چگونه میتوان به جنگ سوریه پایان داد
چکیده :هیچکس راه پس و پیش ندارد. هر یک قدمی که طرفین به جلو برمی دارند در مدتی کوتاه مجبور به پسروی می شوند، شکی نیست که بحران سوریه به بن بست رسیده است. روسیه و چین همچنان از بشار اسد حمایت می کنند و غرب و کشور های عربی از مخالفان. بشار اسد هم سفت و سخت ایستاده، برایش مهم نیست چند نفر کشته شده اند چند شهر ویران شده و چندین نفر آواره شده اند می خواهد بماند و ظاهرا همچنان برای ایستادگی نیرو دارد....
کلمه- زهرا امیری:
هیچکس راه پس و پیش ندارد. هر یک قدمی که طرفین به جلو برمی دارند در مدتی کوتاه مجبور به پسروی می شوند، شکی نیست که بحران سوریه به بن بست رسیده است. روسیه و چین همچنان از بشار اسد حمایت می کنند و غرب و کشور های عربی از مخالفان.
حالا هم که روسیه و آمریکا وارد مذاکره در این مورد شده اند، ائتلاف ملی مخالفان سوریه اعلام کرده که خط قرمز دارد و خط قرمز مخالفان برکناری اسد است. مخالفان می گویند تا بشار اسد نرود، مذاکره نمی کنند. مخالفان می گویند برکناری اسد مهمترین مطالبه مردم سوریه است، آنها تنها راه آزادی از اسارت را رفتن اسد می دانند.
اما بشار اسد هم سفت و سخت ایستاده، برایش مهم نیست چند نفر کشته شده اند چند شهر ویران شده و چندین نفر آواره شده اند می خواهد بماند و ظاهرا همچنان برای ایستادگی نیرو دارد.
آمریکا تنها کمکهای غیرتسلیحاتی به سوریه می فرستد اما مخالفان کمک تسلیحاتی می خواهند. هراس مقامات آمریکا از این است که کمکهای تسلیحاتی در نهایت به دست افراطگرایان اسلامی و ضدآمریکایی برسد.
راجان منون پرفسور در رشته علوم سیاسی در دانشگاه نیویورک در مقاله ای در نشریه نشنال اینترست راه های پایان دادن به بحران سوریه را بررسی کرده است، او می نویسد: شایعات زیادی وجود دارد که می گوید جبهه النصره که در میان گروه های شبهه نظامی مخالف بشار اسد فعالیت می کند، با القاعده مرتبط است. این وابستگی تایید نیز شده است. سر شاخه جبهه النصره سوریه «ابو محمد الجولانی» با «ایمن الظواهری» رهبر القاعده اعلام بیعت کرد و و وفاداری سازمان خود را به القاعده اعلام کرد.
النصره تنها گروه رادیکال اسلامی نیست که که به دنبال سرنگونی بشار اسد است مطمئلا گروه هایی که کمتر شناخته شده اند نیز وجود دارد. احتمالا قوی ترین گردان احرار الشام است که در پایان سال گذشته نفوذ خود را با با ایجاد ائتلافی از چندین گروه قومی افزایش دادند.
اما این به آن معنی نیست که تمامی اپوزیسیون مسلح در سوریه متشکل از اسلامگرایان رادیکال است. چه برسد به اینکه گمان کنیم که آنها پیروان خط ایدئولوژیک اسامه بن لادن هستند. دشمنان اسد تنوع زیادی دارند و درواقع تکه تکه شده اند. اختلاف و تفرقه میان آنها با وجود تلاش حامیان غربی، ترک و عرب برای ایجاد وحدت، ادامه دارد. یکی از دلایلی که این جنگ وحشتناک همچنان ادامه دارد و هیچ امیدی به پایان آن نیست، این است که اسد با یک دشمن متحد مواجه نیست. قطعا ضعف نظامی تنها مشکل مخالفان مسلح نیست.
اگر چه مقاومت مسلحانه با وجود کمبود تدارکات اولیه، مشکلات بسیار زیاد و تلاف سنگین همچنان با سماجت ادامه دارد اما مشگل هماهنگی میان گروه های مختلف نیز ادامه دارد. وفاداری مبارزان به شخص فرمانده یا مواضع خاص مانع از آن می شود که هماهنگی میان گروه های مختلف شبهه نظامی ایجاد شود و بتوانند بر سر اصول بنیادی سیاست ضد اسد توافق کنند. کشور هایی که مخالفان را حمایت می کنند به ایجاد یک شورای ملی از انقلابیون سوریه در نوامبر 2012 کمک کردند و مجموعه ای از اصول مشترک در میان آنها به تصویب رسید اما واقعیت این است که اختلافات میان آنها باقی مانده و عمیق تر شده است.
حامیان خارجی مخالفان سوری نیز همفکر نیستند. ایالات متحده نیروهایی ضد اسد تدارک دیده و و آنها را به اردن فرستاده است و به دلیل عدم انعطاف دولت اسد در حال حاضر گفته می شود که دولت اوباما در حال بررسی گسترش کمک های خود است. اما هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه اوباما مایل به تامین مقدار قابل توجهی تجهیزات نظامی برای مرحله رویارویی نظامی باشد، وجود ندارد. چه برسد به اینکه منطقه پرواز ممنوع اعلام کند یا نیروی نظامی و مشاور به مناطق جنگی بفرستد.
انگلستان و فرانسه با جسارت می خواهند کار را تمام کنند در حالی که تحریم تسلیحاتی اتحادیه اروپا قرار است در ماه مه تمدید شود اما دیگر اعضای اتحادیه اروپا چندان ابراز نظر نمی کنند. اعلام وفاداری جبهه النصره به القاعده باعث عمیق شدن اختلاف نظر در اتحادیه اروپا در مورد سوریه شد و باعث شد اوباما نیز در مورد مسلح کردن مخالفان، احتیاط بیشتری به خرج دهد.
عربستان سعودی، قطر و بقیه رژیم های سلطنتی حوزه خلیج فارس ممکن است از ظهور یک گروه نظامی سنی و ضد ایرانی در دمشق خوشحال باشند اما دلیلی وجود ندارد که غرب نیز از این موضوع استقبال کند و اسرائیل نیز یقینا این شرایط را به نفع خود نمی داند.
با فرض ادامه جنگ داخلی تنها راه این است که مخلفان سوری تجهیزات پیشرفته نظامی مانند موشک زمین به هوا دریافت کنند و توانایی خود را به طور موثری افزایش دهند.
بنیان های رژیم اسد سست است اما هنوز تا فروپاشی فاصله دارد. مدافعان مسلح کردن اپوزسیون ادعا می کنند که ارسال سلاح می تواند باعث اعتدال شود. اما به این نکته توجه نمی کنند که پس از ورود سلاح به سوریه نمی توان تضمین کرد که این سلاح ها به دست چه کسانی می افتد.
در همین حال بیش از هفتاد هزار نفر در سوریه کشته شده اند و یک میلیون و سیصد هزار نفر مجبور به فرار به کشور های همسایه شده اند و اکنون نیز منابع سازمان ملل متحد توانایی تامین منابع مورد نیاز این تعداد پناهنده را ندارد.
مخالفان مسلح توانایی تغییر وضعیت ناگوار سوریه را ندارند. حتی اگر روند سقوط بشار اسد سرعت بیشتری بگیرد. دور جدیدی از قتل عام و خونریزی به دنبال خواهد داشت. بقایای سرسخت رژیم اسد حتی در اوج نا امیدی هم دست از مبارزه برنخواهند داشت. اختلافات ایدئولوژیک در میان مخالفان که اکنون بر روی سقوط رژیم اسد تمرکز کرده اند پس از سقوط باعث بازگشت و افزایش خشونت ها می شود.
تنها یک راه برای پایان دادن به کشتار سوریه وجود دارد. غرب باید از پافشاری بر این موضوع که اسد، قبل از حل و فصل اوضاع سیاسی باید برکنار شود، دست بردارد. هر چند این موضوع محاسن زیادی دارد اما در ظاهر یک شکست محسوب می شود. در حال حاضر جان بسیاری در دست اسد است و او هیچ انگیزه ای برای تسلیم شدن ندارد و حتی با فرض اینکه او بتواند پناهگاهی امن برای پناهندگی پیدا کند نگرانی های زیادی در مورد خاتمه این جنگ وجود دارد.
اما ایده چانه زنی با رژیم اسد که برای مخالفان ناخوشایند است هنگامی قابل درک خواهد شد که بدانیم برای توفق خونریزی ها چاره ای جز این نیست. حامیان این ایده باید نیرو و قدرت های خود را برای ترغیب مخالفان استفاده کنند. هنگامی که صدای تفنگ ها خاموش شود میانجیگری مذاکرات با هدف ایجاد یک دولت انتقالی با نمایندگان مخالفان و رژیم ممکن خواهد شد. پس از دست یافتن به این موقعیت می توان نیروهای حافظ صلح سازمان ملل را برای برگزاری انتخابات تحت نظارت نهاد های بین المللی به سوریه اعزام کرد و زمان به حاشیه راندن اسد و سایر مقامات او فرا خواهد رسید.
مطمئنا این انتخابی سخت برای اپوزیسیونی است که به مدت ۲ سال با نیرو های بشار اسد جنگیده اند اما اپوزیسیون باید قبول کنند که در مقاومت مسلحانه شانسی برای پیروزی ندارند و تنها باعث مرگ تعداد بیشتری از مردم خواهند شد.
شکی نیست که بقای اسد ممکن نیست. قطعا ایده چانه زنی با رژیم اسد یک پیشنهاد تضمین شده نیست اما راه حل جایگزین چه می تواند باشد؟ به هر حال پایان جنگ داخلی سوریه با نسخه پیچی مخالفان دو راه بیشتر ندارد: مداخله مستقیم غرب و کمک نظامی گسترده به مخالفان یا چانه زنی. به نظر می رسد چانه زنی ایده بهتری باشد.













