روزنامهی بیروزنامهها به شماره 200 رسید
چکیده :انتشار روزنامه ی تک برگی کلمه، این روزنامه ی شهروندان بی روزنامه و رسانه ی افراد محروم از رسانه، به شماره 200 رسیده است. دست اندرکاران روزنامه، هم درباره ی محتوا و کیفیت آن و هم درباره ی اینکه چگونه توزیع روزنامه با همراهان بیشتری پی گرفته شود و چه راهکارهایی پیش روست، نیاز به کمک و همفکری دارند. چه کنیم تا دایره ی نشر اخبار و بسط آگاهی ها هرچه بیشتر گسترده شود و کسی به خاطر حجم خبرپراکنی های امپراتوری دروغ، از واقعیت ها بی خبر نماند؟ بهترین راه شکستن سد محدودیت ها و بهتر برقرار کردن ارتباط با بخش ها، قشرها و لایه های مختلف جامعه چیست؛ و چگونه هرچه بیشتر و بیشتر با توسل به حقیقت و صداقت، ملات کاخ دروغ را زایل کنیم؟...
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
سنگرسازان بی سنگر. این نامی بود که جهادگران سازندگی در دوران دفاع مقدس بر خود گذاشته بودند. آنها که با لودر برای دیگران سنگر می ساختند و خودشان سنگری نداشتند. حالا به همین سیاق، روزنامه ی تک برگی کلمه را هم باید روزنامه ی بی روزنامه ها نامید: صدای مردمی که کسی صدای آنها را نمی شنود، چه رسد به اینکه صدایشان را پخش کنند.
فردا روزنامه تک برگی کلمه به شماره 200 می رسد و کلمه این توفیق را جشن می گیرد. در روزگار دشوار مطبوعات امروز و مسیر سنگلاخ وار رسانه های فعلی ایران که توقیف و تعطیلی، به یک رسم و عادت همیشگی تبدیل شده، رسیدن به شماره 200 از اتفاقاتی است که واقعا جشن گرفتن دارد. کم نبودند مطبوعات اصلاح طلبی که در دوره اصلاحات و پس از آن به تیغ توقیف گرفتار شدند و به شماره 200 و حتی در مواردی به شماره 100 هم نرسیدند، یا آنکه به دلایل مختلف اقتصادی، مدیریتی و … نتوانستند به کار خود ادامه دهند و توقیف نشده متوقف شدند.
اما این افتخار برای روزنامه ی تک برگی کلمه باقی مانده که هر طور شده و با هر سختی که دست اندرکارانش به جان خریده اند، هرچند در این بین بی نظمی هایی هم داشته، اما مانده و ادامه داده و کار را متوقف نکرده است. راه آگاهی بخشی که کلمه همواره در بستر آن حرکت کرده، داستان امروز و دیروز نیست و از وقتی که اعتراض به نتایج انتخابات با تلاش برای دنیای بهتر و زیستنی دیگر همراه شد، برقرار بوده و تا وقتی اهداف بلند راه سبز به طور کامل محقق نشده باشد، ادامه خواهد داشت.
* * *
آگاهی بخشی یک راهبرد همیشگی است که چشم انداز رهایی از دیو استبداد را در برابر انظار مردم سبزاندیش و حق طلب ایران قرار می دهد. سال قبل که سال «آگاهی تا رهایی» نام گرفت، همین راهبرد و چشم انداز مدنظر بود و همچنان هست:
در واقع از روزی که شعار رسانه بودن هر شهروند ایرانی در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری مطرح شد، نیاز به آگاهی در آن نهفته بود و پس از انتخابات هم که امپراتوری دروغ و خودکامگی برای محکم کردن جای پای خود در ایران عزیز، تمام عزم خود را به کار بست، آگاهی به عنوان تنها راه رهایی بخش در برابر مردمی که می خواستند با دست خالی، کاخ فریب را برافکنند، رخ نمود. از همین رو بود که شعار «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان» در دستور کار فعالان جنبش سبز قرار گرفت. به این معنا، آگاهی بخشی هنوز هم مهمترین امکان باقی مانده در اختیار مردمی است که قصد ندارند تسلیم صحنه آرایی خطرناکی شوند که در پیش روی آنها، همراه سبز آنها، تسلیمش نشد.
آگاهی یک راه است، که سرانجام آن رهایی است. آگاهی ایستا نیست، پویاست؛ بودن نیست، شدن است، هر ذره آگاهی که با روح امید و پایداری به اندیشه و جان ایرانیان تزریق شود، قدمی در راه تغییر است. مقصد هم نه فقط رسیدن، که همین ذره ذره پیش رفتن است. اگر توانستیم این مسیر سبز را و این حرکت را زندگی کنیم، خواهیم توانست به آرمان های بلندی که در نگاه اول دست نیافتنی به نظر میرسد، دست یابیم.
شعار آگاهی تا رهایی، امید و پایداری را در خود نهفته دارد، بر لزوم تلاش و تحرک مضاعف برای آگاهی بخشی و مقابله با امپراتوری دروغ تاکید میکند، مسیر بودن و در راه بودن جنبش سبز را می نمایاند و در عین حال معطوف به هدف و امیدوار به نتیجه بودن را نشان می دهد. این شعار همچنین این مضمون مهم را در خود نهفته دارد که پیش از درمان خودکامگی در ایران ما، درمان خودکامگی در ذهن و جان ما باید مد نظرمان قرار گیرد؛ و آگاهی داروی بیبدیل این تحول ژرف فرهنگی است.
* * *
روزنامه کلمه، این روزنامه ی شهروندان بی روزنامه و رسانه ی افراد محروم از رسانه، با چنین ایده و انگیزه ای، به رغم همه مشکلات ناگفتنی، به فعالیت خود ادامه می دهد. تنها چیزی که در این میان ما را به ادامه ی مسیر امیدوار و بلکه موظف می سازد، همراهی و همکاری بزرگوارانی است که بی تعلق و بی چشمداشت، به چاپ و توزیع این روزنامه می پردازند و آن را تا عمق جامعه، تا اقشار دور از اینترنت و تا نقاط دور از شبکه های مستقل توزیع آگاهی ها می رسانند.
حدودا دو سال از انتشار اولین شماره روزنامه تک برگی کلمه می گذرد. شماره اول که در واقع اولین پیش شماره بود، اول مهرماه 1389 منتشر شد. عباراتی از این دست، زینت بخش آن شماره روزنامه بود:
«مردم ایران ما» رسانه ندارند. مخالفان «مردم ایران ما» در این خیال خام اند که امروز همان روزگاری است که معاویه، علی (ع) را به بی نمازی و کفر متهم نمود و عوام الناس را برای چندی در خواب بی خبری نگه داشت… «مردم ایران ما» رسانه ندارند و سهمشان از صدها میلیارد بودجه ی رسانه ای تنها تهمت و دروغ و شرک است. اما اگر راهی را ببندند «مردم ایران ما» چون جویباری روان راه خود را از میان سنگلاخ ها خواهند یافت…
شمارگان ما معلوم است. ما بی شماریم. برای انتشار و توزیع آن روی شما حساب باز کرده ایم. کارگران در کارخانه ها، دانش آموزان در مدرسه، دانشجویان در دانشگاه، کارمندان در اداره، معلمان در کلاس و همسایه ها در محله ما آن را چاپ کنند و روزنامه ی خود را توزیع کنند. کلمه روزنامه ی همه ی کسانی است که آن را دست به دست می رسانند و سینه به سینه می خوانند.
آنها باید بدانند که اگر با همه دنیایشان به خیال خود تلاش کنند جلوی اطلاع رسانی به مردم را بگیرند ما نیز مانند پدرانمان در دوران خفقان، سینه به سینه به هم خبر خواهیم داد تا مردم کوچه و بازار هم بدانند. و بدانند که دوران حصر و تبعید و محدودیت برای رسیدن قاصد خبری به مقصد گذشته است.
کسی آن روز فکر نمی کرد که این واژه ی حصر، چند ماه بعد درباره خود میرحسین مصداق پیدا کند. آنچنان که کسی فکر نمی کرد و دو سال بگذرد و روزنامه کلمه در حالی دویستمین شماره ی خود را منتشر کند که آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی در حصر است اما سیاهه ی پیش بینی ها و هشدارهای او یکی یکی در حال محقق شدن است و دور نیست – اگرچه دیر هست – روزی که حصرکنندگان اگر شجاعتی در آنها مانده باشد، با شرمندگی به سراغ موسوی بروند و از او عذر بخواهند و برای نجات کشور از بحران و وضعیت وخیمی که گرفتار آن شده، مشورت بگیرند.
* * *
روزنامه تک برگی کلمه به شماره 200 رسیده و به این راه دشوار ادامه خواهد داد تا روزی که در شرایطی آزادانه امکان فعالیت در عرصه عمومی را به طور گسترده تری بیابد. تا آن روز هم رهروان راه سبز امید نخواهند گذاشت جامعه با تک صدایی خو بگیرد و خودکامگی و خودرأیی، زین استبداد خود را بر اسب جهل و ناآگاهی مردمان بگذارد.
روزنامه ی تک برگی کلمه، بی شک تنها کار ممکن نیست اما قطعا یکی از مهمترین کارهایی است که در این شرایط، ممکن و عملی است. دست اندرکاران این روزنامه را از نقدها، نظرات و ایده های اجرایی خود محروم نگذاریم و با همفکری و به اشتراک گذاشتن نظرات خود بگوییم چه کنیم تا دایره ی نشر اخبار و بسط آگاهی ها هرچه بیشتر گسترده شود و کسی به خاطر حجم خبرپراکنی های امپراتوری دروغ، از واقعیت ها بی خبر نماند. همفکری کنیم تا بدانیم بهترین راه شکستن سد محدودیت ها و بهتر برقرار کردن ارتباط با بخش ها، قشرها و لایه های مختلف جامعه چیست؛ و بیاموزیم که چگونه هرچه بیشتر و بیشتر با توسل به حقیقت و صداقت، ملات کاخ دروغ را زایل کنیم.
دست اندرکاران روزنامه، هم درباره ی محتوا و کیفیت آن و هم درباره ی اینکه چگونه توزیع روزنامه با همراهان بیشتری پی گرفته شود و چه راهکارهایی پیش روست، نیاز به کمک و همفکری دارند. اگر ایده ای برای توزیع گسترده تر و آسان تر این روزنامه داریم، می توانیم همین جا با دیگر همفکران سبز به اشتراک بگذاریم. همچنین می توان با عکس گرفتن از توزیع روزنامه و ارسال آن به کلمه برای انتشار، دیگران را هم به انجام این کار ترغیب کرد.
فراموش نکنیم که هنوز هم هر شهروند، یک رسانه ایم و برای شکستن سد دروغ، راهی جز تلاش برای سرایت هرچه بیشتر حقیقت نداریم.
* * *
مجموعه مطالب ویژه دویستمین شماره روزنامه تکبرگی کلمه:
دانلود ویژهنامه شماره 200 روزنامه تک برگی کلمه در سه صفحه
آرشیو کامل 200 شماره روزنامه تکبرگی کلمه
گزارش تصویری/ تکثیر و توزیع روزنامه کلمه در مترو و تاکسی، خانه و محل کار، شهر و روستا
رسانه قابل اطمینان/ حسین زمان
به پاس سه سال همراهی/ مریم شربتدار قدس
آرزوهای من برای کلمه/ محمد نوریزاد
دانستن باطلالسحر خفقان است/ فخرالسادات محتشمیپور
شبنامهها علیه تاریکی و استبداد/ علی مزروعی
روزنامهی بیروزنامهها و رسانهای برای هر شهروند/ سید مهرداد طباطبایی
آقای میرحسین! این امانت توست/ حسین ناصری نیا
گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان/ نسیم بهشتی
نماد ِ بودن و سبز ماندن/ بیتا موحد
چالشهای خبرنویسی درباره زندانیان سیاسی/ مانی حقیقی
انتخاب سبز بودن/ صحرا عابدی
نهضت آگاهیبخشی با دست خالی/ زهره نقیبی
گفت و گو با خانوادههای زندانیان سیاسی درباره آگاهیبخشی و عملکرد کلمه/ زهرا صدر














مردم با گوشت و پوست این دروغگوها را میشناسند آنچه مهم است سازماندهی مردم است!
خدا قوت و خسته نباشید. انشالله که شمارگانش به هزار هزار برسد
تبریک می گم ، این اقدام آگاهی بخش شما بی نظیر ، موثر و ماندگار است
خواهشا ویژه نامه شماره 200 را به طور خاص منتشر کنید تا ما هم با تمام همت خود آن را به خانواده همکاران و همکلاسی هایمان برسانیم
این روزنامه باید در محله های پائین شهر به صورت گسترده تر پخش شود تا این عزیزان بیشتر در جریان مسائل به وجود امده در کشور باشند
روزنامه کلمه صدای بی صدایان امید نا امیدان و روزنامه مقاومت مدنیست…همه تلاش خودمون را برای پخشش میکنیم
سلام خسته نباشید.سعی کنید مطالب بیشتری در روزنامه بنوسید و روزنامه را دو برگی نکنید.با تشکر
ارزو میکنم روزی بشه این روزنامه تک برگی رو به چاپ برسونید و اون روز دور نیست…
سلام.از گذاشتن عکس خودداری کنید…..جای بیخودی میگیره…به جاش مطالبو بشتر کنید…اگه ممکنه درباره شعار نویسی جنبش سبز صحبت کنید در سایت.با تشکر……………..ما بیشاریم….یا علی
امیدورام به زودی این روزنامه را در باجه روزنامه فروشی ها ببینم.
دوستان عزیز کلمه خسته نباشید و امیدوارم همتتان همواره بلند و سرافراز باشید.
یاحسین میرحسین
خسته نباشید عزیزان دست اندرکار کلمه.
فقط همین را میگویم که با کار سخت و طاقت فرسایی که انجام میدهید،روزنامه و وب سایت کلمه را به بهترین و صادقترین رسانه سبز تبدیل کرده اید.
خدای بزرگ همراهتان باشد تا رسیدن به روزی که در تیتر این رسانه ها بنویسید: ایران آزاد شد
سلام
به نظر من كلمه جان ريزش مخاطب داشته است. دلايل مختلفي دارد از جمله گرفتاريهاي معيشتي و گذر زمان
ولي يكي از دلايل ريزش مخاطب سانسور نظرات از طرف كلمه است كه مخاطب لايه هاي اول كه دسترسي به اينترنت هم دارد را دلسرد ميكند و باعث ميشود كه مراجعه انها به سايت كلمه كم شود آنگاه هم كه به سايت مراجعه ميكنند تلاشي براي انتقال آنچه كه فهميده اند نكنند.
در كنار اين مسئله بايد بگويم كه معناي حرفم كم كاري كلمه نيست.
نيك ميدانيم كه دوستان ما در كلمه با چه محدوديتهايي براي جمع آوري اخبار و به روز كردن و به لحظه كردن سايت مواجه اند .
در هر صورت تبريك ميگم به ياران فداكار كلمه كه كارها را با همه ي سختي ها به جلو ميبرند و به ويژه روزنامه كلمه را به شماره 200 رسانده اند.
ما هم هر ابتكار و شيوه ي نويني به ذهنمان رسيد سعي ميكنيم بر اساس همان اين روزنامه مختصر و مفيد را به دست لايه هاي مختلف جامعه برسانيم.
هرچند بهترين شيوه براي پخش چنين چيزهايي عمل در حوزه ي اعتماد خودمان است. منظورم اينه كه به تمامي افراد مورد اعتماد از خانواده گرفته تا دوستان برگي از اين روزنامه بدهيم.
قطعاً هر يك از افراد مورد اعتماد ما خود نيز افراد مورد اعتماد ديگري دارند.
خسته نباشيد
…. baba ba oon rooznameatun…
تو بدون هميشه سبز تا ابد پاينده ايم.
از خوانندگان روزنامه کلمه سبز می خواهم این تک برگ را حتما به دست همسایگان ودیگر دوستان برسانند ….چرا که این کار خستگی ندارد ..نتیجه خوبی برای انتخابات آتیه خواهد داشت
این موفقیت را به عزیزان کلمه و همه ی سبز اندیشان تبریک میگویم. اما چند مطلب : 1) در این موقعیت صعب و دشوار رسانه ای چون سایت و روزنامه ی کلمه باطل السحر خفقان جائرانی است که سعی در بی خبر ماندن مردم دارند! 2) کلمه هر روز که میگزرد برگی زرین از افتخار بر ان افزون میگردد! و بر اگاهی و دانایی مخاطبانش می افزاید! 3) کلمه گر چه بیش از گذشته در طرح و نشر دیدگاها اهتمام دارد! اما باز_ ضمن پایبندی به اصول- میتواند افزو ن تر و فراخ تر گردد! و رسانه ای برای همه ی ایرانیان نیک اندیش باشد! 4) کلمه نیز میتواند! با نشر مقالات خوانندگان سبزش بر غنای افزون خود بیفزاید!
خسته نباشید!
امیدواریم که روزی شاهد انتشار علنی و آزاد روزنامه «کلمه» باشیم وجشن ۷۰۰ـمین٫ ۸۰۰ـمین٫ ۹۰۰ـمین و ۱۰۰۰ـمین شماره آنرا در ایرانی آزاد و آکنده از صلح و دوستی برگزار کنیم.
به امید آنروز
با سلام .لطفا از اقای موسوی و خاتمی بیشتر اطلاع رسانی کنید.به امیداگاهی واقعی ملت