» کلمه

می شود آدمهای آن روزها باشیم!

در آن روزها تظاهر و ریایی درکارنبود. نخست وزیردولت موقت با کراوات در کنارامام و درصدا وسیما و درجمع مردم ظاهرمی شد. در آن روزها بعضی از دولتمردان که یکی ازآنها ازخویشاوندان نزدیک امام بود- بی هیچ ابایی از نگاه ونظرمخالف دیگران با کراوات و ریش های شش تیغه دردیدارهایشان با امام ظاهرمی شدند. درآن روزها دایره خودی وغیرخودی اینقدرتنگ نشده بود. همه یکسان شهروند بودند و شهروندی درجه بندی نشده بود.شهروند درجه یک و دو و سه وجود نداشت. در آن روزها اصلا صنعت دشمن تراشی و عمله امریکا سازی درکشورباب نشده بود.همه با هم برادر بودیم وهمدیگررا برادرخطاب می کردیم .حتی درادارات زیردست به مسئول ومافوق خود برادرخطاب می کرد.

چرا دیگر کسی خوابی برای احمدی نژاد نمی بیند؟

دیشب‌ یکی‌ از دوستان‌ حاضردر جلسه‌ نقل‌ کرد؛ قبل‌ از برگزاری‌ مرحلۀ‌ اول‌ انتخابات‌ به‌ محضر یکی‌ از علمای‌ اهواز رسیدم‌. ایشان‌ گفت‌: نگران‌ نباشید، احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور می‌شود. ایشان‌ گفته‌ بود که‌ شخصی‌ شب‌ بیست‌ و سوم‌ ماه‌ رمضان‌ در حال‌ احیاء پیش‌ از نیمۀ‌ شب‌ به‌ خواب‌ می‌رود. در خواب‌ به‌ او ندا می‌شود که‌ بلند شو برای‌ احمدی‌نژاد دعا کن‌، وجود مقدس‌ ولی‌عصر (عج‌) دارند برای‌ احمدی‌نژاد دعا می‌کنند. می‌گوید من‌ حتی‌ اسم‌ احمدی‌نژاد را نشنیده‌ بودم‌ و اصلاً او را نمی‌شناختم‌! (مصباح یزدی)

نوروز، سرود صلح/ شعر نوروزی مصطفی بادکوبه ای

برخیز هموطن به بهاران سلام کن/ تا بشکند غرور زمستان، قیام کن/ نوروز را نگر که پیام طبیعت است/ لب را به شوق، با لب حق همکلام کن/ دست خدای دفتر دل را گشوده است/ برخیز و در جریده ی دل ثبت نام کن/ شعر برابری است به لب های روز و شب/ جانا به اعتدال زمین احترام کن

انتخابات و رفع تبعیض از زنان

رفع تبعیض در نگاه به جایگاه زن در جامعه مدنی و قلمرو عمومی و ایجاد فضای آزاد، تا زنان بتوانند بدون فشار و دیکته از بالا و مجامع و محافل رسمی، فردیت خود را سامان دهند و با دورنمایی که ناشی از خلاقیتهای فکری و وجودی آنان است خود و زندگی خود را تعریف کنند و بسوی هدفهای مورد نظر به پیش روند.

سروده های نوروزی/ محمد نوری زاد

نوروز هشتاد و نه را در سلولی با دو نفر، و نوروز نود را تنها بودم. از نوروز اولی این را به یاد دارم که به محض تحویل سال نو، دهانم را به دریچه ی کوچکی که در قسمت پایین درِ سلول تعبیه شده نزدیک کردم و با تمام توان فریاد کشیدم: مبارکه، مبارکه. فریاد من آنقدر بلند و پر انرژی بود که همه ی زندانیان را بوجد آورد و همگی یک صدا فریاد شدند و کف زدند و برای دقیقه ای زندان و زندانی بودن و زندانبانان را کنار گذاردند.

انتخابات مطلوب رهبری؛ رقابت حزب «بله قربان» با جبهه «البته قربان»

مطلوب رهبری و مشاوران ایشان این است که انتخابات را به شکلی مهارشده و با یک رقابت صوری برگزار کنند: «یک دوقطبی دوسر برد»، آن هم بدون مزاحم و فارغ از متغیرهای کنترل نشده. اما بازیگردان اصلی ناتوان تر از آن به نظر می رسد که همه متغیرهای موثر را کنترل و برای بازیگران اثرگذار تعیین تکلیف کند. در چنین شرایطی، بی توجهی و احساس بی نیازی به این عوامل و مولفه ها، یکی از مهمترین نقاط ضعف نظامات دیکتاتوری است که می تواند موجب اشتباه های بزرگ منجر به پایان بساط خودکامگی شود. آیا می توان از این فرصت به نفع اهداف و آرمان های جنبش سبز بهره ای برد؟

بیانیه نوروزی شورای هماهنگی راه سبز امید؛ دعوت به تمرین سیاست‌ورزی در جامعه مدنی

هسته‌های خودبنیاد جنبش سبز تاکنون مظاهر متنوع و مبتکرانه‌ی تحسین‌برانگیزی از سیاست‌ورزی جامعه‌محور را جامه‌ی عمل پوشانده‌اند و جوانان فرهیخته و توانمند این سرزمین، همچنان که در طول کارزار تبلیغاتی انتخابات سال 88 نشان دادند، در این راه پیشگام خواهند بود. در سال پیش‌رو، عرصه‌های فراوانی برای سیاست‌ورزی جامعه‌محور وجود دارد که شورا، شهروندان مبتکر را به بهره‌گیری از این فرصت‌ها و گسترش پیام امید و سبزاندیشی در جامعه فرامی‌خواند. این امر می‌تواند عرصه‌های سیاست‌ورزی حکومت‌محور مانند انتخابات را نیز در بر گیرد و آن ‌را به محملی برای بیان معیارها و رویکردهای سیاست پاک و مبتنی بر امید به آینده تبدیل نماید.

درد نوشته ای برای مادر ستار بهشتی: تو تنها نیستی، مادر!

نیروهای امنیتی خواهر ستار بهشتی را تلفنی تهدید کرده اند، که او را کتک خواهند زد، که با خانواده اش برخورد خواهند کرد اگر بخواهند در پنجشنبه آخر سال بر مزار او حاضر شوند. مادر ستار گوشش بدهکار نشده و نپذیرفته، ماموران امنیتی بسیار پرتعداد در قبرستان رباط کریم حضور یافته اند و نگذاشته اند جز مادر و خواهر ستار کسی بر سر مزارش بیاید. تهدیدها ادامه دارد، امنیت از این خانواده داغدیده سلب شده، نمی خواهند آنها آرامش داشته باشند، می خواهند آنها از پیگیری قضایی منصرف شوند، بازپرس هم پرونده را نگه داشته و به دادگاه نفرستاده تا نتیجه این فشارها مشخص شود.

آقای محسن رضایی! شما عمله ظلم هستید

اگر جنابعالی طمع و حرص ریاست جمهوری را نداشتید شیوه جوانمردانه جناب آقای حبیب الله عسگراولادی را در پیش می گرفتید و شرم داشتید از اینکه نخست وزیر دوران دفاع مقدس و امین امام را عمله امریکا بخوانید. این حدیث پیامبر گرامی اسلام را فراموش کرده اید که کسانی که در برابر ظلم به مظلوم سکوت اختیار کنند شریک در آن ظلم هستند؛ هر کس با ظالمی همراه شود تا او را کمک کند در حالی که می‌داند او ظالم است، از اسلام خارج شده است. در حقیقت آقای محسن رضایی ! شما عمله ظلم هستید …

هر وقت فهمیدی، برگرد و اعتراف کن

حکومت از آن مردم و امری زمینی، عرفی و متعلق به تمامی مردم این سرزمین است. مردم خود قیم خویش‌اند. کشور متعلق به قشر وقوم خاصی نیست و هیچ طبقه، قوم و صنفی نباید از حقی ویژه و انحصاری در امر حکومت برخوردار باشد. این عرف زمانه ماست و امروزه «بناء عقلا» نیز بر آن استوار است. دوران حکومت‌های فردی و مطلقه نیز به سر آمده است. برای خروج از این بحران ایدئولوژیک و اجرائی، تنها راه قبول اشکال در نظریه حکومت انحصاری مطلقه فقیه است. باید پذیرفت که نیروهای طرفدار این نظریه، بصورت کاملا آشکاری در حال ریزش‌اند و از رویش طرفداران آن نیز خبری نیست.

از شیر بیاموزیم؛ دیکتاتوری هم آداب دارد

پنجه در پنجه ضعیف کردن، ملت را به زور دشنه و دشنام پس زدن، مخالفان را از حقوق قانونی خود محروم کردن و بعد محکوم ساختن و بر این هنر خود خنده کردن، و خود را قادر و عامل به دین دانستن، عین ضعف و عین فروریختن است. کسی بر شکستن ضعیفی از جانب قوی حکم قوت نمی زند!

معیارهای دوگانه قابل قبول نیست؛ حلال حلال است و حرام حرام!

از مراجع محترم تقلید که اکنون غالبا به ضبط بدون اجازه صدا یا تصویر افراد و انتشار آن معترض شده اند و این کار را جایز نشمرده اند، سوال باید کرد که آیا حضرات ایشان این فتوا را صرفا متعلق به سال 1391 می دانند یا مسائل شرعی و اخلاقی، قانون همیشگی و “الی یوم القیامه” است؟ اگر افشای محتوای دوربین مخفی خلاف است، حکم فیلمی که در زندان به طور مخفیانه از سید اسیران جنبش سبز، مصطفی تاجزاده، گرفته شد و بعد با دستکاری و دخل و تصرف از رسانه های مختلف پخش شد، چیست؟

شرمنده‌ی سرزمینم، ایرانم

به عنوان یک آذربایجانی ایرانی، از تمامی مطالبات فرهنگی و قومی اقوام ایرانی، از جمله “حق آموزش زبان مادری” دفاع می‌کنم و همچنان که تجزیه طلبی را محکوم می‌کنم توهین به اقوام ایرانی را در هر صورت ممکن ناشایست و مطرود می‌دانم چرا که همه اقوام ایرانی به عنوان یک انسان و یک ایرانی حقوق برابر دارند. شرمنده سرزمینم ایران هستم که چنین روز‌ها و دوران سیاهی را پشت سر می‌گذارد.

سهم ما از دموکراسی چقدر است؟

وجود برخی نگاه‌ها و رویکردها در حاکمیت که اپوزیسیون را یک تهدید قلمداد می‌کند و نه فرصت و عدم تمکین به قانون اساسی به عنوان میثاق ملت که خود‌به‌خود به حذف بسیاری از اصول آن در عمل می‌انجامد و نیز ضعف ساختار حقیقی کشور ما موجب شده که نه تنها اپوزیسیون درون‌ساختاری نقش تاثیر‌گذاری در معادلات سیاسی نداشته باشد بلکه با خلایی که در این ارتباط وجود آن احساس می‌شود زمینه برای مخالفان و براندازانی که فقط در پی انحلال جمهوری اسلامی هستند فراهم شود؛ آتشی که متاسفانه برخی تندروی‌ها و اقدامات خودسرانه در داخل دانسته یا نادانسته بر آن دامن می‌زند.

اتهام رشوه‌گیری قاضی‌القضات

شان قانون رهبری ایجاب می کرد که ایشان خواستار بررسی سریع موضوع از طریق دادگاهی -که تحت نفوذ فرد متهم یعنی رئیس قوه قضایه نباشد- بشود. اما متاسفانه باز ایشان با رویه قبلی بیشتر از طرح عمومی اتهامات گله کردند و نصیحت کردند که موضوع «کش» پیدا نکند. آیا بهتر نیست به جای نصیحت به «کش ندادن» موضوع اتهامات رؤسای دو قوه در یک دادگاه مستقل و علنی بررسی شود و اگر این اتهامات رد شد، احمدی نژاد به خاطر طرح اتهام بی پایه اساس مورد مواخذه قرار بگیرد؟

عصر جدید و کوتاه شدن زمان بالندگی و بازندگی

در عصر جدید به کمک تکنولوژی ارتباطات، همانند سابق حقیقت دین و ارزشها اجتماعی به آسانی خرج هویت اش نخواهد شد. به عبارتی طرفداران حقیقت با بهره گیری از تکنولوژی عصر اطلاعات دیگر نخواهند گذاشت هویت مداران به راحتی حسهای تاریخی و هویتی را بر تن جنبشهای سیاسی و اجتماعی حامیان خویش بپوشاند.

به رنگ سبز آزادی

چه ناگوار است تبریک گفتن به دخترانت تولد پدری را که مدت هاست نه تنها ندیده اند که هر روز شاهد عذاب و رنجی نو بوده و با مشکلاتی جدید مواجه می شوند و این در حالی است که تو و بانوی همیشه همراهت تنها حق را گفتید و مصلحت را طلب کردید. و اینک تذکرات شما را نه فقط همه مردم با گوشت و پوست خود حس می کنند که حتی عاملین اسارتت نیز به صدق و صحت کلام و رفتارتان پی برده اند.

برای سردار علی فضلی

باور کنید من آنقدر که از تماشای چهره ی این روزهای سردار علی فضلی غصه می خورم و در خود می گدازم، از عربده ی سردارانی که تا خرخره از دلارهای نفتی انبان اندوخته اند، مشمئز نمی شوم. حاج علی فضلیِ خوب ما خود را قاطی بازی بزرگانی کرد که به دستهای پاک او حسد می ورزیدند. آنان، او را به میانه ی بازی خونین خود کشاندند و یکی از غیر انسانی ترین نقش های خود را برای این مرد دوست داشتنی کنار گذاردند.

برای بهزاد نبوی و به یاد صمیمی و قدیانی

آیا نباید خون گریه کرد هنگامی که مهندس بهزاد نبوی و جمعی از شریف‌ترین، پاک‌ترین، خدوم‌ترین و آزاده‌ترین مردان و زنان این سرزمین اهورائی با بد‌ترین شرایط در گوشه‌های زندان باشند و در مقابل، نالایقان بی‌کفایت، سرمایه‌های این مرز و بوم و مردم رنج دیده را، در خوش بینانه‌ترین نگاه، با سوء تدبیر‌ها و ماجراجوئی‌ها نابود و به ثمن بخس بگذارند و شرایط زندگی مردم ما، این باشد که می‌بینیم؟

ادامه بازداشت‌های روزنامه نگاران و ادامه بحران مشروعیت یک نظام

تبلیغ علیه نظام بر دو نوع است: اول، توجیه ایدئولوژی روش‌های خشونت‌بار به منظور براندازی و دوم، پرستش و ستایش یک نظام از طریق تملق‌گویی، نقدناپذیری، اسطوره‌سازی و… در واقع پارادوکس تضعیف نظام از همین جا ناشی می‌شود. آنان که با پرستش یک نظام راه زوال و انحطاط آن را فراهم می‌آورند مدافعان نظام تلقی می‌شوند و بر صدر می‌نشینند و پاداش می‌گیرند. اما آنان که با نقد نظام مانند پزشکان به مبارزه با ویروس‌ها و میکروب‌ها ی قدرت می‌روند و امراض آن را درمان می‌کنند، مبلغان علیه نظام و روانه زندان می‌شوند.

مقایسه دو سرنوشت برای دو نقدِ یکسان به احمدی نژاد

بابت حرف هایی مشابه موضع رییس سازمان بازرسی کل کشور، همین حالا افرادی در زندان هستند، برخی شلاق خوردند و مابقی باید نقدا با دادگاه حساب کنند. تفاوت آنها این بود که زمان بیان انتقادشان را منافع ملی تعیین می کرد نه رضایت فردی، چیزی که در ادبیات حاکمیت، نام آن را “بی بصیرتی” گذاشتند. تفاوت آنها در این بود که اخلاص در انتقاد، مهم ترین مشخصه درونی شان بود. در پی نام و نان نبودند، کسب قدرت از روی هوا و هوس در سر نداشتند، موضعشان اصول گرایانه بود بود، نه اقتدارگرایانه و درد ملک و دین به میدانشان آورده بود. آنها در پی اصلاح بودند نه حفظ موقعیت خود در قدرت، و سیاست را مومنانه می ورزیدند نه کاسبکارانه.

نکاتی در مورد اطلاعیه وزارت اطلاعات

ظاهرا اینقدر رفتار غیر قانونی سازمانهای امنیتی کشور روزمره شده است که برایشان بدیهی است که وزارت اطلاعات هم بازوی عملیاتی یک جناح سیاسی است. برای همین فکر نمی کنند که اگر مثل یک تحلیل نویس روزنامه، رقیب را بنوازنند، خیلی رسواست. وزارت اطلاعات تا الان چند اطلاعیه در مورد اختلاس های کلان مالی مدیران دولتی داده است؟ وزارت اطلاعات چطور مانع فرار مدیر یک بانک که میلیاردها از سرمایه های عمومی کشور را دزدید، نشد؟ یا مثلا وزارت اطلاعات تا حالا چند اطلاعیه داده است تا از اسکله های غیر تجاری که به صورت غیر قانونی کار تجاری می کنند، پرده بردارد؟

هشدارهای امنیتی میرحسین موسوی؛ چهار سال قبل

میرحسین موسوی اکنون از «بیدار شدن غول فساد» و «تبعات امنیتی لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها» و ….سخن می‌گوید و هشدار‌های او برای همیشه در تاریخ می‌ماند. او با ظرافتی تمام به تجربه ی عبرت آموز سیاست های خطرناک پولی و مالی دوران پایانی عمر رژیم گذشته اشاره می کند که منجر به فروپاشی این نظام شد و از این طریق نسبت به تبعات بازتولید این سیاست ها در شرایط امروز کشور هشدار می دهد.

حق‌پرستان پیروزند، ولو در حصر و حبس

پيام امام عسكري(ع) به همه كساني كه به ظاهر عزتمند هستند و در قدرت و شوكت قرار دارند اين است كه اگر حقيقت را ترك كنيد و به ظلم و ستم و حق‌كشي روي آوريد مطمئن باشيد كه اين عزت و عظمت ظاهري از بين خواهد رفت. پيام آن امام همام به كساني كه عظمت ظاهري ندارند و از قدرت و شوكت ظاهري محروم هستند و چه بسا تحت ظلم و ستم قرار دارند هم اين است كه ممکن است چند روزی محصور ومحبوس شوید وممکن است چند صباحی مورد طعن ونیشخند باطل پرستان قرار گیرید و ممکن است برای مدتی مورد تهمت وناسزا واقع شوید و چه بسا چهره نورانی شما نزد انسانهای ساده دل مکدر نشان داده شود اما مطمئن باشید که، به تعبیر قرآن، باطل کف روی آب است و به زودی محو می شود و آب زلال حقیقت آشکار می گردد.

نقاش رویاهای ما در بند نمی‌مانَد/ فیلمی منتشر نشده از میرحسین موسوی

این فیلم که مربوط به چند روز قبل از حصر کامل خانگی میرحسین است، او را را در کارگاه هنری‌اش نشان می‌دهد که در حال نقاشی است. تمام آثاری که او در این فیلم به نمایش می‌گذارد، پس از هجوم ماموران امنیتی برای بازداشت خانگی وی و همسر اهل هنرش زهرا رهنورد، به مکان نامعلومی منتقل شدند. شاید خیال می‌کردند اگر میرحسین را از فرزندان معنوی‌اش جدا کنند، تمام می‌شود. اما ندانستند و هنوز هم نمی‌دانند که هنر ِ هنرمند در تکثیر تصویر اوست. هنر را نمی‌توان توقیف کرد و به بند کشید، و نقش خیال هنرمند را نیز.

دو نکته بر بازداشت چند ساعته دختران موسوی‎

آنچه در این چند ساعت گذشت اولا نشان داد که نهادهای امنیتی و غیر هماهنگ حاکم با همه بلوف هایی که دارند، یک جریان عصبی هستند که نه بر اساس منطق و برنامه که بر اساس غریزه عمل می کند، و در ثانی اهمیت رهبران در حصر جنبش سبز بار دیگر در عرصه داخلی و جهانی به رخ کشیده شد. این ظرفیتی است که هم سبب هشدار به مقامات حاکم است و هم بیدارباشی به بدنه جنبش سبز و فعالان سیاسی مخالف حصر که از این ظرفیت برای پایان دادن به این ظلم آشکار و غیر قانونی، بیشتر و بهتر بهره ببرند.

سه شمع برای ستارگان ظلمت شب بیفروزیم

از 22 بهمن تا 25 بهمن سه روز فاصله است، در این سه شب پشت هر پنجره ی خانه ام شمعی می افروزم تا مادر ندا و سهراب و میرعلی و ستار و هزاران شهید آزادی بدانند که از یادشان نبرده ایم، تا دختران میرحسین و رهنورد بدانند که پدر و مادرشان در دل های همه ی همراهانشان آزادند، تا همسر و فرزندان شیخ مهدی بدانند که استقامتش را هنوز هم می ستاییم، تا همسران و فرزندان همه ی آنهایی که عزیزشان به جرم راستگویی در زندانند بدانند که ما زندان نشینان زندان بزرگ، از یادشان نبرده ایم.

نشانه های انحراف فکری پیروان رهبری

آیا بدعت و سقوط عقیدتی از اینها آشکارتر که شخص رهبر را در ردیف امام زمان و دیگر ائمه قرار دهند و مدعی عصمت او شوند، برای وی جایگاه شفاعت نافی مسئولیت قائل شوند و در حضور او برای ظهور تعیین وقت کنند و با سکوتش مواجه شوند، مخالفان وی را غیر مسلمان بنامند و حتی برای وحدت نیروهای هوادار رهبری حاضر باشند اولین اصل از اصول دین یعنی توحید را هم تعطیل! کنند؟ آیا وقتش نرسیده که مراجع لااقل برای دفاع از حریم دین خدا، سکوت خود را بشکنند؟

اين خانه ماست که می‌سوزد

در قصه‌ی ميان لاريجانی‌ها و احمدی‌نژاد طرف خوب و اخلاقی وجود ندارد. بنای قصه بر فساد گسترده‌ی سياسی در همه‌ی نهادهای نظام جمهوری اسلامی است. فساد سياسی، فساد اقتصادی و فساد اخلاقی از بالاترين نقاط هرم حاکميت سياسی آغاز می‌شود و تا پايين‌ترين سطوح می‌رسد. آن‌چه در اين ميانه آماج حاشيه‌ای زد و خورد و هفت‌تيرکشی مافياهای متعدد است،‌ مردم‌اند. خانه‌ی ما، وطن ماست که قربانی جاه‌طلبی، سهم‌خواهی از قدرت و دلبری کردن از عينيت استبداد و کرنش در برابر خودمحوران حاکم است.

احمدی نژاد ثابت کرد کفایت ندارد

احمدی نژاد نشان داد متاسفانه نه به قانون پای بند است و نه به بدیهی ترین اصول اخلاقی. چرا که ثابت کرد به سبک مناظره اش با جناب مهندس موسوی با پرده دری از افرادی که در مجلس حضور و قدرت دفاع از خود را نداشتند شان این مسند را نمی تواند حفظ بکند و به سوگندی که در اجرای قانونی خورده که بیش از چهل و چند اصل آن در رعایت حقوق شهروندان است، پایدار نیست. او با این افشاگری نشان داد کفایت اخلاقی و حتی سیاسی لازم را برای ادامه مسولیتش ندارد.