سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حکومت خودکامه رفتنی است چه به نام دین چه به نام شاه، نام از ملت بگیرید...

حکومت خودکامه رفتنی است چه به نام دین چه به نام شاه، نام از ملت بگیرید

چکیده :بیانیه مهندس موسوی را همه این جوانان و فرزندان میهن خوانده اند، چه آنان که فرزند شاه تاجدار را می‌بینند و چه آنان که ولی فقیه معمم را. و نیک خوانده اند که میرحسین نه از شاه حاکم و نه از شیخ حاکم، بل از ملت حاکم و حکم ملت سخن گفته و به یادها آورده که در هنگامه ای که انتخاب ملت با اراده حاکم شاه یا ولی فقیه مرادف نباشد، آنچه کوک می‌شود نه ساز ملت که سرنیزه حاکم است خواه به نام خدا یا به نام شاه. پس فرزندانش را خوانده که مام میهن را به آغوش کشید که جمهوری در آن پاک دامن زاید....


امیر آخولقه

مهندس موسوی یک هفته پس از سرکوب خونین اعتراضات ملت جان به لب رسیده بیانیه ای نوشت و در آن کشتار ملت مظلوم و معترض را محکوم کرد. میرحسین در مواجهه مستقیم با مسئول اصلی سرکوب ملت یعنی فرمانده کل قوا که رهبر جمهوری اسلامی است رساترین و آشکار ترین تعابیر را بکار گرفت و حکومت جمهوری اسلامی را از سرنوشتی که ۴۱ سال پیش و پس از سرکوب خونین ملت انقلابی در میدان ژاله توسط نیروهای نظامی آخرین شاه ایران به سقوط سلطنت انجامید، انذار داد. سرنوشتی به نام سقوط. آنچه مهندس به روشنی ‌گفت و البته دورنمایی از آن در بیانیه های ده سال پیش او در زمان وقوع جنبش سبز در خاطر مانده است، تاکید بر این بود که ریختن خون مردم و اصرار براین جنایت و تایید و تحکیم آن، راه به باتلاق سقوط و اضمحلال می برد و از جمهوری اسلامی ایران پیکری فاسد و از نام او، خاطره ای سیاه برجا خواهد نهاد. میرحسین به نام ملت و در جهت دفاع از حقوق ملت به سخن آمد و به درستی زبان به درشتی بر ظالمان برآورد. از جان خویش تکه ای برداشت و از زندان خانگی بر دیکتاتور متوهم ایران غرید و نشان داد آنگاه که پای ملت در میان است همچون همیشه و در آستانه ۸۰ سالگی چونان جوانی پرشور در کنار آنان ایستاده و در رنج و درد آنان سهیم می‌شود و با اتکا به تاریخ سرنوشت سلطنت شاهنشاهی و دینی را در آستانه خونریزی و سرکوب ملت به یک فرجام تعبیر می‌کند.
همینجا که پای هویت ها به میان می آید مرزبندی هایی شکل گرفته که باید درباره اش گفتگو کنیم. چرا این تعبیر روشن برای دفاع از ملت، برای برخی ایرانیان هوادار سلطنت و نه همه ایشان ثقیل افتاده است همچنانکه هواداران جمهوری اسلامی از شهید نامیدن هموطنان در خون خفته توسط مهندس موسوی در خشم اند و اعتراض صریح او به حکومت را محکوم می دانند؟ اعتراضی که حتی حقوق خود آنان را نیز دربر می‌گیرد.

میخواهم درباره این مسئله با این دو دسته از هموطنان سخن بگویم و در این سخن از روح ملت خواهی آن بیانیه درخشان وام میگیرم.
جوانان دو آتشه هوادار حکومت و بسیجیان تشنه ولایت خوب می دانند مهندس موسوی که کشوری را در هشت سال جنگ با آن سابقه درخشان پاکدستی اداره کرد با اعتقادات ناب مذهبی آنان و خوب و بد آن سر ستیز ندارد. آنچه تقوای ستیز میرحسین را برآشفته، سربرآوردن «شرک دیکتاتوری» در جمهوری اسلامی است. آری شرک، آنجا که انتخاب ملت دفن می‌شود و نهادهای انتخابی و تفکیک قوا بی معنا میشود و همه به زور زر نفت و زندان سپاه و تزویر دین فروشان و دشمن سازی آقایان تابع و مطیع یک نفر حاکم می‌می‌شوند، متولد می‌شود و آن وقت است که مرگ آزادی فرا رسیده حتی برای همان نظامیان و بسیجی هایی که نمی خواهند خون هموطنان خود را بریزند و تاراجشان کنند اما ناگزیر از جنایت می‌شوند. این ناگزیری‌ را کدام دیو دیکتاتوری بر ایشان مستولی کرده و چرا؟ و مگر قرار بر کشتن هموطنان در جمهوری اسلامی بود. صد البته که آنها با این ارزش ها و ضدارزش ها در کلنجار و تکاپویند و می بینند مهندس دقیقا همینجا ایستاده است.

او کشتار مردم را محکوم می‌کند و درست کنار وجدان همانان ایستاده است. همان وجدان نظامی و بسیجی که می فهمد نباید هموطنش به جرم فریاد به جرم شعار و حتی به جرم توهین به مقامات بکشد چه آنکه اینهمه اصلا جرم نیست اما چه قدرت اهریمنی است که انگشت او را بر ماشه می‌چکاند.

مهندس همانجا و کنار همان قلب گرفته و دست لرزان ایستاده است و چونان پدری به فرزندان خود می نگرد. او همان کسی است که کامیابی ملت را در شکست دیگری نمی دید بلکه شکست را در روزی میدید که ملتی با تحقیر انس گیرد و با خوف بزرگ شود و به شب خو کند.

همان فریاد دادخواهی که در بیانیه چند خطی و چند وجهی او آمده دیگر فرزندان میهن را مخاطب قرار داده که دل در گروی احیای سلطنت دارند و به آن شیوه خوشآمد می گویند اما نامش را به دموکراسی می شنوند! در دل کشوری و در میان ملتی که خواهان جمهوری است و انتخاب سرنوشت در کف خود می طلبد و آزادی اعتراض می جوید هیچ قدرت مطلقه غیرانتخابی تحمیلی جایی ندارد. نه به نام خدا نه به نام شاه بلکه اینجا نام با میهن است. میهنی که تشنه انتخاب ملت رشید خود است و قلبش برای جمهوری آنان می‌تپد که سرنوشت خویش را بی هیچ اجبار و تحمیلی رقم زنند.

و اینجاست که مهندس کنار آنان ایستاده و نشان شان می‌دهد تلاش برای آزادی و برقراری دموکراسی هیچ معبر و معبد مقدس و وراثتی و تحمیلی و غیرانتخابی را برنمی‌تابد بلکه شجره طیبه اش، ریشه در خاک جمهوری دوانده است.

بیانیه مهندس موسوی را همه این جوانان و فرزندان میهن خوانده اند، چه آنان که فرزند شاه تاجدار را می‌بینند و چه آنان که ولی فقیه معمم را. و نیک خوانده اند که میرحسین نه از شاه حاکم و نه از شیخ حاکم، بل از ملت حاکم و حکم ملت سخن گفته و به یادها آورده که در هنگامه ای که انتخاب ملت با اراده حاکم شاه یا ولی فقیه مرادف نباشد، آنچه کوک می‌شود نه ساز ملت که سرنیزه حاکم است خواه به نام خدا یا به نام شاه. پس فرزندانش را خوانده که مام میهن را به آغوش کشید که جمهوری در آن پاک دامن زاید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.