سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هشت اصلاح در حضور انتخاباتی اصلاح‌طلبان...

هشت اصلاح در حضور انتخاباتی اصلاح‌طلبان

چکیده :پیش‌فرض اشتباهی که بعضی منتقدان مشارکت در انتخابات دارند این است که اصلاح‌طلبان برای استفاده از ظرفیت انتخابات و مجلس هر آن‌چه می‌توانستند در دوره‌های پیش به میدان آوردند و نتیجه نگرفتند و باید در اصل مشارکت در انتخابات تجدید نظر کنند. این منتقدان هم به توفیق‌ همین فراکسیون امید در هدف پیشگیری از شکل‌گیری مجلس تندرو (هدف اصلی‌ای که در سال ۹۴ اعلام شد) توجه ندارند و هم به این‌که بخش قابل توجهی از کم‌دستاورد بودن اصلاح‌طلبان در مجلس ناشی از ضعف‌های خودشان و قابل رفع است. ...


محمدرضا جلائی‌پور

(محورهای این نوشته ابتدا در سخنرانی نگارنده در حزب اتحاد ملت در تاریخ ۲۷ مرداد ۹۷ ارائه و متن آن بعدا در روزنامه‌ی ایران منتشر شد)

دوگانه‌ی مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات دوگانه‌‌ای رهزن است. پرسش راهگشاتر «چگونگی شرکت؟» یا «چگونگی عدم شرکت؟» است. به باور نگارنده مشارکت اصلاح‌طلبان در انتخابات اگر لااقل هشت ویژگی داشته باشد یا به میزانی که چنین ویژگی‌هایی را دارد سرمایه‌ساز است، حتی اگر در خود انتخابات شکست بخورند، و اگر این ویژگی‌ها را نداشته باشد سرمایه‌سوز است، حتی اگر در نتیجه‌ی انتخابات توفیق نسبی داشته باشند.

پیش‌فرض اشتباهی که بعضی منتقدان مشارکت در انتخابات دارند این است که اصلاح‌طلبان برای استفاده از ظرفیت انتخابات و مجلس هر آن‌چه می‌توانستند در دوره‌های پیش به میدان آوردند و نتیجه نگرفتند و باید در اصل مشارکت در انتخابات تجدید نظر کنند. این منتقدان هم به توفیق‌ همین فراکسیون امید در هدف پیشگیری از شکل‌گیری مجلس تندرو (هدف اصلی‌ای که در سال ۹۴ اعلام شد) توجه ندارند و هم به این‌که بخش قابل توجهی از کم‌دستاورد بودن اصلاح‌طلبان در مجلس ناشی از ضعف‌های خودشان و قابل رفع است. از این منظر، اشتباه اصلاح‌طلبان این نبوده است که در انتخابات مجلس ۹۴ شرکت کرده‌اند، بلکه این بوده که نوع شرکت‌شان و عملکردشان در مجلس به اندازه‌ی کافی و ممکن «قوی» و سرمایه‌ساز نبوده است. اصلاح‌طلبان باید بپذیرند که علاوه بر موانع مهمی که مخالفان در مسیر اصلاحات می‌گذارند، خودشان هم ضعف‌هایی دارند که با بازسازی درونی و آن‌چه از چهار سال پیش «اصلاحات در اصلاحات» می‌خوانم رفع‌کردنی است.

اصلاح‌طلبان اگر می‌خواهند در مسیر بسط خیر همگانی دستاوردهای بیشتری داشته باشند، باید زور بازوی اصلاح‌طلبی را که ۱- پایگاه اجتماعی‌شان و ۲- بنیه‌ی نهادهایشان است بیشتر کنند. یا مکن با پیلبانان دوستی، یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل. یا سودای اصلاح حکمرانی را باید از سر بیرون کرد یا به اقتضائاتش که اصلاح اصلاح‌طلبان، از جمله اصلاح نوع حضور انتخاباتی‌شان، است تن داد. این نوشته پاسخی است به این پرسش که اصلاح‌طلبان چگونه می‌توانند حضورشان در انتخابات مجلس را اصلاح و سرمایه‌ساز کنند.

1) برنامه‌های سنجش‌پذیر و بسیج‌گر رای گروه‌های اجتماعی بزرگ

برنامه‌های اصلاح‌طلبان در دوره‌های پیشین اولا سنجش‌پذیر نبوده است (یعنی چنان دقیق نبوده‌اند که بشود تحقق یا عدم تحقق‌اش را سنجید و گزارش کرد) و ثانیا مبنای اصلی بسیج رای در انتخابات نبوده است. ارائه‌ی برنامه‌های سنجش‌پذیر و دقیق در راستای مطالبات گروه‌های اجتماعی‌ای که اصلاح‌طلبان می‌خواهند نمایندگی‌شان را بگیرند و تحقق و گزارش آن از ضرورت‌های ساختن پایگاه و قدرت اجتماعی و گام برداشتن به سمت یک حزب «سیاستی» و فراگیرترِ عدالت‌جو و دموکراسی‌خواه اصلاح‌طلب است.

دال‌های مرکزی این برنامه‌های سنجش‌پذیر طبیعتا باید همان دو دال محوری اصلاح‌طلبی یعنی «دموکراسی» و «عدالت» باشد. اعلام جهت‌گیری‌های راهبردیِ‌ فسادستیزی، احیای مجلسِ در تراز قانون اساسی، برچیدن فقر مطلق و کاهش فقر نسبی، بسط صلح و شکستن تحریم‌ها، اصلاح نظام تدبیر، نجات محیط زیست، بسط آزادی‌های اجتماعی، صدا دادن به بی‌صداها و شهروندان ضعیف، آزادی احزاب و تشکل‌ها و نهادهای نمایندگی گروه‌های اجتماعی، شفافیت، عدالت آموزشی، عدالت جنسیتی، کاهش انواع تبعیض، و دفاع از حقوق بشر هم البته ضروری است و شعارهای انتخاباتی موثر هم در راستای همین جهت‌گیری‌ها باید انتخاب ‌شود، اما در راستای این اهداف کلان راهبردی، اصلاح‌طلبان نیازمند تدوین و اعلام برنامه‌های سنجش‌پذیر و دقیق‌تری هستند و تعهد به رای دادن به این برنامه‌ها باید از شروط حضور در لیست نامزدهای مورد حمایت اصلاح‌طلبان باشد.

طرح‌«شفافیت پارلمانی» (از جمله شفافیت آراء نمایندگان در صحن و کمیسیون‌ها که لازمه‌ی رصد عملکرد نمایندگان است)؛ لایحه‌ی «تعارض منافع»؛ لایحه‌ی «مقابله با فساد»؛ اصلاح «قانون انتخابات» (از جمله حزبی شدن انتخابات، شفافیت منابع مالی کمپین‌های انتخاباتی، نسبتی شدن انتخابات مجلس و شورا، ثبت نام رای دادن در انتخابات از پیش از انتخابات، امکان رای‌پستی و الکترونیک و اختصاص سهمیه‌ی سی‌درصدی به زنان و لغو نظارت استصوابی)؛ اصلاح و تصویب طرح «اصلاح، ارتقا و تصویب طرح مدیریت و نظارت بر صداوسیما»؛ طرح «منع انواع تبعیض در استخدام‌ها و گزینش‌های دولتی»، افزایش مستمری افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد؛ طرح «حق اعتراض خیابانی»؛ طرح «حق اعتراض و مطالبه‌گری آنلاین» (برای استفاده از ظرفیت‌های دموکراسی سایبری)؛ طرح «منع ‌آزار جنسی و خشونت (علیه کودکان، زنان و مردان)»؛ اصلاح و ارتقای «قانون صیانت از محیط زیست ایران» (از جمله افزایش ضمانت‌های اجرایی حفاظت از حریم جنگل‌ها، رودخانه‌ها، کوه‌ها و مناطق حفاظت‌شده‌ی طبیعی، و منع قانونی استفاده از کیسه پلاستیکی در فروشگاه‌ها)؛ اصلاح و ارتقای «قانون جامع معلولان»؛ طرح «قانون جامع مهاجران»، قانون «ممنوعیت استفاده‌ی پلیس ضد شورش از گلوله‌ی جنگی»، طرح «ممنوعیت قطع اینترنت سراسری بدون مصوبه‌ی مجلس»، اصلاح و ارتقای «قانون کار» (از جمله مرخصی فرزندآوری به مادران و پدران)؛ کاهش جمعیت کیفری زندان‌ها از طریق اصلاح قوانین مرتبط با جرایم غیرعمد مالی و زندان‌زدایی از مصرف مواد مخدر؛ اصلاح تبصره‌ی ماده ۴۸؛ تصویب قوانینی برای کاهش یا لغو مجازات اعدام و وضع محدودیت‌های دقیق و شدیدتر بر صدور و اجرای احکام اعدام، کاهش حداکثر دوره‌ی بازداشت، برچیدن کامل بازداشت/زندان انفرادی، برچیدن استفاده از پابند و چشم‌بند برای همه‌ی زندانیان و توقف استفاده از لباس زندان و دستبند برای متهمان سیاسی و امنیتی، کاهش محدودیت‌های زندانیان برای ملاقات، مرخصی، تماس تلفنی، داشتن تلفن همراه/لپتاپ/کتاب، ورزش، تغذیه‌ی‌سالم، آموزش، کار و استفاده‌‌ی بالنده از وقت با هدف تبدیل زندان به نهادی که به بازپروری زندانیان و پیشگیری از جرم کمک می‌کند؛ طرح «منع انواع تبعیض در استخدام‌ها و گزینش‌های دولتی»، طرح «تحول آموزش و پرورش» (از جمله «مدرسه‌محورى»، و افزایش کیفیت مدیریت مدارس دولتی و سهم آموزش دولتی از بودجه‌ی عمومی)، و طرح «اصلاح قانون مالیات» (شاملِ: جایگزین شدنِ «مالیات‌گیری تصاعدی متناسب با کل درآمد خانوار» (به جای شیوه‌ی کنونی که بیشتر مبتنی بر مالیات‌گیری از بنگاه‌ها است)، اخذ مالیات از کسب سود در معاملات بازار بورس، اخذ مالیات تصاعدی از کسب سود در معاملات بازار مسکن، اخد مالیات از واحدهای مسکونی ساخته‌شده‌ی خالی (که مستلزم تشکیل «سامانه‌ی ملی مسکن» شامل اطلاعات جامعِ زمین و ساختمان در ایران است)، و اخذ مالیات از کلیه‌ی فعالیت‌های اقتصادی بنیادها و آستان‌های مقدسه) از جمله مواردی است که در برنامه‌های سنجش‌پذیر اصلاح‌طلبان می‌تواند قرار بگیرد. در «سرا» (رای‌سنجی مقدماتی اصلاح‌طلبان) برنامه‌های نامزدهای مختلف هم رقابت شفاف می‌کنند و نظر بدنه‌ی اصلاح‌طلبان کشور درباره‌ی اولویت‌های برنامه‌ها و جهت‌گیری‌های لیست اصلاح‌طلبان قابل سنجش دموکراتیک است.

2) «رای‌سنجیِ مقدماتی»

انواع رای‌سنجی مقدماتی (باز، بسته، نیمه‌باز و نیمه‌بسته و از جهتی دیگر حزبی و غیرحزبی) برای انتخاب نامزد احزاب و جبهه‌های سیاسی در انتخابات ریاست دولت، پارلمان و شهردار استفاده می‌شود. در کشورهایی همچون آمریکا، ایتالیا، بریتانیا، کانادا، آرژانتین، شیلی، اروگوئه، کره‌ی جنوبی، ارمنستان، کاستاریکا، کلمبیا، چین، روسیه، استرالیا، فرانسه،‌بولیوی و خود اتحادیه اروپا نوعی رای‌سنجی مقدماتی سابقه دارد. اگر از رای‌سنجی درون‌جبهه‌ایِ شفاف و دموکراتیک استفاده نمی‌شد،‌نه جرمی کوربین رئیس حزب کارگر بریتانیا بود و نه امثال وارن و سندرز شانسی برای نمایندگی دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا داشتند. اگر اصلاح‌طلبان در دوره‌های پیشین هم از این سازوکار برای بستن لیست‌واحدشان استفاده می‌کردند، هم شایستگان بیشتری به لیست‌ها راه پیدا می‌کردند و هم امثال دری نجف‌آبادی و ری‌شهری در این لیست‌ها قرار نمی‌گرفتند.

برای شفاف، دموکراتیک و شمول‌گراترشدن شیوه‌ی انتخاب نامزدهای جبهه‌ی اصلاح‌طلبان وقت آن رسیده است که از نوعی «رای‌سنجیِ مقدماتی» (primary) استفاده شود. شیوه‌ی اندک‌سالارانه و غیرشفاف قبلی برای انتخاب نامزدها در این جبهه که مبتنی بر امتیازدهی بر اساس پیشینه‌نامه‌ی خوداظهارانه و مصاحبه‌‌های نه‌چندان کیفی بود، شیوه‌ی کارایی نیست. صلاحیت و مهارت‌های «نمایندگی سیاسی» چنان پدیده‌ی کیفی و ذوابعادی است که هیچ حزب یا جبهه‌ی سیاسی دموکراتیکی در جهان هنوز به شیوه‌ی کارآمدی برای کمّی کردن آن و امتیازدهی مبتنی بر پیشینه‌نامه و مصاحبه دست نیافته است.

به خاطر همین سنجش‌ناپذیریِ کمّیِ مهارت‌های سیاسی‌است که الکساندر اکازیو کورتز ۲۹ ساله که تا چند هفته قبل از نمایندگی‌اش گارسون کافه بود با مهارت‌ها و استعداد ویژه در نمایندگی کردن عدالت‌جویان به ستاره‌ی کنگره‌ی آمریکا تبدیل می‌شود و سیاست‌مدارانی که پیشینه‌نامه‌هایشان امتیاز بالایی می‌گیرد به حمایت او محتاج اند. بر اساس انباشت تجربه‌ی جریان‌های سیاسی دموکرات، کارآترین راه برای رتبه‌بندی و شناسایی نامزدهای باصلاحیت‌تر آزمودن آن‌ها در یک رای‌سنجی مقدماتی شفاف و دموکراتیک است که مجال ظهور توانایی و مهارت‌های سیاسی را می‌دهد. ارائه‌ی جهت‌گیری‌های راهبردی قابل دفاع و برنامه‌های کارساز، توان نمایندگی کردن مطالبات بدنه، خوب حرف زدن، توانایی همراه کردن رهبران و نهادها و شخصیت‌های بانفوذ و ساختن پایگاه اجتماعی و بسیج رای از جمله مهارت‌هایی است که در رای‌سنجی مقدماتیِ شفاف و گشوده و دموکراتیک بهتر از هر نوع امتیازدهی مبتنی بر پیشینه‌نامه و مصاحبه و تصمیم‌گیری اندک‌سالارانه، استعدادسنجی و شایسته‌گزینی می‌کند. نامزدهایی که صلاحیت خود را در این فرآیند نشان می‌دهند در خود انتخابات اصلی هم احتمال توفیق بیشتری دارند و بعد از پیروزی هم دستاوردهای بیشتری خواهند داشت.

شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان کنونی بدون پذیرفتن رای‌سنجی مقدماتی شفاف و دموکراتیک که مشارکت گسترده‌ی همه‌ی فعالان اصلاح‌طلب کشور و همه‌ی اعضای همه‌ی احزاب اصلاح‌طلب را تمهید کند، در واقع نوعی شرکت سهامی لیست‌بندی انتخاباتی بدون توجه به پایگاه اجتماعی می‌شود و گزینش‌گر کارایی نیست. حتی احزاب کاملا دموکراتیک در جهان هم از انواع رای‌سنجی مقدماتی برای انتخاب نامزدهایشان استفاده می‌کنند.

استفاده از رای‌سنجی مقدماتی علاوه بر این‌که شیوه‌ی کاراتری برای شناختن و رتبه‌بندی نامزدهای باصلاحیت است، اقتضا دموکراتیزاسیون در احزاب و جریان‌های سیاسی هم هست. بدون رای‌سنجی مقدماتی، حتی اگر خود انتخابات اصلی آزاد باشد، کسانی که واقعا نماینده‌ی بدنه‌ی یک جریان‌اند در لیست نامزدهای آن جریان نخواهند بود. افزون بر این، اجرای طرح «سرا» (سامانه‌ی رای‌سنجی اصلاح‌طلبان) پیش‌نیازِ دموکراتیک‌تر شدن خود شورای عالی سیاست‌گذاری (به عنوان تنها نهاد اجماع‌ساز موجود نیروهای اصلی اصلاح‌طلب) هم هست. بدون «سرا»، دموکراتیک شدن شورای عالی اساسا ممکن نیست و در حد یک شعار زیبای غیرقابل تحقق می‌ماند. اما بعد از شکل‌گیری «سرا» می‌توان اعضای حقیقی‌شورای عالی را به شکلی دموکراتیک انتخاب و حق رای اعضای حقوقی‌‌را متناسب با وزن و نفوذ اجتماعی حزب و تشکلی که نمایندگی می‌کنند کرد. اصلاح‌طلبانی که نهادهای سیاسی خودشان را شفاف و دموکراتیک و کارآتر نکنند، به طریق اولی توان شفاف و دموکرایتک و شمولگرا کردن نهادهای حکمرانی را نخواهند داشت.

کاهش فساد سیاسی و نقش لابی‌های ناسالم، افزایش مشارکت معنادار و تعلق سیاسی اعضای یک‌جریان سیاسی، و ترمیم ارتباط رأس و بدنه هم از دیگر امتیازات رای‌سنجی مقدماتی برای انتخابات نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و شورا است. «سرا» در صورت اجرا اولین رای‌سنجی مقدماتی شفاف و دموکراتیک در ایران است و می‌تواند الگویی برای اصولگرایان (که به برگزاری رای‌سنجی مقدماتیِ اجماع‌ساز حتی بیش از اصلاح‌طلبان نیاز دارند) شود.

3) کیفی‌سازی نمایندگان

تجربه‌ی انتخابات قبلی نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان به شدت به «کیفی‌سازی» نمایندگانشان نیازمندند. تعداد کمتری نمایندگان توانا و سالم که بدنه‌ی اصلاح‌طلبان را بهتر نمایندگی کنند بهتر است از نمایندگان پرشمارتر نسبتا ضعیفِ اصلاح‌طلب. در ماه‌های اخیر چهار نماینده‌ی زن و پیشروی کنگره‌ی آمریکا که خود را جوخه (squad) می‌نامند (او‌.ای‌.سی، عمر، پرسلی و طلیب) به تنهایی بیشتر از همه‌ی دویست‌و اندی نماینده‌ی دموکرات در کنگره‌ی آمریکا توانسته‌اند در افکار عمومی فضاسازی و برای حزب دموکرات سرمایه‌سازی کنند. در مجلس ما هم وجود چند نماینده‌ی توانا، شجاع، سالم، خوش‌بیان، ماهر در سیاست و اهل مشورت که در برابر فساد، فقر و انواع‌ تبعیض بایستند و جریان‌سازی و ائتلاف‌سازی کنند شاید از یک فراکسیون پرعضو ضعیف برای اصلاح‌طلبان سرمایه‌سازتر باشد. از این جهت لیست‌ّهای اصلاح‌طلبان نباید به هر قیمتی و با هر نامزد غیرتوانایی پر شود. به تعبیر دیگر، نامزدهای لیست اصلاح‌طلبان باید از نظر اکثر بدنه‌ی اصلاح‌طلبان به قدر کافی «خوب» باشند و لیست‌ها با منطق بد و بدتری پر نشود.

سه تمهید می‌تواند به افزایش کیفیت نامزدهای اصلاح‌طلبان بیانجامد:

یک – رای‌سنجی ترجیحی: راه فرا رفتن از این منطق بد و بدتر، استفاده از شیوه‌ی رای‌گیری «ترجیحی» (ranked choices) یا «دور حذفی سریع» (instant run off) در رای‌سنجی مقدماتی است. همین چند روز پیش رفراندومی برای استفاده از این شیوه‌ی رای‌گیری عادلانه‌تر در نیویورک برگزار و پیروز شد و این شیوه‌ی رای‌گیری در حال رواج بیشتر در بسیاری از نهادهای سیاسی و دولت‌های پیشرو است. در این شیوه رای‌دهندگان بعد از انتخاب‌اصلی‌شان، اولویت‌های بعدی‌شان را هم می‌توانند مشخص بکنند و خروجی رای‌گیری همیشه مورد پذیرش بیش از نیمی از رای‌دهندگان (لااقل در یکی از اولویت‌هایشان) است. به تعبیر دیگر، با استفاده از این شیوه‌ی رای‌گیری، حتی بعد از اعلام صلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان، صرفا نامزدهایی وارد لیست اصلاح‌طلبان می‌شوند که از نظر اکثر اصلاح‌طلبان (بیش از نصف) نامزدهای «خوب» و قابل پذیرشی بوده‌اند، حتی اگر لیست‌های اصلاح‌طلبان در هر حوزه‌ی انتخابیه پر نشود. سیستم رای‌سنجیِ پیشنهادی در «سرا» هم «ترجیحی» است.

دو – شناسایی و شکار نیرو: یکی دیگر از اقتضائات افزایش کیفیت نامزدهای اصلاح‌طلبان، شناسایی نامزدهای بالقوه‌ی توانا با رصد قوی‌تر اعضای احزاب، فعالان نهادهای مدنی، سمن‌ها، متنفذان شبکه‌های اجتماعی، دانشگاهیان، بسیج‌گران ضد تبعیض در حوزه‌های مختلف، فعالان محیط زیست و عدالت آموزشی، و متنفذان گروه‌های بزرگ اجتماعی است. دعوت جدی از این نیروهای شناسایی‌شده برای ثبت نام در انتخابات و شرکت در «سرا» و حمایت از آن‌ها برای پیروزی در رای‌سنجی مقدماتی از ضرورت‌های افزایش کیفیت نامزدهای لیست اصلاح‌طلبان است.‌ اصولا نهادها یا بازوهای متخصصِ «شناسایی و شکار نیروهای توانا» از بازوهای ضروری هر حزب و جبهه‌ی سیاسی نیرومند است که متاسفانه هنوز در احزاب اصلاح‌طلب چندان توجهی به آن‌نمی‌شود.

سه – آموزش نامزدها: از دیگر اقتضائات کیفی‌سازی نمایندگان اصلاح‌طلب آموزشِ باکیفیتِ نامزدهای پیروز این جریان است. برگزاری کارگاه‌های باکیفیت پرورش مهارت‌های نمایندگی می‌تواند پاره‌ای از ضعف‌های نامزدهای اصلاح‌طلب را بکاهد.

4) مشروط بودن حضور در لیست نامزدهای اصلاح‌طلبان

شروطی از این دست برای قرار گرفتن در لیست نامزدهای اصلاح‌طلبان به سرمایه‌سازتر شدن حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات و مجلس کمک می‌کند:

• اعلام التزام به جهت‌گیری‌های راهبردی اعلام‌شده‌ی اصلاح‌طلبان و تعهد به رای‌دادن به طرح‌ها و برنامه‌های سنجش‌پذیر اصلاح‌طلبان بعد از ورود به مجلس

• اعلام تعهد به رای به طرح شفافیت پارلمانی (و پیش از تصویب آن در مجلس اعلام تعهد به شفافیت داوطلبانه‌ی آرا) که لازمه‌ی پایش عملکرد نمایندگان است

• امضای منشور اصلاح‌طلبان

• اعلام تعهد به کناره‌گیری به نفع نامزدهای نهایی منتخب اصلاح‌طلبان (در صورتی که خودش در آن لیست نبود)

• اعلام تعهد به دوری از مواضع تعارض منافع در مجلس و تعهد به فسادستیزی در مجلس

• اعلام تعهد به گزارش سالانه‌ی عملکرد به شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و انتشار عمومی‌اش

• نامزد شدن شفاف و دموکراتیک در «سرا» (لازمه‌ی نامزد شدن در این رای‌سنجی کسب حمایت حداقل پنج درصد از اصلاح‌طلبانِ عضو سامانه در آن حوزه‌ی انتخابیه یا کسب حمایت یک‌سوم اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری استان است)

• انتخاب شدن از طریق رای‌سنجیِ «ترجیحی» در «سرا» (که مستلزم این است که از نظر حداقل نیمی از اصلاح‌طلبان آن حوزه‌ی انتخابیه نامزدی مورد پذیرش و به قدر کافی «خوب» باشد)

5) وجود چند راهبر و سازمان‌ده در لیست نامزدها

یکی از ضرورت‌های توفیق یک جریان سیاسی در پارلمان، داشتن سازمان‌دهندگان ائتلاف‌ساز و ماهر در رهبری نمایندگان فراکسیون است. لیست امید و مجلس فعلی، با وجود داشتن ده‌ها نماینده‌ی منسوب به اصلاح‌طلب، فاقد چنین رهبر فضاساز و ماهری است. در زبان انگلیسی به کسی که نقش به‌خط‌کردن نمایندگان و اعمال انضباط حزبی/جریانی در مسیر برنامه‌ها و اهداف یک حزب/جریان را بر عهده دارد Whip (شلاق‌) می‌گویند. مجلس فعلی Whip و شلاق‌به‌دستی که اطمینان حاصل کند نمایندگان اصلاح‌طلب در جهت تعهداتشان رفتار می‌کنند ندارد. نتیجه هم این می‌شود که بعضی نمایندگانی که با حمایت اصلاح‌طلبان وارد مجلس شدند، بعد از ورود رفتار اصلاح‌طلبانه‌ای نداشتند. به ویژه برای حصول اطمینان از این‌که رای نمایندگان مطابق برنامه‌های اعلام‌شده است و مقابله با فساد در رفتار نمایندگان، وجود چنین افرادی در مجلس ضروری است. ضروری است که در این دوره یک یا چند نفر در لیست اصلاح‌طلبان توانایی و مهارت سازماندهی و به‌خط کردن نیروهای اصلاح‌طلبان در مجلس را داشته باشند و حتی اگر به مجلس راه‌نیافتند لااقل از بیرون مجلس چنین نقشی را ایفا کنند. یکی از دلایلی که مجلس ششم توفیق بیشتری داشت، وجود افرادی چون بهزاد نبوی، محسن میردامادی و محمد نعیمی‌پور بود که در سازماندهی نمایندگان اصلاح‌طلبان توانا و فعال بودند.

6) آمادگی برای مقابله با اخبار جعلی

زیست‌بوم رسانه‌های اجتماعی و جدید، در کنار امکاناتی که در اختیار نیروهای سیاسی قرار می‌دهد، مستعد پرورش آفات ویرانگری همچون اخبار جعلی و آلوده‌سازی افکارعمومی و هدف‌گیری شهروندان با دروغ و تخریب است. پیروزی برگزیت، پیروزی ترامپ و برآمدن راست افراطی در اروپا از جمله به مدد همین اخبار جعلی و تبلیغات هدفمند با استفاده از کلان‌داده‌های رسانه‌های اجتماعی ممکن شده است. در ایران هم رواج «سیاستِ رسوایی» که مهم‌ترین کنش‌اش «افشاگری» است، فقدان رسانه‌های معتبر مستقل از حاکمیت با مخاطبان میلیونی در داخل کشور، سازمان‌دهی موثر ارتش‌های سایبری توسط براندازان و مخالفان داخلی اصلاحات و فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند، زمینه‌ی تاثیر و تخریب اخبار جعلیِ اصلاحات‌ستیزان را بیشتر کرده است. مهم‌ترین قربانی آمدنیوز و رفتار آمدنیوزیِ انبوه فیک‌نیوزهای داخلی و خارجی هم اصلاح‌طلبان بوده‌اند. در چنین زیست‌بومی ضروری است که ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس برای نوسازی ساختار و راهبردهای کمپین‌انتخاباتی‌شان، استفاده‌ی موثرتر از داده‌کاوی شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوای تاثیرگذار مناسب برای توزیع در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی، رصد تخریب‌ها و پاسخ چابک و موثر به آن‌ها برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری بیشتری کند.

7) پایش موثرتر عملکرد نمایندگان

بعد از انتشار داوطلبانه‌ی «نماسنج» و با چند سال تاخیر، خوشخبتانه کارگروه پایش شورای عالی اصلاح‌طلبان تشکیل شده است. برای تقویت پایش عملکرد نمایندگان (که لازمه‌ی بهبود عملکرد آن‌ها است) در مجلس پیش رو این گام‌ها ضروری به نظر می‌رسد:

• رونمایی از پلتفرم پایش و گزارش عملکرد نمایندگان اصلاح‌طلب قبل از برگزاری انتخابات مجلس (تا ضمانتی باشد بر این‌که بلافاصله بعد از راهیابی نمایندگان اصلاح‌طلب رصد و گزارش شفاف عملکردشان در این پلتفرم آغاز خواهد شد)

• تصویب طرح شفافیت پارلمانی و شفافیت آراء نمایندگان در مجلس و تعهد نامزدهای اصلاح‌طلب به این‌که قبل از تصویب این طرح هم به طور داوطلبانه آراءشان را به شکل شفاف اعلام و منتشر کنند.

8) تغذیه‌و پیشتیبانی نظام‌مند نمایندگان اصلاح‌طلب بعد از ورود به مجلس

علاوه بر رصد و پایش شفاف عملکرد نمایندگان، تغذیه‌و پیشتیبانی این نمایندگان توسط احزاب حامی‌شان و شورای عالی سیاست‌گذاری مهم‌ترین لازمه‌ی تقویت عملکرد و افزایش دستاوردهای اصلاح‌طلبان در مجلس است. متاسفانه در دوره‌ی فعلی تقریبا هیچ حزب اصلاح‌طلبی و حتی خود شورای عالی که لیست امید را انتخاب کرده بود، در تغذیه‌ی نمایندگان فعال نبوده‌اند. شخصا هیچ نهاد اصلاح‌طلبی را نمی‌شناسم که برای نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس به طور منظم نطق یا طرحی تنظیم کرده و به نحو نظام‌مند از آن‌ها برای تصویب طرح‌ها پشتیبانی موثر کرده باشد. برای بهبود عملکرد پساانتخاباتی نمایندگان اصلاح‌طلب، ارتباط قوی‌تر نهادهای اصلاح‌طلبان با نمایندگان، کمک به نوشتن و تنظیم نطق‌ها و طرح‌های نمایندگان توسط اصلاح‌طلبانِ خارج از مجلس و کمک به بسیج نیرو و ساختن افکار عمومی و ساختن ائتلاف برای افزایش احتمال تصویب اصلاحات پیشنهادی در مجلس، ضروری است که همه‌ی احزابی که نمایندگانی در مجلس دارند و خود شورای عالی تمهیدات کارسازی بیاندیشد. مثلا در گام اول برای هر نماینده‌ی اصلاح‌طلب مجلس، حزب حامی‌اش می‌تواند یک دستیار جوان و توانا تعیین کند که به طور تقریبا تمام‌وقت مسئول تغذیه‌ی آن نماینده باشد. همچنین ضروری است که شورای عالی سیاست‌گذاری با مشارکت دادن بهترین کارشناسان و نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب برای تنظیم طرح‌ها و پیشنهادات راهبردی به فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس، بازوی نهادی جدیدی بسازد. تشکیل نهادهای حمایت‌گری (advocacy) و اندیشکده‌های توانا برای کمک به عملکرد اصلاح‌طلبان مجلس در حوزه‌های تخصصی هم از ضرورت‌های راهبردی بلندمدت این جریان است.

در مجالس قبلی به هشت ضرورت بالا بی‌توجهی شده است. یعنی در دوره‌ی قبلی، اصلاح‌طلبان نه برای انتخاب نامزدهایشان از سازوکار شفاف و دموکراتیک «رای‌سنجی مقدماتی» با مشارکت همه‌ی اصلاح‌طلبان فعال کشور استفاده کردند، نه برنامه‌های سنجش‌پذیر مبنای اصلی شرکت و بسیج رای‌‌شان در انتخابات بود، نه برای شناسایی و شکار و دعوت‌نامزدهای بالقوه‌ی توانا و آموزش‌شان تلاش کافی کردند، نه تعهدات و شروط کافی برای حضور در لیست و ضمانت اجرایی‌شان را تمهید کرده بودند، نه در لیست‌شان راهبرها و سازمان‌دهان قوی حضور داشتند، نه ساختار کمپین انتخاباتی‌شان متناسب با اقتضائات زیست‌بوم رسانه‌ای جدید بود، نه عملکرد نمایندگان را به نحوی دقیق پایش و رصد کردند و نه این نمایندگان را به قدر کافی از بیرون مجلس تغذیه و پشتیبانی کردند. با رفع این ضعف‌ها و نواقص سرمایه‌سوزِ هشت‌گانه در این دوره، حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات و مجلس می‌تواند سرمایه‌ساز شود، صرف نظر از این‌که در نهایت فراکسیون باکیفیت‌ترشان که شفاف و دموکراتیک انتخاب شده‌اند و بهتر رصد و تغذیه می‌شوند ۱۰ نفره خواهد بود یا ۱۰۰ نفره. بازسازیِ اصلاح‌طلبان حتی بر نتیجه‌گیری در انتخابات مقدم است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.