انتخاب سبز بودن
چکیده :می خواستند با خاموش باش و کورباش و کرباش کودتای خود را تکمیل کنند تا کسی نفهمد چه بر سر رای مردم آمده؛ غافل از آنکه مردم هر یک خود یک رسانه شده بودند و خبرها دهان به دهان می چرخید و بیانیه های موسوی و کروبی دست به دست می شد و هرکس از هر امکانی که داشت استفاده می کرد تا جهل بر آگاهی غلبه نکند و جنبش سبز تکثیر شود؛ و یکی از این وسیله ها، کلمه بود....
کلمه – صحرا عابدی:
بنی الاسلام علی الکلمتین، کلمة التوحید و توحید الکلمة
گفته بود هر شهروند یک ستاد، و هر شهروند شد یک ستاد، و برای همین نیز سراسر ایران ستاد شد و وقتی تمام منابع مالی یک طرف بودند و دولتی از جیب مردم خرج خود می کرد تا برنده انتخابات شود، خانه ها و مغازه ها و اتوبوس ها و خیابان های شهر همه شد ستاد او…
گذشت آن روزها و مرد نقاش ما ایستاد بر سر پیمان خود با مردم و اسیر شعبده بازی ها نشد و زمانی که روزنامه اش تعطیل شد و افراد ستادش یک به یک راهی زندان و بهترین فرزندان و همراهانش را در کنار خود نداشت از مردم خواست تا خود رسانه جنبش شان شوند و خانه های خود را قبله قرار دهند. وقتی که رسانه ملی آنچه را که خود دوست داشت منتشر می کرد و روزنامه ها زیر فشار بودند و سکوت یک ملت شنیده نمی شد، همه ما شدیم صدای یکدیگر.
سایه سانسور و ارعاب و وحشت و بازداشت هر روز گسترده تر می شد و قلم ها شکسته، بر دهان ها بند زده می شد و حتی خواندن خدا، چه در پشت بام و چه در خانه، هجوم ماموران امنیتی را به دنبال داشت. می خواستند با خاموش باش و کورباش و کرباش کودتای خود را تکمیل کنند تا کسی نفهمد چه بر سر رای مردم آمده؛ غافل از آنکه مردم هر یک خود یک رسانه شده بودند و خبرها دهان به دهان می چرخید و بیانیه های موسوی و کروبی دست به دست می شد و هرکس از هر امکانی که داشت استفاده می کرد تا جهل بر آگاهی غلبه نکند و جنبش سبز تکثیر شود؛ و یکی از این وسیله ها، کلمه بود.
روزهای ترس و دلهره، روزهای بازداشت و بازجویی، روزهای پر از امید و صبر، روزهای پر از خبرهای خوب و بد، روزهای نشستن و ایستادن، روزهای سکوت و فریاد، همه این روزها با کلمه سپری شد؛ کلمه ای که رسانه همه ما شده بود. روزهای بی خبری که چشم ها نگران بود و دل ها بی قرار تا از اوین خبری بیاید؛ یاران گمنام کلمه بودند که باعث می شدند تا لحظه ای دلی آرام گیرد، و نیز روزهایی که در کوچه اختر بسته شد و میر جنبش، محصور و در بند شد.
در تمام این سه سال که جنبش بود، خبر هم حضور داشت و البته نه کلمه که همه سایت های سبز بودند که در روز ده ها بار صفحه هایشان را باز می کنی تا شاید خبری از آزادی ببینی، مصاحبه ای از خانواده اسیری در بند، دل نوشته ای از راه دور. کلمه برای همه ما بود و همه تلاش ها نیز برای این بود تا بماند و برای مردم بماند، تا صدای آنها باشد، تا خبری از آنها پنهان نماند، و کلمه بود و رسالت بزرگ آگاهی رسانی و مبارزه با دروغی که می رفت تا سایه سیاه خود را بر تمام کشور بگستراند… صبح و شب نداشت؛ باید همیشه باشی، اتفاق های سال های اخیر این سرزمین لحظه ای است، هر لحظه خبری می رسد جوانی، پیری، زنی، مردی، فعال سیاسی و حقوق بشر و روزنامه نگاری بازداشت شد، شکنجه شد، دادنامه نوشت، اعتصاب غذا کرد، شهید شد، آزاد شد.
باید همیشه باشی تا همه این ها را بتوانی بنویسی و بگویی که دانستن حق مردم است و باید بدانی که شاید یک روز، خیلی نزدیک تو هم شاید خبری بشی چون دیگران؛ و وقتی همه این ها را می دانی و کار می کنی و شاد می شوی از اینکه سه سال را پشت سر گذاشته ای و شمارگان روزنامه به 200 رسیده، روزنامه ای که روزهای اول دست و دل تو یا یاران سابقت می لرزید که آن طور نشود که مردم دوست دارند؛ حالا با شنیدن خبر دست به دست شدنش در خیابان و تاکسی و اتوبوس و در بین مردم آرام می شوی، وقتی کسی نقل می کند یا عکسی می آید که در دورترین شهرها نیز روزنامه تک برگی است که دست به دست می شود …
همه چیز را می دانی، از بی خوابی ها تا احتمال خطر، برای خود یا دیگران، اما با عشق می ایستی که سبز زیستن را انتخاب کرده ای. بی هیچ چشم داشتی، بی هیچ اسم و رسمی، در سکوت می نویسی و می نویسی. سه سال که می دانی پاداش تو روزهای روشن آزادی است…
* * *
مجموعه مطالب ویژه دویستمین شماره روزنامه تکبرگی کلمه:
دانلود ویژهنامه شماره 200 روزنامه تک برگی کلمه در سه صفحه
آرشیو کامل 200 شماره روزنامه تکبرگی کلمه
گزارش تصویری/ تکثیر و توزیع روزنامه کلمه در مترو و تاکسی، خانه و محل کار، شهر و روستا
رسانه قابل اطمینان/ حسین زمان
به پاس سه سال همراهی/ مریم شربتدار قدس
آرزوهای من برای کلمه/ محمد نوریزاد
دانستن باطلالسحر خفقان است/ فخرالسادات محتشمیپور
شبنامهها علیه تاریکی و استبداد/ علی مزروعی
روزنامهی بیروزنامهها و رسانهای برای هر شهروند/ سید مهرداد طباطبایی
آقای میرحسین! این امانت توست/ حسین ناصری نیا
گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان/ نسیم بهشتی
نماد ِ بودن و سبز ماندن/ بیتا موحد
چالشهای خبرنویسی درباره زندانیان سیاسی/ مانی حقیقی
انتخاب سبز بودن/ صحرا عابدی
نهضت آگاهیبخشی با دست خالی/ زهره نقیبی
گفت و گو با خانوادههای زندانیان سیاسی درباره آگاهیبخشی و عملکرد کلمه/ زهرا صدر














در این روزهای پر از بیم و امیدی که گذشت، افتادن چشمم بر صفحه سایتهای سبز روزنه ای از امید را برایم باز می نمود که می گفت آزادی در همین نزدیکی است و فقط باید آنرا بجوییم.
به امید ایرانی آباد و آزاد
یا حسین میرحسین
کلمه تجلی اندیشه سبز میرحسین
دست مریزاد دوستان سبزم خسته نباشید