سال 1390، سال آگاهی تا رهایی
چکیده :رسانههای سبز ایران، به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، و به پاسداشت اتحاد خود و دیگر همراهان سبز، سال 1390 را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد کردند و خاطرنشان ساختند که صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است....
رسانههای سبز ایران، به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، و به پاسداشت اتحاد خود و دیگر همراهان سبز، سال 1390 را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد کردند و خاطرنشان ساختند که صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است و امروز نیز گسترش آگاهیها ارزشمندترین سرمایهی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.
به گزارش کلمه، در بیانیه مشترک رسانههای سبز همچنین تاکید شده است: اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهیبخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمیتوان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان و همراهان راه سبز امید، سلام بر شما
درود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.
سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبههای همراهان سبز خود را یاری میکرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز دربند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقهی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.
آری! در سال 1389 همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آنقدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریکاندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف درهمفشردهمان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حقطلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از 25 خرداد 88 آغاز شده بود، همچنان با همهی فراز و نشیبها ادامه دارد. اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهیبخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمیتوان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.
ما رسانههای سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد میکنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهیها ارزشمندترین سرمایهی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.
سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو میکنیم.
اللهم حول حالنا الی احسن الحال
امضا: سایتهای کلمه، سحام، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا














انشاالله خداوند شما را در سال جهاد اقتصادی به راه راست هدایت کند تا شاید درک کنید چه رهبر فرزانه ای داریم
آقای پیرو ولایت انشالله 32 سال دوم هم مثل 32 سال اول افتان و خیزان این سالهای جورواجور را پشت سر بگذارید
ما هم از خدا میخواهیم سال 90 ظهور حضرت باشد تا انشاالله امسال را “سال پایان مصیبت ابدی” بنامیم
از این سالها و نامگذاریهای کذایی که آبی برای ما گرم نشد
به آغا بگویید از حاشیه بکاهد و به متن بپردازد
اقای پیرو ولایت تا سیاست ماجراجویانه هست جهاد اقتصادی هیچ معنی و مفهومی نداره
شاید منظورشون از جهاد اقتصادی فروش بیشتر نفت بوده !
آقای پیرو ولایت یک کتاب اقتصاد اسلامی بنویس که ما مطالعه کنیم . چون حهاد را میدانیم یعنی نیرو های گار رهبر 12000 نفر که
متشکل از بسیج و … که پول نفت را میگیرند و سیعیان را در خیابانها کتک میزنند. (گارد هم همان گارد جاوید ستم شاهی )
آن هم بخاطر آنکه اصل 27 قانون اساسی که تو هیچ از قانون اساسی که خون بهای شهدا میباشد و همه اصولش را زیر پا له کردنند
چیزی بجز آن چیزی که تو پیرو آن هستی نماند . یادت نرو ففط مرا آگاه کن چه کتابی اقتصاد اسلامی را بخوانم .
آقای احمدی نزاد و …
تحلیل بفرمائید : که اسد 6 نفر را توی مسجد در سوریه به رگبار بسته و کشته . تحریم ها هم البته روی شما اثر نداشته چون سرمایه
بی حساب و کتاب دستان میباشد و روی شما بی اثر میباشد ولی فشاری که به مردم میاد خبر ندارید .
به این فرزانه بگو یه رساله بده بیرون اگر جراتش رو داره
انشاالله امسال سال ظهور و پایان بزرگترین مصیبت تاریخ باشد
انقلاب خودجوش(ومکروا ومکر الله والله خیر الماکرین)
با سلام و آرزوی توفیق روز افزون
ضمن عرض تبریک سال نو چند راهکار را برای آگاهی سازی پیشنهاد می کنم که خودم انجام داده ام و ثمر بخش بوده است
1- در شهرستان ها جوانان با ایمان سبز نامه نگاری را با مسئولین شهر و افرادی که نقش ها مهمی دارند شروع کنند. در نامه های خود که به صورت ناشناس ارسال خواهد شد تحلیل های خود از جنبش و مطابقت های تاریخی که نشان می دهد رفتار حاکمان مستبد به یزید و معاویه بیشتر شباهت دارد را مطرح نمایند.
2- تهدید سپاهیان ظالم از طریق همین نامه بسیار کم خطر و کار ساز است.
دوستان من خودم همین کار را کرده ام در شهرستان…. نامه های تحلیلی به امام جمعه و روسای ادارات نوشته ام و به فرمانده سپاه و بسیج هم نامه تهدید نوشتم همین کار باعث شده که این افراد متزلزل شوند.
با سلام به اميد رهايي. واقعا اسم با مسمائي است. ريشه تمام بدبختي هاي ما جهل است. درود بر شيخ شجاع و مير و خاتمي و هاشمي
کامنت دوم من زیر این پست . امید که درج شود!
….
جایگاه دموکراسی در جنبش سبز
شنبه 29 اسفند، سایت های سبز، شامل: کلمه، سحام نیوز، جرس، میزان، نوروز، امروز، اداوارنیوز، مشارکت و.. ، طی بیانیه ایی سال آینده را سال آگاهی رسانی بعنوان بزرگترین ابزار مبارزه با استبداد اعلام کردند.
نگارنده این یاداشت از اینکه بالاخره جنبش سبز ما، فرصت می یابند تامراجع رسانه ای خود را بشناسند و بدین طریق، از افتادن درچاله آنارشیسم خبری و تله های گمراه سازیهای اطلاعاتی رژیم اجتناب کنند بسیار خشنود است و این خشنودی آنقدر هست که کاستی های این بیانیه را با اغماضی گذرا بنگرد. ولی این اغماض بمعنای چشم بستن بر این کاستیها نیست چون این چنین چشم پوشی، خود نقض آن آگاهی آفرینی ای است که خود این بیانیه پیام دهنده آنست.
قریب ده دوازده سال پیش در اوج برو بروی اصلاح طلبی، از سوی اصلاح طلبان، اصطلاح « خودی و غیر خودی» مطرح شد. در این رابطه خاص، «خودی و غیر خودی» یک اصطلاح معصوم و بی محتوای سیاسی نبود بلکه بیان نگاهِ آن جنبشی بود که خود را نماینده «تمام ملت ایران» میدانست، نشان از این داشت که اصلاح طلبان با این گفتمان آپارتائید گونه خود؛ نه تنها بخش زیادی از جامعه مدنی، سیاسی واقلیت های اعتقادی را ازمنظومه «ملیت ایرانی» اخراج و مسلوب الحقوق کردند، بلکه بطور دوفاکتو زیر حکم تصفیه هایی فیزیکی، فشار و تضیق یا فراری دادن این غیر خودی ها را از میهنشان، با ابزار رعب و هراس آفرینی ناشی از اعدام و بگیر و ببند، نیز امضاء گذاردند.
انتخابات ریاست جمهوریی 88 ، فرصتی بود تا میلیونها «غیرخودی» نیز در کنار 20 ـ 30 میلیون دیگر از احاد ملت که در حاشیه خاکستری سیاست قرار داشتند، شانس خود را برای مشارکت سیاسی درکشورشان آزموده و کمکی به گشایش فضای سیاسی دراین نظام استبداد دینی و ولایی بکنند.
طبعاً این غیر خودی ها که سهمشان از این انقلاب و حکومت اسلامی بیشتر از چوبه ها ی اعدام، جرثقیل های دار، شکنجه، زندان و تبعید نبود، نتوانستند طی این سی سه سال از آن مصونیت حقوقی که «خودی ها» از نعمت آن برخوردار بودند بهره مند شده و رسانه ها و ارگانهای خود را بر پا دارند. آنها تا امروز فرصت نیافته اند تا با هویت مستقل خود بی ترس از انگ و رنگ و تکفیر و تابو شدگی مهندسی شده، به صحنه آمده، برخوردار ازهمان مصونیت حقوقی که دیگران داشته اند، از زبان خود و نه بوقهای رژیم ، خود را به نسلهای پس از انقلاب معرفی کنند. آنها فرصت نیافتند در متن چالشهای سیاست روز مملکت، گفتمان خود را صیقل داده و پیام سیاسی خود را به مردم رسانده و از ان طریق بر غنایی فرهنگ سیاسی مملکت بیافزاند.
آیا احتیاجی به سند و مدرک و استدلال است تا بگوییم که اگر این دوستان «خودی» توانسته اند به این جایگاه امروزدر صحنه سیاسی دست یابند نه بخاطر صلاحیت بیشتر سیاسی اشان، بلکه در درجه اول، ناشی از سی و دو سال خفه کردن رقیبان و آن دیگرانِ«غیر خودی» بوده و اینکه این«خودیها» به برکت امکانات رسانه ایی و مشارکت در ساختار قدرت در دوره هایی نه چندان کوتاه و در غیاب حذف شدگان «غیر خودی» توانسته اند تنها گروه تهمتنان صحنه سیاسی جنبش سبز ملی امروزمیهنمان شوند؟
بیانیه امضاء شده از طرف گروه معینی از رسانه های جنبش سبز که بدون استثناء، همگی برآمده از درون گفتمان انقلاب اسلامی و نظام ولایی بوده ریشه در قدرت سیاسی حاکم داشته اند و برهمان اساس هم خود را متولی بحقِ جنبش سبز دانسته و در این متولیگری انحصاری خود، ناخود آگاه، انحصار قدرت سیاسی را در فردای ایران ما از هم اکنون شالوده ریزی میکنند، با روح منشورهای منتشره و تأکیداتی که در آنها بر حقوق شهروندی شده است و مبناگیری منشور حقوق بشر در تنظیم آنها در تناقضی آشکار قرار دارد.
سئوال من از شما دوستان اینست که آیا بنظر شما؛ جنبش سبز یک جنبش «ملی» با شرکت افراد و احاد ملت، صرفنظر همه تعلقاتشان است یا «جبهه» ای مرکب از احزاب و سازمانهای سیاسی؟ و یا نه خیلی ساده تر، یک «حزب» سیاسی است؟
با قضاوت برمبنای رفتار سیاسی شما دوستان، من به این نتیجه میرسم که شما مرز بین سه پدیده سیاسی را مغشوش گرفته و با درکی حائل بینِ جبهه ایی سیاسی و بلوک مانند،( و نه ملی) و حزب سیاسی در نوسانید. در زبان نوشتاری، از «جنبشِ» سبز صحبت مینمائید ولی در عمل بعنوان بلوکی سیاسی و نیمه حزبی با ایدئولوژی همخوان وسامانی مرکب از خودیها، بدان مینگرید.
دوستان سئوال صریح من از شما این است؟
من:
الف ـ طرفدار گفتمان سبز بر اساس بیانیه های 17 گانه موسوی و منشور های منتشره هستم و قدم بقدم با آن پیش آمده و مطالبات سیاسی ام را با آن تطبیق داده ام. در نگاه من، خود آقای موسوی و کروبی هم در توضیح جنبش سبز، همواره از آن بعنوان کف مطالبات مردم سخن رانده اند که مانع از نگاه فرا دوره ایی تا آنسوی این جنبش امروز نیست.
ب ـ در افق سیاسی نگاهم ولایت فقیه یا چیزی را بنام مقام معظم رهبری و این گونه کدخدا بازیها و راشد ومرشد سازیها را قبول ندارم و معتقدم این گونه پدیده ها، مناسب حال حکومتگرا آغازین دوره صفوی بوده و امروزه برای سوء استفاده ابزاری از باورهای ساده اندیشانه مردم سرهم بندی شده اند. من فکر میکنم سی و سه سال برای یک تجربه تلخ و پر هزینه کافیست!
ج ـ من به جهانی گلوبال باور دارم که در آن سونامی فوکوشیمو تنها مسئله ژاپن نیست. قتل عام نیم میلیون مردم بیگناه درسودان و تجاوز به صد ها هزار دختر، پسر و زنان مردم بنام اسلام، فقط مسئله مردم سودان نیست. سپر سازی مردم بیگناه جنوب لبنان در عملیات جنگی علیه اسرائیل و تبدیل بیمارستانها و کودکستانها به استحکامات نظامی و سکوهای پرتاب موشک در لبنان توسط حزب الله و اماج اهداف حمله نظامی ساختن آنها بقصد شهید سازی و مظلومیت آفرینی فقط مسئله مردم لبنان نیست. همچنین تجاوزگریهای اسرائیل به مردم فلسیطین و همسایگانش و آبادی سازی یهودی نشین در آنجا وامتناع از برسمیت شناختن حقوق ملت فلسطین در داشتن حق سرزمین خود را نیز پدیده ای فقط مربوط به خودِ مردم فلسطین نمی باشد بلکه دود آن چشم مردم منطقه را از سوزش گذشته کور کرده است. همه اینها مسائلی مربوط به همه مردم دنیا بشمول آمریکا و اروپا هم هست که رفاه و دموکراسیِ پر هزینه ساخته شده خود را با بروز این مسائل و رویدادها در خطر می بینند. امروز اروپا و امریکا بخاطر دفاع از دمکراسی خود دردنیا در فرایی مرزهای خود مداخله میکنند با همان هدف که در دوران جنگ سرد با دفاع از حکومت های وابسته بخود از منافع خود دفاع میکردند. مسئله آنان دفاع از منافع ملی اشان است. باید اینرا درک کرد که در دوران پس از فروپاشی اردوگاه شوروی؛ این، تقویت و گسترش دمکراسی در جهان است که منافع غرب را تأمین میکند نه تقویت دیکتاتوریها و این را هم نسبی باید گرفت و نه مطلق. منافع غرب دیگر نه ایجاد محدوده ها و قرقگاها ی سیاسی بهر قیمت نیست بلکه شکستن این محدوده هاست. تقویت دیکتاتوریها دردورا جنگ سرد از اینجا ناشی میشد که در گازانبر بین شرق و غرب و پس ازفروپاشی یلوک شرق و ظهور بنیادگرایی و یازده سپتامبر، بین بنیاد گرایی دینی و دموکراسی غربی در کشورهای اسلامی جای چندانی برای مانور بنفع سازو کار های دموکراتیک نبود ولی امروز آن شرایط تغیر یافته است.
امروزه تا حدود بسیار زیادی جنبش دموکراسی خواهانه مردم در کشورهایی استبداد زده درانطباق با منافع غرب است و از این رو به آن کمک میکند. ولی صد البته همین غرب حاضر نیست در دام القاعده ایی بیفتند که شنل دموکراسی پوشیده تا قدرت را بدست بگیرد و یا دو دستی قدرت را در بحرین و سایر شیخ نشین ها به گروهبندیهای شیعه وابسته به جمهوری اسلامی ما تقدیم کند تا آنها، هم پوست از همان دموکراسی نیم بند بحرین و نظام پارلمانی اش و هم از دموکرات های آنجا بکنند. ما تجربه شعار «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی» را داریم که بنام آن بدترین نوع استبداد دینی بنام آزادی و استقلال، همان آزادی مدنی ونیمچه آزادی سیاسی ما را هم از ما گرفت.
براین سیاق، من؛ با تروریسم و بنیاد گرائی دینی؛ که با کهریزکهایش، با قتل عامهای کورش در بازارها، زیازتگاه ها و مساجد و در سایر اماکن و یا وسایل نقلیه عمومی ، سربریدن هایش در برابردوربین های تلویزیونی، آدم ربایی های باج گیرانه اش، روی همه جنایتکاران تاریخ را سفید کرده است مخالفم.
د ـ من ضد آمریکایی نیستم و از اینکه باشعار مرگ بر آمریکا حنجره خود را پاره کرده به گفتمان و تفکری دامن زده ام که امروزه به عصای اعجازآمیز موسی در دست ضد مردمی ترین نیروهای فرقه گرای دینی و سیاسی تبدیل شده است پشیمانم.
میخواهید باور کنید میخواهید نکنید اصطلاح« لانه جاسوسی» برای سفارت آمریکا را من در همان شب اول اشغال این دفتر نمایندگی سیاسی روی زبانها انداخته و سالهاست که از این کرده خود پشیمانم.
ر ـ ضد تجاوزاسرائیل هستم کما اینکه ضد هر تجاوز دیگری ولی ضد اسرائیلی و ضد یهود نیستم.
ض ـ رژیم حاکم برمیهنمان را نه اسلامی میدانم و نه جمهوری، با ترکیب صفت لاتین «کراسی» بمعنای نوع حکومت، آنرا لمپن یا اوباشکراسی میدانم و لذا حق مسلم مردم خودمان و همه جهان میدانم که با آن از بیخ و بن مخالف باشند و اینرا دخالت درامور داخلی میهن خود نمیدانم بلکه مقابله با فتنه ایی میدانم که سمومات فکری و ماجراجوئیهای سیاسی و نظامی اش آرامش منطقه و جهان را بهم میزند و در آینده هم بمب اتمی را علیه خود ملت ما بکار خواهد برد و نه اسرائیل همچنانکه قذافی هم 42 سال ارتشی را با پول ملت لیبی پروار کرد که برای سرکوب خود ملت لیبی از آن استفاده کند و نه اسرائیل.
ض ـ من از اینکه حنجره ام را با «مرگ برشاه» پاره کردم تا این حکومت امروز بر ما حاکم شود بسختی اظهار ندامت میکنم و بهیچوجه رژیم پادشاهی را بخودی خود بد نمیدانم و چهره رژیم سرنگون شده شاه را هم، مخصوصاً در مقایسه با رژیم ولائی امروز سیاه که نمی بینم هیچ، خیلی هم انسانی و دموکرات میبینم و لذا حق مسلم طرفداران رژیم پادشاهی میدانم که خود را بخشی از این جنبش بزرگ ملی بدانند. با توضیح اینکه:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ــــ زهرچه رنگ تعلق پذییرد آزاد است
و لذا به هییچ فرقه ای جز خانواده بزرگ سبز تعلق ندارم.
حال سئوال من اینست بنظر شما با این مشخصات منهم جزء این جنبش سبز حساب میشوم و یا نه؟ همچنان شهروند درجه دو و ناخودی هستم؟
اگر شما متولی ایین جنبش هستید لطفاً به این سئوال من که سئوال میلیونهاست پاسخ دهید؟
ــــــــــــــــــــ
دوستان رسانه های سبز!
اگر در پی نوشت این نقد کوتاه بر بیانیه شما ضمیر «من» را بکار برده ام نه ناشی از خود بزرگ بینی و منیت بلکه بدین دلیل است که این «من» بیان یک گفتمان و نیروی رنگین در بطن جنبش سبزِ «ملی و نه فرقه ایی» ماست. فرقه ایی شدن جنبش سبزهمان و جوانمرگ شدنش همان. دشمنان جنبش سبز: سکتاریستهای سیاسی و فرقه ای،تجزیه طلبان و خود رژیم فرقه ایی و انحصاری شدن جنبش سبز را میخواهند تا انرا متلاشی کنند. لذا از این تله باید پریز کرد.
جا داشت در این بیانیه خود، اگر بنا بر ملاحظات تاکتیکی، مشخصاً نامی از این نیروی میلیونی سبزِ سکولار و دگر اندیش نمی آورید، اقلاً اشاره ایی تلویحی به آنها هم میکردید تا همگان بدانند که خدایی ناکرده متولی گریی این جنبش را در انحصار خود نمی دانید و در عمل به ایرانی بودن همه ایرانیان اعتقاد دارید.
این بیانیه نه تنها در محتوا بلکه در فرم و صورت عبارتبندی خود هم، حزبی و ایدئولوژیک تنظیم شده است وبا گفتمان سبز در نتاقض کرداری و گفتاری است.
درود بر راه سبز
درود بر ایران
زنده باد موسو و کروبی ارجمند.
سال نو فرخنده باد.
باید از 15 فروردین هر روز به خیابان امد.اگر قرار باشه هفته ای یک روز به خیابان بیاییم و رژیم هم هر هفته اماده باش هست و ما نمیتونیم به حقمان برسیم.مگه ما از مردم مصر و تونس و بحرین و اخیرا سوریه کمتر هستیم؟!!رژیم کودتایی ایران اقایان موسوی و کروبی را زندانی کردند و ما هیچ کاری نمیکنیم.!!1 پس این اقایان مشاوران ارشد کروبی و موسوی کجا هستند که بیانیه نمیدهند؟!!!
شما باید خجالت بکشید. اندیشه های شما مطرود وتاریخ مصرفشان تمام شده.انحراف انقلاب و زندانی ومطرود کردن یاران نزدیک امام و از میان بردن انقلاب اصیل مردمی کار شما ورهبران بی خردتان است. شما فقط شعار مرگ بر … بلدید . تفکراتتان شیطانی و رفتارتان حیوانی است.
در جواب این حاضر جواب باید بگم یا شما چشمانتان را بستید یا خودتان را به خواب زدید کسانی که اعتراضات مدنی مردم با چماق و اسلحه جواب میدهند و با ماشین مردم رو زیر می گیرن و به مردم فحاشی می کنند و سردم داران آنها با بی عدالتی با معترضین بر خورد می کنند دروغ می گویند
و کلی اعمال دیگر که گفتنش از این مجال خارج است…. آیا رفتار اینها انسانیست؟ مردم خودشان قضاوت می کنند.
بیایید همیشه سبز باشیم.
بیایید همیشه سیز بمانیم.
سال آگاهی تا رهایی رو به همه مردم ایران عزیز تبریک میگم. صحبت، تبادل نظر، آگاهی بخشی و دعوت به دیدن و شنیدن حرفها و صداها و نظرات مختلف فراموش نشه
بادرودبه شورای سرداران ودرراس انها رییس جمهور محبوب میرحسینموسوی وشیخ شجاع وبانوانشان سال اگاهی رسانی واستقامت را باسازمان دهی وطراهی در بخش های مختلف جامعه با صرف انرزی لازم اغاز کنیم .در بخش کارگری خواسته های انهارا مطرح در کلیه کارخانجات فعال باشیم ..دربخش کارگران بیکار و سایر بیکاران با ایجاد بنگاههای کار یابی انهارا متمرکز وسازماندهی کنیم ..بالاترین فعالیت دربخش دانش اموزی لازم است.زیرا هم شجاعت دارند وهم بفکر نان شب نیستند…مگرنه اینکه حاکمیت بچه های سیزده وچهار ده ساله را بالباس وباتوم درمقابل مردم قرار داده بود..خلاصه باید درجبهه های مختلف ووسیع وجدا از تظاهرات خیابانی به اعتراضات خود ادامه دهیم..توجه کنید سرداران اصلاحات را بهمین سادگی بزندانهای طولانی محکوم کردند وموج سبز دراین مورد هیچ حرکتی انجام نداده است.اگر واقعا مبارزه میکنیم کارهای عملی را شروع کنیم بی وقفه ازشعارنویسی.شبنامه .دیوارنویسی.اسکناس نویسی.بموازات اینهامیتوانیم اعلان کنیم تاازادی زندانیان سیاسی موج سبز میلیونی از پرداخت قبوض برق وگاز خود داری میکنند.چنانچه این کار عملی گردد.همه فکر کنند باز دهی خوبی میتواند داشته باشد.به امیدپیروزی.زنده باد ازادی
دیکتاتور در سال اگاهی تا رهایی به پایان سلام کن .
مرگ بر دیکتاتور
آقای پیرو ولایت از این افکار تاریخ مصرف گذشته نامگذاری سال اعلام برائت میکنم چون همه سالها سال “آفتابه لگن هفت دست شام ونهار هیچی” بوده
به امید خدا امسال سال منجی آخرالزمان و انتقام گیرنده مظلومان است
ونوس عزیز از نوشته ات بسیار خوشنود شدم و قبولت دارم تحمل کن همه دیکتاتورها اینگونه اند همه چیز را از بالا به مردم و
زیردستان
خود دیکته میکنند . البته ذر هم آمیختن احکام دین با اقتصاد بدون داشتن حتی یک کتاب معتبر بنام اقتصاد اسلامی .
با سلامي چو بوي بهاران و قلبي چو عشق به مولايمان آقا امام زمان (عج) و به اميد پيروزي حق بر ظالم و درودبر رهبر عزيزمان و ملت بزرگ ايران.
سال نو توام با پيروزي حق بر ظالم مبارك باد.
ضمن تبریک سال نو به شما و همکارانتان و دوستان عزیز
چندی پیش حکمی برای تعدادی از طلاب حضرت آیت الله دستغیب به تبعید از استان از سوی دستگاه عدالت و قضاوت و عدل استان صادر شد که هفته پیش یکی از طلاب به مدت 3 سال از مسجد و استان تبعید ( نفی بلد ) گردید که این را عدالت مدعیان آزادی و دموکراسی را میرساند که هر لحظه خود را وارث و پیرو دین حضرت محمد میدانند
آیا این هست عدالت دولتمردان ؟
رضوان خدا بر حضرت آیت الله دستغیب و طلاب عزیزش
خداوند خافظ آیت الله دستغیب و طلاب و پیروانش باشد
امیدوارم در سال جاری همه با هم بدون جبهه ای خاصی برای جنبش(مردمی)ایران بایستیم و سرافراز بشیم البته با آگاهی درست.
راستی برنامه هارو زودتر اعلام کنید که آمادگی رو داشته باشیم
زنده باد جنبش مردمی هم سبز هم قرمز هم سفید .
جنبش راه سبز; بپاخیزید., رهبر ان جنبش هنوز در اسارتند..
زنده باد ایران , زنده باد نهضت سبز آزادی
– سال تفاهم ملی !
برای جلوگیری از هدر رفتن نیروی انسانی و درجهت باز تولید ثروت مادی و معنوی ایرانیان-
سال عفوعمومی- آشتی ملی و خنثی و زدودن کدورت ها-
آزادی کلیه زندانیان سیاسی، احزاب سیاسی، تشکل های صنفی، مطبوعات، …-
به رسمیت شناختن تام وتمام حقوق شهروندان، مندرج در منشور جهانشمول حقوق بشر-
تشکیل کشور/ فدرالی نوین در شهرتاریخی قم وحوالی آن و به رهبری آقای خامنه ای-
با فروتنی تمام، استعفای آقای احمدی نژاد از مقام ریاست جمهوری و در جهتی ملی – میهنی، ماندگار در تاریخ ایران –
تشکیل دولت موقت و سکولار توسط آقای میر حسین موسوی درجهت فرو کش کردن بحران درعرصه ملی ایران-
تبلیغ تشکیل جمهوری فدرال ایران در جهت مبارزه با دشمنان خارجی با نیت شیطانی تجزیه ایران-
برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت ایران، از آن جمله: جمهوری سکولار، دمکراتیک و فدرال/ جمهوری اسلامی/ مشروطه سلطنتی. –
برای سربلندی ایران-