• صفحه اصلی
  • » ما تشنگان آزادی و آنها با کینه‌شان از آزادیخواهی...

» حسین زمان

ما تشنگان آزادی و آنها با کینه‌شان از آزادیخواهی

امروز برخی از همان کسانی که چنین باورهایی دارند برای تثبیت موقعیتشان پای به میدان نهاده‌اند. آمده‌اند تا با قبضه کردن ارکان اجرایی کشور حضورشان را مستحکم‌تر نمایند. اینک ما، تشنگان آزادی و کرامت انسان و آنها با همه کینه‌شان از آزادیخواهی و مردم‌سالاری. این گوی و این میدان

حسین زمان: ما تکیه بر حقانیت گفتار و عقایدمان هستیم/ در این مبارزه نابرابر بازنده شمایید

مطمئن باشید در این مبارزه نابرابر آنکه خواهد باخت، باز شمایید زیرا شما متکی به زور و زر و تزویرید و ما تکیه بر حقانیت گفتار و عقایدمان داریم. شما اسیر باورهای باطل خود میباشید و ما محکم و استوار، به برکت حق جویی وحق طلبی مان و مطمئن از اینکه حق بر باطل پیروز است.

انتشار ترانه جدید حسین زمان؛ تقدیم به ندا آقاسلطان

حسین زمان، هنرمند سبز و متعهد کشورمان در سالگرد شهادت ندا آقا سلطان، با انتشار ترانه ی “دخترکم کجاست؟” در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، آخرین اثر خود را به روح شهید 30 خرداد تقدیم کرده است.

روایت حسین زمان از تونل باتوم نیروهای گارد ویژه شاهنشاهی

نظیر چنین تونل هایی را البته اسرای جنگ در زندانهای بعثی تجربه کرده بودند. داستان مفصل است و قصدم بازگو کردن کامل آن نیست ولی وقتی متوجه شدم بعد از گذشت سی و شش سال از انقلابی که قرار بود جلوی این تونل ها را بگیرد، هنوز هم چنین تونل هایی برای سرکوب شکل میگیرد، گویی آوار بر سرم فرو ریخت.

حسین زمان: زنجیر به پای هنرمندان زدن تدبیر نیست

تعداد زیادی از عزیزان در بند از دوستان و همفکران بوده اند و من برای ایشان احترام خاصی قائلم. من میرحسین موسوی را از زمان جنگ و دوره ای که خود یک رزمنده بودم می شناسم و به ایشان ارادت دارم و در صداقت و حسن نیت او هیچ شکی ندارم. تعدادی از این یاران در بند عشاق جوانی هستند که سالهاست از معشوق جدا مانده اند و در حسرت آنند که لحظه ای دستان یار را با مهر بگیرند و از زندگی مشترکشان لذت ببرند. سالهاست شیشه ها و میله ها لذت این عاشقی را از ایشان گرفته اند.

امضا و اعلام حمایت حسین زمان از نامه مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر

با امضای این نامه بار دیگر به جناب آقای روحانی اعلام میکنم که بزرگترین و بعبارتی اصلی ترین دلیل من برای رای دادن به شما متعهد شدنتان در فبال تلاش و کوشش برای آزادی عزیزان و یاران محصور و در بندمان بود و امیدوارم در عمل صداقتتان را به مردمی که به شما رای دادند نشان دهید و ثابت نمایید که تنها یک شعار تبلیغاتی نبوده است.

حسین زمان: کاش شجاعتش را داشتید بگویید چرا نمی‌توانم در عرصه هنر موسیقی فعالیت کنم

نمی‌دانم به کدام جرم و یا کدام جنایت این حق از من گرفته شده ولی باکی نیست چون می‌دانم به اعتقاداتم هیچگاه پشت نکرده‌ام و از این جهت راضی و خشنودم.‌ای کاش شما نیز شجاعت این را داشتید تا در کمال صداقت بگویید چرا من نمی‌توانم همچون دیگران در عرصه هنر موسیقی فعالیت کنم و حداقل خود را از این تصمیم جدا می‌کردید تا همه بدانند واقعیت قضیه چیست.

حسین زمان: بخش موسیقی وزارت ارشاد، در ادامه تفکر غلط دولت قبل است

بالاخره بعد از مدتها پیگیری امروز نتیجه ممیزی ترانه هایی که برای اخذ مجوز اجرای زنده به دفتر موسیقی وزارت ارشاد داده بودم مشخص شد . از مجموع پنج ترانه جدیدم تنها یک ترانه تصویب شد و بقیه هر کدام به دلایل واهی مردود و یا مشروط شدند .

مقصر ما هستیم

امروز اصغر فرهادی در حصر کاری است و برای دختر جوان هنرمندمان حکم زندان صادر میکنند و بسیاری از هنرمندان سکوت میکنند . مقصر همه ما هستیم که تن به بیعدالتی میدهیم

حسین زمان: یادآوری مظلومیت زندانیان و محصوران، یادآوری مسوولیت‌های اجتماعی ماست

حق طلبی یعنی ایستادگی و صبر و استقامت و نیز تلاش برای آگاهی بخشی. چیزی که ما را به وادی خطر می‌کشاند پذیرش ظلم است و خود را در جایگاه مظلوم تحمل کردن. هنرمندان باید تلاش کنند و با زبان هنر واقعیت‌های زشت و زیبای جامعه را تبیین نمایند. نقش هنر در آگاهی بخشی، که امروز از هر کار دیگری مهم‌تر است، بسیار مؤثر است.

حسین زمان: فکرم مشغول یارانی است که در زندان‌اند

بعضی از دوستانی که تعصب دارند روی من می‌گویند شما چرا خودتان را محصور کردی توی این فضا کار کردن؟ دلم می‌خواهد از این فضا خارج شوم. ولی نمی‌توانم خودم را عوض کنم. نمی‌توانم نقش بازی کنم. من الان به لحاظ فکری فکرم مشغول این چیزهاست. هر روز که از خانه می‌آیم بیرون به خودم می‌گویم حواست باشد تو آزادی. تو با زن و بچه‌ات نشست و برخاست می‌کنی. اما هستند کسانی که حسرت یک لحظه نوازش بچه‌های‌شان به دل‌شان مانده.

محرومیت حسین زمان از تدریس: دولت مهرورز تحمل من و عقایدم را ندارد

حسین زمان که همچنان پخش آثارش در صدا و سیما ممنوعیت دارد، این بار به گفته خودش به برکت دولت مهرورز محل خدمت خود در دانشگاه پردیس بین الملل دانشگاه صنعتی کیش را ترک می کند و از ادامه تدریس در این دانشگاه محروم شده است. حسین زمان که مهندسی کارشناسی ارشد در رشته مخابرات دارد، طی ده سال گذشته به عنوان معاون طرح و برنامه و نیز عضو هیأت علمی پردیس بین الملل دانشگاه صنعتی شریف به فعالیت‌های اجرایی و تدریس در جزیره کیش مشغول بوده است.

حسین زمان: رای من؛ فریاد در گلومانده بر زورگویان بود

امیدوارم آقای روحانی نیز ارزش این اعتماد مردمی را درک نمایند و به وعده های خود عمل نماید و بداند اگر پشتوانه مردمی را از دست بدهد چیزی برایش باقی نخواهد ماند. یکی از اصلی ترین خواسته های ما که نباید به فراموشی سپرده شود آزادی زندانیان و محصور شدگانی است که تنها گناهشان ابراز عقیده بوده است .

آخرین سنگر سکوت نیست

ببینید کسانی که تا چند روز پیش سکوت اختیار کرده بودند و برای حفظ موقعیت لال شده بودند چگونه زبان باز کرده اند و چه چه مستانه سر داده اند . برای عرض ارادت و کسب موقعیت در مقابل هر حقیر تر از خودی تا زانو خم میشوند و به عزیزترین عزیزان این مردم که حتی فرصت نفس کشیدن در هوای آزاد را از ایشان گرفته اند ، اهانت میکنند و نسبت ناروا میدهند تا شاید مجوز حضور در انتخابات ریاست جمهوری را کسب نمایند . براستی چقدر حقیرند که برای جایگاهی بالاتر و کسب قدرت حاضرند به هر خفتی تن بدهند .

اگر سال 57 فیس بوک داشتیم

سالهای 56 و 57 اوج مخالفت ها بر علیه نظام شاهنشاهی شکل گرفت و نهایتا به پیروزی مردم در مقابل سلطنت پهلوی انجامید. در آن سالها نیز تمامی نشریات ، مطبوعات و رسانه ها در دست دولت بود و اخبار و گزارش ها کاملا کانالیزه و سانسور شده در اختیار مردم قرار میگرفت. نه فضای مجازی بود ، نه ایمیل و نه فیس بوک و توئیتر و گوگل پلاس و غیره و نه انواع تلویزیون های ماهواره ای . تلفن موبایل که جای خود دارد تلفن ثابت شهری هم در اختیار بعضی خانواده ها نبود و اگر درخواست میدادند بایستی بعضا سالها در انتظار واگذاری خط تلفن میماندند . خیلی جالب بود که در چنین شرایطی آن هم در فضایی که به شدت توسط ساواک کنترل میشد باز هم اطلاعات مردم به روز بود .

با هم مهربان‌تر باشیم

همیشه توهین و سخره گرفتن، رنجش و کینه و دوری قلوب از یکدیگر را به دنبال خواهد داشت. می توان به روشی انسانی، در چارچوب ادب و با استدلالی قوی به نقد باورها و اندیشه ها نشست. می توان دلی را بدون شکستن دلهای بسیاری به دست آورد. در نزد هر کسی چیزهایی یا افرادی و یا باورهایی عزیزند و از جایگاه بالایی برخودارند و نباید با توهین به عزیزانشان با احساساتشان بازی کرد. فرق بسیاری باید باشد بین ما و آن کسانی که بر اساس بی خردی و سستی منطق و استدلالشان در مقابل هر اندیشه مخالف حکم زندان و شلاق و فتوای قتل انسانها را صادر می کنند.

چه کسی به دین ضربه می‌زند

آقایان لطمه ای که دزدی و اختلاس به حیثیت نظام مذهبی وارد نموده بیشتر است یا سخنرانی امثال عباسی ؟ فساد اداری و فشار اقتصادی بر مردم ضعیف و بیکاری کارگران مخرب تر است یا حرف های بی ارزش یک آدم متوهم ؟ سلب آزادی های فردی و اجتماعی از مردم به آبروی نظام دینی و به تبع آن به دین و شریعت بیشتر لطمه میزند یا حرافی های یک خودشیفته معلوم الحال ؟ باور کنید با حرف های فردی مانند عباسی خطری متوجه اسلام و فلسفه و شما نمیشود ولی به ناحق در بند شدن یک جوان دانشجو ، یک استاد دانشگاه، یک قرآن پژوه ، یک روزنامه نگار ، یک نویسنده و یک هنرمند در نظامی که داعیه دار مردم سالاری دینی است بزرگترین ضربه را بر پیکر دین وارد می نماید.

حسین زمان به مهدی خزعلی: به تو محتاجیم، ما تن به ذلت همراهی با قداره کشان نمی دهیم

برادرم ، مهدی عزیز ما چوب اعتقاداتمان را میخوریم و چه شهد گوارایی است برای ما این همه تلخی که به کاممان میکنند . برادرم ، مهدی ، تو مرد میدانی و من این را بخوبی میدانم . تو یادگار شبهای عاشقی مجنون و شلمچه ، خرمشهر و آبادانی . به خاطر داشته باش عهدی را که با مردم بسته ای . هنوز کارمان به پایان نرسیده . هنوز به پایمردی و همت تو و امثال تو نیاز است . تو برای خود نزیسته ای و نخواهی زیست . تو متعلق به مردمی .

حسین زمان: هنر را به بازی گرفته و قدر شناس هنرمندان نیستند

ترجیح می دهم از همه حقوقی که یک هنرمند باید از آنها بهره مند باشد بگذرم ولی لحظه ای به مردم پشت نکنم . وقتی شنیدم اخیرا بر عدم پخش کارهای من از صدا و سیما تاکید شده بسیار خوشحال شدم چون از اینکه صدایم در اختیار سازمانی قرار بگیرد که هنر را به بازی گرفته و قدر شناس هنرمندان کشور نیست ، احساس خوبی نداشته و ندارم . پوشش خبری ندادن موفقیت جهانی اصغر فرهادی که اگر برای هر کشور دیگر به دست آمده بود در صدر اخبار هنری آن کشور قرار میگرفت نشان دهنده نوع برخورد عوامل صدا و سیما با هنرمندان کشور است .

پرسش حسین زمان از کاربران شبکه های اجتماعی: در دنیای واقعی هم مقابل ظلم می ایستید؟

آیا فکر کرده ایم اگر این فضای مجازی وجود نداشت ما در کجای این دنیای واقعی قرار داشتیم ؟ آیا اگر فضای مجازی نبود تا تصویر غیر واقعی از خودمان در فیس بوک قرار دهیم و نام مستعار بکار ببریم چگونه با واقعیت ها روبرو میشدیم ؟ آیا حاضریم در فقدان فضای مجازی آستین بالا بزنیم و برای احقاق حقوقمان در مقابل ظلم بایستیم ؟ هر کدام از ما قطعا برای این پرسش ها پاسخی داریم و امیدوارم پاسخ هایمان ما را در مقابل وجدانمان قانع کند .

واکنش حسین زمان به ادامه ممنوعیت پخش آثارش: شاکرم که خداوند این توفیق را نصیب من کرده است

ممنوعیت پخش آثار حسین زمان به زمان ریاست علی لاریجانی در صدا و سیما باز می گردد. اینک که شنیده می شود ضرغامی نیز بر این دستور پافشرده است، حسین زمان خوشحال است و خداوند بزرگ را شکرمی کند که چنین توفیق بزرگی نصیبش شده است که صدا وسیما کارهای او را پخش نمی کند.

حسین زمان: در مقابل جور و جفا و نامردی به جامعه هنری ساکت نباشید

برخوردهای تند و خشن و ناعادلانه با جامعه هنری مانند به حبس بردن اهالی سینما و قفل زدن بر درب خانه ایشان و غل و زنجیر زدن بر پای و دست جوان هنرمند مان آریا آرام نژاد که جرمش تنها صداقت است و بس و اهانت به استاد مسلم موسیقی ایرانی ، محمد رضا شجریان را باید هنرمندانه داد.

سبزها در انتخابات شرکت نمی کنند

خوب است کسانی که تا چندی پیش سنگ اصلاح طلبی به سینه می زدند و امروز به بهانه مستقل بودن کاندیدای نمایندگی مجلس شده اند اعتراف کنند که دیگر اصلاح طلب نیستند بلکه پیرو مکتب فرصت طلبی هستند و نان و نام را در فرصت طلبی میجویند و الا مستقل بودن یعنی چه ؟ استقلال از چه چیز و از چه کس ؟ از مردمی که به شما اعتماد کردند و به شما اعتبار بخشیدند .

چگونه شما را باور کنیم که نان دین را خوردید و دین را به حال خود رها کردید؟

تعجبم از علما و بزرگان دین است ، کسانی که یک عمر ما را به راستی و درستی و پاکی دعوت کرده اند ، کسانی که به ما درس مقابله با ظلم و ستم داده اند و مکتب حسین را تبلیغ نموده اند و امروز با سکوتشان و با عافیت طلبی شان خود تیشه بر ریشه باورهایی میزنند که عمری در تلاش برای ترویج آنها بوده اند . حتی در دفاع از فرزندان خود نیز لال مانده اند و غیرت را به فراموشی سپرده اند .ما چگونه باید هنوز شما را باور کنیم ؟ شما را که نان دین خورده اید و دین را به حال خود رها کرده اید .

تفاوت های ۲۲ بهمن ۵۷ و ۲۲ بهمن ۸۹/ حسین زمان

کسانی که برای ۲۵ بهمن درخواست راهپیمایی داده اند خود را از جنس ۲۲ بهمن ۸۹ نمیدانند خود را از جنس راهپیمایی های دولتی و از پیش برنامه ریزی شده نمیدانند بلکه بیشتر از جنس بهمن ۵۷ هستند و از همین رو روز دیگری را انتخاب کرده اند. قطعا انتخاب ۲۵ بهمن برای حمایت از مردم مصر تنها بهانه ای است برای اینکه گفته شود ما به تنفس در هوای آزاد می اندیشیم و از کلمه مقدس آزادی حمایت میکنیم .

حکم جعفر پناهی، هنرکشی و هنرستیزی

امروز سکوت جامعه هنری در مقابل این هنرکشی و هنر ستیزی بعنوان یک ننگ در تاریخ هنر این کشور ثبت خواهد شد. مطمئن باشید اگر امروز از جعفر پناهی دفاع نشود فردا و فرداهای دیگر بجای هنرنمایی بایستی مانند عروسک های خیمه شب بازی منتظر بمانیم تا نخ های دست و پایمان را بکشند و به حرکتمان در آورند. / پیام حکم زندان جعفر پناهی به دیگر هنرمندان این است: هنری که در اختیار حکومت نباشد، هنری که برای حکومت به نمایش در نیاید و هنری که تحت فرمان نباشد، محکوم به نابودی و اعدام است. در چنین شرایطی بهتر نیست جامه هنر از تن به در کنیم و ننگ و ذلت و خواری را برای خود نخریم؟

خون مظلوم به هدر نخواهد رفت

ای هموطن و ای هم‌رزم زمان جنگ! اینگونه مبارز خواستن و نفس کش طلبیدن رسم من و تو نبود. ما طی سالها نبرد و مبارزه با دشمن این مرز و بوم به تنها چیزی که فکر می‌کردیم، دفاع از این مردم و خدمت به ایشان بود برای رضای خدا. چه شده است که با محاسبات خودت سیزده میلیون از این مردم ناحق می‌گویند و مستحق مجازات‌اند؟ چرا ایشان را به هلاکت می‌خوانی؟ چرا از ریخته شدن خون ایشان بر زمین و خیابان‌ها هراسی نداری؟ آیا این شیوه انبیاء و اولیاء بوده است؟ آیا این روش و سیره پیامبر اسلام و امیر مؤمنان علیهم السلام بوده است ؟ آیا زمانی که پیامبر خدا مکه را فتح کرد و به قدرت رسید، با مخالفانش اینگونه عمل کرد و اینگونه نفس‌کش طلبید ؟ حرمت خون را نگاه دار و آن را بی‌ارزش تصور مکن. قبل از آنکه شمشیر از نیام بیرون کشی، به این مسئله خوب فکر کن که خون مظلوم به هدر نخواهد رفت.

غفلت و فراموشی، دو آفت پیش رو

من با نقد منصفانه ، به موقع و سنجیده دوستان و هم فکران مشکلی ندارم که بسیار هم لازم است، ولی این فرق می کند با اینکه ما جبهه مقابل را که تا بن دندان مجهز به تخریب کننده های گوناگون و ابزار پیشرفته سرکوب است فراموش کنیم و تمام انرژی را صرف نقادی همراهانمان نماییم . این اسمش غفلت و افراطی گری است .

چه کسی شهر را مرده می‌طلبد؟

این را می‌دانم که با ریخته شدن خون هر مظلومی، بذر شهامت و شجاعت و پایمردی در تمامی شهر پاشیده می‌شود. می‌دانم که با جوانه زدن این بذرها، دوباره سرسبزی و نشاط سراسر شهر را فرا خواهد گرفت. می‌دانم فریاد مظلوم تا عرش خدا بالا خواهد رفت و می‌دانم که آه مادران ستم‌کشیده جواب خواهد داد. می‌دانم که ناله‌های نیمه‌شب‌های اسیران دربند بی‌پاسخ نخواهد ماند، و می‌دانم چنین شهری تنها در ذهن چنین حاکمانی متصور می‌شود و در واقعیت آنچه تجلی خواهد یافت، حق است و نابودی باطل …

بسیج مدرسه عشق بود

بسیجی یک جوان نمونه بود . یک یار و یاور برای مردم . موجودی قابل احترام که همه او را دوست داشتند و بسیج برای ما عبادتگاه بود . شاید این جمله مهندس میر حسین موسوی زیباترین توصیف برای بسیج در آن زمان بود که بسیج مدرسه عشق است … ای کاش بسیج را به پای میز معامله نمی کشاندیم . ای کاش برایش قیمت نمیگذاشتیم . ای کاش از سازمان مردم جدایش نمیکردیم . ای کاش خواسته او را از بهشت به دانشگاه و کار و وام با بهره کم تقلیل نمیدادیم و ای کاش بسیج هنوز مدرسه عشق بود.