مجاهد روز شنبه، مبارز پس از انقلاب، مدعی خون شهدا
چکیده :«مطهری زمان» با تاریخ دست به گریبان است. تاریخی که هنوز سازندگان آن زنده هستند و اگر هم در قید حیات نباشند نوشتهها و خاطراتشان نه تنها گویای عدم حضور و مبارزه او با رژیم شاهنشاهی، بلکه همچنین منکر حضور و نقش او در جنگ هشت ساله با عراق است. این «مجاهد شنبه» که روزگاری مخالف براندازی رژیم شاهنشاهی بود، حالا مدعی است زندانرفتهها و شکنجهدیده های زمان شاه، قاچاقچی و ضد انقلاب شدهاند....
کلمه – حسنا دلاوری:
عنصر مهمی در نظام شده است. نسخه میپیچد و دیگران را به برخوردهای سخت و صفکشی با منتقدین فرا میخواند. همفکران را دور خود جمع میکند و برای ضربه به مخالفان و منتقدین و معترضین و افرادی که آنان را «فتنهگر»، «ضد انقلاب»، ملحد یا کافر میخواند، نقشه و خط و نشان میکشد. آیتالله خامنهای او را مطهری زمان و علامه طباطبایی دوران میخواند، و او خود را در نقش تئوریسین راهکارهای حفظ نظام میداند.
محمدتقی مصباح یزدی مدرس فلسفه اسلامی است، و بنیانگذار و مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. همچنین عضو مجلس خبرگان رهبری، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، رییس شورای عالی مجمع جهانی اهلبیت و یکی از اساتید حوزه علمیه قم و چندین عنوان دیگر که تمامی آنها را بعد از انقلاب به دست آورده است.
این روحانی اهل فلسفه و مبارز پس از انقلاب، توانسته است نقش قابل ملاحظهای در تئوریزه کردن و فتوا دادن در برخوردهای خشن با دگراندیشان و آزادیخواهان و منتقدین داشته باشد و بسیاری از نیروهای امنیتی با استناد به فتواهای این فرد مبارز پس از انقلابی، اعمال فراقانونی خود را بر بستر شرع و اسلام سوار کنند و مطابق همان برانند.
«مطهری زمان» اما با تاریخ دست به گریبان است. تاریخی که هنوز سازندگان آن زنده هستند و اگر هم در قید حیات نباشند نوشتهها و خاطراتشان گویای عدم حضور و مبارزه او نه تنها با رژیم شاهنشاهی که حتی عدم نقش و مبارزه او در جنگ هشت ساله با عراق است.
ردایی که برای تن رنجندیده مصباح، بیقواره است
مصباحیزدی قدرت زیادی در سازماندهی افراد تندرو دارد، او شاید بتوان معدود افراد همفکر خود را برای صفآرایی دربرابر منتقدین بسیج کند و حتی با سوءاستفاده از احساسات جوانان بسیجی و اصولگرا، ردای گشاد رهبری آنان را بپوشد، اما این روزها ناتوانی او دربرابر تاریخ، این واقعیت را برایش بیش از پیش روشن میکند که ردای کنونی برای تن آسوده و رنجندیده او بسیار بزرگ و بیقواره است.
ردایی که مصباحیزدی با تلاش بسیار میخواهد بر تن خود نگه دارد اما به خوبی هم میداند این ردا باید سابقهای پر از شهامت و شجاعت و صداقت داشته باشد.
هرچند که تاریخ در بسیاری موارد تحریف میشود اما حضور نداشتن این «مجاهد شنبه» در مبارزات قبل از انقلاب و حتی مخالفتش با براندازی نظام شاهنشاهی، امری نیست که بتوان به راحتی آن را تحریف کرد. چرا که سازندگان تاریخ همواره از زندگان اند.
او اما با نظریه پردازی هایش در عمل تلاش می کند در دل جمهوری اسلامی امام، یک رژیم سلطنتی جدید تعبیه کند که در آن، عمامه جایگزین تاج و نعلین جانشین چکمه شده است: یک الگوی سلطنتی از ولایت فقیه، که نه جمهوری است و نه اسلامی و نه آن چیزی که امام پایه ریزی کرد و مردم برایش انقلاب کردند.
مصباح یزدی: حجتی برای مشارکت در مبارزات انقلابی نداشتم!
این روزها مصباحیزدی از روایت گوشهای کوچک از تاریخ انقلاب توسط آیتالله هاشمی رفسنجانی و آنچه در روند مبارزات با رژیم شاهنشاهی گذشته، آشفته شده است. به نظر میرسد او انتظار روایتهای مستند از قبل از انقلاب و دوران جنگ را نداشته است و با نقل خاطرهای از هاشمی برآشفته است.
او در پاسخی به هاشمیرفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را دروغگو خواند و گفت که «کمکهای آقای هاشمی به منافقین را نیز نباید فراموش کرد. چه پولهایی که به آنها داد. در حال حاضر هم نمیگویم که آنها کار بدی کردند. شاید وظیفهشان در آن شرایط همان بود، اما من چون حجتی نداشتم، مشارکت نکردم.»
مصباح اما به این پاسخ هم اکتفا نکرد و بار دیگر در دیدار با جمعی از دانشجویان، «بیبصیرتی خواص در جامعه اسلامی» را عاملی مهم در گمراه شدن افراد دانست و گفت: در انقلاب نیز افرادی داشتیم که سی سال در این مسیر بودند، اما امروز تغییر مسیر داده است.
این چهره بدون سابقه در انقلاب، افزود: در انقلاب نیز افرادی داشتیم که 30 سال انقلابی بودند، زندان رفته، شکنجه شده و گاهی تا پای مرگ رفته بودند، در هشت سال دفاع مقدس در جبههها حاضر شده و با جان خود بازی کرده بودند، ولی پس از چندی از مسیر خود برگشته و برای نمونه قاچاقچی و ضد انقلاب شدهاند!
او اما نگفت که خود چه سابقه ای در انقلاب داشته و در حالی که یک روز هم به خاطر انقلاب به زندان نرفته و یک سیلی هم از ماموران ساواک نخورده است، چگونه بی محابا انقلابیون سی ساله را متهم می کند.
او که خود را مدعی خون شهدا می داند، البته گفته است غبطه می خورد که نتوانسته در جنگ حضور یابد! اما مشخص نیست با چه جرات و پشتوانه به آنها که به وقتش حضور داشتند و نیازی به غبطه خوردن هم ندارند، حمله می کند و متهمشان می سازد.
مقدس نماهای بی شعور می گفتند مبارزه با شاه حرام است
پس از طرح روایت هاشمیرفسنجانی و مصباح یزدی از خاطره سالهای پیش از انقلاب که در آن مصباح به عدم همراهی با انقلابیون متهم بود ولی در روایت خود آن را توجیه کرد، سایت هاشمی بار دیگر بخشی از منشور روحانیت امام خمینی را بازنشر کرد.
این سایت با تیتر «روحانی نماهای دیروز، یکمرتبه متدّین شده اند! و «مقدس نماهای بیشعور می گفتند مبارزه با شاه حرام است»، نوشت: امام خمینی(ره) بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران در منشور تاریخی روحانیت ضمن بیان ناگفته هایی از دوران مبارزه و خون دلهای آن ایام، تاکید فرمودند: دیروز مقدس نماهاى بیشعور مى گفتند مبارزه با شاه حرام است و مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- مفید و راهگشا است، امروز یکمرتبه متدین شده اند و فریاد «وااسلاما» سر مى دهند!.
مشاجره و اختلاف شهید بهشتی با مصباحیزدی
این نخستین بار نیست که مصباحیزدی از یادآوری تاریخ انقلاب آشفته میشود. چندی پیش نیز خاطرهای از مشاجره شهید بهشتی و مصباحیزدی او را دچار خشم کرد. ماجرا به خاطرهای بر میگردد که از اختلاف شهید بهشتی با مصباحیزدی درباره شیوه تربیت شاگران مدرسه حقانی منتشر شد.
شهید بهشتی اولین انتقاد خود از حضرت آیت الله مصباح یزدی را به “شیوه تربیت شاگرد” او اختصاص داده و در همین رابطه گفته بود: «من مکرر به جناب آقای مصباح هم گفتهام . چرا این بحثهایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید اینطور مطرح شود؟ بحث ، بحث روش تربیتی مدرسه است … شما طلاب مدرسه نمیتوانید با این اسلوب بار بیایید وگرنه لااقل بنده نمیتوانم در چنین مدرسهای ذرهای در کارها سهیم باشم. مدرسهای که بخواهد یک مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بیجا و متعصب تربیت کند، نتوانند با هم دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ در این صورت چه خدمتی به اسلام و به حق کردهاند؟ به چه انگیزهای ؟»
شهید بهشتی در همین سخنرانی شیوههای برخورد مصباح یزدی با مخالفان را جنجال آفرین، تحریک آمیز و تکفیری خوانده و این قبیل روشها را موجب ایجاد دوقطبی کاذب در جامعه و مسبب جدایی دانشگاهیان و غیرحوزویان از حوزویان دانسته و می گوید: «موضعگیرى جنجالى و جنجال آفرین و تحریک آمیز ، که با شدت و حدت همراه است، به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به این بحث و این شخص و این عصر، نتیجه عکس دارد. این نوع موضع گیرى ها بسیارى از افراد را به یاد چماق هاى تکفیرى مى اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقاید کلیسا و قرون وسطى خوانده اند و موجب مى شود که زمینه هاى مثبت و ارزنده هدایت نسل جوان که امروز در دسترس دوستان علاقه مند قرار گرفته تباه شود و به زمینه هاى ضد تبدیل شود، و باز به تدریج – (فکر نکنید که این کار کارى است که در ظرف یک روز یا دو روز مى شود)- به تدریج با تبلیغات مسموم دیگرى که نهضت هاى مادى – الحادى و قدرت هاى خودکامه سوء استفاده کننده از همه چیز (از جمله مذهب) دارند، بار دیگر میان همه مردم جوان درس خوانده مطالعه کن و اهل علم، همان جدایى شوم که بنده در شهر قم ناظر آن بودم به وجود مى آید.»
البته بعد از این سخنرانی روشنگرانه شهیدمظلوم دکتر بهشتی، مصباح یزدی به همراه ۱۸ نفر از شاگردانشان به حالت قهر مدرسه حقانی را ترک کردند و فعالیتهای خود را در موسسه «در راه حق» پی گرفتند.
مطهری زمان کیست؟!
کسی که رهبری فعلی او را «مطهری زمان» نامید، پیش از انقلاب از مخالفان حرکت بنیانگذار انقلاب اسلامی بود. برای مثال در سال ۱۳۴۲ که امام خمینی دستور عدم برگزاری جشنهای اعیاد شعبانیه را داد، مصباح یزدی و اطرافیانش تلاش کردند با برقراری جشن و چراغانی ضمن برگزاری جشن با امام مخالفت کنند.
یعد از وفات امام خمینی، مصباح یزدی که عرصه را برای رشد بیرویه در نظام فراهم میدید در سال ۱۳۶۹ در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کرد و به عنوان نماینده مجلس خبرگان از استان خوزستان در دومین دورهٔ مجلس خبرگان رهبری و در دورههای بعد نیز از تهران به نمایندگی مجلس خبرگان برگزیده شد.
مصباح از منتقدان جمهوریت است و به رای گذاشتن نظام توسط امام خمینی را به معنای اعتقاد او به جمهوریت و حاکمیت رای مردم نمیداند. او بارها تاکید کرده که ملاک دانستن رأی مردم خلاف احکام اسلامی است. به گفته او «متأسفانه برخی باورشان این نیست که حکم اسلامی مقدم بر رأی مردم است.»
بنا به ادعای وی، ضدیت با ولایت فقیه به معنی شرک به خداست. مصباح همچنین چندی قبل تصریح کرد که باید «بت آزادی» را شکست. او گفت: «غرب از آزادی بتی ساخته که باید آن را شکست و قدم در راه صحیح گذاشت.»
وی نه تنها برای غیر مسلمانان حقوق شهروندی برابر قائل نیست، که اهل سنت را نیز معتقدان به “دین ناحق” میداند. وی با بیان این که مسلمانان به طور یکسان از نعمت دین بهرهمند نیستند خواستار ترویج کتابهای شیعه در بین اهل تسنن شد تا “کسانی که تعصب کمتری دارند، زودتر به دین حق دست پیدا کنند.”
شمشیر از رو بسته مصباح برای حسن روحانی
مصباح یزدی یکی از مدافعین سرسخت محمود احمدینژاد و از حامیان عملکرد او بود. هرچند که پس از مشاهده شکست احمدینژاد در پیشرفت کشور و همچنین عدم اقبال مردم به او ترجیح داد با تغییر مهرههای بازی رویکردی دیگر را در نظر بگیرد اما تفکر مشابه مصباح با طیف احمدینژاد، او را خواه ناخواه در بین منتقدین روحانی قرار داده است. وی در این مدت انتقادات زیادی به روحانی وارد کرد و شمشیرش را برای رییسجمهور آشکارا از نیام کشید.
او حسن روحانی را متهم کرد که اسلام را نشناخته است و با اشاره به تحصیل روحانی در کشور انگلستان، از رییسجمهور سوال کرد که دینش را از کجا یاد گرفته است؟!
حالا طرفداران مصباح مدعی اند که او بصیرت داشته که از ده سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می دانسته که مجاهدین خلق منحرف خواهند شد. اما کسی از آیت الله نپرسیده که چرا وقتی از احمدی نژاد حمایت سفت و سختی داشت و اطاعت از او را هم رده ی حد اطاعت از خدا قرار می داد، بصیرت خود را به کار نگرفته بود؟













