» محمدجواد اکبرین

صورت مسئله را تغییر ندهید!

یا مثلا سوال این نیست که چرا زحمت و فداکاری پزشکان و پرستاران دیده نمی‌شود؟ (تمام منتقدان بدون استثناء در برابر این همت و زحمت و فداکاری سر تعظیم فرود آورده‌اند) اتفاقا مسئله این است که چرا نظام با تداوم سیاست پنهانکاری و دروغ، زحمات آنها را بر باد می‌دهد؟

بحران اعتماد و مسئولیت‌پذیری

همزمان خبر رسیده که هواپیمایی ماهان حتی بعد از «دستورِ» توقف پروازها هم ۹ پرواز به چین داشته. در کشوری که نه قانون معتبر است نه دستور، و نه مردم به صداقتش اعتماد دارند، یعنی سیستم مدیریت کشور از هم پاشیده و تنها کاریکاتوری از حکمرانی باقی مانده است.

پس‌لرزه‌های آلوده شدن به سرکوب

کاری به حرف جعفری و نقش سلیمانی ندارم. اما اگر آن کار چنان شرم‌آور است که نسبتش به کسی او را بدنام و کارنامه‌اش را ننگین می‌کند چرا اعتراف نمی‌کنند که غلط کردیم؟ چرا «این توییت بستری برای عملیات روانی علیه سپاه است»؟ آیا جز این است که این دست و پا زدن‌ها فقط برای نجات یک چهره از آلودگی به سرکوب‌ها و تبرئه‌ی او از یک جنایت است؟

آبروی نظام و چوپان دروغگو

اگر امنیت مهم بود فردا که انتخابات تمام شد همین «ملتِ انتخابات» را «اشرار اعتراضات» نمی‌خواند و صدها معترض آبان۹۸ را در ۴۸ساعت قربانی نمی‌کرد. «اگر کسی که از او خوشش نمی‌آید» محترم بود ۸ نفر از کسانی که نامه مخالفت با او نوشتند (محمد نوری‌زاد و همراهانش) امروز در زندان نبودند و به ۷۲ سال حبس و سالها تبعید محکوم نمی‌شدند.

سربلندی یک حکومت به بلندی بخت انسان هایش است نه بلندای پرچم هایش

صداوسیما اعلام کرد «مایکل دئاندرا، مشهور به آیت‌الله مایک، از مسئولان سازمان سیا که نقشی کلیدی در قتل سلیمانی و همراهانش داشته در سانحه سقوط هواپیما در افغانستان کشته شده است». اما به سرعت معلوم شد تصویری که مثلا قرار بود «مایکل» باشد، یک بازیگر آمریکایی است به نام «فردریک لِین» در فیلم «۳۰دقیقه بعد از نیمه شب»! نمونه‌ای از اعتبار بزرگترین و پرخرج‌ترین بنگاه خبری جمهوری اسلامی

عاشورای مستضعفین

یادتان هست در روزهای جنگ سوریه که سرمایه‌های همین مستضعفین خرج بقای بشار اسد می‌شد آقای خامنه‌ای گفته بود: «اگر در سوریه نجنگیم، باید در تهران و فارس و اصفهان بجنگیم»؟ آخرش، هم در سوریه جنگیدند هم در تهران و فارس و اصفهان و ۲۵ استان دیگر، تا به قول خودشان «۴۸ساعته» صدها جان را «جمع کنند» و «عمق استراتژیک»شان بشود عمق خالیِ جیب و جانِ همین مستضعفین.

این صدای “شکست دشمن” نیست!

چرا «فشار اقتصادی دشمن» فقط دامن مردم را می‌گیرد؟ چرا دامن انبوهی از مراکز دینی را که در دهها سال گذشته کارکردی جز ویرانی دنیای مردم نداشته‌اند نمی‌گیرد؟ نگاهی به فهرست بودجه این مراکز بیندازید و حجم آن را با خاصیت‌شان مقایسه کنید.

اعتراضات افقی، سرکوب عمودی

ایران در یک دهه، سه دوره اعتراضات پردامنه را تجربه کرده است. خردادماه ۸۸، دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸. وجه مشترک این سه اعتراض «افقی» بودنِ آن است. یعنی مردم بدون دستور و دعوتِ کسی از بالا، با تفاهم و همدردی مشترک برای مطالبات‌شان به خیابان آمدند. حتی در خردادماه ۸۸ هم اگرچه موسوی و کروبی محور اعتراضات دانسته می‌شوند اما هر دو در همراهی با مردم به آنها پیوسته‌اند و برای بیرون آمدن مردم از آنها دعوت نکرده‌اند. میرحسین موسوی در ابتدای بیانیه هفدهم تصریح کرده است که «علی‌رغم درخواست‌های فراوان»، او و همراهانش اطلاعیه دعوت صادر نکرده‌اند.

یک روز تازه

حکومتی که تا دیروز حتی به یک کشته اعتراف نکرده بود امروز رسما اعلام کرد که «رسانه‌های بین‌المللی در تعداد قربانیان مبالغه می‌کنند»، یعنی پذیرفت که معترضان را کشتیم ولی نه آنقدر! وزارت اطلاعات هم بیانیه داد: «افرادی که اقدام به ارسال اطلاعات به شبکه ایران‌اینترنشنال کردند» را شناسایی کرده! یعنی ما اینترنت را بستیم که پشت درهای بسته آدم بکشیم اما یک عده فیلم آدم‌کشیِ ما را به بیرون فرستادند.

آنها نگران «میدان» بودند نه قرآن

انسان جدید حق ندارد حتی برای «خونریزی، راهزنی، اختلاس، دزدی و نسل‌کشی» به خشونتی از جنس صلیب و قطع دست و پا متوسل شود. آن کارشناس قرآن اگر برای آمدن به تلویزیون، سوار شتر شد آنوقت حق دارد به تفسیر شتُری از قرآن بپردازد!

اِلّا رسول‌الله!

در این مقاله با استناد به قرآن به نمونه‌هایی از ویژگی پیامبر و پیامبری می‌پردازم تا نشان دهم که از قضا بسیاری از جوامع اسلامی و مبلغان رسمی دین از هر چیزی دفاع می‌کنند الا رسول‌الله! شناخت و ترویجی که از پیامبر و پیامبری در بسیاری از جوامع اسلامی رواج دارد دست کم با تصویری که قرآن از پیامبر به دست می‌دهد سازگار نیست و همین باعث شده بسیاری از مسلمانان در همزیستی با دیگران دچار مشکل شده‌اند و رنج می‌کشند.

تاریخ مصرفِ بصیرت

اوضاع عراق خیلی پیچیده است؛ اما هر چه هست به نفع ایران نیست. یک ماه و نیم پیش «مقتدی صدر» را به دیدار رهبری بردند و با او عکس یادگاری گرفتند. اعتراضات عراق که شروع شد نمی‌دانستند با آن عکس یادگاری چه کنند؛ چون مواضع صدر در عراق نقطه مقابلِ مواضع رسمی ایران بود. فردای آن دیدار، کیهان (که مدیرش منصوبِ رهبری است) در سرمقاله‌ی ۲۰ شهریور۹۸ نوشت: «حضور مقتدی صدر در کنار رهبر معظم انقلاب حاوی پیام مهمی است/صدر سر بزنگاه‌ها درست تشخیص داده و خوب عمل می‌کند/اگر دقت کرده باشید، در این دیدار نیز سرداران سلیمانی و سلامی حضور داشتند! دیدار رهبران مقاومت یکی پس از دیگری با رهبر انقلاب…»

ترازوی گم‌شده

وقتی آدم ترازویش را گم کند اسم‌ها را نگه می‌دارد و دور آنها می‌گردد اما رسم‌ها را بر باد می‌دهد. ترازوی انسانیت، حرمتِ جان انسان و مراعات حقوق اوست. اما وقتی قرار نیست دین را در این ترازو بسنجیم می‌توانیم وضو بگیریم و قربهً الى‌الله جنایت کنیم؛ چنانکه همین ما مسلمانان توانستیم در ظهر عاشورای سال ۶۱ هجری، با نام پیامبرمان اذان بگوییم و بعد از نماز، وارثِ پیامِ همان پیامبر را نیزه‌آجین کنیم و اهل‌بیتش را به اسیری ببریم و منتظر ثواب الهی هم باشیم!

عدالت؛ پشت پرده، روی پرده

پس از رفتن محمد یزدی از قوه قضائیه، نقدی به اتهام شکنجه شهرداران، محاکمه و به ۸ ماه حبس محکوم شد اما نه تنها هرگز به زندان نرفت بلکه در سالِ پرماجرای ۸۸، از سوی خامنه‌ای به فرماندهی بسیج منصوب شد و هم‌اکنون نیز با حکم او معاون هماهنگ کننده سپاه است. محمد یزدی هم عضو شورای نگهبان است و داور شکایت‌های انتخاباتی.

دلّال مهاجرت کیست؟

وقتی سیاست‌های فرهنگی، سیاسی و امنیتیِ رهبری باعث اضطرار به مهاجرت و موج خروج نخبگان و دلسردی‌شان شده، وقتی به بهانه سپردن کارها به “فرزندان انقلابی”اش، شرط مدیریت بیش از آنکه دانایی و توانایی باشد تملق و چاپلوسیِ نظام است، در چنین شرایطی نباید دنبال مقصر «دلّالی و انتقال نخبگانِ مستعد به خارج» گشت! چون دلّال اصلیِ مهاجرت، شخص رهبری است.

“گردن‌کلفت”های ایران و آمریکا

اگر دعوای ترامپ و کنگره بالا بگیرد نمایندگان راههای مختلفی برای پیگیری دارند و سرانجام می‌توانند به داور مستقل شکایت کنند بدون اینکه ردصلاحیت شوند.

پاک کردنِ صورت مسئله

مشکل اما پاک کردن صورت چند مسئله نیست؛ مشکل اصلی، اکثریت مردم یک کشورند که چیزهایی برای «زندگی» می‌خواهند که حکومت‌شان نمی‌خواهد. مسئله‌ی اصلی «مردم ایران»اند و این را باید پاک کرد! ریشه‌ی تمام مردم‌آزاری‌های نظام اینجاست؛ وگرنه طبیعی نیست که یک حکومت هم نان مردمش را بدزدد هم شادی‌هایش را.

پرده‌ای از بیت رهبری و اهل‌بیت او

آنها خوب می‌دانند اگر ماجرا را «کش بدهند» و این نقاب و سپر را از جلوی بیت رهبری بردارند و معلوم شود او از کارهای معاونانش خبر داشته آنوقت خودش مستقیم باید مسئولیت بلایی را که سر کشور آورده بپذیرد. اگر هم بگویند خبر نداشته مردم خواهند پرسید: کسی که از مهار باندبازی و فساد در بیت خودش ناتوان است چگونه مدعی ولایت بر یک کشور است؟

نگرانی‌های یک مفسّر

کسی که عقل تشخیص این مرز را ندارد و دیگران نخست باید برایش گزینش کنند و او در میانِ «گزینش‌شده‌های خوب» خوب‌ترین را دنبال کند چه هنری دارد و چرا باید سزاوار بشارت و هدایت و ستایش الهی باشد؟! تفسیری از آن دست، بیشتر به کار تولید طبقه‌ای برای «گزینش» می‌آید که مسیر انتقال آگاهی به مؤمنان را دومرحله‌ای کنند مبادا ایمان‌شان بلرزد.

کیهان؛ ۹سال پس از آن رسوایی

این همان نظامی است که این روزها مثلا عزادار «ظلم» به اهل‌بیت است و در بقیه روزهای سال هم پرچم «مقاومت» در برابر ظلم را به همه نشان می‌دهد؛ فقط یک لحظه تصور کنید رسانه‌های حکومت را، اگر به جای ⁧سحر،⁩ یک دختر فلسطینی در اعتراض به ظلم و تبعیض اسرائیل خودسوزی می‌کرد.

پرچم‌های سیاه در یک روز

حکومت نه زبان اعتراضات را می‌فهمد نه زبان انتخابات را. این زبان‌ها خیلی بیشتر از لیاقت اوست. با حکومتی از این جنس فقط باید با زبانی حرف زد که لایق آن است. همچنین ‏انبوهی از این پرچم‌های سیاه که می‌بینید همان سیاهه‌ی ⁧داعش⁩ است و نام حسین‌بن‌علی را بر آن نهاده‌اند تا رد گم کنند! این⁩ پایانِ بازیِ نظام در نقش مظلوم است و نشان می‌دهد توانش را دارد تا بدتر از آنچه در مقتل‌ها نوشته‌اند را مرتکب شود.

سید صالح حکیم: گفتگوی دینی بدون گفتگوی انسانی به جایی نمی‌رسد

ما اصلا دولت اسلامی نداریم که بخواهیم چیزی را جایگزینش کنیم، ما در زمان غیبت امام معصوم، مخیّر به انتخاب بین دو گزینه‌ی حکومت خدا و حکومت مردم نیستیم. تجربه‌هایی که به نام حاکمیت اسلام به اجبار و اکراه مردم روی آوردند و بدترین ضربه را به دین زدند درست بودن این قرائت از مکتب اهل‌بیت را نشان می‌دهد.

معلمان جدید تاریخ!

در قدم بعد، خاطره‌نویس رهبری در نامه‌ای سرگشاده از فرزندان هاشمی خواسته که خاطرات پدر را اصلاح کنند! او تا آنجا پیش رفته که می‌گوید: «سکوت اعضای خبرگان در قبال روایت مرحوم هاشمی هم دلیلی بر صحت خاطرات ایشان نیست»! معنای روشن این درخواست آن است که همه تاریخ‌نویسی‌ها باید با روایت یک نفر هماهنگ باشد.

مرز استقلال و استبداد کجاست؟

جوهر استقلال خواهی، رهایی از اسارت و بردگی است و جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ی تاریخ همواره در جستجوی آزادی و رهایی از تسلط استعمارگران بر تصمیم‌ها و اهداف و آرمان‌های‌شان بوده‌اند. پس اگر به بهانه‌ی استقلال، “آزادی” نفی یا محدود شود غرض اصلی استقلال‌خواهی نفی شده است؛ در نتیجه آزادی هرگز تابع متغیّری از استقلال نمی‌تواند باشد. هرگونه نظر و نظریه‌ی استقلال‌خواهی که مرز میان استقلال و تثبیت استبداد در آن روشن نباشد دچار فقدان انسجام وگرفتار اختلال در استدلال است.

ابراهیم و بتخانه!

می‌گویند در دوره صادق لاریجانی با فساد مماشات شده، الان ابراهیم رئیسی آمده تا نجات دهد. همین حرف را درباره هاشمی شاهرودی می‌زدند و قرار بود لاریجانی بیاید نجات دهد. جالب این است که در آن ۲دوره، معاون اول قوه قضائیه طی ۱۰سال همین رئیسی بوده که الان قرار است نجات‌بخش باشد.

فرزندان سیاستِ قجری!

او که «در جریان امور بود» آیا می‌دانست که با «خلاف واقع» خواندنِ واقعیت‌ها از حیات خلوت چه کسانی پشتیبانی می‌کند؟ اگر تمام‌قد پشت «سیاست قجری» نمی‌ایستاد و نمی‌گفت «کش ندهید» آیا امثال حسن رعیت‌ها و بابک زنجانی‌ها مثل قارچ می‌روییدند؟ پاسخ این پرسش البته چندان پیچیده نیست: آنکس که تقلب را بصیرت و تحریم را نعمت می‌داند احمق نیست، تاجر است!

مهندسی انتخابات؛ فرق دارد خودی بگوید یا غیر خودی!

میرحسین موسوی در تاریخ ۳۱خرداد۸۸ در بیانیه‌اش نوشت: «می‌گویند شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنید اما این شورا بارها عدم بی‌طرفی خود را اثبات کرده و اصل در داوری، بی‌طرفی است». همان روز علی لاریجانی، رییس مجلس در مصاحبه‌ی تلویزیونی‌اش گفت: «کاش برخی اعضای شورای نگهبان به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمی شدند»

جواد لاریجانی خودش هم می‌داند بی‌ربط می‌گوید

اینکه تمام آن تلاش‌ها برای حذف اثر و صاحبِ اثر به شکست کشیده و باید توپ را از معرکه‌ی سیاست به زمین شریعت انداخت و گفت ماجرا غیرشرعی است. علم‌الهدی هم همین کار را کرد. وقتی تابوی موسیقی در مشهد شکسته شد در نمازجمعه گفت: «ممنوعیت موسیقی در مشهد فقط حرف من نیست بروید از مراجع بپرسید». برخی از مراجع هم در این شرایط کفه‌ی «حرام استِ»‌شان (مثل تمام جهان‌بینی‌شان) سنگین‌ترست و ممکن است بشود این بارهای کجِ به منزل نرسیده را بر دوش آنها انداخت

شیب نگران کننده!

در ۸۴ وقتی احمدی‌نژاد پیروز شد در منابر و محافل گفتند حاصل زیارت عاشوراهای مردم بود. ۱۰سال بعد وقتی در دو انتخابات همزمان شکست خوردند گفتند تقصیر لیست انگلیسی و رسانه‌های خارجی بود و حالا پس از شکست، در ویدئویی که از آقای رئیسی منتشر شده ایشان می‌گوید تقصیر «اتاق‌های جنگ روانی ستاد روحانی» بود. اما نه پیروزی احمدی‌نژاد ربطی به زیارت عاشورا داشت و نه شکست‌ها تقصیر خارجی‌ها و اتاق‌های ویژه بود. آنچه نمی‌خواهند باور کنند تنوع و تکثرِ نسلی است که خواسته‌هایی فراتر از تحمل و درکِ آنها دارد

محمد یزدی، جامعه مدرسین حوزه علمیه را هم دور زد

صبح امروز آیت‌الله فیض (۹۳ ساله و از قدیمی‌ترین اعضای جامعه) اطلاعیه داده و اعتراض کرده. دیروز آیت‌الله غروی (از اعضای نسل جدید جامعه) مصاحبه کرده و توضیح داده: «طبق اساسنامه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در امور مهم، آرای دو سوم کل اعضای جامعه مدرسین لازم است که در مسئله حمایت از آقای رئیسی چنین چیزی اتفاق نیفتاد». اما از همه مهم‌تر اینکه کسی که مرتکب تقلب شده رئیس جامعه و عضو شورای نگهبان است که در سال ۸۸ هم حامی احمدی‌نژاد بود و در پروژه‌ی تقلب به سود او در کنار احمد جنتی خیلی زحمت کشید