شگفتزدگی که در اثر مشاهده حجم بسیار زیاد خشونت در طول یک بازه زمانی کوتاه، برای اغلب ما پیش آمده است، به مقدار زیادی اندیشیدن به آینده و نظم دادن به ذهن را دشوار ساخته است. اما همه بهخوبی میدانیم بدون تصوری روشن از وضعیتی که در آن قرار گرفتهایم و درسگیری از وقایعی که پیش آمد، نمیتوانیم راهی برای خروج از بنبستها و غلبه بر بحرانها بیابیم.
» 2019 » دسامبر
مرحبا ای بازگوی رازها (برای پروانه)
فعالان فضای سیاسی که همیشه اوقات لباس روشنفکری به تن دارند! چگونه می توانند نسخه هایی بپیچند که در آن مردم غایب است و اساساً همان می شود که بخشی از حاکمیت می گوید که مردم صلاح خود را بخوبی تشخیص نمی دهند.!
ایران در یک دهه، سه دوره اعتراضات پردامنه را تجربه کرده است. خردادماه ۸۸، دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸. وجه مشترک این سه اعتراض «افقی» بودنِ آن است. یعنی مردم بدون دستور و دعوتِ کسی از بالا، با تفاهم و همدردی مشترک برای مطالباتشان به خیابان آمدند. حتی در خردادماه ۸۸ هم اگرچه موسوی و کروبی محور اعتراضات دانسته میشوند اما هر دو در همراهی با مردم به آنها پیوستهاند و برای بیرون آمدن مردم از آنها دعوت نکردهاند. میرحسین موسوی در ابتدای بیانیه هفدهم تصریح کرده است که «علیرغم درخواستهای فراوان»، او و همراهانش اطلاعیه دعوت صادر نکردهاند.
هر نوع مدیریتی با کوچکترین فاصله یا تفاوت نسبت به سیاست های رهبری قابل اجرا و تداوم نیست درنتیجه انتخاب ها نیز باید به مرور به سمت تقلید از سلیقه و فکر و منویات رهبری هدایت شود و ملت باید به زور متقاعد شوند که انتخاب رهبری در کشور انتخاب اصلح و اصلی است و انتخاب ملت در صورت زاویه داشتن با خواست رهبری بلوکه و بی اثر خواهد شد.
علی مطهری در نطق میان دستور: مجمع تشخیص مصلحت، شورای نگهبان دوم شده است
حوادث تلخ آبان ماه نشان داد که سران قوا نبض جامعه را در دست ندارند. نباید مسائل را فقط گردن منافقین و سلطنت طلبان بیاندازیم، آنها وسط داستان وارد شدند و سوءاستفاده کردند.
آذر منصوری، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران، درباره مختصات اعتراضات اخیر توضیح داد: در یک بیان کلی هر اعتراضی در بستری از نگرانی، بیاعتمادی و حس ناامنی نسبت به آینده شکل میگیرد و علیالقاعده وقتی که سطح و گستره اعتراض جغرافیای وسیعتری را در بر میگیرد به منزله نشان، نماد و علامتی است […]
روزنامه جمهوری اسلامی: امیدی به مجلس یازدهم نیست و آن مجلس نیز در حسرت مدرس خواهد بود
در میان کسانی هم که ثبتنام کردهاند، افراد پرمدعا و پرسروصدا فراوان دیده میشوند اما هیچیک از آنها اهل هزینه کردن آبروی خود برای احقاق حقوق مردم و قرار دادن قطار قانونگزاری کشور بر روی ریل واقعی آنگونه که قانون اساسی خواسته، نیستند. عدهای تشنه قدرتند، عدهای دنبال شهرتند و عدهای هم فهمیدهاند نمایندگی مجلس، پلکان ترقی خوبی است و میشود از طریق بالا رفتن از آن به مناصب بالاتر رسید و زندگی کرد.
هر چه زودتر آمار قربانیان، مصدومین و بازداشت شدگان را که بسیاری از آنان در شرایط خطرناکی نگهداری میشوند اعلام کند. اجساد باقیمانده قربانیان تحویل خانوادهها شده و اجازه سوگواری آبرومندانه به خانوادهها داده شود. دست از تهدید خانوادههای قربانیان و بازداشت شدهها برداشته، آزادی اعتراضات و تجمعات را تضمین نماید.
حتّی یک نفر از جانباختگان در حریم ورودی پادگانها در شیراز و صدرا نبودهاند؛ چه راهکاری برای پیشگیری از کشته شدن مردم داشتید؟ و کدام اقدامات پیشگیرانه را ابتدا اجرا کردید و سپس روی مردم آتش گشودید؟ بهرام پارسایی در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی در تذکر شفاهی خود خطاب به رئیسجمهور با تبریک […]
مراسم روز دانشجو امسال طیفهای سیاسی مختلفی را سرخورده و خشمگین کرد
مراسم روز دانشجو امسال طیفهای سیاسی مختلفی را سرخورده و خشمگین کرد
هشت اصلاح در حضور انتخاباتی اصلاحطلبان
پیشفرض اشتباهی که بعضی منتقدان مشارکت در انتخابات دارند این است که اصلاحطلبان برای استفاده از ظرفیت انتخابات و مجلس هر آنچه میتوانستند در دورههای پیش به میدان آوردند و نتیجه نگرفتند و باید در اصل مشارکت در انتخابات تجدید نظر کنند. این منتقدان هم به توفیق همین فراکسیون امید در هدف پیشگیری از شکلگیری مجلس تندرو (هدف اصلیای که در سال ۹۴ اعلام شد) توجه ندارند و هم به اینکه بخش قابل توجهی از کمدستاورد بودن اصلاحطلبان در مجلس ناشی از ضعفهای خودشان و قابل رفع است.
امید اصلاح امور از سیاستورزی عافیتاندیش صندوقمحور در ساختار سیاسی ایران توهمی بیش نیست. به مراتب بدتر از آنچه که در سه دوره انتخابات اخیر مردم را از آن میترساندند در زمان دولت روحانی و مجلس دهم بر سر مردم آمد و هنوز عدهای شرم نمیکنند که بگویند اگر فلانی آمده بود چنین و چنان شده بود.
ثبت نام، انتخابات و دوباره آزمون مردم سالاری
حصر یک مصیبت است؛ یک تاریخ سیاه؛ چشم به راه آزادی و حضور میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد که آزاد بودن در میان خلق سهم انسانی است که به پای مردم ایستاده است؛
انقلاب مشروطه هم رهبر واحدی نداشت
آقای موسوی در این پیام اخیرش، میگوید حکومتی که به نام دین سر کار آمده است، مثل حکومت قبلی که غیردینی بود، دست به کشتار مردم زده است. و در پایان پیامش گفته است که نظام به عواقب کشتار میدان ژاله توجه کند و افراد نمیتوانند با صدا کلفت کردن و فرافکنی، این زخم عمیق را التیام ببخشند. یعنی از قضا حکومت را هشدار داده و گفته است اگر این مسیر را تغییر ندهید، انقلاب هم خواهد شد.
شما عوض شدید! مهندس موسوی بر روش خود استوار مانده
برانداز و انقلابی خواندنِ موسوی، خصوصاً از سوی برخی شبهاصلاحطلبان، محصول چشم بستن بر انسدادی است که کلیت ساختار سیاسی را فرا گرفته و «ساختار» را به آلت فعل «شخص» فروکاسته است. والا مگر میتوان هر روز یک شورا و نهاد غیرقانونی ایجاد کرد و بدان طریق روالهای قانونی موجود را دور زد و به حاشیه فرستاد، اما هنوز مدعی وجود «ساختار» بود؟ مگر میتوان در برابر بلعیده شدنِ ریز و درشتِ ابزار و ادواتِ ضروری جمهوریت ساکت یا منفعل بود، و در عین حال صندوق رای را دارای موضوعیت دانست؟
در جامعه دمکراتیک افراد با شرکت در انتخابات ارکان حکومت را تعیین می کنند اما از آنجا که هر آن امکان تخلف و عهدشکنی و ترجیح منافع شخصی حاکمان بر منافع عمومی وجود دارد ملت نیاز دارد تا در طول دوره نمایندگی بر حاکمان خویش نظارت داشته باشد.
اندر حکایت اصلاحطلبی و کاسبکاری
یادمان باشد که این درخت تنومند با خون دلهای مردم آبیاری شده است و ضربات بیرحم تبرهای حاکمیت درسال سیاه ۸۸ با اتحاد ما از پس آن برنیامد. سفارش ما به دوستان این است که با درک درست شرایط کنار یکدیگر بمانیم. دوستانی که تا دیروز و شاید هم امروز دغدغه مشترک داشته و داریم.
بربسیاری از ناظران آشکار است که مشکلات سیاستخارجی جمهوری اسلامی هم بزرگ و پیچیده، و هم ریشه بسیاری از دیگرمشکلات کشور است. حکومت بربنیانی شبهایدئولوژیک که رنگ تندفرقهگرایی مذهبی به آن پاشیده، یک سیاست خارجی بسیار مخرب را طی سالها به اسباب فلاکت کشور تبدیل کرده است .
چرا به این صلح نیاز است؟ پاسخ سادهاش این است که زیرا محتوای روابط حکومت با جامعه در حال خروج از فاز تعامل مسالمتآمیز و کشمکش مدبرانه و ورود به فازی با محتوای رویارویی خشونت بار و خالی از تحمل و گسست نهایی است. این مرحله خطرسازی است. نقل است از معاویه که میان من و جماعت ریسمانی است که وقتی من میکشم آنها نرمش میکنند و رها میسازند و وقتی آنها میکشند من اندکی رها میکنم.
پروانه نماینده همیشه سلحشور مردم
غرش شیرزن مجلس دهم و در دقایق محدود هر نطق پیش از دستورش و بی عنایت به مصلحت چون تیری، کرکس ها را نشانه می گرفت. آنان که همواره بر فراز این آب و خاک و در جستجوی لاشه ای برای حیات خود، خرج از زندگانی جدا کرده اند. فریاد پروانه گرچه بر گروهی خفتگان مجلس بی انسش کمتر افاقه کرد اما برای مردمی در آنسوی دیوارهای قطور، از طلوع دیگر بار خورشید از ستیغ دماوند خبر می داد.
در بودجه ۹۹ چه میگذرد؟ سیاههی آرزوها
سقف بودجه سال آینده ۴۸۴ هزار میلیارد تومان است. این عدد در لایحه بودجه سال جاری ۴۰۷ هزار میلیارد تومان بود. البته در تابستان امسال و پس از تشدید تحریمها علیه ایران، در جلسه سران قوا تصمیم گرفته شد که سقف بودجه به ۳۸۶ هزار میلیارد تومان کاهش یابد.
آیتالله بیات زنجانی :مرجعیتی که از نظر مالی از قدرت ارتزاق کند و وابسته به قدرت باشد مرجع نیست
وقتی من از تهران به قم برگشتم ،آقایی آمد پیش من و گفت برای چه به قم برگشتی؟ گفتم برای سه چیز آمدم. برای استقلال مرجعیت؛ استقلال حوزه و اینکه هویت حوزه را به اندازه توان خودم احیا کنم. گفت یعنی چی؟ گفتم که معتقدم مرجعیت باید از نظر مالی باید مستقل باشد، از نظر […]
ما چگونه میتوانیم خود را پاره ای جدا از رنج جامعهمان بیانگاریم و در نظر نیاوریم هر روز بیش از دیروز بدل به کالاهایی ارزان میشویم که باید مقتضیات زیست خود را به قیمت جانمان طلب کنیم: همانگونه که برای تحصیل خود در دانشگاه متقبل هزینه های فراوان و متعدد میشویم، مسکن را به بهای حاصل یک عمر نیز تصور نمیکنیم و خرج بهداشت و درمانمان را به قیمت حقوق چند ماه خود میپردازیم!
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای حسن روحانی باسلام احتراماً به استحضار می رسد که بی گمان جنابعالی بهتر و دقیق تر از هر شخص دیگر به جزییات وقایع تلخ، تأسف بار و نگران کننده ای که در آبان ماه گذشته در کشور رخ داد واقفید و یقیناً از شدت، عمق و گستره کم […]
به بهانه سالمرگ احسان نراقی عزیز؛ “روشنفکر وابسته، نراقی ساواکی اعدام باید گردد. “
نراقی مخالفین رنگارنگ و عجیب و غریب داشت. چپ، راست، لیبرال، ملی، مذهبی و مهمتر از همه فیلسوف فاشیستی چون “احمد فردید” که بینهایت بی ادب بود و مزور و زورگو. فردید در سال های گذشته به واسطه نراقی در تلوزیون قطبی بحث فلسفه می کرد و نان درمی آورد. حالا خواستار اعدام نراقی و نراقی ها بود.
بی تدبیری، استبداد و درازدستی سپاهیان و گستاخی هتاکان راه فریادِ بر این مظلومان را بسته است و هر روز مُلک و حکومت به تنگنایِ تلخ و تجربه ی بدونِ درس می افتد و مردمان پریشان و حکومت گران بیخبر از درد آنان حتی طاقتِ شنیدن دردها، رنجها و مصائب آنان را ندارند و پاسخِ آنان را با آتش و گلوله میدهند.
تجربهای بسیار مهم برای رهبران؛ پدیده آبان ماه، اصلاح قانون اساسی
در مراکش، به محض اینکه حکومت دید در روز بیست فوریه سال ۲۰۱۱ مردم تظاهرات کرده اند، با تدبیر و درایت و سرعت بر موج تظاهرات نشست و خواسته مردم را به رسمیت شناخت. به تعبیری، در حقیقت انقلاب را با تور اصلاح قانون اساسی شکار کرد!
اگر باز بپرسند، «آزادی چیست؟» چه میتوان گفت؟ انسان بطورغریزی پاسخ «آزادی چیست؟» را می داند : آزادی رهایی از اسارت است، رهایی از هر قید و بندی است. کسی که از هر قید و بندی رهاست، باید بتواند هرانچه را که اراده کند و قادر به آن است، انجام بدهد؛ و به انجام آنچه که خود اراده نکرده است، مجبور نباشد.
میلاد اصلاحطلبی در میدان انتخابات
آن زمان کی فرا می رسد که از افیونی به نام رهبر فراقانونی، نظارت استصوابی، حکم حکومتی و شورای نگهبان با صراحت سخن بگوییم و به رفع این موانع آزادی بیندیشیم که متاع مملکت به تمتع تباهی برده اند و به خدای نیز پاسخگو نیستند چه رسد به ملت! گمان می برید تا زمانی که سازوکار بازی سیاسی را آنطور که استبداد چیده است رعایت میکنیم و اسم آنرا رعایت قانون میگذاریم چیزی بیش از اقتدارگرایی انتخاباتی را شکل میدهیم و خود جزیی از چرخ دنده های آن میشویم؟
آمران و مباشران قتلها محاکمه و مجازات شوند
باید این پرسش منطقی را مطرح نمود که تکلیف آمران و مباشران قتل ها چه می شود؟ به عبارت دیگر وقتی پذیرفته شد که افراد بی گناهی عامدانه و ظالمانه کشته شده اند، بی تردید بر اساس عدالت و قانون باید تکلیف کسانی که دستور قتل ها را صادر کرده و کسانی که مباشرت در قتل ها داشته اند معلوم گردد؛ در غیر این صورت پذیرش مسئولیت ابتر مانده، هیچ اثر مهمی بر آن مترتب نخواهد بود و مقصودی که حکومت از پذیرش این مسئولیت داشته و انتظاری که مردم دارند، محقق نخواهد شد.









