سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مشروعیت بر باد رفته و اضمحلال اتوریته...

مشروعیت بر باد رفته و اضمحلال اتوریته

چکیده : تصویری که امروز در اذهان نقش بسته و با نمایشهای خوفناک از دستگیریها و بازداشتها و احکام سنگین قضایی و اعترافات و برنامه سازیهای تلویزیونی که نوعی پرونده سازی علیه نخبگان جامعه است بدنبال وحشت افزایی فراگیر در میان مردم است تا هر کس حساب کار دستش بیاید و سلطه را بپذیرد و این معنایی جز ترس از فروریختن قدرت ندارد اما توفیقی در حفظ خود نخواهند داشت به سبب آنکه مشروعیت از میان رفته و اتوریته در هم شکسته شده لذا حاکمیت بدون آنکه متوجه باشد و ناخواسته به خود ویرانگری می پردازد....


علیرضا کفایی

«واهمه زوال قدرت» که دوسالی از نگاشتن آن می گذرد نگاهی به روحانیت و فقیهانی داشت که به نحوی در قدرت حضور داشته و یا مورد لطف بودند و در نظر و عمل متوجه حفظ موقعیت خود و به نوعی مشروعیت دادن به قدرت و حاکمیت بودند و به همین سبب تعریف و توجیه فقیهانه! و به زعم خود مبتنی بر دین از قدرت و حاکمیت ارائه می دادند، فی الواقع آنها «واهمه زوال قدرت» داشتند؛ آن مطلب نظر داشت بر اینکه «….اعمال قدرتی که از سنخ قدرت تفکر نباشد به جزم اندیشی منجر می شود و جزم اندیشان مرتجع به دلیل ایدئولوژی معیوب، از استدلال روی گردانند و به مهمل بافی و لاجرم استفاده ابزاری از دین روی می آورند و با راه انداختن نمایشهای مضحک و متکی به قدرت نظامی و مدد گرفتن از نیرنگهای سیاسی سعی می کنند همچنان در قدرت باقی بمانند.

اصل قصه همین قدرت است که می خواهند به هر نحو ممکن و هر نوع خطری هم که مردم و نظام را تهدید کند حفظ شود و خود را در قدرت تثبیت نمایند….پاره ای از روحانیون واهمه زوال قدرت دارند و با خودحق پنداری افراطی ، افراطیون را تهییج و تحریک می کنند و به مدد مریدان مسلح خود و برچسب زدن به دیگران به شیوه های غیراخلاقی سعی می کنند همچنان وبال ملک و ملت باشند و از زوال قدرت خود جلوگیری نمایند. اینان نمی خواهند سدی بر نفوذ باشند بلکه می خواهند سدی بر زوال قدرت خود شوند که البته آنچه رخ خواهد داد بدون تردید بر خلاف تصورشان؛ زوالشان خواهد بود….»

تصویری که امروز در اذهان نقش بسته و با نمایشهای خوفناک از دستگیریها و بازداشتها و احکام سنگین قضایی و اعترافات و برنامه سازیهای تلویزیونی که نوعی پرونده سازی علیه نخبگان جامعه است بدنبال وحشت افزایی فراگیر در میان مردم است تا هر کس حساب کار دستش بیاید و سلطه را بپذیرد و این معنایی جز ترس از فروریختن قدرت ندارد اما توفیقی در حفظ خود نخواهند داشت به سبب آنکه مشروعیت از میان رفته و اتوریته در هم شکسته شده لذا حاکمیت بدون آنکه متوجه باشد و ناخواسته به خود ویرانگری می پردازد.

مشروعیت را زمانی به مسلخ بردند که فقیهانی فتوا می دادند و مریدان مسلحشان جامعه را بسوی خفقان و ناامنی و ترس و وحشت می بردند و امروز آن مریدان مسلح که حقوق خود را مطالبه و استیفا کرده اند، بدون توجه به آرمانها و ارزشها که روزگاری به دروغ سینه چاک آن بودند و بسرعت دلواپس می شدند با ثروتهایی از راه اختلاس بیت المال و غارت مردم، برای خود بیت الحال ساخته اند و با پیشانی های پینه بسته و چفیه بر گردن همچنان روزانه آمار فجایع و جنایات آنها افشا می شود و اکنون علاوه بر مسلح بودن، ثروتمند هم شده اند، اگر زمانی رعیت! بودند امروز رعیتها دارند؛ و هنوز هم پاکدستان و توده مردم آسیب می بینند.

مشروعیتی که بدینسان؛ آن روز به مسلخ رفت امروز خون فشان است و رمقی در جان ندارد، مشروعیت هم به مدد رای فقیهانه خشونتگرا و عمال اسلحه بدست دیروز و تاجران مختلس امروز که مداحی قدرت می کنند و تملق را برای پر کردن جیب خود و خالی کردن جیب مردم پیشه کرده اند در حال زوال است.

از سوی دیگر، افراطیون؛ برای غلبه بر فضای سیاسی کشور بسوی غبار آلود کردن جو اجتماعی و سیاسی و اخلاقی و در تنگنا قرار دادن حاکمیت به موازات فشارهای خارجی و در همنوایی با آنها دریغی ندارند و بدینوسیله می خواهند سیطره خود را بر اندیشه حاکمیت محرز نمایند، پس ناگزیرند بر روی متعصبین جاهل سرمایه گذاری کرده و بر ایجاد فضایی از وحشت و توصیه بر تمکین متمرکز شوند و متن جامعه را میدان مبارزه کنند تا به زعم خود اتوریته را حفظ کنند در حالی که اقتدار بدون مشروعیت و در حین نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی معنای جز استبداد ندارد.

کوتاه سخن آنکه برای حفظ خود و رهایی از زوال قدرت خود، مشروعیت را قربانی کردند و اقتدار را به سمت استبداد سوق دادند و اگر به عقلانیتی نرسند و بر رای و نظر مردم اتکا نکنند؛ از این پس باید شاهد استبداد بی رحمی باشیم که به نام دین حتی بچه ها هم به حبس در افتند.
استبداد؛ از واهمه زوال قدرت و مشروعیت بر باد رفته و اتوریته مضمحل شده سر بر می آورد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.