توضیح سعید لیلاز در مورد مجاهدان روز شنبه
چکیده :سعید لیلاز در توضیح مجاهدان روز شنبه در شرق نوشته است: یک آفت از چندین آفت بزرگ یادداشت شفاهی که طی سالهای اخیر یا به ضرورت و یا تنبلی بر رسانههای ایران عارض شده، همین نادرست منتقلشدن مفاهیم و اعداد و ارقام از مصاحبهشونده به مصاحبهکننده است. در یادداشت منتشره در صفحه یک پنجشنبه روزنامه...
سعید لیلاز در توضیح مجاهدان روز شنبه در شرق نوشته است: یک آفت از چندین آفت بزرگ یادداشت شفاهی که طی سالهای اخیر یا به ضرورت و یا تنبلی بر رسانههای ایران عارض شده، همین نادرست منتقلشدن مفاهیم و اعداد و ارقام از مصاحبهشونده به مصاحبهکننده است. در یادداشت منتشره در صفحه یک پنجشنبه روزنامه «شرق» به قلم یا زبان اینجانب نیز به همکار محترم توضیح داده بودم که خواندههای من مربوط به موضوع «مجاهدان روز شنبه» متعلق به 35 سال پیش است و جزییات آن چندان قابل اتکا نیست. گرچه اصل موضوع، گویی روال همیشگی همه پیروزیهای بزرگ است. اما همانجا و هنگام گفتوگو نیز اینقدر را میدانستم که ماجرای پارک اتابک و گلوله خوردن ستارخان سردار بزرگ ملی ایران که به مرگ تقریبا نابهنگام وی – به گمانم در 46 یا 47 سالگی – انجامید، به دوران استبداد تعلق نداشته وگرنه ذکر آن در این گفتار اصلا بلاموضوع میشد.
درست ماجرا این است که ستارخان، در تمام دوره یکسالواندی استبداد صغیر پس از کودتای دوم تیر 1387 و به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف، در تبریز به ایستادگی جانانه در برابر سپاهیان محمدعلی شاه پرداخت و در پایان، پیروزمندانه به تهران آمد و به اتفاق باقرخان و دیگر سرداران بختیاری مشروطهخواه استبداد صغیر محمدعلیشاهی را سرنگون کرد. اما چندی پس از استقرار دوباره دولت مشروطه، «مجاهدان روز شنبه» به بهانه خلع سلاح عمومی پارک اتابک مقر و اقامتگاه ستارخان را محاصره کردند، به گلوله بستند و او از زخمی که برداشت، چندی بعد درگذشت. کسروی در «تاریخ مشروطه» نوشته است که دولت ایران، احترامی را که از زنده ستارخان دریغ کرد،از مرده او فرونگذاشت و او را با تشریفات تمام در باغ طوطی شاه عبدالعظیم به خاک سپردند. سردسته کشندگان ستارخان یعنی «یبرمخان ارمنی» نیز البته چندی بعد با اهدای خون خود به کشورش، این خطا را جبران کرد و به ستارخان پیوست.














«مجاهدان روز شنبه» همان چماقداران معروف فعلي بوده اند که انقلاب مشروطه را منحرف کردند.