سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

سال محکمه

چکیده :اراده به قتل مردمان و هدر شمردن خون مردم معترض غیر مسلح، ولایت فقیه را به همان بطلانی رساند که سلطنت پهلوی را. بطلان حکومت مستبد، بطلان دیکتاتوری، بطلان خلافت روحانی نظامی، بطلان هر حکمرانی که قدرت و قوانینی غیر از قدرت و قوانین منتخب محدود قابل نظارت، قابل عزل و قابل انتقاد از جانب ملت را مبنای مشروعیت و استمرار خود گرداند؛ خواه به نام دین خواه به نام شاه....


کلمه – امیر آخولقه

در تاریخ الکوفه، که به تصریح اهل تحقیق، کتابی جامع و دقیق در باب نحوه تاسیس کوفه و چگونگی استقرار عرب در محلات آن و سیر وقایع کوفه بویژه در عهد خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام است، یکی از نکات مورد تصریح این است که امام هر آینه در پایان سالی از خلافت خود که کثیرش به جهاد با ناکثین و مارقین و قاسطین سپری شد، برای مردم در مسجد خطبه می‌خواند و از جمله گزارشی از آنچه در ولایات و شهرها و خود مقر خلافت، کوفه رخ داده و کارهایی که حکومت انجام داده بود را برای مردم برمی‌شمرد و در این باب به نکات جزیی نیز توجه می نمود؛ از آن جمله کارهایی که برای پاکیزگی، رفع فقر، رفع بیماری ها، رفع قحطی و میزان کالاهای موجود در بازار و از همه مهم تر چگونگی تقسیم و تخصیص متساوی بیت المال به آحاد ناس، از مسلمین گرفته تا اهل کتاب را گزارش می‌داد و از مردم می پرسید که آیا بر آن گواه هستند و کرده او تصدیق می‌کنند یا خیر؟

علی حکمرانی را هرگز به مثابه میراث خود معرفی نکرد بلکه از آن دوری می‌نمود. در مرام علی کسی نشنید که او خلافت خود را منتی بر سر مردم دانسته باشد یا مردم را از دسترسی و نظارت بر ارکان حکمرانی از خلیفه گرفته تا والیان و نظامیان ش محروم و ممنوع کرده باشد.

در نگاه مسلمانان، نحوه حکمرانی اسلامی برمبنای میراث پیامبر، مبتنی بر رضایت و خواست مردم و رعایت و اجرای قواعد عقلایی و متعارف میان ملت ها بود، از همین رو کسی، علی الخصوص شیعیان علی، او را نازل شده از آسمان، بریده ای مقدس از نور واحده و به معنای منحرف و مخدوش فعلی، معصوم و فرشته وار نمی دانست و نمی انگاشت. در شکل گرفتن این فروض، هم زنده بودن قرآن در میان جامعه، هم سنت پیامبر و هم مشی و مرام خلفا و بالاتر از همه رفتار و متد امام پایه گذار و تعیین کننده سرنوشت سیاسی اجتماعی و فکری مسلمانان بود.

امام هر سال را سال محکمه ای برای حکومت می دانست چون حکمرانی از منظر او «علی عنقهی امانه» امانتی بر گردن والی و نه میراثی بر جبه ولی بود.

امانتی که باید به صاحبانش بازگردانده می‌شد؛ دور یا نزدیک. و در این محکمه آنچه نقش نخست را در قضاوت داشت، صداقت حکومت بود؛ توانستن ها و نتوانستن ها، بایدها و نبایدها، اراده ها و اجبارها باید صادقانه گزارش می‌شد و راه گریزی از نظارت مسلمانان وجود نداشت. چه اینکه علی نیز راه گریزی نمی جست!

بر این مبنا و بر اساس آنچه میراث امام ماست، و اندوخته تجربه و معرفت بشری نیز بر همان مبناست، اگر بخواهیم بسنجیم که در این سال محتضر، چه محکمه ای در انتظار حاکمیت ایران است و این دولت منتخب و آن حکومت منتصب از کرده و ناکرده خود چه حاصل برده اند و چگونه قضاوت می‌شوند، چه در دست داریم؟

این حکمرانی در محکمه اخلاقی چه نمره ای دارد؟

محکمه اخلاقی می‌پرسد آیا حکومت به وعده های خود عمل کرد و در اجرای آن صداقت داشت؟

زندانیان بیگناه سیاسی اجتماعی را از بند رهاند یا بند آن از سر خویش به بهانه های همیشگی گشود؟

آیا از همراهان بزرگ و آزاده ملت رفع حصر نمود یا آن سنت بدسگال بدعهد شوم را منوط به موافقت حاکم و معامله های پنهان و نهان و برجام نافرجام و امنیت خویشان و رفیقان کرد؟

آیا دانشگاه ها را برای فعالیت آزاد و منتقدانه دانشجویان امن ساخت یا دست نهادهای امنیتی بر انتقاد و آزادی دانشجویان گشود؟

آیا سخنرانی های اجتماعی تاریخی و سالگردهای شخصیت های بزرگ ایرانی و اسلامی برگزار شد یا توسط وزارت اطلاعات همین دولت منتخب ممنوع گشت؟

آیا گشت ارشاد جمع شد یا بدل به نیروی امربه معروف و نهی از منکر شد و دامنه آن وسیع تر گشت؟

آیا کتاب های ممنوعه منتشر شد یا بر تعداد آنها افزود؟ آیا فیلم سازان آزادتر شدند یا بندهای دست و پای آنان پنهان تر و پیچیده تر شد؟

آیا از طیف زندانیان سیاسی کم شد یا فعالان محیط زیست نیز بر آن افزود؟

آیا این دولت که خود را دولت راستگویان نامید، بر اعتراض مردم در آبان حمله برد و بر ملت آتش گشود یا فریاد ملت شنید و از در عذر و پوزش درآمد که «حکومت امانتی بر گردنش بود»؟

آیا پس از ساقط کردن هواپیما توسط سپاه، به مردم راست گفت یا پنهان کاری پیشه کرد و اجبار جهانی بر سر سخنش آورد؟

آیا پس از اعتراضات ملت به این پنهان کاری در کنار آنان ایستاد و شرمگین کرده خویش بود یا باز بر سر ملت آتش گشود و بجای در رحمت باب محبس گشود؟

آیا شیوع بیماری هولناک کرونا را بر مردمش اعلام کرد و از راهپیمایی ها و انتخابات جلو گرفت تا جان ملت برهاند یا آنچه کرد که کرد و آنچه شد که دیدیم؟!

بدیهی است اکنون پاسخ تمامی رئوس این دادخواست در دستان ماست.

حکومت در تمامی این بندها نمره مردودی گرفته است؛ نمره دروغ، نمره پنهان کاری، نمره ظلم، نمره کاسب کاری، نمره بازی با دین، نمره نفاق، و مگر حتی خوشبین ترین افراد می‌توانند به نتیجه ای جز اینهمه برسند؟

حکومت ایران اما در پایان این سال که کارنامه چهار دهه حکمرانی قرائتی قالبی و قیمومت اندیش، ضد تکثر و متحجر و صنفی از دین را به مردم عرضه کرده است، نمره ای دیگر نیز به روشن ترین شمایل ممکن بر ماهیت خود ارائه داده است؛ نمره حکومت دینی.

این نمره ای است که از این راه می‌گذرد و چه روشن دو راه تاریک را به یک باتلاق می‌رساند:

اراده به قتل مردمان و هدر شمردن خون مردم معترض غیر مسلح، ولایت فقیه را به همان بطلانی رساند که سلطنت پهلوی را. بطلان حکومت مستبد، بطلان دیکتاتوری، بطلان خلافت روحانی نظامی، بطلان هر حکمرانی که قدرت و قوانینی غیر از قدرت و قوانین منتخب محدود قابل نظارت، قابل عزل و قابل انتقاد از جانب ملت را مبنای مشروعیت و استمرار خود گرداند؛ خواه به نام دین خواه به نام شاه. خواه ولایت خواه سلطنت، که ولایت جز به مرگ جمهوریت رضا ندهد و سلطنت جز به هدم مشروطیت و تاریخ نشان داد هردو به سبب استبداد، سرنوشت فرعون را در پیش دارند و حق می خورند و باطل درو می‌کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.