سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ایستادگی وجدان های بیدار در برابر خودکامگان‎...

ایستادگی وجدان های بیدار در برابر خودکامگان‎

چکیده :اما تاريخ با فراز و نشیبش ادامه می یابد و کالون ها در آتشی که خود می افروزند می سوزند همانگونه که ژان کالون در ۵۵ سالگی برای مخالفتش با کلیسا محکوم به مرگ و زنده در آتش سوزانده شد و این اندیشه است که می ماند و کاستیلیو ها جاودانه تاریخی می شوند که وجدان های بیدار می نویسند. ...


کلمه- بیتا موحد:

اشتفان تسوایگ در کتاب ” وجدان بیدار” شرح به قدرت رسیدن ژان کالون، از رهبران دینی قرن شانزدهم را ژنو به تصویر کشیده است. رهبری که می خواست با برپایی حکومتی خودکامه همه را به زیر پرچم خود در آورد و هیچ وجدان بیدار و آگاهی را بر نمی تافت. در این میان ” کاستلیو” شخصیتی در این داستان است که تسلیم زور گویی ها نمی شود و یک تنه به مبارزه می پردازد.

سلاح کاستیلو در این مبارزه نابرابر قلم و آگاهی است. او فقط می خواسته آموزگاری کند و ترجمه کتاب مقدس را به فرانسه انجام دهد. ترجمه ای که کالون نمی پسندد و می خواهد فقط یک ترجمان از کتاب خدا در همه جا رایج شود و آن نسخه ای باشد که ” کالون” تایید می کند.

ژان کالون خود مصلح و منتقد کلیسا بود و در ۱۵۴۱ در ژنو اقامت گزید و در آنجا جمهوری دینی تأسیس کرد. او بر این باور بود که درستکاران را خدا انتخاب می‌کند و کسی نمی‌تواند در این وضع تغییری بدهد.

تسوایگ نویسنده این رمان که خود قربانی ظلم و خودکامگی است، پس از جنگ جهانی دوم کشورش را ترک کرد و مهاجر شد. در پی آن انتشار کتاب‌های اشتفان تسوایگ در سال ۱۹۳۵ ممنوع شد و نام وی از سوی نازی‌ها در فهرست نویسندگانی قرار گرفت که باید کتاب‌های آنان سوزانده می‌شد. مهاجری که دوری از وطن آنچنان بی تابش کرد که مرگ را بر زندگی در غربت ترجیح داد.

این نویسنده در کتاب وجدان بیدار بر این باور پای می فشارد که “با هر انساني كه زاييده مي‌شود وجداني نو پا به عرصه‌ي زندگي مي گذارد و همواره يكي از اين ميان خواهد بود كه بر تكليف معنوي خويش آگاهي يابد، و براي دفاع از حقوق گرانبهاي انساني و انسانها به ميدان‌گاه اين نبرد ديرينه‌سال پا بگذارد و نبرد كند.

او می داند که همواره كاستليويي خواهد بود كه در برابر كالوَنها قد برافرازد و در برابر زور و خشونت از استقلال و آزادي انديشه‌ي انساني به دفاع برخيزد.

کاستیلو هر چند می داند که همه ابزارهای قدرت در دست کالون است، اما او سر تسلیم فرود نمی آورد و در یک نبرد ناعادلانه به مبارزه خود با اقتدارخواهی حاکمان دینی ادامه می دهد.

کاستیلیو اما نماینده همه وجدان های بیدار در اعصار است. از او به اتهام “شکستن حرمت روحانیت”
شکایت پیش حاکم می برند، چرا که او از علمای شهر خواسته بود پیش از آنکه مردم را داوری کنند و به کیفر برسانند، اندکی در کار خود تامل کنند و خردورزی پیشه کنند.

شورای شهر خواستار برکناری و تبعید او می شود به جرم این حق گویی و کاستیلیو که پیشتر از کشورش فرانسه رانده شده بود از ژنو نیز بیرون فرستاده می شود.

اما جنایات کالون تمامی ندارد. از شکنجه و تفتیش عقاید تا آدم سوزی و اعدام. دامنه ظلم آنچنان است که کسی را یارای مبارزه با آن نیست. روشنفکران و آزادیخواهان از ترس جنایت کالون همه یا فرار را بر قرار ترجیح داده اند و یا بی نام و نشان در گوشه ای عزلت گرفته اند.

کاستیلیو می داند که به مصاف چنین حاکمی که دین را به سخره گرفته و از آن محملی برای قدرت خود استفاده کرده باید از دانش دینی بهره جست و می داند صبوری و ایستادگی شرط اول مبارزه با خودکامگان است. او می داند که برای حاکمان دین تنها وسیله ماندگاری بر قدرت است و آنان را با خدا راهی نیست.

این آزادیخواه با گردآوری نظرات همه نام آوران آیین مسیح از آگوستین تا لوتر و اومانیستهای معاصر به بررسی کفر و کافر می پردازد و در برابر این پرسش که کفر چیست و کافر کیست تصریح می کند کسانی که کافر خوانده می شوند به راستی کافر باشند. امروز این عنوان چنان شرم آور و ناهنجار و هراس آور است که هر کس می خواهد دشمنش را سر به نیست کند آسانترین راهی که دارد این است که اتهام کفر بر او ببندد.

کالون که مانند هر حاکم خودکامه ای هیچ نظر مخالفی را بر نمی تابد، او را تهدید به مرگ و مجازات می کند و کاستیلیو یک تنه به مبارزه با این بدعت های دینی می رود و استدلال می کند که در برابر اندیشه نباید از شمشیر و درفش کمک خواست و اندیشه را باید با اندیشه پاسخ گفت. فریاد می زد که “نمي‌بيني كارهاي تو و كتاب تو ما را به كجا مي‌كشاند؟ بسيارند آناني كه دعوي دفاع از حيثيات الهي دارند و اكنون چون بخواهند دست به كشتار مردم بيازند گواهي ترا پشتوانه بزهكاريشان خواهند كرد و گام بر جاي پاي شومناك تو خواهند نهاد و دست به خون بي‌گناهان خواهند آلود. ” و گاه او دعوت به شکیبایی و صبوری می کند و برای شکوفایی آیین مسیح می خواهد که روحانیان و حاکمان با دیده باز به اطرافشان بنگرند و هر اندیشه مخالفی را در نطفه خفه نکنند.

اما تاریخ همیشه سر همراهی با آزادیخواهان را ندارد. کاستیلیو تنها وجدان بیداری است که به مصاف ظلم رفته است. تبعید و حصر و حبس و پرونده سازی هم دل حاکمان را شاد نمی کند و تنها شادی برای آنان زمانی به ارمغان آورده می شود که این آزادیخواه هم به جرم دفاع از همفکرانش در آتشی که نمرودیان می افروزند بسوزد و خاکسترش را در شهر بگردانند تا عبرت دیگران شود. کاستیلیو قبل از اینکه به آتش کالون گرفتار آید در یک مرگ طبیعی در زندان ستم جان می سپارد و تاریخ در هر عصری تکرار می شود و ظالمان گاه با نقاب دین و گاه ملیت عرصه را برای ترکتازی خود می گشایند.
اما تاريخ با فراز و نشیبش ادامه می یابد و کالون ها در آتشی که خود می افروزند می سوزند همانگونه که ژان کالون در ۵۵ سالگی برای مخالفتش با کلیسا محکوم به مرگ و زنده در آتش سوزانده شد و این اندیشه است که می ماند و کاستیلیو ها جاودانه تاریخی می شوند که وجدان های بیدار می نویسند.


11 پاسخ به “ایستادگی وجدان های بیدار در برابر خودکامگان‎”

  1. احمد با ایمان گفت:

    هرکسی انسان باشد، شرف داشته باشد، غیرت نسبت به همنوعانش داشته باشد، نان را به نرخ روز نخورد. باید در برابر ظلم و ظالم و خودکامگان ایستادگی کند. به نظر من اولین شرط آزادی شهامت است. اگر شهامت انتقاد کردن و انتقاد شنیدن را نداشته باشیم نه ملت خوبی هستیم و نه حکامی مناسب برای حکومت کردن برمردم. حکام باید بدانند آنها خدمتگزار و به عبارت ساده تر “نوکر” ملت هستند که حقوق و مزایای آنها را تامین می کنند. اگر آنها از اتومبیل دولتی استفاده می کنند، راننده دارند، قادرند حقوق خدمتگزاران منزل خود را بدهند فرزندان خود را به مدارس خصوصی و گران شهریه می فرستند. همسرانشان هرسال به اروپا و آمریکا رفته و از بهترین فروشگاهها خرید می کنند و با دست پر و چمدانهای پرتر مملو از سوغاتی برمیگردند همه اینها به شکرانه همین ملتی است که با صبر و تحمل آنها را تحمل می کنند. بنابراین ما باید به آنها فخر بفروشیم که آنان را به این نعمات و امتیازات رسانده ایم ، نه آنها به منت بگذارند که حاکم و فرمانده هستند. ما باید آنقدر فشاری کرده و همت به خرج دهیم تا آنها به این راه بیفتند و خدمات خود را با دل و جان انجام دهند. وفراموش نکنیم آزادی نیاز به شهامت و جسارت و شجاعت دارد.

  2. hana گفت:

    با نظر احمد موافقم ضمن اینکه نباید سکوت کرد باید از همدیگر درس قانون مداری را بیاموزیم حاکمان جهل از اینکه مردم در جهل و گمراهی باشند خوشحال خواهند شد زیرا دوام حکومت جور در نادانی وبی فرهنگی جامعه میباشد بیاییم برای نابودی جهل ونادانی به سوی جامعه ای
    با صدق وصفا پیش برویم……..پیروزی نزدیک است انشاالله.

  3. حسین گفت:

    کاش نسخه الکترونیکی این کتاب را برای دانلود بگذارید به کتاب های چاپ جمهوری اسلامی اعتمادی نیست

  4. هیچکس گفت:

    شاید این موضوع ربطی به این صفحه نداشته باشه، ولی باید بگم.فیلم کثیف قلاده های طلا به همراه تمامی عوامل پست فطرت آن از جمله بازیگران بیشرم آن را، به شدیدترین شکل ممکن، همه با هم، بایکوت کنیم.
    اندکی صبر، صبح پیروزی نزدیک است.

  5. ولايتمدار گفت:

    سلام
    ما بعد از پيامبر ص ولايت ائمه را داريم و در غيبت امام معصوم يك عالم اعلم از علما بايد حكومت كند غير از اين غاصبانه است حكومت وكساني كه ولي فقيه را نپذيرند پست تر از كساني هستند كه خلافت ائمه را نپذيرفتند.
    خدا هدايتتان كند
    ياعلي

  6. میم.ت گفت:

    درود بر وجدان بیدارت میرحسین عزیز
    خداوند شما را در هر جا هستید حفظ کند

  7. Pico گفت:

    جناب ولایتمدار خدا لعنتت کنه که با اعتقاد مردم بازی میکنید. اگر اعتقاد به امام زمان داری و امام زمانت رو میشناسی چه احتیاج به ولایت غیر او داری؟ نکنه فکر میکنی خداوند یه مترسک به عنوان امام زمان مقدر فرموده؟ اگه فقط ندیدن امام زمان باعث قراردادن جانشین برای اون میشه چطور برای خدایی که هیچ وقت دیده نشده جانشین قرار نمیدی؟

  8. یار گفت:

    جناب ولایت مدار آیادر مورد ولایت تحقیق کرده ای ؟ آیا شیعه هستی ؟ آیا میدانی که اعلم کیه؟ آیتالله علامه طباطبایی را قبول داری ؟ بروتحقیق کن از نظر ایشان ددر تفسیرالمیزان اوالمر کیه و تحقیق کن آیا اولامر غیر از معصوم میتواند باشد و درضمن تحقیق کن نظر خاتم الفقها جناب شییخ انصاری در مورد تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت چیه ؟ وبرو تحقیق کن نظر شیخ شوشتری کسیکه بقول دکتر شریعتی که درمورد او میگوید دریای از علم را در شوشتر دیدم در مورد حکومت اسلامی چیه ؟ و چرا در زمان حیات ایشان در تشکیل حکومت اسلامی ویا حما یت از آن کاری نکرد ه ؟ آیا بنظر شما در این زمان حساس که امت اسلام به وحدت نیاز دارد وقت آن نرسیده آقای آیت اله وحید خراسانی وآیت اله سیستانی ولی امر مارا تایید کنند ؟واز او حمایت کنند ؟ آیا احساس نمیکنی جای آنها در خبرگان خالیه ؟راستی اعلم کیه ؟ اونی که شما تاییدش کنی یا ائمه برای تعیین آن ملاکی قرار داده اند ؟ راستی میدونی امام حسن عسکری برای مشخص شدن امام بعد از خودش به اون ایرانی ها که پیشش میان چی میگه ؟ میگه بدون اونکه به اون بگید باید بدونه که چقدر پول واز کجا اوردین.برادر جان پیامبر اسلام قبل از اینکه بگه اشهدلا اله الااله گفت ایمردم اگه بگم پشت این کوه گروهی هستند میخوان شمارا بکشند چیکار میکنید ؟گفتند میریم اسلحه میاریم وباهشون میجنگیم . ایشان فرمودند پس نمیروید ببیند من راست میگویم یانه ؟گفتند نه؟ گفت چرا ؟ گهفتند چون ما از شما جز راستی ندیده ونشنیده ایم . پیامبر فرمو د . پس بشما میگویم قولوا ……تفلحوا. بدان برادر قبل از از توحید اثبات خویش باید بکنی براستی ؟تازه مسلمان شوی .حالا برادر جان چقدر راستی را در مسئولان میبنی ؟ مسلمانی پیشکش . برادر جان آیا میدانی مال و اموال کسی را حتی پیامبر نمیتواند بدون اذن صاحب مال به دیگری ببخشد ؟ چه برسد به مال یتیم . آیا در ایران یتیم هست آیا در ایران کسی هست که برای نان شب خود ویتیمش خود فروشی میکند؟ ایا پیامبر اسلام میتواندسهم پول نفت اینانرا بکسی دیگر ببخشد؟ واصلا چند در صد از ملت ایران راضی هستند که حق پول نفتشان به کشوری دیکر واریز شود؟ افلا یعقلون ….. (راستی برو اینو از هر علمی که دلت خواست سوال کن حکم شک در اصول دین چیست؟ کسیکه منکر نیست ولی در شک افتاد ه حکمش چیه ؟ من پرسیم به من گفتند شک جایزه ولی بقای به آن نه تو هم سوال کن بعدش بپرس آیا ولایت فقیه جز اصول دین هست یا نه؟ البته برای من شیعه هنوز اصل امامت همان 12 امام هستند .در خاتمه اولیاهم طاغوت یخر جونهم …..امیدوارم که تفکر کنی که یک لحظه آن از 70 سال عبادت بالاتر ودر قران هم به آن اشاره شده اما تقلید را در جایی هنوز در قران ندیدم هر چند که اعتقاد دارم در فروع که که به کسی صدمه نمیزنه وتقریبا میشه گفت شخصی هستند تقلید با تفکر خوبه . راستگو راست باش راتی پیشه کن والسلام

  9. پروین گفت:

    من جوابی به اقای ولایتمدار نمی دم و از ایشان نقاضا دارم که به وجدانش مراجعه کند …البته اگه ته نکشیده باشد. من می دانم که کتاب وجدان بیدار نایاب خواهد شد از همین الان دوست دارم که این کتاب رو بخرم و اگه اقای ولایتمدار رو هم بشناسم حتما یکی رو هم به ایشان هدیه می دادم

  10. مهدی گمنام گفت:

    از جواب هایی که دوستان بالایی به اون آقهی ولایت مدار دادند واقعا لذت بردم اجرشون عند الله بخاطر همین دیگه من جوابی بهش نمیدم چون اگه قرار باشه بفهمه باید تا الان فهمیده باشه.برا همتون دعا میکنم دوستان عزیز.

  11. جمشید گفت:

    با سلام
    در این کتاب ارزشمند جمله های زیبا بسیار است از جمله اینکه: “در زمانی که حاکمان به تصور خود آزاداندیشی را خفه کرده اند و می توانند با خیالی آسوده حکومت برانند اما آزاد اندیشی در پنهان انسانها و در درون وجدانها باقی است. ” من می توانم به تمام دوستان آزادانیش خود این را بگوییم که همیشه امیدوار باشید و آزاد مردی در هرشرایطی در خود بپرورانید. مبادا که که در گذر زمان و متحول شدن دور بر خود آن را جا بگذارید.