سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

دردنامه‌ی به حکومت ایران

چکیده :بی تدبیری، استبداد و درازدستی سپاهیان و ‌گستاخی هتاکان راه فریادِ بر این مظلومان را بسته است و هر روز مُلک و حکومت به تنگنایِ تلخ و تجربه ی بدونِ درس می افتد و مردمان پریشان و حکومت گران بیخبر از درد آنان حتی طاقتِ شنیدن دردها، رنجها‌ و مصائب آنان را ندارند و پاسخِ آنان را با آتش و گلوله میدهند....


کلمه – بهرام گورکانی

بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردانی که، مردانه از جان گذشتند و به استقبال مرگ رفتند.
زنده یاد سعیدی سیرجانی

کارنامه حکومت گران ما باری گران و سهمگین به دوش مردمان است که جان را هراسناک میکند و در دل آشوب به پا میکند و همچون مصیبتی بر سر و روی ما فرو می بارد و دل آزرده ی ما را بیشتر می آزارد، نیش می زند و نوش نمیدهد…
آنان نه منش جوانمردان، نه طریقت صوفیان، نه مشیِ حکومتگران، نه طاقت عالمان و نه رازداری عارفان را دارند، مشتی عربده کش و هوچی گر و بدور از دانایی و فضیلت بدور خود جمع کرده اند تا غنیمت از غارتگران و نوکیسگان گیرند و تهمت بر جوانان نهند و آنان را به همدستی با بیگانگان متهم کنند و فرودستان را اَشرار بنامند و صفات همکسوتان ‌خود را به این مردم نجیب و شریف نسبت دهند.
کجای شرع یزدانی اینچنین ناروا، نیمی از جمعیتِ معترض و حق طلب را چنین بی مُحابا و بی پیشینه به چوب خلافت و زعامت نارواتر می رانند.

زیرا که؛
همه لطف و رحمت است شرع یزدانی

بی تدبیری، استبداد و درازدستی سپاهیان و ‌گستاخی هتاکان راه فریادِ بر این مظلومان را بسته است و هر روز مُلک و حکومت به تنگنایِ تلخ و تجربه ی بدونِ درس می افتد و مردمان پریشان و حکومت گران بیخبر از درد آنان حتی طاقتِ شنیدن دردها، رنجها‌ و مصائب آنان را ندارند و پاسخِ آنان را با آتش و گلوله میدهند.

نادانان و جُهالی بر سر دانایان گماشته اید که تهدید و تهمت و افترا بر آنان می بندند و هر روز سفره مردم را کوچکتر و تُهی تر میکنند، این در حالی است که خُود نه زیانی، نه اِضطراری و نه اضطرابی دارند و ملت سختی می بینند و تلخی می چشند، آیا باید دم فرو بندند!!!

آخر اگر این حکومت طالبان نیست،
پس چیست؟؟!!

نگاهی به جامعه افسرده و دلمرده بیندازید و کشتگانِ آبان ۹۸ را ببینید و خانواده آنان را مکرمت کنید و جهت اصلاح مملکت آن را به شایستگان و صالحان بسپارید، زیرا که هیچ اصلاحی بالاتر از کنار نهادن استبداد نیست. پسندیده تر و بهتر است فتوا به خروج فقیهان از حکومت دهید تا ته مانده ی مشروعیتِ معنو ی آنان صرف دینداری مومنان و حامیانِ آنها در معابد و مساجد شود و بیش از این فقه عبوس و ترشروی سلطنت نکند و از ورای تاریخ به حکومتی عرفی، مردمی و قانونی گردن نهید ،یقین داشته باشید سنتِ حسنهِ حکومت بدون روحانیون به نام رهبری جاودانه خواهد شد و نامی نیک از خود بجای خواهد نهاد.

القصه” ایران را رها کنید تا رها شود”.

این تنها راه رهایی ایرانِ بدونِ خشونت از پسِ دو استبدادِ شاهنشاهی و فقهی است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.