از خدا میخواهیم تا لحظه آخر و آمدن قابض ارواح، درکمان سر جایش باشد، ابصارمان سرجایش باشد ـ ابصار غیر چشم سر است، ابصار یعنی بصیرت، یعنی درک، سِماع من سرجاش باشد. این فقراتی از این دعائی است که عرض کردم ان شاءالله می خوانید و یاد می دهید به زن و بچه های خود که آنها هم بخوانند، به دیگران هم یاد بدهید تا بلکه به خواندن این دعا در بین مردم اقبال حاصل شود. خدا رحمتش کند، آقا کاظم قرشی میگفت بعضی دعاها شانس ندارند، حالا من اقتداءً به او میگویم این دعا هم از آن دعاهایی است که کمتر خوانده می شود، ولی ان شاءالله بلکه با تذکر ما و عمل شما ممارست بر خواندن این دعا ایجاد شود.
» اندیشه
تنگ نظری های موجود در ارتباط با حقوق زن و دختر در جامعه، نشات گرفته از دیدگاه های خاص و تعصب آمیز است که زن را فقط و فقط چشمه پرورش دهنده فرزندان، نظافت کننده خانه و آشپزی زبردست می بینند و ارزش وی را به عنوان انسانی فرهیخته و دانا نادیده می گیرند، زیرا آسایش و آرامش مرد را در آن می بینند.
نسبت اصولگرایی و دموکراسیخواهی
امیدوارم دولت بعدی دولت عاقلی باشد و برای اداره کشور دنبال عقلا برود. واضح است که با شرایط به وجود آمده دولت بعدی حتما برای حل کردن بحرانهای خارجی برای اقتصاد سراغ عقلا خواهد رفت. اصلا امکان اینکه دولت بعدی بدون منطق و عقل گرایی بتواند کشور را اداره کند یا دچار پیشرفت و توسعه شود بدون توجه به عقل ناممکن است و البته مجبور هم هستند این کار را انجام بدهند دیگر پول نفت هم تمام شده است و الان به جای پول نفت حرف از معاملات پایاپای است. حتی گفتهاند شرایط برای اینکه دیگر از ایران نفت خریداری نشود آماده شده است و شرایطی نمونه آنچه برای عراق پیش آمده اکنون برای ایرانیها قابل لمس است. مردم هم تحت فشار گرانی و تورم هستند و به خصوص بیکاری یک معضل بزرگ شده است.
شهید بهشتی از اصول خود عدول نمیکرد
تنها عکسی که آقای بهشتی با امام دارند مربوط به فرودگاه است که آقای بهشتی به عنوان سازمانده مراسم استقبال از امام مطلبی را در گوش امام مطرح میکنند و بعد کنار میروند. حالا در این زمان هم خاطرهای دارم که البته قبلا گفتهام، اما بازگویی مجدد آن در اینجا خالی از لطف نیست؛ ما میدانستیم که آقای بهشتی آن روزها در منزل استقرار نداشتند و میدانستیم که ایشان در مدرسه رفاه حضور دارند. البته نمیخواهم بگویم که همه کارها را ایشان انجام میداد. اما اساسا آقای بهشتی یک سازمانده و مدیر بود و توانمندیهایی از این قبیل داشتند و مسئولیت تنظیم برنامهها و کارهای مربوط به آنها را برعهده داشتند. میتوانیم بگوییم ایشان یکی از مهمترین کارگردانهای برنامه ورود امام هستند. با این حال، زمانی که همه دنبال امام راه افتادند و چه در ماشین و چه پیاده همراه ایشان هستند و در تب و تاب عکس انداختن و این کارها هستند، ایشان حوالی عصر و نزدیکیهای شب بود که به منزل بازگشتند. ما به ایشان گفتیم چرا شما نبودید. ایشان گفتند همه دنبال امام رفته بودند، بنده دیدم که چمدانهای امام و خانوادهشان همانجا مانده است، اینها را پشت ماشین گذاشتم (همان پژوی 504 آبیرنگ معروف) و به مدرسه رفاه بردم تا بعد ببینیم محل سکونت امام کجا خواهد بود. خب، پرسش بنده این است که آیا به نظر شما اصلا یک چنین منشی با منش قدرتطلبان سازگار است؟!
قانون اساسى بر مبناى نظر اسلام قائل به اصالت آميخته فرد و اجتماع است يعنى از ديدگاه اسلام نه فرد اصل است به معناى اينكه نظام و محيط اجتماعى هيچ نقشى ندارند و نه فرد بازيچه سرنوشتى است كه محيط اجتماعى برايش تعيين مىكند. بلكه هر انسانى خود سرنوشتساز است. همان “لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين” در اينجا شكل ديگرى پيدا مىكند يعنى انسان نه محكوم جبر اجتماعى و جبر محيط اجتماعى است و نه صددرصد حاكم بر محيط اجتماعى است بلكه انسان، تا حدودى ـ كه اين حدود هم هندسى نيست، حدوديست كه نوسان دارد ـ مىتواند سرنوشت خود را بسازد. هم در بدترين نظامات اجتماعى و هم در بهترين آنها انسان سرنوشت ساز است. انسان هم خودساز است و هم محيط ساز. اما تسلطش بر خودسازى و محيط سازى مطلق نيست و بالاخره به جائى مىرسد كه عوامل ديگر تسلط او را محدود مىكنند.
نکته بسیار دردناک این بود که با آن سابقه ارتباط بین مرحوم طالقانی و بهشتی، این جمله که به در و دیوارهای تهران نوشتند که «بهشتی! طالقانی را تو کشتی»، خیلی جمله سنگینی بود. اگر کسی این روابط را نمیدانست، یک چیزی، ولی من که میدانستم، فوقالعاده برایم آزاردهنده و سنگین بود. انصافاً این برخورد با آقای بهشتی فوقالعاده ظالمانه بود و من خودم احساس میکردم اگر کسی به خود من چنین حرفی را زده بود، حقیقتاً تحمل نمیکردم. آخر روی چه حسابی؟
حزب جمهوری اسلامی، جلسات هفتگی خود را یکشنبه ها برگزار می کرد. روز یکشنبه هفتم تیرماه 1360 نیز یکی از جلسات هفتگی حزب در دفتر مرکزی حزب واقع در سرچشمه تهران با حضور جمعی از اعضای حزب، نمایندگان مجلس و وزرای دولت برگزار شد. منافقین سعی کرده بودند تا توسط عامل نفوذی خود «محمدرضا کلاهی» تا آنجا که ممکن است، مسئولان و شخصیتهای برجسته نظام جمهوری اسلامی را به این قتلگاه بکشانند و در این انفجار از بین ببرند. اما برخی از مسئولان و شخصیتهای برجسته نظام از جمله محمدعلی رجایی (نخست وزیر)، دکتر محمد جواد باهنر، آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجة الاسلام علی اکبر ناطق نوری، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله علی قدوسی، حبیب الله عسگر اولادی و … به دلایلی در جلسه حضور نداشتند یا قبل از انفجار جلسه را ترک کرده بودند.
مواضع اقتصادی آیت الله شهید دکتر بهشتی
فقدان شهید مظلوم از همان شب شوم انفجار، گذشته از دوستان و دستدارانش، بدخواهان احساسی او را هم عمیقاً متأثر ساخت. این عده غالباً تحت تأثیر هوای نفس یا تبلیغات مسموم دیگران و البته شایعه پذیری خودشان برانگیخته شده بودند.
گفتمان غالب و موثر بود که توانست برای اولین بار اراء اصول گرایان واصلاح طلبان سنتی تا مدرن وحتی به صورت شگفت اوری طرف داران اندیشه های ملی _مذهبی را در کنار اصول گرایان سنتی قرار دهد واین خود یکی از شگفتیهای بی بدیل و قابل تامل انتخابات بود که توانست دو طیف دور جریانهای سیاسی کشور را به یکدیگر پیوند دهد حتی توانست سه نسل از جنبش های اجتماعی اخیر ایران را در یک نقطه متمرکز گرداند تا نیروی عظیم از پیوند دیدگاه ها ونظر گاه ها را پدید اورد اماهنر این جنبش همه گیر وعام پسند ونقش نخبگان ان از این پس بسیار تاثیر گذارتر وسرنوشت سازتر خواهد بود تا بتوانند در فضای عقلانیت کارامداز چنین پتانسیل بلقوای استفاده وان را به عمل گرایی بالفعل تبدیل نمایند وکشتی پر تلاطم کشور را در جهت رفاه اسایش پیشرفت واینده پر امید به ساحل مقصود برسانند.
بشارتدهندۀ این نظام، همان مهدی است. عقیدۀ مهدویت مبتنی بر این بشارتدهندۀ نظام آرمانی است که نیازهای جامعۀ تشنه را برآورده میکند. مهدی چنین شخصیتی است. عقیدۀ مهدویت از اینجاست و نه از ستمها و سرکوبهایی که عقیدۀ رهاییبخش را در میان مسیحیان یا شیعه یا اهل سنت و یا گروههای دیگر پدید آورده است. حتی انسانی که سرکوب نشده است، به کمال رغبت دارد و این رغبت آمادگیِ پذیرش دعوت بشارتدهنده را در او پدید میآورد. بنابراین، مهدی مصداق رهبری است که بشارتدهندۀ نظام آرمانی است و زمانی که آمادگی فراهم شود و انسانهاآمادۀ پذیرش این دعوت باشند، موفق خواهد شد.
آن كه منتظر راستين امام عصر(عج) است، بر اثر تخلق به اخلاق الهي گرد حرام نميگردد و جانش به گرد معصيت غبار نميگيرد و ميكوشد در انجام دادن واجب و دوري از معصيت كه در رأس آموزشهاي فرعي اسلام است، قصور و تقصير روا ندارد. واجبات را عمل و از حرامها دوري كند و فراخور توان خويش به انجام دادن مستحب و ترك مكروه نيز اهتمام ورزد؛ و چون چنين كند، مطلوب مولاي خويش را به انجام رسانيده و مستحق عنايت خاص و نگاه تشريفي امام خويش و ساير عترت طاهره(ع) خواهد شد.
جدایی فقه و دمکراسی و تولد رادیکالیزم
این بحثِ «جایگاه فقه و فقیه در عمل فردی و اجتماعی مسلمانان، مهم است. مدتهاست که دانش فقه، تنها دانش ویژه جهان اسلام است که عمل را توجیه میکند. اگر اینطور است، مسوول خوب و بدبودن عمل هم همان است. یعنی هر اتفاقی در حوزه فقه رخ داده است، در حوزه عمل اثر گذاشته است و هر عمل یا کجعملی معلول ریتم یا آریتمی دستگاه فقه است. این بحث برای من مهم بود وقتی مطالعه میکردم میدیدم که قدمای ما هم این را دارند.
نظر شهید بهشتی درباره دکتر شریعتی
بر حسب برخوردهايی كه داشتيم و تاحدی كه شنيده و يا نوشته هايش را خوانده ام، دكتر همواره رو به اصالت اسلامی پيش می رفت؛ يعنی هر چه جلو می رفت به اصالت اسلامی نزديك تر می شد… برعكس آنچه گاهی درباره او گفته می شد كه آدمی است كه حرف ديگران را نمی پذيرد، او حرف های مستند و منطقی افرادی را كه صاحب نظر بودند می شنيد و گوش می داد و می پذيرفت، به شرط آنكه آن طرف در آن سطح و در آن حد از قدرت فكری و قدرت تحليل باشد كه بتواند مشكلی را برای او بگشايد و مطلبی را برايش باز كند.
یاران اندک امام که پیش از ایشان به میدان جنگ رفتند همه می دانستند که کشته می شوند، بالاخره امام حسین علیه السلام در برابر دشمن تنها خواهد شد. همه این را می دانستند، ولی چرا برای رفتن به میدان از یکدیگر پیشی میگرفتند؟ به چه دلیل؟ اینها تنها یک آرزو داشتند که شهادت امام حسین علیه السلام پنج دقیقه عقب بیفتد. یعنی با تمام وجود و زندگی خود پنج دقیقه از زندگی امام حسین علیه السلام را نجات میدادند، چرا؟ چون فکر میکردند شاید کشته شدن آنها در آن دلهای سیاه و بیرحم تأثیر گذارد و برخی از آنان از گمراهی دست بردارند و حسین پیروز میدان شود! آنها این گونه فکر میکردند، و یا به گونهای دیگر. در هر حال هر یک از آنان نقش خود را در این مسیر ایفا کرد.
اخلاق، گرچه امری فلسفی است؛ لیکن وجههی فلسفی آن نباید به اندازهای فربگی بیابد که «زیست اخلاقی» را دور از دسترس نشان دهد. معارف اخلاقی را باید در اوج پیچیدگی؛ ساده، دستیافتنی و امکانپذیر معرفی کرد. اخلاق به زبان ساده به این معنی است که دروغ نگوییم؛ تهمت نزنیم؛ تخریب نکنیم؛ به جای بدیها، خوبیهای دیگران را در یادآوریم؛ با مخالفان خود به نیکی سخن بگوییم، و از همه مهمتر اینکه خود و اندیشهی خود را حق مطلق ندانیم.
بعثت سرآغاز یک تحول و دگرگونی است، این تحول ابتداء در «جان» پیامبر رخ می دهد و نفس او را به عالم غیب پیوند می زند و سپس در جامعه اتفاق می افتد. جامعه پیش از بعثت که با ظلم، شرک و فساد، آلوده است، به سمت و سوی توحید، و عدالت و صلاح، روی می آورد و با گسترش ایمان، این تحول عمیق تر و وسیع تر می شود، در منابع اسلامی از جامعه مبدء که بعثت در آن رخ می دهد، به جامعه «جاهلی» تعبیر می شود و از آن دوره، به جاهلیت یاد می شود، به نظر برخی از محققان «جاهلیت» از واژه های ابتکاری قرآن برای آن مقطع زمانی است.
یکی از شاخصترین چهرههای انقلابی ایران در شهر اصفهان، آیتالله حاج سید جلالالدین طاهری حسینآبادی اصفهانی میباشد. او با سخنان و خطبههای توفنده خود، گام بزرگی در به ثمر رساندن و پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رهایی کشور از استبداد شاهنشاهی برداشت، شهامت و شجاعت این سید بزرگوار زبانزد خاص و عام بود، با اینکه جثهای لاغر و بدنی ضعیف داشت، لیکن عزم و ارادهای قوی و یک دنیا ایمان، اعتقاد، ازخودگذشتگی و فداکاری بود. او اصفهان را در تاریخ سربلند و در روند انقلاب موفق و پیروز ساخت، در دوران او ساواکیها بیش از همه از سخنان آتشینش واهمه داشتند و از اینکه با نهایت جسارت در مسجد اعظم حسینآباد، لب به سخن بگشاید و ظلمها و فسادهای رژیم را برملا کند وحشت میکردند.
تقریری نو ازآمیختگی دین و سیاست
آمیختگی دین و سیاست از مسائلی است که همواره میان طرفداران این نظریه و مخالفان آن محل بحث و جدال بوده است. امام خمینی بهعنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی که از طرفداران نظریه آمیختگی دین و سیاست هستند؛ جهت تبیین این نظریه به دلایل عقلی و نقلی تمسک جستهاند. ایشان جامعیت اسلام، ماهیت قوانین اسلامی، توقف اجرای احکام اسلامی بر وجود حکومت، اقامه عدالت، حکمت الهی و لزوم حفظ نظام را از دلایل عقلی آمیختگی دین و سیاست دانسته و آیات 58 و 59 سوره نساء، موثقة فضل بن شاذان، صحیحه محمد بن مسلم، روایت زراره از امام صادق (ع) و توقیع شریف را از جمله دلایل نقلی آمیختگی دین و سیاست به شمار آوردهاند.
«کوتهنگری»، توسعه را تهديد ميكند
باید تحلیلی داشته باشیم درباره اینکه چرا اقتصاد ایران در این سال با این وضعیت روبهرو شده است؟ اگر بخواهیم درنهایت اختصار صحبت کنیم بهگمان من هیچ عاملی قدرت توضیح دهندگیاش بهاندازه نقش مخرب دستکاری قیمتهای کلیدی نیست که بهطور همزمان درباره قیمت ارز و قیمت حاملهای انرژی اتفاق افتاده است و این پدیده بههمان اندازه که امنیت حقوق مالکیت را دستخوش مخاطره میکند، ثبات را از فضای کلان اقتصاد دور میکند و این بیثباتی باعث میشود گرایشهای تولیدی بهشدت ضربه بخورد و گرایشهای سوداگرانه بر اقتصاد ملی سیطره پیدا کند.
برخی از متفکران اسلامی، با نگاه آسیب شناسانه به وضع اخلاق در جامعه ما، متوجه این بیماری خطرناک شده اند که در نزد بسیاری از متدیّنان، «تهمت و افترا زدن» به مخالفان، جایز شمرده می شود و چنین استدلال می کنند که با تهمت باید آبرو و حیثیت آنها را از بین برد تا کسی به آنها اعتماد نکند و تحت تأثیر ضلالت و گمراهی شان قرار نگیرد.
لطمه به آزادی انسان برخلاف مشیت خداست
شما هر چه حد و تعزير و تمرين و تربيت در روايات و احكام اسلامى مىيابيد همه در اين جهت است؛ كمكى است به تقويت آزادى و قدرت انتخاب در درون و در برون؛ رهيدن هر چه بيشتر از سلطه ضد اختيار و آزادى در درون و در برون.
نقش قانون شکنی در رشد دیکتاتوری
اولین و مهمترین مشخصه و ویژگی در نظام جمهوری اسلامی، جایگاه و اهمیت خاص «قانون» است زیرا اولاً حکومتی که باید جامعه و کشور را اداره کند و به رشد و پیشرفت در آورد، باید از پشتوانه مستحکم قانونی برخوردار باشد، که اگر قانون نباشد اولاً حکومت مفهوم نمییابد. ثانیاً حکومت از محیط فکر و اوراق کتب به عینیت اجتماعی در نمیآید. ثالثاً مردم جامعه در مشکلات و تنگناها و رنج و آلام باقی میمانند و فقر و محرومیتها مرتفع نمیشوند و عدل و دادها مستقر نمیگردند.
ابعاد فقهی حقوقی بین المللی فتاوی و اقدامات تکفیری
یکی از راهکارهای دیگر در حوزه حقوق بینالملل است که در این زمینه هم ظرفیتهای استفاده نشدهای وجود دارد. راه دیگر، استفاده از مکانیسمی است که نام «رویههای ویژه» بر آن میگذاریم و آن بهره مندی از گزارش های دیدبان های حقوق بشر است. برای مثال گزارشگر ویژه آزادی و حمایت از دین و اعتقادات، آقای بیلفلد، در گزارش اخیر خود به فتوای یکی از مفتی های عربستان در تکفیر تشیع اشاره میکند و آن را یکی از موارد نقض حقوق بشر میخواند.
امید است مردم این مملکت ، که واقعا من به نوبه خودم دست این جوانها را می بوسم که در روز شهادت مادرش زهرا، این غوغا را در مملکت بوجود آوردند، نه تنها دست آنها را می بوسم ، آن پاهای برهنه ای که برای عزای مادر او آنچنان بیرون آمد در آن هوای گرم، اگر خدا به من سعادت بدهد پابوسم آنهایم. همان ها باید فردا بپا خیزند، جبران آن غربت را بکنند که در روزگار متوکّل چه کشید و الان هم آن قبر غریب چه می کشد . شاید مرهمی بر قلب فرزندش ولی عصر گذاشته بشود.
اقتصاد سیاسی هشت ساله احمدی نژاد
دولتی که در ابتدای بهکارآمدن شعارهای چپ میداد و نیاز جامعه را عدالتمحوری میدانست و با کنارگذاشتن مدیران قبلی بزرگترین تغییرات دولتی را پس از انقلاب رقم زد. با گذشت زمان تغییر شگفت انگیزی بهسمت گرایشهای راست اقتصادی پیدا کرد. البته همین چرخش هم در همان حلقه نزدیکانش بود و درنهایت شاید بتوان گفت جنگی در قدرت را آغاز کرد؛ جنگی که اینبار نه چپ با راست که راست با راست و آنهم برای وسیعترشدن دایره قدرت اقتصادی شروع شده است. چند سال پیش فاطمه رجبی کتابی را با عنوان احمدینژاد، معجزههزاره سوم منتشر کرد. در دیدگاه علم اقتصاد شاید بتوان عملکرد اقتصادی رییس دولت نهم و دهم را هم در همین عبارت گنجاند؛ اقتصادی که تنها با معجزهای ازهزاره سوم بر ایران نازل شد و شاید با معجزهای درهزاره چهارم بتوان نتایج آن را اصلاح کرد
دین در جامعه خنثی نیست، اگر در جایگاه واقعی خود قرار نگیرد، تاثیر منفی دارد و در این صورت جامعه دینی از جامعه غیردینی منحط تر و غیراخلاقی تر می شود.
کارنامه و جایگاه علمی رحمتالله صدیقسروستانی
در چند سال گذشته بیماری تاب و توان او را گرفت. به یکی از دوستان گفته بود: «نمیدانم این چه سرنوشتی است که درست از اواخر اسفند تا نیمههای فروردین که برای مردم لحظات شادی و نشاط است بیماری من عود میکند و همیشه این روزها را در بیمارستان هستم.» و بازهم گفته بود: «دلم برای ماهیگیری تنگ شده است.» و وقتی از او پرسیدند حسرت چه چیزی بر دلت مانده گفت: «کمبود فرصتهای گذران اوقات فراغت در کنار خانواده، مهمترین غبطهای است، که از گذشته برایم باقی مانده است.»
«میعادگرایی» علیه «موعودگرایی»
در شیعه تعجبآور است که جریانی پیدا شود و از زرتشتیگری و مسیحیت، میعادگرایی را بگیرد و معجزه هزاره سوم شود و معجزه شیعه را با زمان میلادی در هم آمیزد و آنگاه میگوید که ما پی بردهایم که آمریکاییها هدفشان از اشغال عراق نه فقط بردن نفت عراق و سرکوب «بعث» و «القاعده» که هدفشان ممانعت از ظهور منجی بوده است و بعد هم بیایند و جاده بکشند و یا بیایند و در بهار بدمند و بهار را برجسته کنند و بگویند «زندهباد بهار» این همیشه در ادبیاتشان برجسته است و یا پخش سیدی «ظهور نزدیک است».پس در مقابل قرائت رسمی شیعی که علما آن را نمایندگی میکنند و برای مهدی زمان خاصی را تعیین نمیکنند که راه باز باشد برای حاکم بودن نواب عام (فقها) در مقابل دولتیانی هستند که میخواهند خود را مستقیما نماینده معصوم بدانند و وی را حی و حاضر ظاهر بنمایانند و با طرح مقوله ظهور صغری به این امر اهتمام میورزند.
پانایرانیسم افسانه است، نه واقـعیت
در عین حال در یک نظام دموکراتیک و غیراستبدادی و غیرشخصی قدرت مادامالعمر نیست و دورهای و پاسخگوست و این ملت است که حکومت میکند. قانون اساسی سند پایه و میثاق ملی است و ملت براساس آن سند حق حاکمیت خود را اعلام میکند و تمام اعضای ملت در حق حاکمیت شریک هستند و حکومت مثل سرزمین ملک مشاع همه حکومتشوندگان خواهد بود و حکومتکنندگان، نمایندگان دورهای و موقت ملت هستند. در نتیجه حقوق و تکالیف دوشادوش هم پیش میرود و قدرت و اختیار با پاسخگویی همنشین میشود. اینجاست که هویت چتر فراگیر ایجاد میکند و دوگانه دولت – ملت رخت برمیبندد. یکی از مشکلات تاریخ ما بهدلیل استبداد تاریخی همین دوگانگی و شکاف بوده است. تقابل به جای همکاری و تعاون بوده است. استبداد است که تقابل میزایاند.
امیرالمومنین در رابطه با خوارج چگونه رفتار کرد؟ آنها در حین نماز و ایراد خطبه به وی پرخاش میکردند و مورد انتقاد شدید قرار میدادند. اما امام میفرمود: اینها تا زمانی که دست به قبضه شمشیر نبرده باشند، در امان هستند و سهم آنها از بیتالمال محفوظ است. تا این میزان آزادی واقعا اعجاب انگیز است. حال به خودمان بیاییم و با وجدان خود رفتارهای مان را با این الگوهای دینی و الهی مقایسه کنیم.









