روایت حسین زمان از تونل باتوم نیروهای گارد ویژه شاهنشاهی
چکیده :نظیر چنین تونل هایی را البته اسرای جنگ در زندانهای بعثی تجربه کرده بودند. داستان مفصل است و قصدم بازگو کردن کامل آن نیست ولی وقتی متوجه شدم بعد از گذشت سی و شش سال از انقلابی که قرار بود جلوی این تونل ها را بگیرد، هنوز هم چنین تونل هایی برای سرکوب شکل میگیرد، گویی آوار بر سرم فرو ریخت....
حسین زمان هنرمند سبز و مردمی کشورمان در یادداشتی در صفحه فیس بوک خود با اشاره به یورش خونین ماموران به بند 350 زندان اوین از تجربه ی عبور خود از تونل باتوم می نویسد:
تجربه عبور از این تونل را دارم . سال 56 در دانشگاه صنعتی اصفهان. خوابگاه شماره ده ، اگر اشتباه نکنم از طبقه سوم تا جلوی محوطه خوابگاه تونلی بود از نیروهای گارد ویژه شاهنشاهی که از تهران اعزام شده بودند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی.
چهل و چهار نفر بودیم از دانشجویان مستقر در خوابگاه. در سرمای خشک بهمن ماه ما را لخت کردند ( فقط یک شورت به پا داشتیم ) و در تونل نیروهای گارد از طبقه سوم تا پایین ساختمان از دو طرف با باتوم به جانمان افتادند.
با همه قدرت میزدند به نحوی که به خاطر دارم یکی از دوستان دانشجو استخوان شکسته دستش بیرون زده بود. خود من به دلیل وارد شدن باتوم الکتریکی تا بیست و چهار ساعت توان راه رفتن نداشتم.
نظیر چنین تونل هایی را البته اسرای جنگ در زندانهای بعثی تجربه کرده بودند. داستان مفصل است و قصدم بازگو کردن کامل آن نیست ولی وقتی متوجه شدم بعد از گذشت سی و شش سال از انقلابی که قرار بود جلوی این تونل ها را بگیرد، هنوز هم چنین تونل هایی برای سرکوب شکل میگیرد، گویی آوار بر سرم فرو ریخت.
البته جای تعجب ندارد ولی گاهی اوقات تکرار برخی وقایع تلخ تاریخی برای کسانی که آن وقایع را بگونه ای تجربه کرده اند درد مضاعف است.













