• صفحه اصلی
  • » حالا که از صراحت روحانی نگران شدید یادتان افتاد؟...

» محمدجواد اکبرین

حالا که از صراحت روحانی نگران شدید یادتان افتاد؟

واقعیت تلخ آن است که رهبری و اصولگرایان باعث و بانی و حامیِ تمام دوقطبی‌ها و گسل‌ها در کشورند و اگر این دوقطبی‌ها را از آنها بگیرید نابود می‌شوند و هیچ حرفی برای گفتن ندارند: انقلابی/ضدانقلاب، ولایی/ضدولایت، بصیرت/فتنه، ۹دی/۲۵خرداد، لیست انگلیسی/لیست حزب‌الله، ۴درصدی/۹۶درصدی و …

تبریک به رهبری بابت عبرت‌گیری از سال ۸۸

بماند که دقیقا ۷۴روز پیش در دیدار با مردم آذربایجان گفته بودند: «اینکه اگر برجام نبود جنگ در ایران حتمی بود دروغ محض است» (۲۷بهمن۹۵) حالا همین‌که معترف‌اند «سایه جنگ» بود ولی مردم بودند که دورش کردند کافی است! اصلا همین که سایه جنگ از سر کشور دور شود مهم است تقسیم غنایم و تعیینِ قهرمانش بحث دیگری‌ست

مجری خشونت از مفتی خشونت دستور گرفته است

جمعه‌ی نیمه‌ی شهریورِ۷۸ بود که مصباح با هشدار به «دگراندیشان و کسانى که در مواضع و اصول خویش تجدیدنظر کرده‌اند» از اعدام و ترور آنها دفاع کرد و گفت:«خشونت در حق کسی که قصد هتک حیثیّت مقدّسات اسلامى را دارد جایز و بلکه لازم است»

چهره‌ سال

محمدجواد اکبرین دو سال پیش در چنین روزهایی که مطبوعات دنبال «چهره‌ى سال» مى‌گشتند در یادداشتی نوشتم: «در سالى که گذشت ایران “چهره” نداشت. چهره‌اش را با اسید از میان بردند و هیچکس نتوانست اسیدپاش را پیدا کند». ماجرا از این قرار بود که در نخستین ماه پاییز ٩٣، تعدادى از زنان جوان اصفهان که […]

مانند گذشته؟!

این تاکید که سپاه «مانند گذشته» دخالت نمی‌کند نیاز به ترجمه دارد

این عجله برای اعدام اتفاقی نیست

پیش از بابک زنجانی، «مه‌آفرید امیرخسروی» که برای دور زدن تحریم‌ها به کمک دولت احمدی‌نژاد رفته بود در دادگاهِ فساد سه‌هزارمیلیاردی گفته بود: «مسئولان، خودشان موضوع را به رهبر انقلاب بگویند… وگرنه اسامی همه آن‌ها را با مدارک افشا خواهم کرد»

تذکر به بیتِ حمایت از بی‌قانونی‌ها

به گمانم کسی نباید توقع داشته باشد رییس جمهور و نایب‌رییس مجلس و دیگر نمایندگان و مسئولان، اپوزیسیون نظام باشند؛ مهم این است که محترمانه اما شفاف و قانونی، نگذارند مسبّبان و حامیان اصلی بسیاری از مشکلات، پشت نام و مقام‌شان سنگر بگیرند

اعدام بابک زنجانی بخشی از سیاست کش ندادن پرونده‌های فساد

همین بابک زنجانی روزگاری «بسیجی اقتصادی و ناجیِ کشور در برابر تحریم‌ها» بود و اعدام او بخشی از سیاستِ «کش‌ندادن» پرونده‌هایی‌ست که عقبه‌ی آن به دولتی می‌رسد که نباید «توی سر مسئولینِ» آن زد! به جای اعدام این افراد، باید به صادقی‌های مجلس و یاشار سلطانی‌های مطبوعات اجازه داد تا با نظارت آزاد و بدون لکنت، این حجم عظیم فساد را مهار کنند؛ کشوری که نماینده‌اش نگران ردصلاحیت باشد، روزنامه‌اش نگران توقیف و خبرنگارش نگران زندان، البته که متهم‌اش هم باید اعدام شود پیش از آنکه چوب فسادش «توی سر مسئولین» بخورد

کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه: هوشمندانه و انقلابی

ولیّ فقیه شرعاً اجازه داده سود ده‌ها میلیاردیِ پول‌های قوه قضائیه در حساب شخصی صادق لاریجانی بماند و «هوشمندانه و انقلابی» و بدون پاسخگویی هزینه شود و لابد کسی هم حق ندارد در هزینه‌های انتخاباتیِ ایشان برای راهیابی به مجلس خبرگان و برخی پروژه‌های شخصی دیگرش در استان مازندران شک کند؛ زیرا نیروهای انقلابی حتی هزینه‌های شخصی‌شان هم الهی و انقلابی‌ست و اصلاً جیبِ آنها و انقلاب یکی‌ست؛ درست مثل اصل انقلاب که هر چه فرزندانِ خود را می‌خورد باز هم سیر نمی‌شود.

عاشورای ۸۸ و سکوت هفت ساله

تمسّک حکومتِ وقت به اتهام فتنه، چنان فضایی را مهیا کرد که قتل خانواده‌ی پیامبر و هتک حرمت به زنان و کودکانِ او نیز نه تنها مباح، بلکه مستحب به شمار رفت و هر گونه مماشات و لاپوشانی در روایتِ آن تجربه، می‌تواند امکان وقوع و بازآفرینیِ آن را مهیا کند. مخاطب در چنین شرایطی به کمتر از تفصیل و تصریح، قانع نیست.

کربلائیات/ برگ هشتم: قمار قمَر

آورده‌اند که شِمر، کاروان امام را مى‌دید که نماز مى‌خوانند! ندا داد: «نخوانید! که نماز فتنه‌گران بر ولىّ امر، مقبول درگاه خداوند نیست…». “زُهَیر بن‌قین” فریاد زد: «حالا دیگر نمازِ تو که بر خونِ خوبان، خانه مى‌سازى قبول است و نماز فرزند پیامبر نامقبول؟»

کربلائیات/ برگ هفتم: و اما تردید…

آزاده که باشی تردید نمى‌کنى در “نه” به کسی که از تو جز آزادگی‌ات را نمی‌ستانَد… اگر تردید کنی و به سرابِ ثباتِ روزگار، دل ببندى آزادیِ تن‌ات را به قیمت بردگیِ جانت ارزانی مى‌کنند و «جُون» تردید نداشت! چه در جامه‌ى بندگی ابوذر و چه در قامت آزاده‌اى همراهِ حسین!

بریده باد دستان متجاوزتان

يعنى آن ١٧٥ نفر در غربت جنگيدند و در مظلوميت به شهادت رسيدند و با دستان بسته زنده به گور شدند تا دست‌هاى شما براى هر تجاوزى به حقوق مردم باز باشد؟ و حالا قرار است پيكرهاشان را براى تشييع، به دست‌هاى مردمى بسپاريد كه از شرّ دست‌هاى متجاوزتان پناهى ندارند؟

هفت طواف

و كربلا رمز جدال و انتخابى شد ميان عزت و ذلّت، تا مردمان بدانند اگر در میانه‌ی دارالإماره‌ى كوفه و مدينه ى پيامبر، راه را بستند كه «به پابوس امير برويد و راه بازگشتى نداريد» به ياد بياورند كه راه ديگرى نيز هست كه جايى در زمين و جانى در آسمان دارد، راهى كه از جُلجتا تا كربلا عزيزترين هاى خدا را بر محمِل صليب تا سِدرةُ المُنتهى برده است…
و عاشورا هم در روز دهم نماند… روز را با طلوع و غروب اش اندازه مى كنند و به ماه و ستاره‌ى شام‌اش تمام مى دانند و روزه داران به سحر و افطارش روزه مى گيرند؛
آفتاب عاشورا اما در دهم ماه محرم سال ٦٠ هجرى، طلوع نكرده بود كه همان روز غروب كند