• صفحه اصلی
  • » برای ساجده؛ در شبی به بلندی هزار شب...

» نسیم بهشتی

برای ساجده؛ در شبی به بلندی هزار شب

مادر شهیدان فتح الله و حجت الله عرب سرخی پیشتر گفته بود دل مادر تنها سلاحی است که تمام تاریخ دردهایش را به دوش کشیده و نگذارید که دل شکسته اش را راهی خانه خدا کند. یعنی امشب دل شکسته مادر بزرگ به همراه فرشتگانی که برای نزول قرآن به زمین آمده اند، به آسمان خواهد رفت؟

حق بزرگی ملت؛ راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست

چه زیبا می گفت میر دربند ما که وقتی حاکمان را به همراهی با مردم دعوت می کرد و می گفت ” مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. بیش از هشتصد روز است که میرحسین در بند است و دعای خیر نقاش سبز ماست که گویی مستجاب شده است که آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است

فرانکنشتاین های خودسر، این بار در حرم حضرت معصومه/ نوبت به رییس مجلس رسید

گروهی که از آنان به عنوان خودسر یاد می شود، بارها و بارها با داشتن عکس هایی از رهبری در دست، به خود اجازه می دهند حریم هر مکان مقدسی را بشکنند و مانع از سخنرانی‌ها شوند. دیگر همه می دانند که اینان ساخته و پرداخته کانون‌های قدرت اند، اما همین رییس مجلس که پیش از این رفتارهای اینان را احساسات پاک و مردمی می خواند، اکنون در شهری که نماینده اول آن است، اجازه سخنرانی نمی یابد.

شکست پروژه های فیلم سازی وزارت اطلاعات در سیمای ضرغامی

چهره هایی که ضرغامی در مستندات و برنامه هایش به نمایش می گذارد، همان عروسک های بزک کرده، خیالات خام تیم های امنیتی نظامی است که به راحتی از مرزهای کشور عبور می کنند، بمب و سلاح وارد کشور می کنند، به مجهزترین وسایل ارتباط جمعی و پیچیده ترین تکنولوژی چریکی واردند و سازماندهی کامل برای براندازی نظامی به قدمت سی سال دارند و به همه نیروهای امنیتی و دولتی اشراف دارند و مثل فیلم های تخیلی یک تنه حریف چند وزارت خانه و پلیس و سپاه و سازمان های امنیتی هستند.

آقای سردار! داستان جنگ را هیچ شنیده ای؟!

سردار! تو نه همه آرمان های امام عاشقان و خون شهیدان پشت کردی وقتی به جای دشمن مردم را نشانه رفته ای و اینک ناجوانمردانه ثمره خون هزاران شهید را به سخره خود گرفته ای و فریاد دادخواهی ملتی مظلوم را با ارتش بعث مقایسه می کنی. خساراتی که تو و همکیشانت به این ملت زدید بی شک بیشتر از خسارتی است که جنگ بر این ملت تحمیل کرد. اگر خسارتهای مادی جنگ را بتوان با سال ها تلاش جبران کرد، ثلمه ای که تو و دو ستانت بر میراث امام وارد کردید با هیچ چیزی جبران نخواهد شد.

بازخوانی بیانیه هفدهم میرحسین: با ملاطفت و احترام به ملت بحران را حل کنید

میرحسین خردمندانه راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می داند. او باو دارد که از هر جایی جلو ضرر گرفته شود برای ملت سود به همراه خواهد داشت فلذا باز هم تاکید می کند هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند.

چه کسی شهر را کثیف می‌کند، مردم کوچه و بازار یا لباس‌شخصی‌های گوش به فرمان؟

انتشار یادداشتی در کلمه با عنوان «بی‌تعهدی دولتمردان در قبال مردمشان را به رخ غیرمتعهدها بکشیم» که در آن به ضرورت آگاهی بخشی و استفاده از فرصت حضور غیر متعهدها اشاره شده بود؛ اقتدارگرایان را خوش نیامد و آنها با اتهام زنی و دروغ پردازی سعی کردند مثل سه سال گذشته، کارهایی را به سبزها نسبت دهند که هیچ سنخیتی با حرکت مسالمت جویانه و اصلاح طلبانه سبزها ندارد، بلکه اتفاقا اقداماتی است که لباس شخصی ها در حمایت پوشش رسانه ای سایت های اقتدارگرا انجام داده اند.

آرامش قبرستانی اقتدارگرایان در اندوه گم شده در سیمای ضرغامی

آیا کودکی که زیر خروارها آوار مانده است و هنوز دستانش گرم است، “ارزش خبری” ندارد برای رسانه هایی که برای دستمالی “قیصریه” به آتش می کشند و برای سناریوی مشکوک “پاره کردن عکس امام”، عزای عمومی اعلام می دارند؟ … کیهانیان که همواره در صدد ماهی گیری از آب گل آلود هستند، حتی در یک عزای عمومی که مردم به سوگ عزیزان خود نشسته اند، از “سیاسی کاری” و “اتهام زنی” دست بر نداشته و سعی در تفرقه افکنی دارند.

حاشیه امنیتی شعبان بی مخ ها تا کی و کجا؟! حرم امام رضا، شب قدر

پس از این همه سال از حضور خودسرها! که یک روز تیر بر پیشانی سعید حجاریان زدند و دیگر روز مردم پرسشگر ” رای من کجاست؟ ” را در خیابان ها به خون غلتاندند، یک روز به بیت آیت الله منتظری حمله کردند و روز دیگر شیشه های دفتر آیت الله صانعی شکستند. همان ها که به مقبره علما و مراجع هم رحم نکردند و به آرامگاه پدر سیدمحمد خاتمی هم سنگ پراکنی کرده بودند. همان کسانی که به حسینیه آیت الله دستغیب آتش گشودند، حالا به حرم امان هشتم رفته اند و در شب قدری که از هزار شب بالاتر است، به سوی مردم عزادار بطری آب پرت کرده اند و شعار در حمایت از رهبری داده اند!

گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان

میرحسین موسوی معتقد است که همین کارهای به ظاهر ساده ای مثل “تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات” می تواند آگاهی بخش باشد و مردم را به هم پیوند بیشتری دهد. میرحسین بر این باور است که “لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی” از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته، به دست می آید و موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند.

جماران هنوز نشان از تو دارد

ما باز به برای مویه کردن در فراق “امام” مان به جماران می رویم. “مرقد” ت نشانی از تو ندارد. “خانه دوست” آنجاست. هر چند دوستانمان به گرو ستانده اند. با همان “قلیلی” که “مقربین” بیت تواند به سوگت می نشینیم. جماران هنوز بوی تو را می دهد. بیست و سه سال خیلی نیست که بوی اماممان ببرد. در این شهر غبار آلود؛ “جماران” شاید تنها سرایی است که نشانی سبز از بهاران دارد.

دروغ ممنوع/ آقای ضرغامی! توصیه های میرحسین را بیاد دارید؟

پس از سه سال و در آستانه سومین سالگرد جنبش سبز مردم ایران، ضرغامی منتصب رهبری در صداو سیما به یک طرفه بودن این رسانه ملی در طول اعتراضات مردمی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری اعتراف می کند و می گوید که برای آرام کردن اوضاع چنین اقدامی را انجام می داده است. وی نمی گوید در حالی که مسئولیت امنیت و انتظامات کشور نهادهای دیگری هستند و صداو سیما بر اساس اصل ‏ یکصد و هفتاد و پنجم باید با رعایت آزادی‏ بیان به نشر افکار مختلف با رعایت‏ موازین‏ اسلامی‏ و مصالح‏ کشور بپردازد، چرا میلیون ها ایرانی را از حق مسلم خود محروم کرده است.

ایستادگی علیه دروغگویی‌های بی‌پروای رئیس دولت

اوج دروغ و اتهام زنی احمدی نژاد وقتی بود که رییس هیات دولت در برابر چشمان متحیر میلیون ها ایرانی، چشم در چشم میرحسین موسوی دوخت و اسناد کذب ارائه کرد و دروغ گفت. اینجا بود که میرحسین انگشت اتهام به سمت رییس دروغگوی دولت نهم گرفت. آن روز در خاطره ها ماند و در حافظه ملت ما ثبت شد. پس از آن بود که مردم در یک اقدام خودجوش وقتی به حمایت از نامزد های ریاست جمهوری خود می پرداختند، با طراحی تابلوی “دروغ ممنوع” مسئولان را دعوت به صداقت کردند.

میرحسین موسوی همراه همیشگی مردم؛ از خرداد 61 تا همه خردادها

نگذاشتند میرحسین رییس جمهور منتخب یک ملت باشد، اماموسوی که توانسته بود با بلندگوی کوچک دستی اش، پیام یک ملت را به همه دنیا برساند، بی شک از پس دیوارهای حصاری که بر وی کشیده اند نیز خواهد توانست، صدای مظلومیت ملتی باشد که سال هاست در خاک خود به اسارت ظالمان گرفتار آمده اند. این پیام نوید بخش موسوی که سال هاست به گوش می رسد ” این دست خداست که فجر پیروزی را می آفریند و با این نگاه است که ما می توانیم سوال کنیم که آیا صبح نزدیک نیست؟”

ایستادگی وجدان های بیدار در برابر خودکامگان‎

اما تاريخ با فراز و نشیبش ادامه می یابد و کالون ها در آتشی که خود می افروزند می سوزند همانگونه که ژان کالون در ۵۵ سالگی برای مخالفتش با کلیسا محکوم به مرگ و زنده در آتش سوزانده شد و این اندیشه است که می ماند و کاستیلیو ها جاودانه تاریخی می شوند که وجدان های بیدار می نویسند.

گزارش هفتاد روز اعتصاب غذای مهدی خزعلی

می خواست با شهادتش موجب برچیدن دادگاه های انقلاب شود شاید امروز با حیاتش پیگیر رسیدگی به مظالمی شود که در زندان ها و راهروهای دادگستری در جریان است. شاید بتواند گوشه ای از مظالمی را که بر زندانیان بی گناه می رود در برابر چشمان آنان که دستشان به جایی می رسد به تصویر بکشد. شاید خزعلی پدر به کمک پسر بیاید. شاید باز سه نسل در کنار هم جا گیرند و برای بازگشت ارزشها حرکتی انجام دهند. شاید هیچوقت دیر نباشد که باز همه برگردند به عهدی که با مردم دارند. به یادگار امام راحل. به ثمره خون صدها هزار شهید و جانباز. بازگشت به اصل نورانیت. بازگشت به دوران طلایی. بازگشت به سه اصل اساسی انقلاب اسلامی ” استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی”. خزعلی در راهی که می رود تنها نیست قافله شهیدان و دعای خیر خانواده شهدا همراه اوست.

مروری بر ” امن ترین سال” آقای احمدی مقدم و شرکا

سال نود، امن ترین سال تاریخ جمهوری اسلامی است که احمدی مقدم ها رقم زده اند. سالی که نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس و نماینده بنیانگذار جمهوری اسلامی بی هیچ جرمی در حصر و حبسند تا نکند امنیتی که غاصبان جمهوری اسلامی برای خود فراهم کرده اند با روشنگری های آنان تحت الشعاع قرار گیرد.

صلح و صفا، میوه های گذشت و مدارا

در این آشفته بازار سیاست که همه مکارم اخلاقی در غبار قدرت و انحصار طلبی پنهان گشته و رذایل جای خود را به ملکات داده، توصیه به صبر و گذشت از سیاستمداری که بخاطر ایستادگی بر مواضع حق طلبانه و حمایت از حق رای مردم بیش از یک سال است که از همه حقوق شهروندی اش محروم شده نشان از آن دارد که می توان در عرصه سیاست هنوز در آرزوی قدیسان بود، همانگونه که گاندی رهبر آزادیخواه هند می خواست با شیوه ضد خشونت خود سیاستمداران را به قدیسان تبدیل کند. گذشت شاید یکی از برجسته ترین ویزگی های انسانی باشد که می تواند پیامدهای شگرف اجتماعی به همراه بیاورد. توصیه ای مذهبی در همه ادیان و نحله های فکری و اخلاقی.

حادثه ای سهمگین؛ هجرت از ام القرای اسلام!

فشار و ارعاب، تهدید و تحدید به آنجا می رسد که دیگر نه جوانان و کم تجربگان بلکه آنان که در تاریخ ایران نامشان عجین شده با مبارزه برای ” ایران و ایرانی” هم رحل سفر بر می بندند و از کوه و کمند با هزاران خطر ” مام وطن” ترک می کنند تا شاید بتوانند راهی برای نجات ایران و ایرانی در خارج از مرزهای “ایران” بیابند. امروز دیگر فقط اوین و رجایی شهر و کارون و متی کلا و .. زندان فعالان نیست. همه ایران شده محبس و هر جایش که باشی از حق ” آزادی” بی بهره ای. آنقدر عرصه را تنگ کرده اند که دیگر کسی را اشتیاقی به ماندن نیست و تنها برای بهره بردن از حداقل حقوق انسانی که “حق زندگی” است باید با مرگ دست و پنجه نرم کنی تا شاید بتوانی از مرزهای کشوری که همه دلبستگی ها و تعلقاتت را در آن گذارده ای، بگذری.

سوگند به بهار، این زندانیان آزادگانند، رهایشان کنید

” ما نمی دانیم چرا قاچاقچیان ، کلاهبرداران ، فروشندگان سوال های کنکور و دایر کنندگان خانه های فساد شامل عفو و مرخصی و آزادی مشروط می شوند ، اما کسی فکری برای زندانیان سیاسی نمی کند؟” پرسشی که این روزها و همه روزها، خیلی ها از خود می پرسند. چرا کسی به این آزادگان مرخصی نوروزی نمی دهد؟

آقای توکلی! موسوی خیانت کرد یا آنان که قانون نمی شناسند و بیت المال بر باد می دهند

توکلی نمی گوید که موسوی خیانت کرده که حکیمانه پیش بینی قانون شکنی های احمدی نژاد را کرده بود بود و هشدار داده بود به حیف و میل ها از بیت المال و گفته بود که آمده است تا تکلیف “حساب‌های میلیاردها تومان پول گمشده را روشن” کند خائن است یا آقای توکلی که می دانسته است که چه حیف و میلی در بیت المال می شده و چه قراردادهای ننگینی به امضا رسیده است، اما آن را نه تنها کتمان کرده بلکه با رسانه ای شدن آن هم مخالف است.

چوب حراج بر منافع ملی و باج دهی به کشورهای خارجی

چنین قراردادی در عرف بین الملل شگفت آور است و تنها یادآور قراردادهای استعماری قرن نوزدهم است. نداشتن مشروعیت مردمی از یک سو، انزوای بین المللی از سوی دیگر، جمهوری اسلامی را به وادی کشانده است که به قیمت بذل و بخشش از کیسه بیت المال و چوب حراج زدن به اعتبار، منافع و منابع ملی است.

رای ندادن در روز جمعه؛ کم هزینه ترین اعتراض و بلندترین فریاد

جمعه در خانه می مانیم تا نشان دهیم که حکومت اقتدارگرا ارمغانی جز گرانی، تورم، نارضایتی، افزایش مفاسد اجتماعی و سقوط اخلاق برایمان نداشته است.
حال که از طریق یک رسانه آزاد نمی توانیم اظهار نظر کنیم، حال که صدا وسیما سهمی برای صدای مردم ندارد، با بی صدایی و سکوت با نرفتن و رای ندادن ” نه” بزرگ خود را به رخ حاکمانی می کشیم که با ” لشکرکشی خیابانی” و ” رجزخوانی” رای سبزمان را دزدیدند و ” اعتراض” مان را نادیده گرفتند.

ما روز جمعه به حرمت خون شهیدان و برای آبادی ایران زمین و برای استقرار دمکراسی در کشور، در مخالفت با استبداد، ذبح ارزش ها، اعتراض به سو مدیریت ها در خانه می مانیم و شهر را برای حامیان حکومت قرق می کنیم و با سکوتمان بلندترین و کم هزینه ترین اعتراض را فریاد می کنیم.

من” رای ” نمی دهم

سخت است سی و سه سال است در هر انتخاباتی همه هم خود را گذاشته بودی تا تعداد بیشتری را به پای صندوق ببری و اینک این تویی که روزهاست در صدد اقناع همانها هستی که سالها مشوق حضورشان بودی! آن زمان که در زیر بمباران بعثی ها و موشکباران با افتخار به پای صندوق می رفتی را به یاد می آوری و می دانی که امروز اگر می خواهی بار دیگر فرزندانت شاهد آن بمباران ها نباشند باید در خانه بمانی و رای ندهی. من با عدم مشارکت در این انتخابات نشان می دهم که “رای” من تاثیر گذار است.
من نشان می دهم که نه خوارجم، نه اهل کوفه، نه پیرو طلحه ام نه زیبر. من پیرو آن مکتبی هستم که سیاستش عین دیانتش است. و امروز برای دفاع از دینم و باورهایم مذهبی ام، رای نمی دهم.

همه چیز ” امن” است

فرمانده نیروی انتظامی پایتخت که در سایه اقتدارش، کوی دانشگاه به خون کشیده شد، از دیوار سفارت انگلیس بالارفته شد، بیش از هفتاد شهروند معترض را در خیابان به ضرب گلوله کشته شدند، هزاران تن از دختران و پسران ، پیران و جوانان مجروح ور زخمی شدند، ادعا می کند که ” امن ترین” سال را برای جمهوری اسلامی رقم زده است.” امنیتی ” برای همان هایی که ” پاکترین” دولت را با اختلاس های بزرگ و مفسده های کلان برای ملت به ارمغان آوردند. بی شک وقتی دولتی با بالاترین میزان مفاسد اقتصادی، دزدی و غارت بیت المال و بی انضباطی اداری، پاک دست ترین دولت تاریخ باشد، نیروی انتظامی نیز باید مدعی این باشد که امن ترین سال را طی تاریخ جمهوری اسلامی به ارمغان آورده است.

آقای توکلی! ما یک فرصت بزرگ را از دست داده ایم

آقای توکلی! موسوی در مقابل چه چیزی سکوت می کرد؟ در مقابل خون به ناحق ریخته شده سهراب ها بر سنگفرش خیابانهای حکومتی که قرار بود اسلامی باشد؟ بر حجاب از سر کشیده بانوان مسلمان؟ بر باتومهایی که بر پیکر فرزند شهید همت زدید؟ بر کبودی بدن دخترانی که آمده بودند ” رحمانیت” اسلامی را که موسوی وعده داده بود تجربه کنند؟ بر تیری که به مصطفای تکیبر گوی زدید؟ بر شکنجه هایی که به نام اسلام در کهریزک انجام دادید؟ به خیانتی که به اعتماد مردم کردید؟ به دانشجویانی که از پنجره خوابگاه به خیابان پرتاب کردید؟ به سرهایی که برای یک اعتراف ساختگی در چاه توالت کردید؟ به حریم هایی که شکستید؟ به دروغ هایی که گفتید؟ به میلیاردها تومانی که از بیت المال ربودید و کسی دم بر نیاورد؟ به فقر و فلاکتی که به نام اسلام به جامعه ارزانی دادید؟ به تن فروشی دختران نوجوانی که برای یک لقمه نان در خیابان های شهر طنازی می کنند؟ به کارگرانی که برای نان شب محتاجند؟ به سپاهی که ” افتخار آفرین ” بود و به گنداب پولهای باد آورده بردید و با دلارهای نفتی مهر سکوت بر لبهایشان زدید؟ به حوزه ای که جیره خوار حکومت کردید؟ به مسجدی که پای مومنان از آن بردید؟ به اسلام و انقلابی که هیچ چیز از آن به جای نگذاشتید؟

خیبری ها در حبس

وقتی با دشنام از خانه ترا می ربودند. آن گاه که در خیابان به کمینت نشسته بودند حتما یادت می آمد شب های عملیات را که حتی بعثی ها هم جرات نمی کردند مشت بر دهانت بکوبند. اما برادرانتان کوبیدند. دندانت شکستند. پهلویت دریدند.
باز هم خشنود نبودند. آنگاه که با تندی می جستند ترا که بازگویی تمام روایت ” خیانت ” ها و ” سرسپردگی ” هایت را. ترا می بردند به خرمشهر. در کنار مسجد جامع آن زمان که در فتحش سرود شادی سر می دادید. وقتی متهم بودی به ارتباط با ” بیگانه” یاد ” فاو” می افتادی که تنها سفر خارجی زندگی ات بوده و هم سرسپردگی ات عشق به حسین.
آن گاه که ” یازهرا” می گفتی و بر دهانت مشت کوبیدند یاد در شکسته خانه علی بودی و آنگاه که سرت را بارها فرو می کردند در نجاستی که پاکی کلامت را گم کنند، به یاد نخلستانهای کوفه بودی که در دل شب نیوشای همه غم های مولایت بود.

خواب زمستانی

وقتی دلسوزان کشور هشدار می دادند از ریخت و پاش های دولت احمدی نژاد، افزایش وابستگی هر چه بیشتر اقتصاد و بودجه دولت به درآمدهای نفتی بر خلاف تمام قوانین و مقررات جاری کشور، دست کاری غیر قانونی تعرفه های کالاها، تغییر مداوم و پی در پی و غیر کارشناسی مدیران صنعتی و اقتصادی کشور، عدم ارائه کوچکترین اطلاعاتی از چگونگی هزینه کردن در آمدهای نفتی، نابودی زیر ساختهای اقتصادی و موقعیت گردشگری کشور، نابودی کشاورزی ایران از طریق واردات گسترده و فراوان محصولات کشاورزی، نابودی توان تولید ملی ایران، افزایش وابستگی به واردات و کاهش ضریب امنیت غذایی کشور و ….. کجا بودند منتقدان امروز که حداقل مانع به حبس رفتن آنان شوند.