• صفحه اصلی
  • » اظهارات ضد امنیت ملی زاکانی و ضرورت هوشیاری دولت...

» گفتار

اظهارات ضد امنیت ملی زاکانی و ضرورت هوشیاری دولت

اینکه یک نماینده مجلس در قامت یک سیاستمدار نتواند تحلیل های جنگ سالارانه را از نقش جدیدش تفکیک کند و با خود اندکی عقلانیت به سیاست آورد، تبعاتی دارد که در نظام بین الملل با ابزارهایی چون تحریم و کاهش روابط پاسخ می گیرد. کاری که همفکران آقای زاکانی در این سالها انجام داده اند و کمترین نتیجه اش این است که باید یک دولت و ملت متحد شوند تا سنگی را که این افراد در چاه می اندازند، به در آورند.

ناگفته‌های نخست‌وزیر جنگ از هشت سال مبارزه قهرمانانه

میرحسین نمی تواند میزبان رزمندگانی باشد که به عشق دیدار یکی از همرزمانشان همه ساله در سالگرد آغاز جنگ راهی دیدار او می شدند تا تجدید خاطره کنند با نخست وزیر سالهای جنگ. آن ها که سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از خاطره حیاتی که چشیده بودند. خاطره ی حیات طیبه ای که این روزها جانبازان در آسایشگاه ها، رزمندگان در “سلول ها” و نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در “بن بست اختر” مرور می کنند.

گفت وگوی تمدن ها، اخلاق و سیاست

یک‌سال پس از «سال گفت‌وگوی تمدن‌ها» با وقوع حادثه 11سپتامبر و خشن‌شدن فضای سیاست، ایده «گفت‌وگوی تمدن‌ها» و اهمیت آن به‌لحاظ کاربردی در میان جهانیان به‌ویژه روشنفکران و فرهیختگان، بیش از زمان طرح آن، موردتوجه قرار گرفت. زیرا به‌علت فضای غبارآلود سیاست‌های جهانی، لزوم بازاندیشی درباره ایده‌ها و پیشنهادهای مداراجویانه بیشتر احساس شد و از سویی پرسش‌های ناشی از برخی نظریه‌ها نیز جدی‌تر شد که آیا مرزهای هویتی پررنگ‌تر از گذشته ظاهر خواهند شد یا هویت‌ها، منعطف‌تر و متکثر‌تر می‌شوند؟

نخ نامریی تسبیح مردمسالاری

چرا در جریان استقلال‌خواهی مردم اسکاتلند، نه یک‌فشنگ مشقی شلیک شد، نه یک‌اسکاتلندی با اتهام تجزیه‌طلبی مواجه شد، نه حتی یک‌ثانیه اعلام وضعیت فوق‌العاده در اسکاتلند ضرورت پیدا کرد و نه رقبای لندن – فرانسه یا آلمان- متهم شدند که در پشت تحولات اسکاتلند قرار دارند و «بریتانیا» را به زانو در آوردند.

دغدغه‌های مردم و سوت بلبلی دلواپسان!

عبور از بحران هسته ای که تارو پود کشور را در خود گرفته و باعث و عامل اصلی بسیاری از مفاسد اقتصادی، رانت خواری و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و از آن مهمتر عقب ماندگی کشور از برنامه های توسعه و سند چشم انداز است، امروز “مطالبه ای ملی” است. نمی توان دست روی دست گذاشت و در حالیکه مردم با هر دست اندازی که مذاکرات با آن روبرو می شود بر نگرانی شان در مورد آینده فرزندانشان افزوده می شود، ساکت نشست و هلهله و سوت بلبلی دلواپسان را نظاره گر بود.

جناب جنتی! حداقل شما بحث را خانوادگی نکنید

اشاره جنتی به “چراغ سبز نشان دادن به خانواده زندانیان سیاسی” در واقع کنایه که نه، تصریحی به دیدار قابل تقدیر آیت الله هاشمی با خانواده زندانیان سرافراز جنبش سبز است. هاشمی رفسنجانی با این خانواده ها ابراز همدردی کرده و گفته بود: “مطمئن باشید مطالب شما را به جاهایی که لازم است، منتقل می‌نمایم”. گویا اظهارات امروز آقای جنتی بازتاب و واکنشی از همان جایی است که آن مطالب بدان جا منتقل شده است.

مجاهد روز شنبه، مبارز پس از انقلاب، مدعی خون شهدا

«مطهری زمان» با تاریخ دست به گریبان است. تاریخی که هنوز سازندگان آن زنده هستند و اگر هم در قید حیات نباشند نوشته‌ها و خاطراتشان نه تنها گویای عدم حضور و مبارزه او با رژیم شاهنشاهی، بلکه همچنین منکر حضور و نقش او در جنگ هشت ساله با عراق است. این «مجاهد شنبه» که روزگاری مخالف براندازی رژیم شاهنشاهی بود، حالا مدعی است زندان‌رفته‌ها و شکنجه‌دیده های زمان شاه، قاچاقچی و ضد انقلاب شده‌اند.

چرا استيضاح وزير علوم موفق بود

دستور مستقيم رهبرى به وزراى كابينه مبنى بر رعايت خط قرمز موسوم به “فتنه ٨٨” كه دستاويز اصلى استيضاح كنندگان براى عزل فرجى دانا بود، را ميتوان به همراهى صریح تر با استيضاح كنندگان تفسير كرد بويژه اينكه ايشان هيچ اشاره اى به موضوع اصلی یعنی”بورسيه هاى غيرقانونى” نيز نداشتند. رهبرى نظام در همين جلسه گزارش های قطره اى دولت روحانى در مورد حجم عظیم اقدامات غير قانونى دولت هاى نهم و دهم احمدى نژاد و نتايج مخرب آن، كه حتى حاميان اصولگراى ديروز وى نيز اكنون بدان معترف شده اند، را اغراق آميز تلقى كرده و خواستار احتراز دولت از آن شدند.

شاه، مصباح، شهدا و امام شهدا

آقای مصباح یزدی نه در انقلاب حضور داشت و نه در جنگ؛ در آنجا حجت نداشت و در اینجا غبطه می خورد. البته کاش لااقل برای پیش از انقلاب و حضور در میدان مبارزه و در جمع انقلابیون هم غبطه می خورد، ولی ظاهراً همچنان مصر است که مبارزه با شاه حرام بود و از آن گذشته و بازگویی آن نه تنها نگران نیست که غبطه هم نمی خورد!

زنگ خطر عدم اجرای قانون

نباید دولت آقای روحانی فراموش کند که دولت قبلی ازعدم اجرای قانونی پیش پاافتاده نظیر تغییرساعت، به مسیرعدم اجرای قانون افتاد و سپس مصوبات مجلس را یکی پس از دیگری زیرپا نهاد. اینک منتقدین دولت امید و تدبیر بی تردید به‌دنبال مچ گیری ازعدم اجرای قانون ازسوی این دولت هستند.

بیماری احمدی‌نژادی؛ درس‌آموزتر از بیماری هلندی

هسته قدرت پیش از انتخابات 88 فکر می‌کرد در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند با تداوم ناب‌گرایی و نفی الگوهای رایج رشد و ادارۀ کشور و برخورداری از حمایت توده‌ها به کار اساسی‌تری نیز دست بزند و برای «جانشینی در نظام» هرس‌ها و پالایشها لازم را انجام دهد. هسته‌ی قدرت می‌خواست محیط سیاسی جامعه از هرگونه شخصیت و منتقد ریشه‌داری در انقلاب و جامعه پاکسازی شود تا برای تثبیت جانشینان مورد نظر ناب گرایان مشکلی وجود نداشته باشد.

ره‌بر بی‌ملاقاتی

در عصری که بازیگری در نقش ملاقاتی شایع شده، در حصری که هزار و سیصد روز را کهنه کرده و از نفس نیفتاده، رهبر جنبش سبز مردم ایران هنوز زندانی است؛ بی ملاقاتی، بی دیدار، بی تماس، بی بهره از هوای آزاد و غذای سالم، و بی نصیب از حق درمان. محکوم به حکم بی محکمه، محروم از حقوقی که حتی قاتل و قاچاقچی و سارق مسلح هم از آنها محروم نمی شود.

مأمور معذور است یا مسئول؟

سپاه “مامورین معذور” به طمعی و یا امید قبسی و یا به تحمیل و اجباری، دستی در جنایت علیه مردمان و به خصوص آزادیخواهان دارند و در آخر هم راه گریز را در “المامور معذور” می دانند. عمله ظلم و جور و باطل اندیشان و باطل کرداران، هرجا که منکوب و سرکوب شدند و شکست خوردند، به واسطه همین “معذوریت”، با فریب دیگران مسئولیت را از خود سلب کردند و تا این توجیه شوم فکری از تحلیل و عقل ناقص ناقضان حقوق بشری زدوده نشود و آگاهی و روشنگری عمومی ایجاد نگردد نمی توان از شر مارهای سرکوفته که غاصبان انقلابها می شوند رهایی یافت.

هزار و یک شب حصر؛ قصه زیستن در سرزمین پر از ظلم

از هزار و سیصد روز پیش تا کنون، هواداران جنبش سبز که بخش بزرگی از مردم ایران را تشکیل می دهند، بخشی از روح جمعی خود را در حصر می دانند. از هزار و سیصد روز پیش تا به امروز دلسوزان مردم و کشور و نظام بارها و بارها به این رویه غیر قانونی اعتراض کرده اند. هزار و سیصد روز است که می گوییم و می نویسیم، حتی گاهی فریاد می زنیم اما چشم ها کور است و گوش ها کر.

نسل دوم اصلاح طلبان؛ سبز یا سفید؟

نسل جدید اصلاح طلبان، سبزند نه سفید. اصلاحاتی که آن ها دنبال می کنند جامعه محور و دموکراسی خواه است. گفت و گو را در عرصه عمومی شکل می دهند و عملگرایی را در اقدام و مطالبه دموکراتیک می دانند… برای سنجش میزان دموکرات بودن افراد نیازی به گرفتن نوار مغزی از آن ها نیست؛ کافی است در عمل به مناسبات آن ها با مخالفان دموکراسی توجه کنیم. تنها زمانی می توان از حقیقت دموکراسی سخن گفت که آن را در مناسبات سیاسی و اجتماعی تجربه کرد. چگونه می توان در پس ذهن دموکرات بود اما در عمل به تایید حاکمیت مطلقه و تایید مکانیسم های آن و حتی به مدح و ثنای آن پرداخت؟

فرصت همگرایی علیه افراطی‌گری

سابقه همکاری ایران با آمریکا در اوایل هزاره کنونی برای ازبین‌بردن دولت حاکم بر کابل – در شرایطی که دیوار بی‌اعتمادی بین تهران و واشنگتن بسیار بلندتر از اکنون بود- نمایانگر این ضرب‌المثل است که گفته‌اند «دشمن دشمن تو، دوست توست». از منظر جمهوری اسلامی تهدید داعش تنها منحصر به سرزمین عراق و سوریه و… نیست. امروز آنان هویت دین مبین اسلام را نشانه گرفته‌اند؛ تصویری که میلیاردها نفر در شبکه‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های مجازی مشاهده می‌کنند، خواه‌ناخواه به پای دینی نوشته خواهد شد که ما آن را نمایندگی می‌کنیم.

آقای خامنه‌ای! به فکر حقوق ملت باشید، نه دلواپسی‌های کاسبان تحریم

در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه 598 به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت.

رئیس‌جمهور: تعهدات و اختیارات

مشکل رابطه رئیس جمهوری با سایر نهادها، با تغییر یا تفسیر و تبیین ساختار های حقوقی حل نمی شود. بلکه آقای رئیس جمهوری باید عالمانه و هنرمندانه آن چنان از تغییرات و تحولاتی که در درون جامعه رخ داده و موجبات پیروزی ایشان را درانتخابات خرداد سال ۹۲ فراهم آورده است، استفاده کنند که امکان رفتارهای فراقانونی از متخلفان گرفته شود.

استقامت یک زن، افتخار یک ملت: هنرِ «نخواستن و نداشتن»

این «شرح احوال» به مناسبت برگزیده شدن زهرا رهنورد به عنوان پنجاهمین چهره از مفاخر فرهنگی ایران در سال 1383 تدوین شده است. امیدواریم خاطرات ده سال اخیر و بویژه از سال 88 تاکنون نیز روزی به قلم خود وی به رشته تحریر درآید و در اختیار جامعه قرار گیرد. البته در شرایط کنونی که خانم رهنورد به مراتب بدتر از ساکنان بی دفاع غزه در حصر و حبسی ظالمانه به سر می برد و هر روز محدودیت ها و فشارهای بیشتری بر او و دختران مظلومش تحمیل می شود، معلوم نیست که آیا این امکان برای او وجود دارد تا سرگذشت این سالهای سخت را نیز به رشته تحریر درآورد یا نه.

روحانی به وعده احیای سازمان برنامه عمل کند

اگر مسیری که پیش از این و تاکنون طی شده ادامه یابد و سازمان مدیریت احیا نشود، آنچه پیش از این در عرصه مدیریت و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی رخ داده، ادامه می‌یابد و کشور به همان سمت می‌رود. ضروری است که رییس‌جمهور در قالب عمل به تعهدات خود هرچه‌سریع‌تر درخصوص احیای یک سازمان برنامه‌ریز اقدام کند.

گذرگاه سخت دولت روحانی

سیاست‌های اقتصادی دولت برای خروج غیر تورمی از رکود، اگر به تمامی اجرا شود می تواند تا حدودی راهگشا باشد اما بعید بنظر می رسد که در دل فضای سیاسی و اجتماعی موجود بتواند برای برون رفت اقتصاد ایران از رکود تورمی جواب دهد چرا که تا عرصه عمومی کشورمان تغییری بنیادی در جهت تامین حقوق شهروندی و سازه سرمایه اجتماعی نیابد، اقتصاد سر و سامان نخواهد گرفت.

قانون چماق نیست

از بالاترین مقام قوه قضاییه تا پایین ترین مقام، همگی می دانند که در خارج از این سیکل تولید احکام غیرقانونی، سرکوبگران هیچ شانسی حتی در چارچوب همین قوه قضاییه نداشته اند و ندارند. حکمی که از مسیر آشکارا غیرقانونی صادر می شود، خود سند جرم و نقض قانون اساسی است که مسئول رسیدگی به آن هم رییس جمهور است. وقتی از قانون سخن می گوییم به یاد داشته باشیم که قانون فقط “زندان، شلاق و …” نیست. طبق قانون اساسی متهمان به جرایم سیاسی از حقوقی برخوردار بودند که به آنها داده نشد.

میوه‌ی تدبیر یا نشانه‌ی امید؟

درست است که می گویند با یک گل بهار نمی شود، اما تعداد خبرهای خوشی که روز شنبه پشت سرهم رسید بیشتر از آن بود که اگر امیدی هم به فرارسیدن بهار نداشته باشیم و به میوه‌های درخت تدبیر دل نبندیم. تدبیری که اگر اندک حاصلش رخت بربستن فضای امنیتی از بخش هایی از جامعه باشد و رعایت حقوق شهروندی، باید بابت آن نیز به روحانی تبریک گفت.

او آبروی انقلاب بود و ماند

آن که همه دیدیم، عکس واقعی مهندس نبوی است. تکیده و خمیده. ولی باید تأکید کنم، آنچه نبوی را آب کرده و همچنان آب می‌کند، فشار زندان و تبعات آن نیست. او سال‌ها پیش در آن جلسه مجلس که به آرزوی عزل، او را استیضاح می‌کردند، گفت: «من زندان‌کِش حرفه‌ای هستم»؛ زیرا او حرفه و تخصص‌اش مبارزه و انقلاب است.

تندروها، بی‌معرفت و بی‌تقوا

تقوی به عنوان بک قدرت مهار کننده، این اثر را دارد که از اقدامات شخص که با انگیزه های شخصی و کینه توزانه انجام می گیرد جلوگیری می کند و به همین دلیل بخشی از تندروی ها که زمینه روانی دارد، کاهش می یابد. ولی اگر کینه توزی همه لایه های پیدا و پنهان وجود شخصی را احاطه کرده باشد و مانند مار زخم خورده تا زهر خود را نریزد، آرامش پیدا نکند، تقوی چگونه می تواند او را مهار کرده و از اقدامات تند بازدارد؟ این گونه افراد مغرور هرگز حاضر نیستند بپذیرند که تحت تأثیر انگیزه های نفسانی قرار می گیرند، بلکه پیوسته “کینه های کهنه ی” خود را “خشم مقدس” جلوه می دهند!

ضرورت خشکاندن ریشه‌های داعش

از چیزهایی که این افراطیون بر آن پای می‌فشارند، حاکمیت قوانین دینی به مانند گذشته است و این قوانین بالاجبار باید، نه‌تنها در کشورهای اسلامی بلکه در کل جهان، حاکم و اجرا شود. لهذا در این راه هر مانعی را باید از پیش خود برداشت و هر خونی که در این راه ریخته شود، سزاوار است. بدیهی است که ادعای فوق برخلاف نصوص اصلی دین است. عالمان دین باید مساله حکومت دینی و حاکمیت قانون، در روزگاری که مفهوم ملت پذیرفته شده و دولت منتخب مردم جای سلطان و حکومت‌های موروثی را گرفته و تقسیم کشورها بر اساس مرزهای جغرافیایی است و نه بر اساس‌ دارالکفر و دارالاسلام، را روشن سازند. پاره‌ای از فتاوای گذشتگان در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در این عصر مفهومی ندارد.

رسانه‌های مستقل و جامعه‌ی مدنی

عده‌ای بر این باور هستند که در سرزمین ناشنوایان از سخن گفتن چه کاری بر می‌آید در حالی که در هر جامعه‌ای می‌توان سخن گفت، ولی باید به نحوه و شرایط سخن گفتن نیز توجه کرد. رسانه‌های مستقل در بالابردن تحمل مردم و دست اندرکاران نقش داشته و می‌توانند مروج عقلانیت و تعامل و همراهی شوند.

یادداشتی از زندانی شماره ۲۴۲۲۱۱ بند زنان زندان اوین

من، زندانی شماره ۲۴۲۲۱۱ محبوس در بند زنان زندان اوین، اگرچه سرم به نشانه خضوع و خشوع در برابر رهبران درحصر جنبش سبز و بزرگان دربند و دلسوزان و دغدغه‌مندان کشورم به زیر است، بلند می‌گویم که اگر امروز به یک‌ سال پیش بازگردم و بلیت تهران در دستانم باشد و هنوز فرصت انتخاب داشته باشم، باز هم سرم را بالا می‌گیرم و به کشورم باز می‌گردم و دلم برای ایرانم می‌تپد.

ای جناب شاه! اگر ما این سه مورد را كنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟

آیت الله خامنه ای اعضای دولت و صاحبان تریبون را حداقل در سه مورد مشخص به سکوت و مرزبندی فراخواند. وی گفت: “باید حتما خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند”. مرحوم امام خمینی هم در ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ خبر داد که ماموران ساواک به اهل منبر گفته اند: “شما سه چیز را كار نداشته باشید و دیگر هر چیز می‌خواهید بگویید، یكی شاه را كار نداشته باشید، یكی هم اسرائیل را كار نداشته باشید و دیگر اینكه نگویید دین در خطر است.”

روزنامه‌نگاری پاکتی

روزنامه‌نگاری ما به دوران دیگری پا گذاشته است، دورانِ پاکت‌ها. پاکت‌هایی که به‌زودی از نشست‌های کوچک و چند نفره معاونت و دفاتر و بخش‌های وابسته به ارشاد به سفرهای فرهنگی و مجوز مجلات و رانت‌های بیشتری خواهد رسید. دیری نیست که استقلال مطبوعات هم برود کناردستِ آزادی مطبوعات. تا آن روز چند قدم بیشتر نمانده است