این یک یافتهای بود که ایشان خیلی پیش از انقلاب به آن رسیده بودند. واقعا اگر بر اندیشههای شهید بهشتی کار کنید، عمق آشنایی ایشان با مسائل مربوط به توسعه بر اساس اسلام یک حالت معجزهوار دارد. یک جزوهای وجود دارد که خوشبختانه چاپ هم شده است، ایشان در زمانی که آلمان بودند برای دانشجویان ایرانی مقیم اروپا این جزوه را تحت عنوان مراحل اساسی یک نهضت ارائه کردند. ایشان بر اساس تجربه نهضت پیامبر اسلام یک صورتبندی از این مسئله ارائه کردند. بعدا آنچه در تجربه انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است در آن عرصههایی که به شهید بهشتی مربوط میشد شما میبینید که ایشان گویی هر لحظه خودشان را در معرض چنین تحولی میدیده است و برای تک تک لحظات این تحول برنامه تهیه کرده بود. این واقعا یک زاویه عجیب و نامکشوف از ایشان است
» خبر سطح دو
آقای رتکلیف؛ نازنین سه سال و نیم است که رنج جدایی از شما و دوری و حسرت از فرزند خردسالش را تحمل کرده ، اما گیسوی کوچکش به زودی می بایست برای شروع تحصیل، کشور ایران را ترک کند و نازنین، درد جدا شدن از گیسو را با اعتصاب غذایش به فریاد در اورده است . اعتصاب نازنین علیه کسی نیست. فریاد مادری است که ضمن تظلم خواهی از مسوولان هر دو کشور، نتوانستن تحمل درد کوچ و فراق پرستوی کوچکش را فریاد می زند و این ننگ جامعه بشری و لکه سیاهی بر عملکرد مسئولان است .
کتاب«جستجوگر بیقرار حقیقت» منتشر شد
باید تناقضها و پارادوکسهایمان را حل کنیم؛ مسئله اساسی که باید حل شود محدودیت قدرت و نسبت دین با دولت است. با دستکاریهای ظاهری و تغییر اسمها مشکل حل نمیشود؛ اگر ریلگذاری درست نباشد فردا دوباره همین مشکلات را داریم
مطالبات تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی از رئیس قوه قضایی: عدالت قضایی را بر قرار کنید
ما به عنوان جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی ضمن محکوم کردن اینچنین حوادث تلخی که موجب تأثر و تأسف آحاد جامعه است، نسبت به عدم اجرای صحیح قانون در بخش هایی از قوه قضاییه و عدم موافقت با مرخصیهای مناسبتی، استحقاقی، استعلاجی، اضطراری و محدودیت استفاده از تماس تلفنی و…. نزدیکان مان که اکنون در زندان هستند و در مقابل، رویه ی کاملاً متناقض که نسبت به عده دیگری اعمال و اجرا می شود و نیز عدم موافقت با آزادی مشروط عزیزانمان (علیرغم اینکه واجد شروط بهره مندی از آن هستند)، اعتراض داشته و تامین امنیت جانی عزیزانمان را بر عهدهی سازمان زندانها و قوه قضاییه میدانیم و نسبت به عدم احقاق حقوق زندانیان هشدار می دهیم
حسین رونقی پس از حدود ۱۰ سال حکم آزادی خود را دریافت کرد
بازگو کردن اینکه طی این سالها بر من، خانواده و اطرافیانم چه گذشت بماند برای روزهای که فرصت سخن گفتن خواهیم داشت. رنجها، صبوری و پیگیریهای پدر و مادرم، خانوادهام و زحمات و جدیت وکیل گرامیام آقای سعید جلیلیان و آقای عماد باقی عزیز به بار نشست و بعد از سالها حس آرامش، شادی و آزادی را در صداهایشان شنیدم. پزشکان معالجم خانم دکتر رباب مقصودی و آقای دکتر موسویان نقش بسزایی در سلامتی من و در خلق این حس شادی و آزادی داشتند و ازشونم ممنونم.
نفوذی ها در مهمترین نهادهای انقلابی/ اعدام مردی که ۳ سال اطلاعات موشکی ایران را به امریکا میداد
حاج زوار سرهنگ هوافضای سپاه پاسداران بوده و گفته میشود تا زمان دستگیری در شهریور ۱۳۹۶ به مدت ۳ سال در ازای دریافت پول و گرفتن تابعیت آمریکا اطلاعات موشکی سپاه را به سازمان سیا میداده است. همسر وی بنام “لیلا تاجیک” نیز که به همراه او دستگیر شده بود در دادگاه نظامی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. او هماکنون در زندان کچویی دوران محکومیت خود را طی میکند
مادر علیرضا شیرمحمدعلی: صدایم را به گوش آقای رئیسی برسانید که خونخواه فرزندم هستم
فقط این را به گوش آقای رئیسی برسانید که من خونخواه فرزندم هستم. دستهای پشت پرده را می خواهم. چرا رئیس زندان سهل انگاری کرده است؟ آیا افسر نگهبان کلید را به یک زندانی داده است و او در را باز کرده؟! دوربین ها کجا بودند؟ چرا دوربین ها صحنه را نگرفتند؟ وقتی از بچه من هفت دقیقه خون می رفت افسر نگهبان کجا بوده و چرا بعد با یک گارد ویژه آمده؟ چرا جوان ۲۱ ساله من اینگونه باید سلاخی شود؟ به چه حکمی؟ به چه جرمی؟ به چه اعتقاد و عقیده ای؟ ما مسلمانیم. باید مسلمان، مسلمان را اینگونه سلاخی کند و افسر نگهبان نباشد؟ این حق است؟
مطالبات زندانیان سیاسی محبوس در بند هشت اوین از رئیس جدید قوه قضاییه
تفکیک جرایم وجود ندارد و زندانیهای مختلف با انواع جرایم اعم از مواد مخدر، مالی، سیاسی و … در کنار هم تحمل کیفر میکنند. انواع مواد مخدر و روان گردان موجود به راحتی قابل دستیابی است. اما، بسیاری از کتب و نشریاتی که مجوز انتشار و شابک دارند اجازه ورود به بند هشت را نمییابند.این بند بسیار شلوغ است، هر اتاقی چندین نفر کفخواب (کسانی که تخت خواب ندارند و کف اتاق میخوابند) دارد و تعداد زیادی از زندانیان در حسینیههای سالنها میخوابند.
خطر سیگنالهای متناقض ترامپ به تهران
تقویت چنین نگاهی در جمهوری اسلامی ایران، به سادگی میتواند به ریسکپذیری بالاتر طیفی از تصمیم گیران نظامی و سیاسی -و نگرانی کمتر نیروهای عملیاتی از حرکت در “لب مرز درگیری”- تبدیل شود. در این صورت، پیامهای متناقض دونالد ترامپ به تهران نه -چنانکه او انتظار دارد- زمینه ساز “مذاکره”، که نوعی اطلاعات گمراه کننده در مورد ریسک رویارویی سخت خواهد بود
ادامهی بلاتکلیفی فعالان محیط زیستی بعد از ۵۱۶ روز بازداشت موقت
فعالان محیط زیستی بازداشت شده توسط اطلاعات سپاه کماکان در بلاتکلیفی به سر می برند و با وجود آنکه گفته شده بود دادگاه سوم آنان در خرداد برگزار می شود اما با فرا رسیدن تیرماه خبری از برگزاری دادگاه نیست
جنبش سبز؛ برانداختن تام و تمام پرده تزویر استبداد
#۳۰اقتراح #دهسالگیجنبشسبز #نوشتهبیستونهم کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری […]
جنبشِ بیرسانه؛ تاریخِ بیآرشیو
جنبش سبز نه رسانه دارد نه آرشیو؛ وقتی در عصر شبکههای اجتماعی، وسیعترین و فراگیرترین جنبش سیاسی و اجتماعی ایران بدون رسانه و آرشیو باشد چگونه میتوان به صورت منسجم و هدفمند، از هویت و مطالبات جنبش دفاع کرد؟ آنانکه در سال ۸۸ تازه به دنیا آمدند حالا دانشآموزان کلاس سوم دبستاناند و آنانکه آن روز در کلاس سوم دبستان بودند اکنون دانشجو و کارگر و کشاورز یا در جستجوی شغلاند؛ اگر آن نوجوان و این جوان از ما درباره جنبش بپرسند تنها میتوانیم به آثار و سندهای پراکندهای ارجاعشان دهیم که اگرچه مُتقن و محکماند اما منسجم نیستند و آفت این عدم انسجام زمانی خودش را نشان میدهد که تبلیغات رسمی هر سال با دروغ تازهای بر حقیقت رنگ میپاشد
در این مسیر این شعار که « جنبش سبز » جنبش زندگی است باید بگونه ای تئوریزه و عملیاتی شود که هرشهروندی در زندگی روزمره خود احساس مشارکت در آنرا بنماید و بشود از ارزش افزوده ای که هر فرد در هر حدی که برای پیشبرد این جنبش تولید می کند برای بسط و ارتقاء و همبستگی جنبش استفاده کرد. اگر روزی شعار “هر شهروند یک ستاد ” برای پیروزی موسوی در انتخابات داده می شد، و پس از کودتای انتخاباتی این شعار به “هرشهروند یک رسانه ” برای آگاهی بخشی در مقابله با سرکوب و سانسور حاکم تبدیل شد و کارآمدی خود را نشان داد
فرشاد مومنی: به زودی همه صنعت خودروی ما ارزش آهن قراضه خواهد داشت
در ادبیات موضوع مدتی است که از پدیدهای به نام خودروی تسلا نام برده میشود. این خودرو نسبت به خودروهای موجود پنج ویژگی دارد. ویژگی اول اینکه بسیار ایمنتر است. دوم، پاکتر است و آسیب آن به محیط زیست نزدیک به صفر است. سوم، زیباتر است. چهارم، پر شتابتر هست. پنجم، ارزانتر است. در این نقطهی عطف کسانی که بایستههای تحول را درک نکنند دچار پس افتادگی شدید خواهند شد. در مقاله سال ۲۰۰۰ پیشبینی کرده بودم زمانی که تحولات بنیادی در صنعت خودروسازی بیفتد ارزش ظرفیتهای تولیدی قبلی در حد آهن قراضه خواهد بود. پیشبینی کرده بودم اینها پوست خربزهای برای ایران تدارک دیدهاند که تحت عنوان تکنولوژی ماشین آلاتی که بعداً باید دور بیندازند و به درد کسی نمیخورد بر ما منّت بگذارند و پولهای درشت از ما بگیرند و تحویل دهند.
جنبش ها عموماً متمایل به کسب هویتهای جمعی پایدار و آشکار دارند یا برای خلق آن تلاش میکنند. چگونه در حالی که مطالبات سبزها مشخص است، در حالیکه میدانیم “ما” و “آنها” که هستند و چه تفاوت ها و تمایزاتی دارند، میتوان زنده بودن و تداوم جنبش را انکار کرد؟ در عین حال هویتهای جمعی به طور معمول و یکبار برای همیشه کسب نمیشوند، بکه آنها تحت تأثیر شرایط فرهنگی ایجاد شده و دایماً بازسازی میشوند. به این معنا باید پذیرفت که جنبش سبز ۹۸ و ۸۸ تفاوتهایی دارند
مطالبات و اعتراضاتی که محمل جنبش سبز شد باید فراتر از انتخابات یا گذشتۀ نزدیک به آن ارزیابی شود. چنین فورانی از انرژی اجتماعی حکایت از تراکم خواستهها و نارضایتیهای بسیار و گسترده در زمانی طولانی دارد. در واقع شاید بتوان چنین گفت که جنبش سبز محصول مطالبات متراکم پاسخ نگرفته در دوران اصلاحات بود و با بهرهگیری از فرصت سیاسی انتخابات ۸۸ و حضور خاتمی، کروبی و سپس موسوی از مرحلۀ مطالبات و نارضایتیهای درونی به مرحلۀ ظهور و بروز علنی و اجتماعی در قالب اعتراض ارتقا یافت
ما مردمی معتبر هستیم. مردمی که معتبر شدیم و معتبرتر خواهیم شد. جنبش ما ده ساله می شود و ده سال در عمرِ تاریخ به کسری از ثانیه می ماند. ما خواهیم ماند. خواهیم خواند و یک روز از نو فرای این همه حبس و حصر و تبعیض تاریخ را خواهیم نگاشت. ما خود سرودِ ایستادگی خواهیم بود
سید محمدرضا خاتمی: حداقل ۷ میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ رأی تقلب شده است/ فتنه اکبر تقلب است
آنچه در این وجیزه آمد، تنها بخش کوچکی از حقایقی بود که در انتخابات ۸۸ گذشت. بخشی که فقط و فقط با جستجوی اینترنتی آشکار توسط هر فرد علاقمند قابل دسترسی است؛ آنچه در پشت پرده گذشت و آنچه در اتاق تجمیع آرا گذشت بر ما روشن نیست. من ثابت کردم حداقل تعداد ۷میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ رای تقلب شده است
نرگس محمدی: سازمان زندانها و قوه قضاییه مسئول قتل علی رضا شیر محمدعلی هستند.
قتل علی رضا در حالی اتفاق افتاده که او در بند زندانیان عادی در حال سپری کردن حبس خود بوده و این امر در مورد دهها زندانی دیگر نیز صادق است. زینب جلالیان زن کرد جوان محبوس در زندان عمومی در کردستان، سپیده قلیان دختر جوان ۲۲ساله، زنان دراویش، مرجان داوری و… در زندان قرچک در میان زنان با اتهامات عادی نگهداری میشوند که بارها نسبت به آن تذکر داده و درخواست بازگرداندن انها به بند زنان اوین داده شده، اما اعتنایی نشده است. این مسئله در مورد مردان دراویش در فشافویه و زندانیان سیاسی در رجایی شهر نیز وجود دارد و تخلف اشکار مسئولان سازمان زندانها و قوه قضاییه است
گشوده شدن برگ سیاه دیگری در پرونده استبداد دینی
بدیهی است که تمامی دستگاههای زیر نظر قوه قضاییه، نیروهای امنیتی و سازمان زندانها در این جنایات مسئولند و باید پاسخگو باشند. اما مسئول اصلی و پاسخگوی نهایی کسی است که این استبداد قائم به اوست و این قوا و سازمانهای سرکوب به طور مستقیم و غیر مستقیم از او دستور میگیرند. تا شخص علی خامنهای در مقام مستبد پابرجاست و تا زمانی که نهاد ولایت فقیه به عنوان نهاد قوامبخش استبداد برقرار است، متأسفانه از این دست فجایع باز هم اتقاق خواهد افتاد چرا که برقراری حکومت قانون همان و برچیده شدن بساط رعب و حشت همان
جنبش سبز؛جنبشى فراگیر، رو به جلو و ساختارشکن
جنبش سبز اکنون چنان روى پاى خود ایستاده و در دل جامعه نفوذ کرده و ریشه گسترانده که هر روز جوانه اى از آن در گوشه اى از سرزمین ایران رخ مى نمایاند و هراس بیشترى در دل حاکمیت تمامیت خواه مى پروراند. جوانه هاى ستم گریزانه اى که حتى سانسور و خودسانسورى سازمان یافته، تبلیغات دروغین خردسوزاننده، سرکوب و بگیر و ببندهاى ستمگرانه هم چندان خللى در حقانیت اهداف و امیدوارى رهروانش به رسیدن به آمال خود ایجاد نمى کند
به قول میر سبز ما «هنوز دیر نیست». بلکه تا نفسی میآید که بگوید دیر شد هنوز دیر نشده است، اگر قصدی راستین برای بازگشت وجود داشته باشد.
بازخوانی یادداشت علی شکوری راد: راهپیمائی اعتراضی؛ فرشی از بشریت، دریایی از شعور
مردم بدون آنکه برایشان تسهیلاتی نظیر اتوبوس و مینی بوس تدارک شده باشد و بدون آنکه در طول مسیر ایستگاههای صلواتی حتی برای آب خوردن برپا شده باشد آمده بودند و طول مسیر را با آرامش و سکوت می پیمودند. آنها نشانه های سبز، عکس هایی از میر حسین ودست نوشته هایی از خواست ها وشعارهایشان را حمل می کردند ودستانشان را به علامت پیروزی بالا گرفته بودند و آرام و با متانت در چارچوب تعریف شده برای مطالبۀ برحقشان حرکت می کردند. اگر در بین راه کسی شعار می داد و یا عامل محرکی برای دادن شعار پدیدار می شد، همگی یکپارچه یکدیگر را به سکوت فرامی خواندند
وجدان ملی -مدنی در ادامه جنبش سبز
عزم ملی برای نجات و توسعه ایران، کانون و نهاد امید و بی طرفی می خواهد که بگوید ما برای خود پست و مقام و جاه نمی خواهیم؛ مسئله ما ایران است منتها ایرانی توسعه یافته و مدنی. بایسته است که رهبران جنبش سبز این پرچم را بلند کنند و کمیته وجدان ملی را برای حفظ ایران پایه گذاری کنند و صدای رساتر این کمیته یا جمع وجدان ملی شوند
به مناسبت دهمین سالگرد ۲۲ خرداد: ارزیابی و داوری
در فاصله ۲۲ خرداد ۸۸ تا ۲۵ بهم ۸۹ بدنه و نیروی محرکه اصلی جنبش سبز شهروندانی بودند که در انتخابات شرکت کرده بودند اما معترض بودند که آرای ایشان شمرده نشده است. شعار اصلی جنبش سبز «رای من کو» بود. اما علاوه بر این بدنه اصلی، شماری از هواداران گروه های برانداز و تحریم کننده انتخابات از همان روز اول در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت داشتند. اما آنها از اوایل پائیز ۸۸ از شعارهای رای دهندگان عبور کردند، سرنگونی کلیت نظام را پیش کشیدند و در مواردی، علیرغم تاکید اکید آقایان موسوی و کروبی، دست به خشونت زدند. این کارها دست نیروهای سرکوبگر در حکومت را بازتر کرد که خشونت را تشدید کنند و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را مورد حمله قرار دهند
درس های جنبش سبز و راه تحول مثبت
هرچند امروز جنبش سبز به معنای خیزش اعتراضیِ مردم که در سالهای ۸۸ و ۸۹ شاهد بودیم حضور ندارد اما طبیعتِ هر جنبش اجتماعی تا زمانی که به نتیجه قطعی نرسد،همین فراز و فرودهاست.آن واقعه،برچسبِ قطعیِ خصلتِ جنبشی بودن را بر جامعه ایران زدهاست و میبینیم همه مانورهای به ظاهر رفرمیستی که میخواهند بهگونهای خود را آلترناتیو جنبش مطرح کنند ناکاممیمانند.بدین معناست که میگوییم آن جنبشِ اعتراضی همچنان زنده است و این که امروز یا فردا به چه عنوانی یا با چه رنگی خود را معرفی کند،تفاوتی در واقعیت ماجرا نخواهد داشت
رهبر و راهبرد؛ دو نیاز فوری جنبش سبز
سکوت طولانی مهندس موسوی و خودداری او از ارسال هرگونه پیامی به جامعه برای بسیاری از کنشگران، پرسشبرانگیز و شگفتآور است؛ آیا او دیگر علاقهای به ایفای نقش رهبری جنبش سبز ندارد؟ آیا فرصتطلبیهای کسانی که از نردبان جنبش سبز برلی زسیدن به قدرت بالا رفتند و خلاف وعدههای خود عمل کردند او را سرخورده و خسته کرده است؟ چه منطقی پشت سکوت ممتد میرحسین موسوی نهفته است؟ جنبش سبز به ویژه در دو سال اخیر از ضعف و فقدان رهبری زیان دیده و در خلائی که به خاطر این نقیصه ایجاد شده طرفداران دوگانه و دوقطبیِ «حفظ حاکمیت به هر قیمت» و «براندازی حاکمیت به هر وسیله» بهرهبرداری کردهاند
دامنه وسیع سرکوب های حکومتی، دستگیری چهره های کلیدی این جنبش و دیگر جنبش های اجتماعی ، حصر رهبران نمادین حنبش سبز، مهاجرت گسترده جوانان منتسب به جنبش سبز، مهاجرت چهره های کلیدی این جنبش و دیگر جنبش های اجتماعی به ویژه جنبش زنان،… ازجمله عوامل فروکش کردن این جنبش در شکل فیزیکی و مرئی آن در آن دوران بود. هرچند با برآمدن « بهارعربی» هموندی و هم ذاتی فراملیتی درمیان جنبش های اجتماعی منطقه میتوانست همچون ابزاری در ایجاد پیونده های فراملی عمل کند اما این تاکتیک، همچون نکته ای مغفول از نگاه کنشگران جنبش سبزخواه در داخل کشور و خواه در دیازپورا دور ماند. پیوستن تدریجی چهره های کلیدی جنبش سبز و جنبش های اجتماعی دیگر به دیازپورای نسل پیشین نیز نه تنها موحب هم افزایی نیرو در جهت پیشبرد اهداف جنبش سبز نشد بلکه گاه با اختلاف نظرها و تفاوت در روش و بینش ، مانعی برای رویارویی و حل مسائل کلان جنبش و اهداف اصلی آن شد. از سوی دیگر جرم انگاری های امنیتی به ویژه درموضوع ارتباط مستقیم میان منتقدان حکومتی داخل و خارج از کشور مانعی بر سر ارتباطات و گفتمان سازی های منطبق بر شرایط کشور و منطقه شد. موانعی از این دست ظرفیت های جنبش سبز در ایجاد ائتلاف ، تکثرگرایی، جامعه محوری و پیوندهای فراملیتی را بی استفاده ساخت
جنبش سبز، در حوزه سیاست هویت خود را در نقطه اوج آزادیخواهی و دموکراسی تعریف کرد. در حوزه اقتصاد، همچنان پروژه برابریخواهی را پیش گرفت و در سیاست خارجی از بهنگام شدن مناسبات ایران و جهان سخن گفت. اما، وجه تمایز جنبش سبز و دو جریان پیشین را باید در خصلت تودهای آن جست. چنانکه میدانیم پروژه مشروطهخواهی اصلاحات تا حد زیادی نخبهگرایانه محسوب میشد اما جنبش سبز در چرخشی عمیق، به سمت جامعه و مردم گروید و «فشار از پایین» را بهعنوان بال بسته پروژه اصلاحات گشود اما، همچون اصلاحات، به دلیل خصائص ساخت قدرت، قادر به «چانهزنی» نشد. از این منظر، لازم به بتاکید است که جنبش سبز را باید نسخه جهشیافته اصلاحطلبی و برآمده از همبستگی حامیان ایده اصلاحات دانست. هر چند برخی این همبستگی و پیوستگی را نقطه پایانی بر اصلاحات میخوانند و با الصاق صفات الهیاتی و رهاییبخشی از «خلق از عدم» سخن میگویند!
محسن امین زاده: مهمترین مذاکرات سیاسی تاریخ، مربوط به دشمنترین کشورها بودهاست
فقط دولت پنهان و جریان امنیتی در ایران نیست که با تمام توان برای جلوگیری از حل بحرانهای بینالمللی ایران تلاش میکند. سالهاست در یک هماهنگی مثالزدنی تندروها در تهران، واشنگتن و تلآویو به یکدیگر کمک میکنند و هرگاه در ایران یا آمریکا زمینهای برای بهبود شرایط بینالمللی برای ایران فراهم شود، تندروهای دیگر به یاری برخاسته و شرایط را برای جلوگیری از حل بحران روابط خارجی ایران بحرانی میکنند. اقدام تحریم پتروشیمی در قیاس با اقدامات دیگر آمریکا علیه ایران اقدام چندان مهمی نیست اما انتظار میرود اگر زمینه بهبودی فراهم شود، تندروها در واشنگتن و تلآویو و تهران از هیچ تلاشی برای جلوگیری از تحقق آن فروگذار نکنند. درباره مناسبات میان دولت پنهان در ایران و تندروهایی مثل بولتون در واشنگتن و نتانیاهو در تلآویو چیزی نمیدانم، اما عملکرد آنان کاملاً هماهنگ است و نتایج مشترک عملکرد آنان بحرانیتر نگه داشتن وضعیت ایران در مناسبات بینالمللی است









