» سعید لیلاز
سعید لیلاز: تک نرخی کردن ارز مانع فساد سیاسی می شود
تحریمهای آمریکا ثانیه به ثانیه و بدون توجه به نتایج انتخابات در ایران تشدید میشود و این نشان میدهد آمریکاییها طرفدار رادیکالیزم در ایران هستند و نمیخواهند اجازه دهند نیروهای معتدل در ایران حاکم شوند. در این شرایط ما باید از هر سنت از منابع ارزی خود دفاع کنیم و این تنها از طریق تکنرخی شدن ارز ممکن میشود.
توضیح سعید لیلاز در مورد مجاهدان روز شنبه
سعید لیلاز در توضیح مجاهدان روز شنبه در شرق نوشته است: یک آفت از چندین آفت بزرگ یادداشت شفاهی که طی سالهای اخیر یا به ضرورت و یا تنبلی بر رسانههای ایران عارض شده، همین نادرست منتقلشدن مفاهیم و اعداد و ارقام از مصاحبهشونده به مصاحبهکننده است. در یادداشت منتشره در صفحه یک پنجشنبه روزنامه […]
سعید لیلاز: دیگر احتمالی ندارد که به زندان بازگردم
هیچ اتهامی نبود و در واقع برای تعیین تکلیف پرونده فعلی من بود که منجر شد تا من مثل سابق درخواست مرخصی بنویسم و بلافاصله هم تایید شد و برگشتم. در حقیقت یک هفت هشت ساعت اقامت اضافی در منزل در روز شنبه یعنی روز غیر تعطیل از نظام خلقت طلبکار بودیم که امروز این اتفاق افتاد. یعنی اصلا سابقه نداشته که روز غیر تعطیل در منزل باشم و الان دارم خوش میگذرانم.
سعید لیلاز برای اجرای حکم به زندان اوین رفت + خبر تکمیلی: لیلاز، پس از بازجویی آزاد شد
سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی و تاریخ که امروز برای اجرای حکم به زندان اوین فراخوانده شده بود، پس از مدتی بازجویی در بند 209 این زندان که در اختیار وزارت اطلاعات است، آزاد شد.
سعید لیلاز بازجویی و سپس آزاد شد
سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی و تاریخ که امروز برای اجرای حکم به زندان اوین فراخوانده شده بود، پس از مدتی بازجویی در بند 209 این زندان که در اختیار وزارت اطلاعات است، آزاد شد.لیلاز
مجاهدان روز شنبه و دولت یازدهم
همانگونه که در نهضت مشروطیت، ملیشدن صنعت نفت و دومخرداد 76 تکرار شد. مجاهدان روز شنبه در تشکیل کابینه آقای روحانی نیز جلو افتادهاند و در صف اول جشن پیروزی جا خوش کردهاند. آنها مجاهدان روز جمعه را به حاشیه راندهاند. البته مجاهدان روز جمعه هیچ گله و انتظاری ندارند. همینکه بار سنگین فشار دولت احمدینژاد از مردم برداشته شود برای آنها یک دنیا میارزد اما باید مراقب باشیم این «انا شریک» گفتن بعد از پیروزی توسط مجاهدان روز شنبه، باعث منحرفشدن ذهن آقای روحانی از وظایف اصلی و انتخابهای درست نشود.
سعید لیلاز: فساد در دولت احمدی نژاد به دلیل فضای یکدست حاکم بیشتر بود
راه کنترل فساد در شهرداری یک اقتصاد غیر دولتی و خصوصی است . تا وقتی یک اقتصاد دولتی داشته باشیم ، احتمال فساد مالی زیاد است . تنها راه برون رفت از مشکلات موجود یک اقتصاد خصوصی و غیر وابسته به باندهای قدرت ، بدون حضور نظامیان یا شبه نظامیان است .
معمای «ارز» ارزان در پایان دولت احمدینژاد؛ مهندسی قیمت ها یا بازگشت آرامش
کاهش قیمت دلار طی چند روز گذشته واکنش های زیادی در جامعه به همراه داشته است. برخی آن را ناشی از افزایش اعتماد عمومی و امید به کنترل قیمت ها و افزایش صادرات می دانند و گروه دیگری آن را ناشی از نوعی مهندسی قیمت ها با تزریق دلار اضافی به بازار و بحران سازی برای دولت آینده تلقی کرده اند.
سعید لیلاز: برای بازگشت خرابی ها به اصلاح فرصت لازم است
اما بهنظر من بازگشت خرابیها بهسمت اصلاح در بیشتر حوزهها بیش از دو سال طول خواهد کشید. پیشتر در مقالهای، سال 1392 را ولو با فرض تشکیل چنین دولتی «سال ازدسترفته» خوانده بودم. بهنظر من نخستین آثار بهبود اوضاع را در شرایط خوشبینانه در نیمه نخست سال 1393 مشاهده خواهیم کرد. آنهم در صورتی که دولت از همان دقایق آغاز فعالیت شروع به گرفتن «ترمزها» کند. پس این نوعی بیانصافی رسانهای است که دولتی بتواند تمام مشکلات را با فوریتی که مدنظر دوستان محافظهکار است، حل کند.
چتری برای خستهها
در صورتیکه نیروهای مرکزگرا چه اصلاحطلب و چه محافظهکار که حول آقای روحانی جمع شدهاند بتوانند از رادیکال شدن نیروهای دو طرف جلوگیری کنند. به اعتقاد من با توجه به پتانسیلی که وجود دارد میتوانیم یک دولت آشتی ملی براساس نظام جمهوریاسلامی، تشکیل دهیم اما همین دولت خودش چتری باشد برای گرایشهایی که از رادیکالیزم خسته شدهاند.
سعید لیلاز: اگر آرا خوانده شود حسن روحانی نفر اول است
حکومت همه فشار خود را آورد که ما بازی را واگذار کنیم. سال ۸۸ ما بازی را ۳ هیچ شروع کردیم ولی این بار سعی حکومت این بود که سوت پایان بازی را با نتیجه ۳ هیچ، و قبل از شروع بازی بزند. الان فرض کنید بازی را ۳ هیچ و در دقیقه ۸۹ شروع کردیم، اگر ما بازی ۳ هیچ را سه ـ– دو ببازیم خود ما و حکومت میدانیم که ماهیتا ما بازی را دو هیچ برده ایم.
تغيير نرخ بهره با كدام سياست
تغيير نرخ بهره به تناسب امواج تورمي شتابنده كنوني و با هدف كنترل آن، تصميمي بسيار ديرهنگام ولي به هر حال درست است. ظرف هشت سال گذشته، مقاومت در برابر انعطافپذيري نرخ بهره در مقابل نرخ تورم، آگاهانه يا ناآگاهانه، يكي از بزرگترين فرآيندهاي رانتخواري و غارت سازمان يافته منابع عمومي در تاريخ ايران را پديد آورده است كه 20 برابر شدن معوقات بانكي در يك دوره بسيار كوتاه تنها يكي از وجوه آن است. در سايه اين مقاومت جانانه بانك مركزي و رياست محترم جمهوري، در حال حاضر هر كسي كه به هر ميزان موفق به دريافت وام از هر يك از بانكهاي خصوصي يا دولتي شود، در واقع بر سر سفره بزرگترين ضيافت رايگان كشور به حجم جمعا 100 هزار ميليارد تومان رانت فقط براي سال 92 نشسته است- آن هم از جيب محرومترين و فرودستترين اقشار جامعه ايران- آيا اين غارت تاريخي اگر نه پايان سرانجام اندكي فروكش خواهد كرد؟
سعید لیلاز: مسایل اقتصادی درگیر منازعات سیاسی است/ دولت بدون پشتوانه مردمی قادر به حل مشکلات نیست
اگر یک دولت بخواهد سرمایه گذاری را افزایش و مصرف عمومی را کاهش دهد و مجلس مخالفت کند دولت هیچ کاری نمیتواند انجام دهد، چون اگر بخواهد مصرف عمومی را کاهش دهد باید به طبقات محروم جامعه فشار بیاورد و این موضوع ممکن است باعث ایجاد ناآرامی شود و در دولتی که پایگاه مردمی بالایی ندارد، این تصمیمات نمیتواند محقق شود، پس چطور ممکن است دولت بعدی در شعارهای خود موفق باشد.
سعید لیلاز: حجم پول ملاک رفاه اجتماعی نیست، مهم قدرت خرید مردم است
«تجربه هشت سال اخير نشان داده است كه حجم پول هيچ ملاكي براي رفاه اجتماعي مردم نيست و آنچه اهميت دارد قدرت خريد است. تورم يكي از زيانبارترين اتفاقاتي است كه ممكن است در هر كشوري بيافتد و بر همين اساس در تمام كشورهاي جهان نرخ تورم يك رقمي و در بسياري نيز زير چهار يا پنج درصد است.»
سعید لیلاز: نخستین دستاورد ملی شدن نفت، انتقال مرکز ثقل تحولات ایران به داخل کشور بود
مروز در نتیجه اقدامات احمدینژاد درآمد نفت برای کسی قابل محاسبه نیست تا وعده بدهد که بدون اتکا به بخش خصوصی، مترو، آزادراه و کارخانه خواهد ساخت. در حقیقت آقای احمدینژاد سهم نفت در اقتصاد ایران را از موضوعیت انداخته است. یعنی اگر بشکهای صددلار درآمد نفتی داشته باشیم باید همه آن را به مردم بدهیم. نکته فقط اینجاست که اگر درآمد نفتی به زیر صددلار سقوط کرد باید چه کنیم؟ ما در سال1390 حدود 120میلیارددلار درآمد نفتی داشتیم در حالی که دولت حتی 16هزارمیلیاردتومان هم خرج بودجه عمرانی نکرده است.
سعید لیلاز: مشکل اقتصادی کشور فقدان مدیریت با ثبات است
دولت و مجلس در حالي ميخواهند سراغ دو دهك پايين درآمدي بروند كه دولت پيش از اين در حوزه خوشهبندي خانوارها نتوانست به نتيجه دقيقي دست يابد.با توجه به نتيجه نرسيدن خوشهبندي در سال 89 سوال اينجاست كه چگونه قرار است اين افراد شناسايي شوند؟ چه اتفاقي افتاده كه دولت و مجلس متوجه شدهاند كه ميتوانند 15 ميليون نفر از اقشار فرودست را تحت پوشش كارت اعتباري قرار دهند؟از آنجا كه شناسايي دو دهك پايين ممكن نيست پرداخت بنهاي مورد نظر دولت به اين معناست كه به زودي شاهد رونق خريد و فروش بنها و كارتهاي اعتباري خواهيم بود.
سعید لیلاز: با اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها تورم ۱۰۰ درصد می شود
این حرف را ما هفت سال است که میزنیم و به خاطرش ما را تحت فشار قرار میدادند. بحث اقتصاد مقاومتی که امروز مطرح میشود را ما از سال ۸۳ و ۸۴ میگفتیم. اگر مرحله دوم هدفمندی هم مثل مرحله اولش اجرا شود، قطعا به فاجعه میانجامد و تورم ۱۰۰ درصدی را شاهد خواهیم بود.
ریشه یابی تورم: بی انضباطی مالی دولت، کسری بودجه، فروش دلار و چاپ پول
«دولت در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها به هیچ وجه به روش ها و اهداف این طرح توجه نکرد. با شروع طرح هدفمندی یارانه ها دولت با بی انضباطی مالی شدید، شروع به ریخت و پاش منابع کرد. در نتیجه هزینه های دولت بسیار بیشتر از درآمد سالانه دولت از طرح هدفمندی یارانه ها شد. این موضوع باعث افزایش کسری بودجه شد که دولت برای جبران آن دست به انتشار پول زد، این امر سبب افزایش نقدینگی و در نتیجه افزایش تورم شد.»
پنهان و آشكار يك گفتوگوي تلويزيوني
عدم تحقق آنها آثار مخربي در پي خواهد داشت كه منفي شدن نرخ رشد سرمايهگذاري و رسيدن آن به عدد سال 83 نشاندهنده وضعيت كنوني اقتصادي ايران است. اگرچه رشد سرمايهگذاري براي افزايش توليد، ايجاد اشتغال، كاهش تورم و نقدينگي و… امري پسنديده براي رسيدن به رفاه اجتماعي است اما تحقق اين هدف از طريق يارانه پرداختي به مردم بدترين نوع شكاف درآمدي در يك جامعه خواهد بود و ظرف يك دوره دو تا سه ساله با وقوع امواج تورمي، همه اثرات آن از بين ميرود.
اقتصادی با چند فرمان
در بخش کشاورزی هر لحظه ممکن است دولت دست به واردات کالاهای مختلف بزند که الان در داخل تولید میشود و هر لحظه ممکن است واردات و صادرات دقیقهای ایجاد شود یا نشود و این پیامد سیاستها و رفتارهای غیرقابل پیشبینی دولت است و با این شیوه هیچکس هیچوقت نمیتواند برنامهریزی اقتصادی برای کشور انجام دهد. وقتی میشود درباره سرعت یک قطار صحبت کرد که بدانیم این قطار به کجار میرود و مقصدش چیست؟ در حال حاضر اقتصاد ایران هم مانند قطاری است که نمیدانیم به کجا میرود، چه برسد به اینکه سرعت آن را تخمین بزنیم یا بررسی کنیم.
سعید لیلاز: در مناقشات سیاسی، اقتصاد و حوزه سلامت را به گروگان گرفته اند
سعید لیلاز با تاکید بر اینکه در مناقشات سياسي اقتصاد و حوزه سلامت به گروگان گرفته شده است گفت: «اگر این فرض را بپذیریم بحث از بازگشت اقتصاد کوپنی موضوعیت خود را از دست خواهد داد.»
نفت و استبداد دینی
حوادثی که طی آن چند سال رخ داده، در زمان خود یگانه راه موجود بوده است، پس ما باید از پس بینی حوادث اجتناب کنیم، چون این پس بینی تنها راه انتقادی را میگشاید که طبیعتاً بر هر انسان و هر حادثهای در گذشته قابل تعمیم است. من تنها نظر کارشناسی خودم را بیان میکنم؛ برآیند نیروهای عظیم اجتماعی در ایران ما را به سمتی سوق میدهد که در آیندهای نه چندان دور از شرایط فعلی خارج خواهیم شد و برای رفع مشکلات اقتصادی درآمد حاصل از نفت را به جای اینکه صرف هزینههای جاری کنیم آن را در هزینههای توسعهای مصرف میکنیم و به نظر من این فرایند در حال رشدی عظیم است و جامعه ما در حال پوستاندازی است و از نفع گرایی و پوپولیسمی که در شعارها و افکار مردم است به سوی کار و پیشرفت در حرکتیم. البته من همواره وفادار به رأی اکثریتم و اگر باز هم مردم به دولت، به حکومت بگویند باز هم بده ما بخوریم، من تابع نظر مردم خواهم بود. با پایان پوپولیسم در ایران ما شاهد دولتهایی خواهیم بود که به سمت توسعه اقتصادی حرکت خواهند کرد و اگر به همین شکل پیش برویم دولتهای بعدی ما دولت کار خواهند بود نه دولت رفاه. لسترو تارو اقتصاددان آمریکایی در سال ۱۳۷۳ شمسی ابراز کرده اگر رشد اقتصادی آمریکا نسبت به کشورهای اروپایی به همین منوال پیش رود در سده بعدی اروپا نسبت به آمریکا، جهان سوم محسوب میشود؛ رشد اقتصادی در آمریکا در آن زمان همواره ۱ تا ۱/۵ درصد بیشتر از کشورهای اروپایی بوده است؛ زیرا جوامع اروپایی جوامعی پیر هستند و در نتیجه بیشتر به سوی دولت رفاه یا همان بده بخوریم، روی میآورند و نظرشان بیشتر به حقوق بازنشستگی و رفاه اجتماعی است؛ اما جامعه آمریکا، جامعهای جوان است و تمایل آن بیشتر به سوی دولت کار است؛ البته با توجه به شرایط، طبیعی است که جوامع جوان به آینده نظر داشته باشند و جوامع پیر حال را دریابند و همین موجب افزایش و کاهش بازده اقتصادی میشود. برای نمونه در فرانسه با روی کار آمدن سارکوزی مردم به تظاهرات و اعتراض پرداختند و مدت طولانی در خیابانها تجمع کردند، علت اصلی این حوادث آن است که دولت سارکوزی، دولت کار است نه رفاه، و برنامههایش به گونهای است که حقوق بازنشستگی مردم و بودجه این قبیل هزینههای جاری را پایین آورده است و برنامههای توسعهای دراز مدت را جایگزین آن کرده است که البته اعتراضات مردم تأثیر چندانی بر آن نگذاشته و او همچنان مسیر خود را پیش میرود. در رابطه با کشور ما نیز با توجه به اینکه جامعه ما در حال خروج از پوپولیسم است و جامعهای جوان محسوب میشود به زودی از توجه به دولتهای رفاه خارج خواهد شد و به جای «بده بخوریم»، به توسعه اقتصادی و برنامههای بلند مدت و افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) سوق پیدا خواهد کرد و در پی آن دولت بعدی، دولت کار خواهد بود. در زمینه نفت و ملی شدن صنعت نفت باید بگویم که من بر عکس بسیاری از دوستان هیچ چیز را صد در صد سفید یا صد در صد سیاه نمیبینم و به نظرم اگر شرایط آن دوره را درک کنیم میبینیم این حادثه نیز روال طبیعی خود را طی کرده و همه چیز در محدوده بین سفید و سیاه یعنی شرایط طبیعیاش پیش رفته است.
ضرورت عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی
قلم فرسودن در باب اهمیت و ضرورت عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی یا ذکر چندباره ی تاریخچه ی آن دست کم برای این گزارش زائد است همین قدر ناگزیر از تکرار به سبب طرح چند باره این موضوع در جامعه ی ایران هستم که هنوز هیچ حکومتی نه در طول تاریخ و نه عرض جغرافیایی نیامده است که تحقق بی چون و چرای عدالت، محو کامل فقر و نابرابری و کاهش شکاف طبقاطی را یک برنامه و رسالت بنیادین خود اعلام نکرده باشد. تفاوتش که بین انواع حکومتهاو دولتهاست، عمدتا در دو چیز است. نخست راه هریک در دستیابی به این آرمان و دوم میزان پای بندی عملی هر یک به مبانی و الزامات تحقق عدالت و گسترش برابری اجتماعی.
با حذف یارانهها، سرمایه خارجی جذب نمیشود
من بارها در مقالاتم نوشتهام که نمىشود کشور را با ديپلماسى جنگى اداره کرد در حالى که قرار است در حوزه اقتصادى صلحطلب باشيم. نمىتوانيم به دنبال ديپلماسى استقلالطلبانه برويم ولى همزمان خواهان اقتصاد ادغامگرايانه شويم. اين تناقض بزرگى است که در اقتصاد ايران طى پنج يا شش سال گذشته تا کنون مشهود بوده است.
توهم استقلال بانک مرکزی
استقلال بانک مرکزی از دولت، به شکلی که این روزها بعضاً درباره آن تبلیغ و تمجید میشود، توهمی بیش نیست. اگر ریشه مشکل تورم و رشد نقدینگی در وابستگی بانک مرکزی به دولت است، پس چرا درست از سال 1350 به بعد یکباره نرخ رشد نقدینگی در ایران حالت انفجاری پیدا کرد و تا پیش از آن هم این نرخ بهشدت تحت کنترل بود و هم – به تبع آن – نرخ تورم؟ اگر مجلس واقعاً در پی کنترل کردن دولت است، باید به جای پافشاری بر استقلال غیرممکن بانک مرکزی، در برابر میل دولت به افزایش هزینههای خود ایستادگی کند.
لیلاز: تورم به خاطر طرح هدفمندی نیست، به خاطر بیانضباطی مالی دولت است
اگر دولت یارانه نقدی را از محل حذف یارانه حاملهای انرژی بدهد، تورم چشمگیری اتفاق نخواهد افتاد، اما اگر برای پرداخت این یارانه متوسل به رشد نقدینگی، مازاد درآمدهای فروش نفت و منابعی از این قبیل شود، ما شاهد تورم خواهیم بود.