جامعه در نبود روشنفکرانش به سوی شرایط آنومیک و بیهنجاری میل میکند و اساس خود را برپایه خودمحوری پی میریزد و در شرایط بحرانی به حد اعلای خود میرسد. بنابراین، اگر امروز میخواهیم به طرح پرسشی از وضعیت ایران بپردازیم، قطعا باید نیمنگاهی به نواقص فرهنگی خود انداخته باشیم.
» اندیشه
مجاهدین خلق؛ ایدئولوژی خشونت، نماد دیکتاتوری
نطفه خطا در رفتار سیاسی مجاهدین آنگاه بسته شد که “خشونت و ترور” را به عنوان ابزار، “ایدئولوژی” را به عنوان روایتی مطلق و حقیقی از عالم و “فعالیت مخفیانه” را به عنوان چتر حفاظتی و امنیتی پذیرفتند./نفس وجود فردی مانند رجوی در عرصه سیاست کافی ست تا هر اهل سیاستی قانع شود که باید با نگاه انتقادی خود را مرور کند و از خودش واهمه داشته باشد!
بررسی تاثیر عملکرد دولت های گذشته در کنش های سیاسی تهی دستان
نقد دقیق گذشته و راهی را که تا کنون پس پشت نهاده ایم، چراغی است که مسیر آینده و افق های فردا را روشن می سازد. زمانی می توانیم در راه تحقق آرمان های بلند ایرانی آباد و آزاد گام برداریم که نتایج سازنده و مخرب برنامه ها و سیاست های که در گذشته اعمال شده بود و آنچه که اکنون در حال وقوع است را بدون حب و بغض بررسی کنیم. تنها از خلال این نقدها و بررسی علمی است که راهکارهای کارآمد خود را نشان می دهند.
چگونه میتوان به جنگ سوریه پایان داد
هیچکس راه پس و پیش ندارد. هر یک قدمی که طرفین به جلو برمی دارند در مدتی کوتاه مجبور به پسروی می شوند، شکی نیست که بحران سوریه به بن بست رسیده است. روسیه و چین همچنان از بشار اسد حمایت می کنند و غرب و کشور های عربی از مخالفان. بشار اسد هم سفت و سخت ایستاده، برایش مهم نیست چند نفر کشته شده اند چند شهر ویران شده و چندین نفر آواره شده اند می خواهد بماند و ظاهرا همچنان برای ایستادگی نیرو دارد.
عدم رعایت حریم خصوصی خلاف شرع است
لما و مراجع امور را زیر نظر دارند و مطلع هستند و منابع اطلاعاتی مستقل خود را دارند. اگر از بعضی چیزها به طور خاص مطلع نباشند اما بالاخره اجمالاً مطلع هستند. اما یک چیز که دست آنها را بسته و گاها مانع اظهارنظر جدی و انتقادی شان میشود، این است که مبادا حکومت در مقابل دشمنان لطمه بخورد. سید جمال اسدآبادی دنبال برپایی امپراتوری اسلامی بود و نظر او هم این بود که این اتحاد و امپراتوری یکپارچه با محوریت عثمانی آن زمان باشد. مرجع عام هم عصر ایشان در آن دوران هم «میرزای شیرازی» بودند. آیت الله نجفی مرعشی تعریف می کردند که سید جمال برای اینکه این مرجع مسلم آن عصر را با نظر خود همراه کنند با لطایف الحیلی توانست خود را به اندرونی منزل ایشان برساند و در این باب با ایشان سخن بگوید. پاسخ مرحوم میرزای شیرازی به درخواست سید جمال الدین اسد آبادی منفی بود و استدلال ایشان این بود که ناصر الدین شاه قاجار، تنها سلطان مستقر شیعه است و این طرح موجب تضعیف سلطان شیعه و نابودی آن خواهد شد.
به نظر مي رسد در پاسخ به چرايي ناكامي ما ايرانيان براي ورود به دنياي جديد دو رويكرد كلي وجود دارد، رويكرد اول، پاسخ را در عدم اهتمام جدي به نهادسازي جست وجو مي كند و معتقد است در طول اين بيش از يكصد سال بحث هاي تئوريك فراواني در زمينه سازگاري دين و دموكراسي، دين و حقوق بشر و بحث هايي چون تقابل و تعارض سنت و مدرنيته و… صورت گرفته و آنچه در اين بين مغفول مانده، امتناع از تشكيل يا به تعويق افتادن يا عدم پايداري نهادهاي مدرن بوده است. رويكرد دوم، اين ناكامي را به دليل خلاء تفكر در انديشه اجتماعي مي داند و بر اين باور است كه به دليل عدم درك درست مدرنيته و نيز عدم تمايزبخشي بين مفاهيم موجود در دو سنت متفاوت فكري و فرهنگي، با انحطاط يا امتناع فكر و نيز تعارض «عقلانيت عبري و عقلانيت يوناني»(1) مواجه شده ايم و به همين دليل، مدافعان اين رويكرد از ضرورت تفكر فلسفي و استدلال ورزي و تمايزبخشي دو نوع عقلانيت سخن مي گويند.
دکتر مصدق اعتقادی به چنین کاری نداشت. میگفت هنوز ملت ایران به جایی نرسیده که بتواند تمرین دموکراسی بکند. جمهوریت مطرح میشد اما جامعه ایران هنوز به آن رشد نرسیده بود. آقای فاطمی مطالبی در این زمینه به او گفته بود اما مصدق آن را رد کرد. حتی زمانی که حکم دادگاه او داده شده بود و ایشان حکم سه سال و نیم زندانش را در زندان لشکر دو زرهی میگذراند، شبکه افسران حزب توده که هنوز لو نرفته بود، حزب توده از آن طریق پیغامی از طرف آیتالله زنجانی برای دکتر مصدق فرستاد که ما آمادگی داریم از طریق شبکه افسران وی را از زندان بیرون بیاوریم و حتی رادیو و تلویزیون را تصرف کنیم تا دکتر مصدق از طریق آن پیامی به مردم بفرستد که من دولت ملی هستم و آمدهام تا تصدی کار را در دست بگیرم و از این جهت نیروی ارتش هم در اختیار من است و امید موفقیت بالایی وجود خواهد داشت؛ اما دکتر مصدق آن را رد کرد و گفت خونریزی بسیار زیاد خواهد بود.
حكومت به معني درست و دقيق كلمه بدون آزادي بيان شدني نيست زيرا اين بحث به مشاركت برميگردد. سخن گفتن از مشاركت آسان و عمل به آن بسيار سخت است. در حقيقت مشاركت به اين معناست كه همه افراد جامعه احساس كنند باري بر دوش آنان است و وجود چنين احساس مسووليتي در افراد، هنر كمي نيست. امام علي (ع) ميفرمايد: «بار يك حكومت را جز دوش يك ملت نميتواند بردارد.» امام (ع) در اين سخن تاكيد ميكنند كه يك نفر را هم نميشود استثنا كرد چه آن يك نفر در بالاترين سطح فضايل و سوابق باشد و چه در پايينترين سطح و اگر يك نفر هم از قلم افتاد، به همين مقدار اين بار كج است.
انتظار اینکه حاکمیت ابتکار عمل را برای تغییر به دست بگیرد و گفتوگو با مخالفان را آغاز کند دستکم در شرایط کنونی به جا نیست، نه اینکه چنین پتانسیلی در هیچیک از عناصر و طیفهای حاکمیت وجود ندارد؛ به این دلیل که مطمئن نیستند با باز کردن در گفتوگو با منتقدان و باز شدن فضای سیاسی، زمام امور از دستهایشان خارج نشود و حاکمیت و امنیت آنها و البته موجودیتشان در مخاطره نیفتد، بهویژه که خطر قدرتهای غربی هم بیشتر شده. میانهروهای حاکمیت نگران تکرار حوادث پرمخاطره دو تجربه پیشیناند؛ یعنی خرداد 1376 و خرداد 1388 که مهار آنها پرهزینه بوده است.
کشتار انسان ها به نام اسلام بدعت است
در زمانی که برخی از علما فتوای چنین قتلهایی را صادر کنند یا حکومتها به نام حکومتهای کشورهای اسلامی پشت این افراد و کشتارها قرار بگیرند، آنها را حمایت کنند و قرآنی را که خود، چاپ و توزیع و تبلیغ میکنند، در عمل تحریف کرده و زیر اسلحههای خود قرار دهند، مسئله بغرنج میشود. آن زمان است که باید تدبیری اساسی اندیشیده شود زیرا حقوق بشر، حقوق بندگان خدا و مقدس است، باید از آن دفاع شود اما این مسئله فراتر از آن و دفاع از اسلام و حیثیت آن است.
فقدان بینش اجتماعی در روایتهای زلزله
اگر به عکسهای زلزله آذربایجان نگاه و این عکسها را نشانهشناسی کنید، میبینید که دستها یا صورت یا نگاه رو به آسمان است؛ میتوان گفت خداوند در زندگی این مردم جایگاه پررنگی دارد؛ اما از طرف دیگر، اگر به مقالاتی نگاه کنید که درباره زلزله منتشر میشود به تعداد بسیاری از مقالاتی برمیخورید با این مضمون که بهتر است هیچ کاری انجام نداد و دست به دعا بلند کرد و نمونه بارز آن در سخنان صوفیمسلکان شنیده میشود. در این گفتمان آرامش جهان مسئله نیست و بههمین دلیل، کنترل آن موضوعیت پیدا نمیکند؛ جهان همانگونهایست که باید باشد.
راه مقابله فقط آگاهي بخشي و برملا كردن مواضع گذشته آنها در طول زمان است.ارجاع دادن و استناد كردن بهگذشته آنها و مواضع آنها نسبت به موضوعات اصلي و كليدي مهم است.اينگونه، مردم را در معرض داوري قرار ميدهيم. يكي از حربههاي قدرت طلبان ازجمله متحجران سوء استفاده از عدم حافظه تاريخي مردم است. عالمان و روشنفكران معتقد به انديشۀ سياسي امام، بايد اين حافظه تاريخي را تقويت كنند و يادآوري اين حافظه تاريخي با استناد به مواضع گذشته اين افراد تاثيرگذارتر خواهد بود.
اصلاحات نشود دهه سختي در پيشرو داريم
در حال حاضر کشور از نظر اقتصادی، سیاسی و بینالمللی در وضعيت خوبی قرار ندارد. اگر به دنبال اصلاح مشکلات ایجاد شده در کشور باشیم میتوان امیدوار بود که دهه پیش رو بارقه امیدی در کشور زده شود ولی اگر اصلاحات مد نظر قرار نگیرد به نظر میآید دهه پیش رو بسیار سخت خواهد بود. فراموش نکنیم شرایط به وجود آمده دههگذار پیش رو را بسیار تنشزا و سخت و نفسگیر کرده است و اگر بخشهایی از حاکمیت واقع بین باشند میتوان با جذب نیروهای جدا شده یا طرد شده از معادلات سیاسی بقاء را تضمین کرد. اما به نظر من در ماهها و سالهای پیش رو تحقق اين واقع بینی دشوار است و دهه پیش رو بسیار سخت و پر هزینه خواهد بود. فراموش نکنیم ایران در این دهه رشد اقتصادی دهه 80 را تجربه نخواهد کرد و بازگشتن به فضای سیاسی و اقتصادی آن دهه بسیار سخت خواهد بود.
این سر اسم زمینی است اما سر اسم آسمانی، آن، منتهای این مبدأ را نشان میدهد. گفتیم: معرفت به معرفت مبدا و منتهاست، مبدآ شد نور خدا، منتها چیست؟ وهی فی السماء المنصورة وذلک قول الله عز وجل: ویَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ ؛ اسم آسمانی او منصوره است، چون نصرت خدا خلاصه شده در فاطمه زهرا. وذلک قول الله عز وجل: ویَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشَاءُ . مبدأ شد نور خدا، منتهی شد آن کسی که تمام انبیا، تمام اولیا، همه چشم به راه او هستند در قیامت کبری تا آن نصر خدا ظاهر بشود.
شهید بهشتی به قاعده بازی جمعی سخت وفادار بودند و با شناختی که از فضای فرهنگی جامعه ایران داشتند، تلاش میکردند فضای قائم به شخص پدید نیاید. اما اتفاقا کسانی که از صلاحیتهای ایشان خبر داشتند و عمدتا یا در گروه مخالفین و دشمنان ایشان قرار داشتند و یا در گروه دوستانی که حسد میورزیدند، شرایطی را فراهم کردند که همه، همه چیز را به بهشتی نسبت دهند.
خانهای روی شن؛ تاملاتی در باب جامعه ایران
شهروند بودن باید در کشور ما اهمیت یابد. برطرف کردن موانع دینی تنها یک طرف ماجرا است. دین باید با ترقی و آزادیخواهی همسو شود. در عین حال، عناصر دیگر جامعه مانند زبان نیز نقش پررنگی در برطرف کردن مصائب این کشور بازی میکنند که آنها نیز باید مرتفع شوند. اما برای عمل کردن به اینها باید خودآگاهی به دست آورد. تنها بعد از کسب این خودآگاهی اکولوژیستی است که میتوانیم به کرامت انسانی و جامعهای که درخور زیستن است دست یابیم و در غیراین صورت پیمودن هر جنبش اصلاحی بیثمر خواهد بود.
رئیس جمهور در نظام جمهوری اسلامی چه کاره است
امور اجرائی کشور اگر به دو بخش مهم و عادی تقسیم شود، بخش مهم و اساسی آن خارج از اختیار رئیس جمهور است، به این معنا که رهبری فراتر از آن که «سیاست های کلی» نظام را با توجه به نظر مجمع تشخیص مصلحت، تعیین می کند، تصمیم گیری در “مسائل مهم اجرائی” را هم در دست دارد. و در حالیکه این بخش، در قانون اساسی در شمار اختیارات رهبری شمرده نشده است، ولی رویّه فعلی، آن را از رئیس جمهور سلب کرده است.
بر طبق مباني اسلامي، در عصر ما حکومت، زمامدار، حاكم صرفاً بايد سِمَت و قدرت خویش را از آراء مردم بگيرد. كسي حق دارد زمامدار مردم باشد كه برگزيدة مردم يا لااقل پذيرفتة مردم و مورد حمايت مردم باشد. هيچكس حق ندارد بر طبق مباني اسلام ولايت، قدرت، زمامداري خودش را بر مردم تحميل كند؛ بر خلاف رضايت آنها و بر خلاف پذيرش و حمايت آنها و بر خلاف انتخاب آنها.
فاطمه زهرا؛ از بستر بیماری تا ملکوت
من آنچه شرط بلاغ استبا شما گفتم.اما مىدانم خوارید و در چنگال زبونى گرفتار.چكنم كه دلم خونست؟و بازداشتن زبان شكایتاز طاقتبرون!و نیز مىگویم براى اتمام حجتبر شما مردم دون!بگیرید!این لقمه گلوگیر به شما ارزانىو ننگ و حق شكنى و حقیقت پوشى بر شما جاودانى باد.اما شما را آسوده نگذارد تا بآتش افروخته خدا بیازارد!آتشى كه هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد.آنچه مىكنید خدا مىبیند.و ستمكار بزودى داند كه در كجا نشیند.من پایان كار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مىترسانم.بانتظار به نشینید تا میوه درختى را كه كشتید بچینید و كیفر كارى را كه كردید به بینید
رستاخیز انسانها نیز چنین است. نیتهایی که ما در سر میپرورانیم و سایر تحولاتی که در درون ما رخ میدهد در این دنیا از چشم خلق پنهان است، اما اینها دانههایی است که در مزرعۀ درون خود میکاریم و این دانهها در روز قیامت میوههای خود را ببار میآورند و راز درون شخص را آشکار میکنند. آنکه گندم کاشته است گندم درو خواهد کرد و آنکه جو کاشته است جو.
گر بخواهيم حق مطلب را بگوييم و هيچ حقى را زير پا نگذاريم، بايد بگوييم در آن موقع ملت ما هم با اعتقاد و اعتماد به رهبرى روحانيت مبارز، كه در آن زمان چهرة برجسته پيشگامش مرحوم آيتالله كاشانى بود، وارد معركه شدند و هم با اعتقاد و اعتمادى كه به يك چهرة سياسى پرسابقه، يعنى مرحوم دكتر مصدق، داشتند.
آیهای از قرآن که به آن عمل نمیکنیم
اگر دستگاه قضایی ما، و همۀ محکمه ها، در هر کجا، همین یک آیه را، مرامنامه و اساسنامه خویش قرار می دادند، و بر اجرای همه جانبه آن پای می فشردند، بشر، به ناب ترین شکل ممکن، در آغوش عدالت و انصاف و بزرگی و کرامت جای می گرفت. فلاکت جاری بسیاری از کشورهای اسلامی، در این است که عدالت و انصاف و درستی که هیچ، زبانم لال خودِ خدا را نیز قربانی منافع فردی و جمعی خویش می کنند. کجا می توان شاهد این بود که یکی برخیزد و علیه خود، و علیه پدر و مادر خود، و علیه خویشان خود شهادت بدهد؟
زينب(س) يک زن چندبعدي است، يک زن، يک مادر، يک مبارز، يک عارف، يک شخصيت ارزشي، دختر علي، خواهر حسين، اما او برتر از اينها است. زينب، «زينب است، پيام آور کربلا». و اين پيام در اوج زيبايي است. چه پيامي بالاتر از اين (محتوايي) که؛ هر روز، عاشورا و هر خاک، کربلا است، هر چند اين پيام مقدر را بعدها ائمه کرام در سيماي واژگان و کلمات بيان کنند، که هر خاک، کربلا و هر روز، عاشورا است؟
مثلا از لیبرالیزم برخی نکاتش را که از نظر جهان بینی توحیدی، مقبول بوده، گرفتهایم، همچنان که از سوسیالیزم بحث عدالت اش را، چون خود اسلام برپایه عدل و قسط است و همه پیامبران بر آن تاکید کردهاند: انا ارسلنا رسلنا بالبینات لیقوم الناس بالقسط. یعنی پیامبران برای قسط آمدند. حالا سوال این است که این عدل و قسط چگونه تحقق یافته است؟ قسط در سیستمهای سوسیال دموکراسی و عدل در مدیریت لیبرال تجربه شده است و هریک در تحقق عدالت اقتصادی یا حقوقی دستاوردها و توفیقهایی داشتهاند. پس بقول آقای مطهری می توان از این تجارب استفاده کرد. اما باید بدانیم که کدام بخش این با اسلام هماهنگ است و کدام بخش تعارض دارد. در این زمینه شریعتی میگفت که باید تطبیقی بیاندیشیم نه انطباقی. انطباقی همانی است که ایشان گفتند. اینست که ما ایدئولوژیهای جدید یا قدیم را بگیریم و بر آن رنگ و لعابی اسلامی بزنیم. اما تطبیقی یا سنجشی اینست که اول، از نظر متدولوژیک حوزهها را تفکیک کنیم و سپس از عناصر همسو بهرهگیری.
پاسخ امام علی(ع) به آنها که میگویند باید مطیع محض ولی فقیه بود
از امام علي(ع) نقل شده كه به مردم هشدار مي دهد كه از سه نفر بر دين خود بترسيد. يكي از آنان «كسي است كه خداوند به او قدرت داده ولي گمان مي كند كه اطاعت او اطاعت خدا و نافرماني اش معصيت خداست.» هر كارگزاري كه به بهانه مقام مافوق قانوني را زيرپا گذارد و حقوق مردم را تضييع نمايد، نه تنها در پيشگاه خدا، بلكه روزي بايد در دادگاه عدل اسلامي در همين دنيا پاسخگو باشد.
بزرگترین نگرانی؛ خدشه به میراث امام خمینی
امام نگاهشان به انسانها توام با یک کرامت و عزت نفس بود، برای افراد حق ذاتی و حق انتخاب قائل بودند. این را امام در تمام مراحل انقلاب عقیده داشتند و حتی عدهای مخالفت میکردند و میگفتند رفراندوم لازم نیست، انتخابات لازم نیست. باز امام با یک وسواسی در بحث برگزاری همه مراحل یک ساختار سیاسی مردمسالار از رفراندومی که اول رای مردم گرفته شود تا رفراندوم قانون اساسی و انتخابات مجلس و…، عملی کرد. امام قایل به یک خرد جمعی برای پیشبرد انقلاب بودند. فرهنگ، آموزش و پرورش، سینما، تلویزیون رسانههای ما همه در جامعه مدنی بر یک خرد جمعی شکل میگیرد، بله دشمن را هم باید مراقب بود. به نظرم این چیزی بود که ما از امام در دوره یازده سال اگر بخواهیم احصاء کنیم، بعضی میآیند فقط یک بخش را میگیرند و فقط بر آن تأکید میکنند، باید تمامیت این تصویر را ببینیم و در تمامیت این تصویر جامع، مردم نقش خیلی پررنگ و جدی دارند.
میرحسین؛ فراتر از کلیشههای اصولگرا – اصلاح طلب
موسوی نیز از جمله پدیدههای سیاسی جامعه ماست كه به راحتی در این كلیشه نمیگنجد و زمانی كه تلاش میكنیم او را با معیارهای آن بسنجیم دچار سوءتفاهم میشویم و به تعاریف غیردقیق و ناكافی از او میرسیم. آیا او با رویهای كه در پیش گرفته است و با اشاره به نقاط تحریكپذیر این چهارچوب اصرار نمیكند كه وی را با معیارهای خودش مورد شناساییقرار دهیم؟
سایه استبداد تاریخی بر ساحت جامعه مدنی
برای تحقق جامعه مدنی، یعنی پیششرط فلسفی ـ ارزشی، پیششرط انسانشناسی، پیششرط فرهنگی ـ تاریخی و پیششرط ساختاری، تنها مانع عمده مربوط به پیششرط ساختاری است که به ساخت سیاسی متصلب و ریشهدار برمیگردد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود آنکه بعد سیاسی استبدادی این ساخت بهشدت تلطیف میشود، اما مضمون تمرکزگرایی خود را حداقل در ابعاد تصمیمگیری، برنامهریزی و اداره کشور کماکان حفظ میکند. تحقق کامل قانون اساسی به مثابه مظهر جامعه مدنی گامی است اساسی در ایجاد زمینه و گسترش فضای شکلگیری گروهها و نهادهای واسط در جامعه.
اسطوره طبقه متوسط یکی از همین تئوریزه کردنهاست. این نظریهها نه تنها از سوءفهم سیاست ناشی میشود، بلکه حاکی از نوعی نفرت کور طبقاتی و جنسیتی از برابری است و در واقع نشاندهنده نفرت از سیاست و آزادی. به همین دلیل در جامعهای که نابرابری در فضاهای آکادمیک و فکری آن تئوریزه و متصلب میشود و از برابری وحشت دارد، چندان نمیتوان به تحقق سیاست امید بست. جامعه ما یکی از نابرابرترین جوامع است، اما این نابرابریها چنان عادی شده که حتی به چشم نمیآیند. بسیاری از ایرانیها این نابرابری را به شیوه عهد عتیق توجیه و عادی جوامع انسانی میدانند. بیجهت نیست که ما تاکنون نتوانستهایم از لحظات موقتی تحقق سیاست، تجربه دیرپایی بسازیم.
امروز باید در دو سطح به مقوله گفت وگو به معنای عام و گفت وگوی ادیان به معنای خاص نگاه کرد. در سطح تاریخی نه مقوله گفت وگو و نه مقوله گفت و گوی ادیان هیچ کدام مباحث جدیدی نیستند. در طول تاریخ، دیالوگ به معنای دو یا چند نفر وارد مباحثه شدن و در باب اندیشه سخن گفتن مطرح بوده که شکل فلسفی آن در یونان قدیم به عنوان فرآیندی برای رسیدن به حقیقت از طریق مکالمه و پرسش و پاسخ شناخته شده است. وقتی به این نوع گفت و گو در وجه تاریخی آن نگاه میکنیم میبینیم که صورت بین ادیانی هم داشته است یعنی بین اندیشمندان و عالمان ادیان و مذاهب مختلف مباحثه، احتجاج و انواع دیگری از گفت و گو به وضوح و وفور دیده میشود.









