رهبر بیملاقاتی
چکیده :در عصری که بازیگری در نقش ملاقاتی شایع شده، در حصری که هزار و سیصد روز را کهنه کرده و از نفس نیفتاده، رهبر جنبش سبز مردم ایران هنوز زندانی است؛ بی ملاقاتی، بی دیدار، بی تماس، بی بهره از هوای آزاد و غذای سالم، و بی نصیب از حق درمان. محکوم به حکم بی محکمه، محروم از حقوقی که حتی قاتل و قاچاقچی و سارق مسلح هم از آنها محروم نمی شود....
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
حرف اضافی لازم نیست. همین دو کلمه، خودش یک دنیا حرف است: رهبر بی ملاقاتی.
در عصری که بازیگری در نقش ملاقاتی شایع شده، در حصری که هزار و سیصد روز را کهنه کرده و از نفس نیفتاده، رهبر جنبش سبز مردم ایران هنوز زندانی است؛ بی ملاقاتی، بی دیدار، بی تماس، بی بهره از هوای آزاد و غذای سالم، و بی نصیب از حق درمان. محکوم به حکم بی محکمه، محروم از حقوقی که حتی قاتل و قاچاقچی و سارق مسلح هم از آنها محروم نمی شود.
میرحسین موسوی رهبر جنبش سبز ملت ایران است، که هم در راهبری از همه پیش افتاده و هم در رهروی و پایداری. او خود را رهبر نمی خواند و رهبر نمی داند. خود را یک “فرزند کوچیک ملت ایران” نامیده و از وقتی سکوت بیست ساله را شکسته و پا به میدان مبارزه با منحرفان و منحرف کنندگان انقلاب گذاشته، یک لحظه هم در همراهی با مردم در این راه سبز پر امید، تردید نکرده است.
این جامانده از جماعت راست قامتان جاودانه تاریخ، حالا به جرم حق گویی و حق طلبی در زندان خانگی است. نه راهی به بیرون دارد و نه کسی به همراهی اش راه می یابد. پشت پارک ملت اگر دربان ها ملاقات کنندگان را به صف می کنند و یکی یکی فرا می خوانند، پیش چشم ملت و در سرسرای کوچه اختر، ملاقاتی ها را فقط از خود می رانند.
این روزها بازار ملاقات با رهبر جمهوری اسلامی داغ است و بستری شدن چند روزه وی، بهانه ای شده برای صف کشیدن ارادتمندان دور و نزدیک برای عرض ارادت و تجدید بیعت؛ چه آنها که به حضور پذیرفته می شوند و چه آنها که به محضر پیام می فرستند.
با میرحسین اما کسی امکان ملاقات ندارد. او که در سال 90 پدرش را و در سال 91 پدر همسرش زهرا رهنورد را از دست داد، حتی از ملاقات مادر کهنسال خانم رهنورد هم محروم است؛ و نیز از ملاقات بسیاری از اقوام درجه یک، چه رسد به دوستان و همنشینان و مشاوران و مجاوران و هواداران.
رهبر در حصر جنبش سبز، هم از دسترسی آزادانه به اطلاعات و خبرهای روز محروم است و هم از برخی رسیدگی های عادی پزشکی. وقتی هم مجبور می شوند به بیمارستان اعزامش کنند، نه تنها از دوربین و خبر خبری نیست، بلکه صد ترفند هم به کار می بندند تا کسی خبردار نشود؛ مبادا یادی از این زندانی بی ملاقاتی به خاطری متبادر شود.
چه خوب گفت مرحوم مهدی فتحی در فیلم اعتراض: سلامتی سه تن… سلامتی این سه محصور؛ سلامتی همه زندانی های بی ملاقاتی؛ سلامتی مردان دردمند و زنان دردآشنای باایمان؛ سلامتی مردم قدرشناس ایران.













