سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اگر سال 57 فیس بوک داشتیم

چکیده :سالهای 56 و 57 اوج مخالفت ها بر علیه نظام شاهنشاهی شکل گرفت و نهایتا به پیروزی مردم در مقابل سلطنت پهلوی انجامید. در آن سالها نیز تمامی نشریات ، مطبوعات و رسانه ها در دست دولت بود و اخبار و گزارش ها کاملا کانالیزه و سانسور شده در اختیار مردم قرار میگرفت. نه فضای مجازی بود ، نه ایمیل و نه فیس بوک و توئیتر و گوگل پلاس و غیره و نه انواع تلویزیون های ماهواره ای . تلفن موبایل که جای خود دارد تلفن ثابت شهری هم در اختیار بعضی خانواده ها نبود و اگر درخواست میدادند بایستی بعضا سالها در انتظار واگذاری خط تلفن میماندند . خیلی جالب بود که در چنین شرایطی آن هم در فضایی که به شدت توسط ساواک کنترل میشد باز هم اطلاعات مردم به روز بود...


حسین زمان

سالهای 56 و 57 اوج مخالفت ها بر علیه نظام شاهنشاهی شکل گرفت و نهایتا به پیروزی مردم در مقابل سلطنت پهلوی انجامید. در آن سالها نیز تمامی نشریات ، مطبوعات و رسانه ها در دست دولت بود و اخبار و گزارش ها کاملا کانالیزه و سانسور شده در اختیار مردم قرار میگرفت. نه فضای مجازی بود ، نه ایمیل و نه فیس بوک و توئیتر و گوگل پلاس و غیره و نه انواع تلویزیون های ماهواره ای . تلفن موبایل که جای خود دارد تلفن ثابت شهری هم در اختیار بعضی خانواده ها نبود و اگر درخواست میدادند بایستی بعضا سالها در انتظار واگذاری خط تلفن میماندند . خیلی جالب بود که در چنین شرایطی آن هم در فضایی که به شدت توسط ساواک کنترل میشد باز هم اطلاعات مردم به روز بود .

خبر ها به سرعت نفر به نفر و دهان به دهان منتشر میشد . یادم می آید اطلاعیه ها و اعلامیه هایی که باید به دست مردم میرسید در بسیاری از مواقع با دست روی کاغذ نوشته میشد و یا در شرایط خاصی با دستگاه فتو استنسیل که در اختیار تعداد قلیلی بود تکثیر و شبانه در محلات و خیابان ها توزیع میگردید. به خاطر دارم سال پنجم دبیرستان بودم و پدر یکی از دوستانم مدیر مدرسه راهنمایی بود ، نوشته های دکتر شریعتی را روی کاغذ استنسیل مینوشتم و روز جمعه که مدرسه تعطیل بود مخفیانه به کمک دوستم وارد مدرسه پدرش میشدیم و با دستگاه چاپ مدرسه آن را تکثیر میکردیم و روزهای بعد به تدریج در سطح دبیرستان توزیع مینمودیم . احساس مسئولیت و روحیه انقلابی در مردم از یک طرف و فشار و اختناق و محدودیت های بیشمار باعث شده بود که با وجود فقدان سیستم های ارتباطی و سانسور شدید رسانه ای هر یک از آحاد مردم مانند یک رله مخابراتی عمل کنند و با سرعتی باور نکردنی اخبار وقایع از تبریز به تهران ، از تهران به اصفهان و از اصفهان به مشهد ارسال میشد.

داشتم تصور میکردم اگر سالهای 56 و 57 امکانات اینترنتی امروز در اختیار مردم قرار میگرفت چه اتفاقی می افتاد . آیا به کمک مردم می آمد و به وحدت کلمه کمک میکرد ؟ آیا امکان داشت که هر عضو شبکه مجازی و بعبارتی هر user تبدیل به یک رهبر اپوزسیون شود و برای خود شعار بدهد و راه حل ارائه کند ، صفحه فیس بوکش را همچون منبری مفت و مجانی تصور کند که میتواند بر بالای آن نشسته صغیر و کبیر را تکفیر کند و بر همه بزرگان و روشنفکران و اندیشمندان چه مرده و چه در قید حیات لعن و نفرین بفرستد ؟ آیا ممکن بود برخی خارج نشین هایی که خوشی زیر دلشان زده هر دقیقه یک استراتژی تبیین کنند و از طریق فضای مجازی و تلویزیون های ماهواره ای نسخه پیچیده شده ای را برای دردمندان داخل ایران تجویز نمایند ؟ آیا ممکن بود آن روز هم مثل امروز هر تفکر موجود خود به شعب خاص با روشهای متفاوت تبدیل گردد، تا یک من ، منیت خود را ثابت کند ؟ آیا ممکن بود مردم سرگرم چت کردن و گپ و گفتگوی مجازی شوند و از واقعیت ها دور بمانند و در نتیجه واقعه بهمن پنجاه و هفتی اتفاق نیفتد ؟ آیا ممکن بود فضای مجازی تبدیل شود به صحنه محاکمه راست ها توسط چپ ها و محاکمه چپ ها ها توسط راست ها و انشقاق و پراکندگی در جبهه مردمی بوجود آید؟ آیا ممکن بود راهپیمایی ها و اعتراضات خیابانی تبدیل شود به کمپین های مجازی و هر کس با امضای بیانیه های چند کمپین شب را آسوده از انجام چند حرکت انقلابی سر بر بالش بگذارد ؟ آیا ممکن بود برآوردهای نادرست حاصل از اطلاعات غیر واقع در فضای مجازی ، انقلاب سال 57 را با شکست مواجه نماید ؟ اینها برخی از سؤالاتی است که در ذهن من شکل گرفته و خواستم با شما در میان بگذارم . شاید پاسخ های خوبی برایشان وجود داشته باشد .


20 پاسخ به “اگر سال 57 فیس بوک داشتیم”

  1. سعید گفت:

    واقعا هم همینه . شما فکر میکنین ما چند تا سایت های خبری درست و حسابی داریم دربرابر این دریای سایت های عبث ? به خدا اینترنت هم مثل جامعه و حتی بدتر به انواع فساد (فساد اخلاقی , خبری, سیاسی , دولتی یا …) دچار شده . نمیدونم اینهمه لجن زار توی این فضای مجازی کار بیگانگان هستش یا همین نظام جمهوری اسلامی . نمیدونم ولی شاید برنامه شون اینه که سر جوانان مملکت به این مسخره بازی ها گرم گرم بشه که دیگه فکر سرک کشیدن به سیاست به کله شون هم نزنه …
    تأسف باره به خدا !

  2. ناشناس گفت:

    اگر اینترنت در آن زمان بود هیچوقت انقلاب صورت نمیگرفت
    چون اینترنت حکم سوپاپ رو داره که خشم مردم رو کم کم ، کم میکند و از انفجار جلوگیری میکند

  3. ناشناس گفت:

    تاثیر منفی اینترنت بیشتر از نکات مثبت است چون همه را تنبل و خانه نشین کرده

  4. بی مخ گفت:

    احتمالا انقلاب اتفاق نمی افتاد و امروز چنین دچار بدبختی و فلاکت نم شدیم.

  5. iranabadec گفت:

    سعی کردم از کنار این اظهار نظر بی تفاوت بگذرم. ولی با توجه به نویسنده مطلب از بدآموزی احتمالی نوشته نگران شدم. هر چند آقای زمان سئوال مطرح کرده اند و حکم قطعی نداده اند.
    1- اینکه انتشار اخبار سینه به سینه در سال 57 بدون اشاره به نقش BBC قدری بی انصافی است.
    2- نمی شود سال 57 که همه “آدم و عالم” در مورد سقوط شاه “تصمیم کرفته بودند!(عاقل داند چه مورد نظر است) را با سال 90 – 91 مقایسه کرد از سال “مثلاً 1342 تا 1357 به قدر کافی موارد مقایسه دیگر هم می توان پیدا کرد.
    3- انتظار عمل سیاسی مشابه سال 57 از مردم ایران قدری بی انصافی است. تجربه انقلاب هم چندان امیدوار کننده نبوده که مردم حاضر باشند برای انتقال قدرت از دستی به دست دیگر خون جوانان خود را هدیه دهند. بعلاوه ابزار های شناخته شده تری مثل “انتخابات” در دنیای امروز بیشتر کاربرد دارد. اگر در ایران امروز از چریک خبری نیست این نکته عینا برای آمریکای لانین هم صادق است و “چه گوار” های امروز با فیس بوک می آیند.
    4- مسئولیت نخبگان مثل آقای حسین زمان در این شرایط بیشتر است. این گفتم که اشاره بر ایشان کافی است.
    5- پیشنهاد می شود نوشته ای که در آن اصرار دارد که حتی یک موی یک جوان ایرانی هم نباید مورد ستم قرار گیرد در یادداشتی تحت عنوان ” درد نامه به آقای خاتمی…” به آدرس http://iranabadec.blogspot.com/2012/05/blog-post_20.html را مورد توجه قرار دهیم.
    یا حق

  6. ناشناس گفت:

    اونوقت مردم با آگاهي بيشتر قدم بر مي داشتن و نتيجه انقلاب اين نمي شد!! البته بعيد مي دونم اگه انقلاب مي شد!

  7. ناشناس گفت:

    بی عملی و نداشتن احساس مسئولیت و نداشتن اخلاق اجتماعی و عافیت طلبی خود رو به گردن اینترنت نیندازیم.اینترنت همه جای دنیا هست خیلی هم وسیعتر و راحتتر استفاده میشه و هرکس باهاش به نوعی ارتباط برقرار می کنه اما در هیچ جا باعث ظلم پذیری و بی عملی و ایجاد ترس و سر فروبردن در لاک ترس و وحشت نشده این چیزهاست که باعث بدبختی مردم ماست نه اینترنت اما ما متاسفانه عادت کردیم همیشه دنبال مقصری جز خودمون بگردبم.در ضمن بحث سال 57 فرق می کرد مردم یک جورهایی جوگیر شده بودن و کسی با آگاهی و تعقل و آینده نگری برخورد نمی کرد که اگر می کرد وضع ما الان این نبود.

  8. محسن گفت:

    در خیابانهای شهر و رو در روی سربازان گارد و ساواک و چماقداران رژیم پهلوی ایستادن یعنی شهامت داشتن ، یعنی از زندگی دست شستن و جان بر سر آرمان و عقیده گذاشتن که آنروزها مردم ما در مبارزه با پهلوی این غیرت و مردانگی و حمیت را داشتند و ایستادند و به آنچه خواستند سوای از انحراف بعد رسیدند . اما در یک فضای امن در خانه و دفتر و شرکت بدور از هر تهدید و سرباز و نیروی امنیتی نشستن و با چرخاندن موس و زدن چند کلید فقط در رویای مبارزه هستیم و این یعنی عین خواست رژیم و لی وقیح آن .

  9. morteza ali گفت:

    دوستان درسته که امروز اینترنت و شبکه های اجتماعی واسطه تعامل بین مردم شده اما نباید تقصیر کم تحرکی مردم را به گردن اینترنت انداخت. ما باید به دنبال ریشه های واقعی عدم همبستگی بین ملت باشیم و آن را واکاوی کنیم کما اینکه بهار عربی خودرا مدیون همین همبستگی میداند که از طریق شبکه های اجتماعی شکل گرفت و جوامع ایشان را کاملا دگرگون کرد. اما مهمتر از همه اینها باور یک ملت است بعنوان مثال مردم مصر یا تونس، ستمگر بودن رژیم خود را باور کردند و در راه آزادی جان و مال خود را هم فدا کردند اما مشکل ما اینست که مردم ایران هنوز به باور عینی نرسیده اند…. واقعا سوالها اینست مردم دیگر منتظر چه معجزه ای هستند؟ آیا 34 سال صبر و بزرگواری کافی نبوده ؟ چندین سال دیگر باید صبر کنیم؟ چند نسل دیگر باید خاکستر شود؟ تا چند سال دیگر باید شاهد به گروگان گرفتن شریعت علی (ع) باشیم ؟ مشکل ما اینست که هنوز پاسخی برای این سوالها نیافته ایم؟

  10. علی گفت:

    زیبا بود دوست من ولی شما را ارجاع میدهم به سخنانی که رفسنجانی در حدود دو سه ماه قبل درباره فیسبوک گفته …. تو گوگل سرچ کنید پیدا خواهید کرد.

  11. حسین زمان گفت:

    دوستان عزیز هدف من از این مطلب و طرح سؤالات صرفا بیان دل نگرانی های من و امثال من است از اینکه غرق شدن در دنیای مجازی ما را از دنیای واقعی دور نکند . هیچ کس نمیتواند منکر این واقعیت شود که شبکه های مجازی کمک بسیار زیادی به اطلاع رسانی کرده اند و من هم ایرادی به این شبکه ها وارد نکرده ام بلکه اگر هم ایرادی بتوانیم وارد کنیم به خودمان است که با تکیه بیش از اندازه به فضای مجازی ممکن است از تحلیل های درست و دقیق دور مانده باشیم . اینترنت و شبکه های مجازی برای کسب اطلاعات و اخبار لازم اند ولی برای شناخت و تحلیل درست کافی نیستند . از همه مهم تر نباید حضور در فضای مجازی ما را به یک رضایت کاذب از عملکردمان برساند . حضور فعال در صحنه های سیاسی و اجتماعی زمانی مفهوم پیدا میکند که از مرحله حرف و شعار آن هم در فضایی که همه به آن دسترسی ندارند خارج شود. باید بدانیم که همه چیز با کلیک کردن حل نمیشود .

  12. یارمیر حسین گفت:

    انقلاب با آگاهی بیشتری انجام میگرفت .اما فراموش نکنید مردمان 57, مبارزتر وشاه, انسان تر بود.

  13. فرهاد گفت:

    متاسفم آقای حسین زمان!!!
    شمایی که از صفحه ی فیس بوک با تمسخر به عنوان منبر مفت و مجانی یاد می کنی باید این حق رو برای یک فرد قایل باشی که اون فضا متعلق به اوست و هرچه بخواهد می تواند بنویسد و به احدی هم مربوط نیست. شما مخالف استبدادی؟؟؟؟
    شما به چه حقی به خارج نشینان توهین می کنی و به آنها میگی خوشی زیر دلشان زده!!! آنها هم ایرانی اند و دغدغه ی ایران رو دارند. شما به چه حقی حق آنها را در مساله ی ایران نادیده می گیری؟؟؟ شما مخالف استبدادی؟
    شما از دلایل وقوع انقلاب رویارویی مردم با واقعیت را ذکر می کنی؟ که اگه نبود انقلابی هم نبود؟ اتفاقا برعکسه قربان!!! شرایط اقتصادی صنعتی اون زمان ایران رو یه نظری بنداز منتها نه با تعصبی که الان داری!
    شما از براوردهای نادرست از اطلاعات غیر واقع سخن می گی؟؟ براوردهای نادرست مردم دیگه نه تیر چراغ برق!!! شما اصلا کی هستی که به شعور مردم شک کنی و دغدغه ی براورد نادرست داشته باشی؟ شما الفبای آزادی و جمهوریت را هم نمی دونی!

    امیدوارم این سایت نظر منو چاپ کنه که البته اگر چاپ نکنه با طمطراق بیشتری در روزهای آینده در سایت های پربازدیدتر هم جوابیه ای برای شما هم سایت کلمه برای سانسورهای زیادش خواهم نوشت.

  14. loghman گفت:

    با morteza aliموافقم مگر مردم مصر و تونس از فیس بوک و توئیتر در جهت پیش برد انقلاب و هماهنگی تظاهرات استفاده نکرده اند؟درست است که اینترنت و شبکه های اجتماعی می توانند مردم را تنبل بار بیاورند ولی این مردم هستند که می توانند از تکنولوژی روز به عنوان فرصتی جدید استفاده کنند فکر می کنم توقف تظاهرات جنبش سبز را نتوان به آین راحتی و سادگی علت یابی کرد

  15. مجتبی گفت:

    فرق سال 57 با الآن این است : در قبل از پیروزی انقلاب 57 در میان مردم هیچ گفتگویی در رابطه با انقلاب میان مردم نبود و تقریباً بدنه جنبش و انقلاب بیشتر با شعارهای احساسی و حماسی به خیابان کشیده می شدند تا روی تفکر , اما الآن در پایین و زیر پوست جامعه برای فردای بعد از امروز دارد گفتگو صورت می گیرد ، مطمئنناً یکی از دلایلی که ایران مانند سوریه یا مصر نیست علتش این است که میخواد حساب شده واز روی تعقل پا در راهی بگذارد که اجتماع بیشتری به آگاهی برسه ، قبلاً می گفتند که انقلاب قبل از خودآگاهی مردم ” سم ” و ” فاجعه ” است ، امروز فهمیدیم که خود انقلاب هم بذر خشونت می کارد و عواقب آنرا داریم می بینیم !

  16. حیدر مصلحی گفت:

    آقای زمان مگر همین شبکه مجازی نبود که آن نتایج درخشان را برای مبارزه ما در سال 88 پیش آورد؟ اگر از اینترنت درست استفاده کنیم بهترین وسیله می شود برای مبارزه با ظلم و دیکتاتوری این رژیم. همین مطلب شما را من در نشریه مجازی خواندم. البته که شبکه مجازی برد وسیعی دارد. ازهمه اینها گذشته برادر شوخی که نیست. اینها برای روی کار ماندن حاضرند دست به کشتار عمومی بزنند. مگر اسد را در سوریه نمی بینید که پس از کشتن هفده هزار نفر هنوز عربده می کشد و نفس کش می خواهد؟ ماهم در طول این سه سال مگر کم کشته دادیم و کم زندان رفتیم و کم شکنجه شدیم. دست کم از طریق شبکه های مجازی می توانیم فریاد خود را به مجامع بین المللی برسانیم وآنها را خبر دار کنیم که بر ما و زندانیان ما چه میرود. شما تصور می کنید اینها همیجوری و برای کسب رضایت زندانی ها آنها را آزاد می کنند و به مرخصی می فرستند؟ از انعکس بین المللی وحشت دارند. و نمی خواهند بیش از این که هستند رسوا بشوند. به هرحال نمی توان منکر تاثیر مثبت اینترنت و شبکه مجازی شد. به همین جهت من میگویم اگر ما در زمان انقلاب اینترنت داشتیم همان انقلاب هم که خیلی زود به نتیجه رسید و با حداقل ضایعات، شاید حتی زودتر از آن نیز به نتیجه می رسید. می خواهم بنویسم که شاید هم ما راآگاه می کرد و هرگز اینگونه به دام نمی افتادیم اما واقعیت اینست که ما سحر شده بودیم و عقل را فدای احساسات کرده بودیم. به حرفهایی که میزدیم و حرکاتی که کردیم دقت بکنید، به همین جهت شاید اینترنت امروزی اگر بود انقلاب زودتر به بار می نشست.

  17. حسین زمان گفت:

    دوستان عزیز من این مطلب بر گرفته از دل نگرانی های من بوده که در صفحه فیس بوکم برای دوستان عضو آن صفحه گذاشته ام و عزیزانی که در سایت کلمه هستند علاقه داشته اند آن را در این سایت قرار دهند . نه بیانیه سیاسی بوده و نه تئوری انقلابی و نه چیزهایی از این قبیل . من تنها خواسته ام بگویم که نگران روزی هستم که ما از دسترسی به شبکه های مجازی و تلویزیون های ماهواره ای که حد اقل رسانه های در اختیار ماست محروم شویم آنوقت چکار خواهیم کرد و آیا برای چنین روزهایی آماده گی داریم یا نه ؟ اینکه بعضی ها آشفته شده اند که چرا چنین نگرانی اصولا وجود دارد نمی فهمم . کدام عقل سلیمی با تاثیر گذاری شبکه های مجازی و نقش آنها در اطلاع رسانی مخالف است . اگر هوشیار بودن و آماده گی برای شرایط سخت داشتن کار بدی است خوب نکنیم این کار را .

  18. حسین زمان گفت:

    همانگونه که قبلا هم توضیح دادم هدف من از طرح این سؤالات و نه بیانیه سیاسی و یا تز و تئوری انقلابی که بعضا با آنها اشتباه گرفته اند بیان ترس و نگرانی بود از فقدان حد اقل شبکه های اجتماعی موجود که بسیار محتمل است و نیز نگرانی از اینکه تصمیماتمان متکی شود به اطلاعاتی که تنها در فضای مجازی کسب میکنیم . اگر این نگرانی گناه است و جرم و این احتمال بطور کلی مردود است واقعا میبخشید .
    آقا فرهاد عزیز من کسی نیستم جز یک ایرانی معمولی ساکن در ایران ولی به نظر می رسد شما شخص مهمی هستید که خوشا به سعادتتان. با آن تهدیداتی که من و سایت کلمه را نموده اید اینگونه به نظر می رسد که از توان بالایی برخوردارید . شما میفرمایید فیس بوک هر کسی مال خودش است و دلش هر چه میخواهد میتواند بگوید ولی طرح چند تا سؤال از روی دلسوزی و نگرانی من را در همان صفحه فیس بوکم تاب نمی آورید ؟ به من میگویید به چه حقی چنین حرفی یا چنان حرفی میزنم ؟ البته به خود این اجازه را هم میدهید که ذیل مطلب من نسبت دروغ هم به من بدهید . من کجا گفته ام خارج نشین ها خوشی زیر دلشان زده است ؟ تنها اشاره من به بعضی از آنهاست که مرتب بدون در نظر گرفتن شرایط مردم گزافه گویی میکنند و آدرس غلط میدهند . بر این باور هستم و روی آن تاکید هم میکنم در عین حالی که بسیارند ایرانیان غیوری که در خارج از ایران مشکلات مردم را خوب حس میکنند و همدلی دارند . من به شعور مردم شک ندارم به بسیاری از افراد مکار و حیله گری شک دارم که در همین فضای محدودی که در اختیار مردم است به حیله گری مشغولند و با کلک و نیرنگ در صدد بهم ریختن انسجام مردم و وحدت کلمه ایشان میباشند که طی ماه های اخیر بویژه شاهد این حرکت ها بوده ایم . در همین نظراتی که بعضا گذاشته میشود جای پای این حیله گری ها به چشم میخورد . همه حرف من هوشیاری است و تلاش برای یافتن واقعیت ها که در این فضای محدود و مخدوش دقت بیشتری را میطلبد.
    دوست دیگری عدم اشاره من به نقش بی بی سی در خبر رسانی سال 57 را بی انصافی دانسته و از مصادیق بد آموزی . اگر هم بی بی سی در آن زمان فعال بوده من حد اقل به عنوان یک دانشجوی فعال سیاسی در دهه پنجاه حتی پنج دقیقه هم به رادیو بی بی سی در آن زمان گوش نکرده بودم و اصولا مردم متکی به اخبار رادیوهای خارجی نبودند . شاید من به رادیو زیاد گوش نمیکردم .
    شمایی که اصرار دارید تا اینگونه نمایان سازید که نگرانی من از وابستگی به شبکه های مجازی به مفهوم اعتقاد به هرج و مرج و خونریزی خیابانی و از این قبیل حرکات است نیز سخت در اشتباهید همه کسانی که من را میشناسند و با عقاید من آشنا هستند میدانند بیش از هر چیز در شرایط فعلی به آگاه شدن و آگاه کردن و جلوگیری از حیله ها نیرنگ های کسانی است که خود را مدافع مردم و دلسوز مردم نشان میدهند ولی بیش از هر کس دیگر از آزادی مردم در هراسند ، معنقدم.

  19. حیدر مصلحی گفت:

    حال که این وسیله مجانی و نسبتا سهل و آسان در اختیارمان است نهایت استفاده را از آن می کنیم. میدانید که همین اینترنت و شبکه مجازی غولی شده است که وحشت به جان حاکمیت انداخته و هر روز برای مبارزه با آن ساز جدیدی کوک می کند که هک کردن، پایئن آوردن سرعت اینترنت، ایجاد اینترنت ملی(کدام ملی اینها که اصلا منکر ملت و ملیت هستند وحتی تاریخ پیش از اسلام ما را هم قبول ندارند وفکر می کنند بشریت و تمدن آن از زمان اسلام به وجود آمده است!!!!). پس تا زمانی که می توانیم با همین وسیله نسبتا راحت خواب را برآنان حرام می کنیم. مشروط برآنکه اگر گفتند همه بیرون بیاییم و راه پیمانی کنیم به بهانه دریافت خبر پای کامپیوتر ننشینیم و وظیفه اصلی را که راه پیمایی است انجام دهیم. وقتی هم که این وسیله را از دست ما گرفتند. اولا غصه نخورید ازهمین حالا کارشناسان دارند راههایی را جستجو می کنند که دست این دیکتاتور ها را از آزار رساندن به شبکه مجازی کوتاه کنند، اگر هم نشد، باز برمیگردیم به وسایل پیشین مگر نسلی که در زمان شاه مبارزه می کردند یا در زمان مشروطیت با دیکتاتوری درافتاده بودند از شب نامه ها و وسایل دیگر بهره نمی بردند. اما هیچکس به فریاد من که بارها پیشنهاد کرده ام با خانه نشینی اعتراض خود را نشان دهیم توجه نمی کند. مخصوصا جبنش سبزی ها. حال که با بیرون رفتن دربرابر ما لشکر آلمان را تجهیر می کنند بسیار خوب یک روز همگی در خانه ها می نشینم و لازم هم نیست روز کاریباشد یک روزجمعه را به نام جمعه سیاه، جمعه همبستگی، جمعه مبارزه همه در خانه ها بنشینم و شهرها و خیابانها را مثل گورستان مرده ها در اختیار حاکمیت غیرمردمی قرار دهیم آیا این انعکاس بین المللی پیدا نخواهد کرد؟ خطر جانی و دستیگری هم ندارد. جمعه است و به کوری چشم دشمن در خانه نشسته ام و توهم که دولت باشی هیچ غلطی نمی توانی بکنی درست مثل آمریکا!!
    آقای زمان این از اجر کار شما نمی کاهد و علت اینکه کلمه مطلب شما را بازنشر داده است حتما جالب توجه بودن آن بوده است.

  20. ساغر گفت:

    ممنون آقای زمان، شما واقعا متواضعید