سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » کرونا منحوس نبود، نومیدی آورد و امید آفرید...

کرونا منحوس نبود، نومیدی آورد و امید آفرید

چکیده :حاکمانی که سخنتان بر ملتتان از لوله تفنگ و حکم حبس و کینه حصر و داغ و درفش و آتش و موشک برون میشد، می بینید چگونه در حصر شدید؟ می بینید چگونه به یک اشاره مرگ در دوقدمی تان و نفس به نفس تان ایستاد؟ می‌بینید تجمعات و مراکز و مقامات تان چگونه به تعطیل گرایید و درب ها بسته شد و از فراز منبر و محراب و میز و مدرس به کنج خانه و بیت محبوس شدید؟ اکنون کجاست فرعون تا در میانه نیل خروشان کرونا انا ربکم الاعلی بزند؟! عصای جادوانش به کام کدام اژدها به فنا رفته...


کلمه – امیر آخولقه

سال کهنه در آستانه پوست اندازی است، سالی پر از درد، پر از مرگ، پر از حرف و پر از حصر!

سال سرد و سیاه و سرخ که دمی از نفسش برنیامد که ممد حیات شود و به شکر اندرش مفرح ذات. سرمایی که از سرخی خون های سیاه شده در آتش آبان و هواپیمای اکراین و زان پس کرونا بر جان ملت فتاد! همچو افسانه و آیا میشود انسان به چنین توانایی برسد که اینهمه رنج ببیند و نان در خون زند و هر روزش جمعه باشد و از ابر سیاه خون ببارد و اکنون دل به نوروز گرم کند؟

یا شاید میتوان آنقدر ناتوان شد و خسته و خموده که چشم بر توانایی و قدرت شگفت انگیز و خلاقانه انسان بست و افسار زندگی به دوش خری افکند که از کره گی دم نداشت و سواری بر خر مراد نمی نشاند؟

خستگی، بیماری، بی تفاوتی، بی اعتمادی، بی اعتنایی و نهایتا مرگ؟ آیا این سرنوشت ماست یا اینکه ویروس عالم گیر که همچون طاعون عصر جدید، دهکده امروزمان را به قعر تاریخ فرو برده، درس هایی هم برایمان دارد، فارغ از آنکه ببینیم و بخواهیم و بشنویم به ما می آموزد خوب ببینید و در احوال اقتدار و اعتبار خود نظر کنید:

حاکمانی که سخنتان بر ملتتان از لوله تفنگ و حکم حبس و کینه حصر و داغ و درفش و آتش و موشک برون میشد، می بینید چگونه در حصر شدید؟ می بینید چگونه به یک اشاره مرگ در دوقدمی تان و نفس به نفس تان ایستاد؟ می‌بینید تجمعات و مراکز و مقامات تان چگونه به تعطیل گرایید و درب ها بسته شد و از فراز منبر و محراب و میز و مدرس به کنج خانه و بیت محبوس شدید؟ اکنون کجاست فرعون تا در میانه نیل خروشان کرونا انا ربکم الاعلی بزند؟! عصای جادوانش به کام کدام اژدها به فنا رفته است؟

کجاست نمرود تا مرگ مغز خویش به دیده ببیند و راه نجوید؟

کجاست کیکاووس تا خون جگر دیو سپید طلب کند و رستمی نباشد تا نوش دارو از بر هفت خوانش بیاورد؟

می بینید؟

کرونا حرف هایش را در عمل می‌زند! با مستبدان! با پول پرستان! و با مظلومان ظالم پرور. ویروسی که به یاد می‌آورد مرگ به همه ما چقدر نزدیک است خواه در سایه زمستان و خواب خاک و خواه در آستانه بهار و بیداری زمین. فراتر از آن، کرونا به ما نشان داد او ویروس منحوس نیست. آنچه منحوس است حکومت بی لیاقت و بی کفایت و بی تدبیر و جاهلی است که تنها دوستانش در دنیا مولدان و ناقلان ویروس به او بوده اند و از همین رو راه را بسته نمی توانست کرد.

کرونا منحوس نبود. آنچه منحوس بود و هست حکومت دروغگو و پنهان کاری بود که کاسبی جهل دینی نمی گذاشت ابواب حرم های متبرک ش را بسته ببیند تا نان و روغن نذورات و اموال صدقه مردم معتقد را از دست ندهد و بر مدعای پوشالی دارالشفایش خدشه ای وارد آید.

کرونا منحوس نبود. آنچه منحوس بود خسته شدن مردمی دلبسته جمع و جماعت و جاری در جویبار همبستگی شان از حکومت جهل بود که جان و سلامتی مردم ش را قربانی راه پیمایی سالگرد انقلابی آزادیبخش کرد که از آن جز مجسمه منحوس استبداد دینی نشانی بر جای نمانده است. آری استبداد دینی. و همین استبداد بود که راه کرونا برای انتخابات خود هموار کرد و همچون خوابزدگان پریشان فکر از فردای انتخابات پوک و بی معنای استصوابی تازه فهمید کرونا وارد خون و استخوان مردم ش شده است.

بگذریم. اینهمه همه نیک می‌دانیم. آنچه برکت کرونا بود بی برگ و بار نبود. برکت البته نه در مرگ انسان ها و مردم بی پناه که در مرگ حکومت جعلی جهل دینی. مرگ اعتقاد به حکومتی تا این حد فاسد بی رحم ناکارآمد و منحوس که از آرمان های انقلاب آزادیخواهانه ۵۷ مجسمه زشت استبداد دینی برافراشت و از بذر امید مردمانی به اصلاح کژی ها و ناراستی های بی پایان ش، نهال تلخ و تیره گون نومیدی کاشت.

نهالی که از قضا، از باب معنای نومیدی، نتیجه یأس به بار نداشت. عطر یاس به همراه داشت. که نومیدی از راه ها و روش ها و اعمال و سیاست های غلط، خود امیدی تازه و سرچشمه جوشان امیدواران است تا عمر و سرمایه و نیرو و توان در راه بیهوده نفرسایند و گام در بیراهه نزنند.

راه روشن پیش روی همه ماست.
پس نوروز شادان همگنان باد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.