» علیرضا کفایی
در ایران هم مردمانی زندگی می کنند!
چرا در این گیر و دار؛ دعوا را عقیدتی و ایدئولوژیک می کنند؟ آیا این وضع به دین و دیانت زیان وارد نمی سازد؟ آیا از دین جامه ای برای فسق نساخته اند؟ دولت دیگر توانی ندارد، مجلس تعطیل است، تصمیم گیرندگان چه کسانی هستند که قرنطینه به درستی اجرا نمی شود؟ چه قدرتی در پشت ایستاده و آنچه می خواهد بنام دین و دولت اجرا می کند؟
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
بزرگترین و هولناکترین شبیخونی که به ملت می زنند این نابخردانند نه آن ویروس و تا این نوع تفکر پابرجاست و آتش به اختیار عمل می کند و با آن با جدیت برخورد نشود با مشکلات فراوان روبرو خواهیم بود، بوسیدن ضریح یعنی شرک و آنکه نمی فهمد و یا نمی خواهد بفهمد چه بخواهد و چه نخواهد و چه تصور کند که عبادت می کند و ارادت می ورزد بی تعارف دارد شیطان و بت می پرستد و مشرک است، شرکی که از پرستیدن لات و هبل و عزی هم خطرناکتر است، ابراهیمی می خواهند تبر به دست، پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) را می خواهد تا در کعبه مشرکان را بگشاید و علی را بر فراز کرده تا یک به یک بتها را در هم شکند
جفا بر قم
خطاهای مدیریتی گاهی فجایع به بار می آورد و چنانچه اصرار بر خطا باشد جنایت است، وقتی ماجرا را در این چند روزه اجمالی هم بنگریم متوجه می شویم که کارنامه طیب و طاهری ندارند و بی شرمانه باز هم دروغ می گویند، از چه کسی باید حقیقت را پذیرفت؟ نماینده مجلسی که از خودشان است یا مسئولین دولتی و یا ستادهای دست اندرکار و یا پزشکان و کادر پزشکی؟ هر کدام آمار و توصیه های متفاوتی دارند.
شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید
از پس آن تصمیم ویرانگر که هزینه های بسیاری بر جای گذاشت بهتر آن است که به دلجویی و حل نابسامانی ها برآیند و از احزاب و شاخصین سیاسی که بموقع به نفع مردم وارد میدان شدند سپاسگزار باشند نه اینکه بدنبال آن اشتباه، مرتکب اشتباه پرونده سازی و بازخواست و احضار و بازداشت باشند.
هشدار میرحسین بر قدرت، ولایت
از طریق اسخفاف و ارعاب حکومت کردن عین خودکامگی و فرعونیت است و این همان نکته سنجی میرحسین موسوی است که از پس حصارها به دقت آن را شناسایی کرده و به مردم و نخبگان؛ تنبه و تمرکز می دهد و تا پیش از بیانیه او هیچ فرد و یا گروهی به این دقت و روشنی و کوتاه به تبیین اتفاقات دهشتناک نپرداخت.
وقتی حدیث درد برایم مکرر است
همه می دانند این کشور دچار بلیه دزدی و غارت و فساد شده و همه از ناحیه مسندنشینیان چه انتخابی؛ چه انتصابی صورت گرفته، از چه گروکشی میشود که هر دم برای یکدیگر خط و نشان می کشند و گوشه ای از غارتها را بیان می کنند؟ به چه کار مردم می آید این همه اولتیماتوم به هم دادن؟ اگر برای رسوایی یکدیگر می کنند زحمت نکشند که مردم زودتر از این به نتیجه رسیده اند و می دانند چه میگذرد.
اصلاحات؛ مسئله یا شبه مسئله
بی شک انتقاد از اصلاحطلبان و حتی اندیشه و میراث اصلاحطلبی باید به زبان صریح و آزادنه صورت پذیرد و نیز کاملاً مشخص است که اصلاحات با دهه هفتاد تفاوت فاحش دارد و نیاز به بازبینی و بروز آوری و همچنین واگذار کردن عاملیتهای سیاسی به جوانان را دارد و باید از تسلط بی معارض بزرگ مردان و زنان کاسته شود و نسل جدید با تعاریف امروزی و بر اساس نیازهای واقع بینانه و مدخلیت موضوعات جدید در اندیشه ورزی و عاملیت اصلاحات وارد عمل شوند و خود را از تعلق سنتی به اصلاحات درجا زده، برهانیم که اصلاحات را نمی توان زیر سیطره عده ای خاص قرار داد و یا اصلاحات را در مجموعه ای از تغییرات و حوادث و حتی اقتضای زمان خاص محاصره کرد.
طفل بیداری به مکر و فوت و فن خوابانده شد
مهندس موسوی و دکتر رهنورد و جناب کروبی همچنان در حصرند و احمدی نژاد که بازیچه دستان حاکمیت بود در تشخیص مصلحت، مصلحتها را تشخیص میدهد! و روزانه با آزادی کامل نطق میکند و مصاحبه میکند و پیام تبریک میفرستد و نامه نگاری میکند، حیرانی یعنی اینکه با این اوضاع که هنوز هم مرغ یک پا دارد، دعوت به انتخابات را کلید میزنند و داغتر از خود حاکمیت و اصولگراها تنور را داغ میکنند.
کف همیبینی و دریا نه عجب
مولانا را نیازی به دفاع این و آن نیست و نیازی هم نیست که بر اثبات معرفت وی از نقل دیگران شاهد آورند هرچند مضایقه از گفتار بزرگان هم نمیتوان کرد ولی او خود آفتاب تابانی است که تاریکی سوز است و سرما کش، به فتوایی نمی توان رخنه در نور کرد که پر و بال میسوزاند.
این نکبت کی تمام میشود؟
در واقع اتفاقی که افتاده همان است که عده ای شعارش را می دادند و از برهم زدن بازی شادمان شده و نوای خود را در بینوایی مردم می دیدند و امروز ناجوانمردانه، نعل وارونه زده اند و گاهی هم یکی به نعل میزنند یکی به میخ!
مشروعیت بر باد رفته و اضمحلال اتوریته
تصویری که امروز در اذهان نقش بسته و با نمایشهای خوفناک از دستگیریها و بازداشتها و احکام سنگین قضایی و اعترافات و برنامه سازیهای تلویزیونی که نوعی پرونده سازی علیه نخبگان جامعه است بدنبال وحشت افزایی فراگیر در میان مردم است تا هر کس حساب کار دستش بیاید و سلطه را بپذیرد و این معنایی جز ترس از فروریختن قدرت ندارد اما توفیقی در حفظ خود نخواهند داشت به سبب آنکه مشروعیت از میان رفته و اتوریته در هم شکسته شده لذا حاکمیت بدون آنکه متوجه باشد و ناخواسته به خود ویرانگری می پردازد.
در رثای روحالله
به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه میرفت متدین تر بود. یاد گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار می رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می شد
تکاپوی معیشت
برای رسیدن به یک اقتصاد پویا و پیشرو باید به توسعه سیاسی توجه نمود و اولین و اصلی ترین موردی که در این امر می بایست لحاظ شود دموکراسی است و برای تحقق دموکراسی باید توزیع قدرت کرد و توزیع قدرت از تمرکز ثروت در دست عده ای خاص جلوگیری می کند. تعدیل قدرت به تعدیل ثروت خواهد انجامید و رفاه نسبی و برابری را باعث خواهد شد
سیلی سخت
رهبری در مراسمی نظامی به مسائلی اشاره کردند و آنچه برجسته تر و در پیشانی سخنان ایشان قرار داشت عوامل اقتدار نظام و امنیت بود و عوامل اقتدار بخش را «سپاه پاسدارن، علم و پیشرفت علمی، اقتصاد قوی و مستقل، قدرت نظامی، عناصر نظامی فداکار، مجموعه های حافظ امنیت از جمله نیروهای مسلح» دانستند و با بر شمردن این عوامل، امنیت ملی و آرامش کشور را بسیار مهم دانسته و نامزدهای انتخابات را توصیه و یا هشدار و یا دستور دادند که «به خاطر خطای در تشخیص، گسل های اعتقادی، جغرافیایی، زبانی و قومی را تحریک نکنند و در مسیر طراحی دشمن قرار نگیرند و اعلام کردند که «اگر کسی بخواهد بر خلاف امنیت کشور اقدام کند قطعاً با سیلی سختی مواجه خواهد شد.»
عبرتها و انتخابات در ایران
هر چند در دوران سازندگی و اصلاحات و به اصطلاح عدالت محور و اکنون دوران تدبیر، تفاوتهای بنیادی مشاهده می شود اما بجز در یک دوره ۸ ساله شباهتهایی می توان یافت که اصل و محور آن هم پیشرفت و عزت و اقتدار نظام و جامعه و حرکت رو به جلو بوده ولی در آن ۸ سال تباهی و عقب گرد و غارت و جنجال و ضعف و حتی باج گیری دول ضعیف از این ملت بزرگ را شاهد بودیم. از اینروست که می گوئیم باید با جدیت وارد انتخابات شد و فردی را برگزید که آینده را تضمین نموده و امید به بهبودی بیافریند
موری بده ماری شده و آن مار گشته اژدها
امروز اما همین اصولگرایان ساز دیگری می زنند و در اعلام برائت از احمدی نژاد و حلقه انحراف از هم سبقت می گیرند. معجزه هزاره سوم و رئیس دولت امام زمان! به یکباره طور دیگری در تعابیر حضرات اصولگرا جلوه گر است. احمدی نژاد که همان است و همان کرد که از او انتظار می رفت، ظاهراً اصولگرایان طور دیگری شده اند و چون قافیه را باخته اند به جفنگ آمده اند و چون کوس رسوایی اشان بر سر بازار می زنند تلاش بی ثمر می کنند تا کمتر هزینه دهند اما این طشتی که از بام افتاده است آنچنان صدایی دارد که عالم و آدم شنیده اند و پنهان نتوانند کرد
فیلم نبود، قصه هم نبود
«کریم نور محمدی» بعد از سال ها دست و پنجه زدن با انواع دردها و بیماری های ناشی از مجروحیت در جنگ و در حالی که همسرش یک ماه قبل در کنار درب ورودی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران اقدام به خودسوزی کرده بود، آسمانی شد و پر کشید
28 مرداد 32 و یک کودتای تمام عیار
سیا پس از تبادل نظر با انگلیسی ها، تصمیم به سرنگون کردن دولت مصدق گرفت؛ زیرا مصدق با ملی کردن یک میلیارد دلار دارایی شرکت نفت ایران و انگلیس، خشم و غضب قدرت های غرب را برانگیخته بود
مطبوعات و نظامهای سیاسی
مطبوعات در فضای استبداد زده به سختی تنفس می کنند و از آن بدتر در نظامی که به فریب خود را دموکراسی خواه معرفی می کند و در واقع و در باطن فاشیستی ترین نوع استبداد را به نمایش می گذارد مطبوعات هر لحظه باید منتظر فاجعه باشند.
داغ جمود بر پیشانی دلواپسان
هر چند افرادی تلاش می کنند که دلواپسان را یک جریان ارزشی قلمداد کنند اما مردم با نیرنگهای آنان و نوع دلواپسی شان آشنایند و می دانند که آن ها دلواپس جیب و امیال خود هستند، نه دین و انقلاب و مردم که در عقیده و نظر آنها، مردم و رای و انتخابات و آزادی و مردمسالاری و گفتگو و ….. معنایی ندارد.
شریعتی ، اندیشه ای بر تارک تاریخ
آنچه را دکتر شریعتی با آن به مخالفت بر خاست روحانیت اصیل شیعه نبود بلکه شبه روحانیونی بود که در لباس روحانیت مهلک ترین ضربات را بر پیکر علما و روحانیون راستین وارد می آورد و به صراحت مطرح و اعلام می نمود : “… و اما اينکه من با روحانيت مخالفم، تهمتي است که همان اندازه بيپایه است که پيش از اين شايع کرده بودند که با تشيع مخالفم! من، چنانکه بارها گفتهام، دفاع از اصالت جامعه علمي شيعه، حتي در مسئوليت هر روشنفکري است که با استعمار فرهنگي غرب در مبارزه است، ولو، از نظر اعتقادي، يک احساس مذهبي نداشته باشد
داعش وطنی
امروز مردم بخوبی می دانند که این گروهکهای فاشیستی خودسر نیستند ، مواجب بگیر و عمله ظلم و جور هستند . حتی نام خشکه مقدس بر آنها نهادن هم درست نیست از آنرو که این جنایتکاران نه دینی دارند و نه اعتقادی . قدرت و پول و چپاول و غارت و فریب و دزدی و دروغ و همه رذیلتها در آنها یکجا جمع شده است . مزدورانِ زر اندوزِ مزوری که مسلماً از جایی خاص حمایت و پشیبانی میشوند و در نهایت خونخواری به جنگ ملت آمده اند و با فتنه انگیزی که ذاتیِ خودشان است ، دیگران را فتنه گر می دانند و برای رسیدن به امیال و آمال پلید خود ، جامعه را تا مرز انفجار و نابودی می برند
از وبلاگ ها/ آنکه در حصر بود آزاد شد
زندانبانان و حصر کنندگان که عادت دارند ماندلاها و دیگر آزادیخواهان و رهبران واقعی جنبشهای آزادی بخش را به بند کشیده اند، باید عبرت بگیرند و دست از حبس زندگانی بردارند.