سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

روزنامه‌نگاری پاکتی

چکیده : روزنامه‌نگاری ما به دوران دیگری پا گذاشته است، دورانِ پاکت‌ها. پاکت‌هایی که به‌زودی از نشست‌های کوچک و چند نفره معاونت و دفاتر و بخش‌های وابسته به ارشاد به سفرهای فرهنگی و مجوز مجلات و رانت‌های بیشتری خواهد رسید. دیری نیست که استقلال مطبوعات هم برود کناردستِ آزادی مطبوعات. تا آن روز چند قدم بیشتر نمانده است...


شیما بهره‌مند:

دورانی تمام شده اما هنوز دوران دیگری به‌روشنی آغاز نشده است. روزنامه‌نگاریِ نوین ما امروز چیزی حدود دو دهه را پشت سر گذاشته و حالا در آستانه دورانِ دیگری است. دو دهه‌ای که البته بنابر وضعیت حاکمِ دورانش، روزگار متفاوتی داشته است. اگر روزنامه‌نگاری نوین، به‌تمامی در دورانِ موسوم به اصلاحات یا همان دوم‌خرداد پا گرفت و بروز کرد، در دورانِ هشت‌ساله دولت مهرورزی، روزگار تلخ و دشواری را سپری کرد. اگر مساله روزنامه‌نگاریِ اصلاحات، فرم و شیوه‌ی تازه نوشتن بود و «انتقاد» هنوز در روزنامه‌ها معنایی داشت، دوران دولت نهم و خاصه دولت پس از 88، روزنامه‌نگاری تنها بقا و مقاومت را پیشه کرد. حالا اما دورانی تمام شده است. و دولت تازه‌ای روی کار آمده که مشروط و چندپاره است.‌ و حاصل آن تا امروز که یک سال و دو ماهی از آن می‌گذرد، تنها «تعلیق» و امید به اجرای شروط است. اگر دوران اصلاحات اقتصاد رقابتی را ادامه داد، و در حوزه فرهنگ یکباره خیل روزنامه‌های اصلاح‌طلب و تا حدودی مستقل منتشر و گفتمان تازه‌ای در روزنامه‌نگاری مطرح شد، در دولت نهم و دهم، که انحصارات را دستور کار خود قرار داده بود، روزنامه‌ها به حداقل ممکن فروکاسته شدند و تنها چند روزنامه باسابقه و مطرح و جدی ماندند، آن هم با تغییراتی.‌ حالا اما دورانی تمام شده، اصلا مردمی، خردادماه سال گذشته مشروط پای صندوق‌ها رفتند، تا دورانی تمام شود. اما دوران دیگری به‌روشنی آغاز نشده است. آنچه تا امروز دست‌کم در حوزه فرهنگ دیده‌ایم به‌نوعی ادامه دوران گذشته است، تنها با اندکی تغییر. حالا روزنامه‌نگاری ما می‌توانست، دوباره نفسی بکشد، و بلند شدن آغاز کند، شاید دوباره پا بگیرد.
اما انگار انحصارات تمام نشده، تنها جهت انحصار کمی تغییر مسیر داده است. حالا اعانه‌ها یا همان یارانه‌ها بین روزنامه‌های بیشتری تقسیم می‌شود. و آرام‌آرام موجود تازه‌ای در روزنامه‌نگاری دوران تعلیق متولد می‌شود: روزنامه‌نگارِ پاکتی. این رشته سر دراز دارد. در همان دوران اصلاحات با تکیه بر مفهوم «فرهنگ» که به قول مارکوزه «جانشین آزادی است»، موجوداتی چون کارشناسِ کتاب خلق شدند در نشرهایی بی‌نام و نشان که با انواع‌و‌اقسام وام‌ها و رانت‌ها پا گرفتند و شدند بنگاه‌های انتشاراتی، و کارشناس‌هایی برای چاپ کتاب آوردند. کارشناس‌هایی که بیشترشان روزنامه‌نگار بودند یا منتقد ادبی و حالا در یک بنگاه انتشاراتی، کتاب انتخاب و چاپ می‌کردند. تا این‌جا بساط فرهنگ پهن است و این ماجرا پیش می‌رود اما با بسته شدن فضای مطبوعات، از همین کارشناس‌ها مافیایی در نشر و روزنامه‌ها سر بر کرد، که تا امروز هم در کار لانسه کردن محصولات نشر در مطبوعات است.

این شد که روزنامه‌نگاری ادبی ما بیش‌از پیش از مفهوم اساسی «نقد»، تهی شد و این نقدزدایی البته همواره خواستِ دولت‌ها بوده است. نقد راستین که حذف شد، منتقد که نامرئی شد، نوبت به پاکتی‌ها رسید، که حالا خود در روزنامه‌ها و مجلات دست به کار شدند. و البته همزمان جایی دورتر از مرزها، ترکیب متناقضِ «خبرنگار یا روزنامه‌نگار بی‌طرف» (همان پروژه نقدزدایی) در رسانه‌های فارسی‌زبان، خاصه بی‌بی‌سی‌ فارسی، ساخته و جا انداخته شد. حالا همه چیز برای تایید وضعیت موجود فراهم است. و روزنامه‌نگار، تماشاگر و شاهد عینی ماجراست بدون هیچ موضع و تفکری، و وظیفه او دیگر نه صرفا بازنمایی که دستکاری واقعیت است و نه هیچ چیز دیگری. با این گزاره‌های جاافتاده، روزنامه‌نگار ما دیگر چندان نیازی به خواندن ندارد، کتاب‌ها برای روزنامه‌نگارِ ما دیگر نه برای خواندن، که برای پر کردن ستون‌های روزنامه است یا تبلیغ و فروش کتابِ ناشری. و حالا دولت یازدهم با تدبیر در این امر، و دعوت روزنامه‌نگاران به انواع‌و‌اقسام نشست‌های کتاب و فرهنگ و مشاوره و این‌ها در بخش‌های مختلف وزارت ارشاد، گویی این موجود تازه خلق‌شده را شناسایی کرده است. پاکت‌هایی که بعد از هر نشست در میان این‌دست روزنامه‌نگاران توزیع می‌شود، گویای این شناسایی است. این پاکت‌ها، خبر از تولد روزنامه‌نگار پاکتی می‌دهد.

برگردیم به دوران اصلاحات، همان روزهایی که هنوز روزنامه‌نگارها انجمن صنفی داشتند. و رویاشان، رویای نزدیک‌‌ به تحقق‌شان، روزنامه‌هایی بود مانند روزنامه‌های دیگر نقاط دنیا. روزنامه‌هایی که سال‌های متمادی منتشر می‌شدند با خط مشی مشخص و ایدئولوژی معلوم و سهام برای روزنامه‌نگاران آن. در همان دوران اصلاحات هم که روزنامه‌ها هنوز تب‌و‌تابی داشتند و اقبالی میان مردم، بودند روزنامه‌نگارانی که این‌جا و آن‌جا از سهام، از سهمِ روزنامه‌نگار از روزنامه‌اش گفتند، که نشد. حالا با فاصله یک‌دهه‌ای از آن روزها، بخشی از روزنامه‌نگاری فرهنگی ما به سهمِ ناچیز پاکت‌های ارشاد، بسنده کرده است. و برخی از اهل فرهنگ هم به پست‌ها و سمت‌های ناچیزی در ارشاد. اما درست همان‌طور که آلخو کارپنتیر گفت، «ما از توماس مان آموختیم که فروختن روح به شیطان همیشه به این معنی نیست که پای یک سند را با قلمی امضا کنید که از خون خودتان پر شده است؛ کافی است که شخص زیرکانه به شکل‌های معینی از فساد و رانت تن دهد».

رویکرد اعتدالی دولت در دعوت از روزنامه‌نگاران و ترتیب دادن جلسات مشاوره و آسیب‌شناسی اما، بیش از آنکه از واقعیتِ تغییر خبر دهد، پرده از بازنمودِ نمایشی «گفت‌و‌گو» دارد. و روزنامه‌نگار پاکتی، همان عامل نمایش است که به صورت ستاره نمایش یا وُدِت، روی صحنه آورده می‌شود اما چون به مثابه الگوی هویت‌سازی وارد نمایش شده، از داشتن ِهرگونه کیفیتِ خودمختار صرف‌نظر کرده تا خود را با قانون عام اطاعت از جریان امور همانند سازد.

آن هم درست موقعی که «روزنامه‌نگاران» منتظر بازگشایی انجمن صنفی‌شان بودند و البته تحقق وعده‌های روحانی در زمان انتخابات. انتظار برای حذف سانسور، تنها به کوتاه‌تر شدن زمان سانسور منتهی شد و از قانون جدید مطبوعات هم همچنان خبری نیست. مهم‌تر از همه این‌ها، حوزه فرهنگ و روزنامه‌ها شاهد چرخش آرام و هدفمند دولت‌اند. دولت یازدهم بر آن است تا در سایه اصلاح‌طلبان و گفتمان فرهنگی آن دوران، این بار «افکار عمومی» را در دست بگیرد. پس تبعا به رسانه‌های مستقل نیاز بیشتری دارد. رسانه‌های دولتی دیگر نمی‌توانند بار جهت‌دهی به افکار عمومی را بر دوش بکشند. و این‌جاست که روزنامه‌نگاران پاکتی به کار گرفته شدند و دست‌بر‌قضا این‌دست روزنامه‌نگاران در روزنامه‌های مستقل ساخته و پرداخته می‌شوند. «پاکت»ها حالا نماد جابه‌جایی رانت‌خواران یا جیره‌خوارانِ تازه است.

روزنامه‌نگاری ما به دوران دیگری پا گذاشته است، دورانِ پاکت‌ها. پاکت‌هایی که به‌زودی از نشست‌های کوچک و چند نفره معاونت و دفاتر و بخش‌های وابسته به ارشاد به سفرهای فرهنگی و مجوز مجلات و رانت‌های بیشتری خواهد رسید. دیری نیست که استقلال مطبوعات هم برود کناردستِ آزادی مطبوعات. تا آن روز چند قدم بیشتر نمانده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.