انقلاب در حوزه استفاده میکرد تا هم خود به درجه اجتهاد شناخته شود، هم مخالفان سیاسیاش در حوزه به انزوا کشانده شده و حذف شوند و رسمیت نیابند.
عاشورای حسین و عالمان دین
بسا از آن صحابه که عالم دین نیز بودند و در رکاب حسین در کربلا جان سپردند. آنان که از سخن فرزند پیامبر دریافتند او به برپانداشتن نماز و نستاندن زکات و نداشتن حجاب و حتی نقض حقوق شخصی خود معترض نیست بلکه از بلای این فتنه دین جامه در «فریبکاری حاکم نابکار» و «ستمگری مالیات بگیر» و «فرمانروای بی رحم» در شگفت است. تمام آنچه جملگی در ادبیات امروز حقوق بشر و حق الناس اند و به زعم حسین این مظالم است که جان دین و توان امت ستانده است نه رعایت فروعات دین و عمل به مستحبات!
شرم و اقتدار
جناب رئیسی، شما در حال قلع و قمع بزرگترین فسادهای خودیترین محصولات و نتایج این نظامید! باز به اسامی و چهرههایشان و گفتار و کردارشان بنگرید. چه میبینید؟ خیلی آشنایند و خیلی نزدیک. آنها در تمامی سالیان درازی که به عمر این نظام مسئولیت قضایی عالیرتبه داشتهاید رشد ونمو کردهاند و انگل وار بزرگ شدهاند. این انگلها محصولات اقتدار و عظمت و شکوه این نظامند! محصولاتی که اکنون باید به جرم شنیعترین جرایم فساد اقتصادی جمع شان کنید. با اقتدار و بیهیچ شرم و خجلتی!
از حصر تا حصر؛ انتخاباتی که کودتاست
۲۸ مرداد همچون ۲۲ خرداد، پس از بیش از نیم قرن تجربه و آزمون درس های فراوان برای همگی ما دارد؛ درس هایی برای نخبگان بزرگ که چنانکه مرحوم دکتر مصدق گفت باید مستظهر به پشتیبانی ملت باشند. و این استظهار بیش از هر چیز آنجایی رخ می نماید که ملت می تواند چشم در چشم و نفس و در نفس یکدیگر، پشت گرم به خویش و نه لرزان در اسارت سرد تنهایی فردگونه و ناامن، گام بردارد و فریاد بزند و پشت سر نمایندگان راستین خود بایستد!