» امام حسین
چهکنیم تا عزای حسین(ع) علیه حسین(ع) استثمار نشود
شهید بهشتی در تشریح وضعیتی که در نهایت منجر به شکستن سکوت حسین بن علی و در نهایت شهادت ایشان شد از زبان حسین (ع) میگوید: دستگاه معاویه کسانی را که پیرامون این حکومت پلید به نام مسلمان و با شعارهای اسلامی دین و دنیای شان را می فروختند، در افکار عمومی، مسلمان ممتاز و درجه یک معرفی می کرد و مردان و زنان مسلمانی را که دین تا اعماق جان شان نفوذ کرده بود، نه از مرگ، نه از شکنجه، نه از زندان و نه از هیچ رنج و محرومیت دیگر می ترسیدند، آن ها را به عنوان کسانی که گرایش های ضد اسلامی و مذهبی دارند معرفی می کرد
حسین (ع) به مثابه راه
با تمام محبت، با تمام دلسوزی به سراغ آن گروهی که از صمیم دل یا حسین یا حسین می گویند، می رویم و می گوییم: برادر و خواهر باصفا، حسین حسینت را با صمیمت بگو، اما زمینه انسانیت این کار، «آگاهی» است، کمی هوشیاری است، مبادا حسین حسین گفتنت در راه ضد حسین مورد استثمار و بهره کشی قرار گیرد.
حسين(ع) معلم چگونه زيستن
امام حسين راهنماي انسانها و الگو و اسوه انان است. تاريخ زندگي او و تاريخ شهادت او خود به خود هيچ گونه تقدسي ندارد و حتي اگر شهادت او رخ نميداد هيچ مشكلي در نظام ديني وجود نداشت. شهادت او به هيچ معنا نقشي در نجات و رستگاري انسانها ندارد. همه هنر او اين بود كه شيوه زيست انساني و شرافتمندانه را برگزيد و در جامعهاي كه زندگي شرافتمندانه براي كسي مثل حسين(ع) ممكن نبود، حق طلبي و شرافت طلبي به شهادت او منتهي شد.
دارالخلافه آباد، جهل و خرافه آزاد، این شهر مردگان است، آواز تازه ممنوع
مضامین آشکارا ظلم ستیزانه و برداشت الهام بخشی که در واژه ها و تعابیر این اشعار وجود دارد، خواننده و شنونده را شگفت زده می کند از اینکه چگونه در یک مراسم عزاداری سنتی، چنین مفاهیم بلند و راهگشایی در کنار نظم و ترتیب کم سابقه ای که یزدی ها در مراسم خود دارند، همنشین می شود.
پیروزی حق، سنت تاریخ است
در طول تاریخ بارها باطل توانسته است حق را کنار بزند. قدرت نشان حقانیت نیست. این جا آزمایشگاه و میدان عمل است. قرار بوده و هست که انسان در زمین زندگی کند و این انسان ظلوم و جهول هم است. اگر جایی باطل به قدرت رسید قدرت نشانه حق نیست. اگر حق قدرتش کم شود امید است بعدا درست شود. ما باید وظیفه مان را عمل بکنیم.
آیتالله امجد: امام حسین تکه تکه شد برای احترام به مردم و حقوق انسانها
برادران ظلم نکنید، حق پرستی ملاک است. بیخود دینتان را به دنیای دیگران نفروشید… هرکس برای خودش امتیازی قائل باشد، شیطان است، هرکس باشد… پیامبر (درود خدا بر او) با اینکه فخر عالم بود، برای خودش امتیاز قائل نبود. / به اندازه ای که در این 30 سال برای اسلام تبلیغ شده، در هیچ دوره ای تبلیغ نشده، ولی می بینیم که امروز فساد خیلی زیاد است. مرحوم علامه طباطبائی در المیزان می گوید آن زمان که مظاهر دین در جامعه زیاد شود، روح دین از بین می رود و این امر فساد آور است. ما امروز باید به روح دین برگردیم.
اول قرآن بالای نیزه رفت، بعد سر امام حسین (ع)
در تاریخ میبینیم که معاویه جنگ با پیشوای عدالت و قهرمان توحید و وصی پیامبر، امیرمؤمنان را، که با اصرار و بیعت مردم قدرت را درد دست گرفته بود، با تمسک به قرآن آغاز میکند. ابتدا پیراهن و قرآن خونین و انگشتان قطع شده همسر خلیفه را بر فراز منبر مسجد شام به نمایش میگذارد و بعد با تمسک به قرآن، خود را خونخواه خلیفه مقتول و مستحق دستیابی به قدرت معرفی میکند و عجیب این است که از خود نمیپرسند بر کجای پیراهن نوشته شده است که قاتل خلیفه مقتول، امام علی(ع) است و دسیسههای دیگران نیست .
تاریخ، یزیدیان را رسوا خواهد کرد
بعد از واقعه کربلا، یزید و یزیدیان بر آن شدند عاشورا را طوری جلوه دهند که یک عده خارجی و از دین برگشته، دست به طغیان زده و به دست حاکم مسلمانان قلع و قمع گردیدهاند و کاروان عاشورا، خانواده آن طاغیانند که به اسارت گرفته شدهاند. تاریخ سازان عاشورا یعنی زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) با درایت بسیار، و خطبههای رسا، نه تنها نقشههای آنان را نقش بر آب کردند بلکه تاریخ محکم عاشورا را آنگونه نگاشتند که از آن زمان تا کنون و از اکنون تا همیشه تاریخ درسی باشد برای حقپویان و حقستیزان. / اگر از هیچ چیز حتی از حسابرسی قیامت ترسی و واهمهای نداریم از رسواسازی تاریخ بترسیم که تا ابد در برابر عالمیان محکوم خواهیم بود. و بدانیم که آنهایی که به تاریخ مراجعه میکنند به محکمات آن توجه دارند نه به متشابهات.
چگونه میتوان فهمید یک حکومت، علوی است یا اموی؟
تفاوت حکومت علوی با حکومت اموی در میدان عمل آشکار می شود. یکی برای حفظ حکومت خود قرآن را بر سر نیزه می کند و دیگری با تمام وجود تلاش می کند که کتاب خدا را در جامعه پیاده کند و به هیچ قیمتی از احکام آن تخلف نورزد. یکی از ظلم و ستم هیچ ابایی ندارد و هیچ حقی برای مردم قائل نیست و دیگری حکومت را مال مردم می داند و آن را عاریه ای در دست خود می شمارد و از این بر خود می لرزد که در حکومت او بر زن کتابیه ای ظلم رفته و از او دفاع نشده است. یکی نه تنها از باطل نمی گریزد و با حق میانه ای ندارد، بلکه از هر ابزار باطلی برای حفظ قدرت خود استفاده می کند و دیگری می گوید حکومت بر مردم به اندازه یک کفش کهنه پاره پاره ارزش ندارد مگر اینکه وسیله ای برای احقاق حقی باشد.
دستاورد اصلی قیام امام حسین(ع) شکستن قداست خلفای نامشروع اموی بود
قداست بخشی به این خلفا و اوامرشان عملا به مهمترین مانع مقابل مسیر هدایت انسانها تبدیل شده بود و مسلمانان با تمسك به این قداست، انواع محرمات الهی از قتل فرزند پیامبر گرفته تا شرابخواری و تخریب كعبه را به قصد قربت انجام می دادند. در واقع در آن زمان مقام خلیفه رسول خدا(ص) در چشم و ذهن مردم از خود رسول خدا بالاتر رفته بود، چرا كه آنها برای اطاعت از فرمان حضرت خلیفه، اوامر قطعی خدا و رسول را زیر پا می گذاشتند. نتیجه و دستاورد اصلی قیام سیدالشهدا (ع) شكستن بت قداست خلفای نامشروع اموی بود.
پیام حسین: اصلاح حاکمان و نهی از منکر ایشان
لحظه ای نگاهتان را از حکامتان بر ندارید و کمتر از آنی، این دو سلاح برنده و این دو نعمت تعیین کننده – امر به معروف و نهی از منکر – را زمین نگذارید. چه اگر چنین کنید، چنان که پدرم امیر مؤمنان فرمود، خداوند بدترین شما را بر شما حاکم خواهد ساخت و زمام امورتان در اختیار شرورترین شما قرار خواهد گرفت و خواری و ذلت، سرنوشت محتومتان خواهد بود.
پایههای دیانت: اختیار و عقلانیت و محبت
آیه ۷۰ از سوره شریفه اسراء می گوید: «و لقد کرمنا بنی آدم.» خیلی جالب است که در این آیه نمی گوید و لقد کرمنا المومنین نمی گوید لقد کرمنا المسلمین نمی گوید لقد کرمنا الموحدین حتی نمی گوید لقد کرمنا الانسان می گوید لقد کرمنا بنی آدم. می گوید کرامت ارزش ذاتی است. صحبت از این دارد که که این موجودی که در دنیا است، ارزش دارد صرف نظر از هر مذهب، صرف نظر از هر عقیده و صرف نظر از هر فکری برای خودش جایگاهی دارد، که نباید جایگاه خودش را فراموش کند.
توجه به رای و نظر مردم در نهضت حسینی
علی و حسین(ع) حکومت را برای اجرای حق می خواهند و در صورتی این وظیفه بر عهده آنان می آید که برای آنان مشخص شود که رای مردم با آنان است. اما معاویه و یزید حکومت را نه برای احقاق حق و اجرای عدالت، بلکه برای خود حکومت و قدرت می خواهند، به همین جهت در واقع رای و نظر مردم برای آنان اهمیتی ندارد. آنچه مهم است مشروعیت ظاهری است و به همین جهت برای به دست آوردن این مشروعیت ظاهری به هر وسیله ای دست می یازند. از فریب و حیله گرفته تا دروغ و تقلب؛ از تطمیع و وعده گرفته تا خشونت و کشتار.
کدام حسین الگوی ماست؟
سیمای جمهوری اسلامی ایران در ایام محرم امسال برنامه هایی را به عنوان عزاداری، چه در قالب سخنرانی و چه در هیات سینه زنی، به نمایش گذاشت که هر صاحب خردی را در تاسف فرو برد. یعنی مظلومیتی مضاعف به دست یک رسانه شیعی بر حسین(ع) و یارانش هموار ساخت. چرا که دفاع بیخردانه از هجوم و حمله بی رحمانه زهرآگین تر است.
آیتالله دستغیب: پیامبر و اهل بیت او، مردم را فریب نمیدادند
پیامبر و اهل بیت او مردم را فریب نمی دهند آنها راه خدا را در مقابل مردم باز می گذارند، هرکس خواست با اختیار خود آنرا انتخاب کند و هر که نخواست راه دیگری پیش گیرد. با زور اسلحه و پول نمی توان مردم را به راه حسین خواند. اما یاران حسین علیه السلام امتحان خود را پس داده بودند آنها، هم خود را می شناختند، هم امام خود را و هم راهی را که انتخاب کرده بودند.
حسین (ع) نماد حقطلبی
مکتب حسین (ع) مکتب تربیت انسانهاست؛ آموزههای علوی در مکتب حسین برای انسانهایی است که بر محور حق بگردند و حق را میزان و معیار خویش در تمام امور قرار دهند و در عمل جز ملاحظهی حق، ملاحظهای ننمایند و پیرو حق باشند، هر قدر در مقاطع زمانی مختلف هم به ضررشان باشد.
کربلا تجلّیگاه ارزشهای اخلاقی
امام در تاریخ ثبت می کند که هدفش از قیام «سرکشی و آشوب و بلوا»، «فساد» و «ظلم» نیست، بلکه برای «اصلاح امت جدش رسول خدا» خروج کرده است. قصدش «احیای ارزش ها و جلوگیری از زشتی ها»ست و حرکتش در مسیر حرکت پیامبر و پدرش امام علی است؛ تا تحریف کنندگان حقائق تاریخی آن حضرت را به «ایجاد بلوا» و «شقاق در امت اسلامی» متهم نکنند.
آیتالله مجتبی تهرانی: امام حسین (ع) در جو خفقانزدهی زمان بنیامیه، با گفتن حق علیه حاکم ستمگر، فضاشکنی کرد
امام حسین(علیهالسلام) مُصلحی غیور و انسانی ضدّ غرور بود؛ یعنی در این حرکت و قیام نه خود مغرور بود و نه کسی را مغرور کرد، بلکه از این هم بالاتر بود؛ و آن اینکه میخواست مغرورین را آگاه کند. چون منشأ غرور جهل است. یعنی آنگاه انسان فریب میخورد که بیخبر باشد. اگر انسان خبردار شود، کلاه سرش نمیرود. بنیامیّه آنچنان در اجتماع فضاسازی و جوسازی کرده بودند و یک حالت خفقان به وجود آورده بودند که بعضی از آنهایی که بینش هم داشتند و حق را میتوانستند تشخیص دهند هم جرأت دفاع از حق نداشتند. آنها با آن ابزارهای شیطانیشان تطمیع و تهدید و تحمیق، جامعه را چنان احاطه کرده بودند که آنکه حق را میداند جرأت گفتن حق را پیدا نکند. در چنین جوّ خفقانزدهای امام حسین چه کار کرد؟ حضرت فضاشکنی کرد. این خیلی مهم است. ایشان جَوشکنی کرد. یعنی آن فضا و آن خفقانی را که اینها درست کرده بودند که کسی جرأت نمیکرد حق را بگوید، حضرت آن جو را شکست. پیغمبر اکرم میفرماید آگاه باشید که بافضیلتترین جهاد گفتار حق است نزد حاکم ستمگر.
هنوز حسین صدا میزند: هل من ناصر ینصرنی!
شب عاشوراست و دل میان زمین و زمان سرگردان است. نمیداند به 1400 سال پیش برود یا در امروز بماند، به کربلا و کوفه برود و به زندانهای آن شهر سر بزند یا در ایران بماند و به فکر زندانهای اوین و رجاییشهر باشد. غصهی حسین را بخورد که در چنین امشب و فردایی به تیغ خشم و خشونت یزیدیان گرفتار شده، یا غصهی پیروان مظلوم امروزش را که گرفتار ستم و استبداد شدهاند. مگر ممکن است شب عاشورا برای خانوادههای سید علی موسوی، مصطفی کریمبیگی، شهرام فرج زاده و شبنم سهرابی، امیر ارشد تاجمیر، جهانبخت پازوکی، شاهرخ رحمانی، مهدی فرهادیراد و علی راسخینیا هم به سادگی بگذرد؟ حالی که امشب نوریزاد و ستوده و شهابی و عرشی و صادقی دارند، همان حالی است که زهیربن قین داشت: سردرگم راه ماندن و رفتن … و هر بار که مظلومی صدا میزند و یاری میطلبد، هر بار که حقی پایمال میشود و هر بار که خونی بر زمین ریخته میشود، گویی خود حسین است که فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی …
آیتالله دستغیب: جمهوری اسلامی وقتی میماند که مقابل ظالم بایستد، نه مظلوم
آنها هم که ایمانی ندارند، بیپروا از پروردگار خود به هر ظلم و جنایتی دست میزنند با این حال خداوند به همه مهربان است و ظالمترین افراد را نیز به سوی خود میخواند و اگر بیاید، میپذیرد. بشر غافل و جاهلی که همه عالم را تنها همین محدوده پیرامون خود میبیند، بهتر از پشه نیست. کسی که گمان میکند صاحب اختیار همسر و فرزندان خویش است و میتواند هر طور که بخواهد با آنها رفتار کند و در حقشان هر ظلمی روا دارد، فکری بلندتر از آن پشه ندارد یا آنکه کدخدای دهی است یا رئیس شهری یا حاکم کشوری یا… اگر اینگونه فکر کنند، همانند!
تشنهی آب یا تشنهی لبیک
درد، قصه شدن است! غربت، اسطوره بودن به جای الگو بودن است و تنهایی گم شدن عطش، میان شوری اشکهایی است که نفهمیدند آنهمه خون، تنها داستانی نبود چون هزار و یک شب! بیهوده به دنبال تنهایی و غربت هزار و یک شب صحرا را به مرور نگیر! بیهوده به دنبال درد، قصهها و غصهها را زیر و رو نکن. درد و تنهایی و غربت همینجاست. حسین در کربلا تنها نبود. همینجا زیر خیمهی عزایش تنهاست! که هیچیک نفهمیدیم سیراب شدن سالهاست از جهان رخت بر بسته است و تاریخ در حسرت یک کلام میسوزد. عطشان حسین! که “حسین بیش از آنکه تشنهی آب باشد، تشنهی لبیک بود!”
برگزاری مراسم عزاداری محرم توسط ایرانیان سبز مالزی
ایرانیان مقیم مالزی و ساکن کوالالامپور در دو شب گذشته و مقارن با هفتم و هشتم ماه محرم، در مراسم مردمی سوگواری محرم شرکت کردند. این مراسم به همت گروه رسام (راه سبز ایرانیان مالزی) برگزار شد.
احسان شریعتی: امام حسین در دورهای که به نام اسلام در برابر حقیقت اسلام ایستادند، شهادت را برگزید
شهادت کاری آگاهیبخش است؛ در دورهای که به نام اسلام در برابر حقیقت اسلام ایستادهاند، و مهمتر از خون، پیام است و کاری که زینب انجام میدهد. / در دیدگاه سنتی این بحث که چرا حسین قیام کرد، مطرح نبود. بلکه این دیدگاه نواندیشی است که این سؤال را مطرح میکند. الان هم بیشتر به جو سنتگرایی برگشتهایم، که شور مذهبی و احساس عاطفی بر آن حاکم است. / مشکلی که امروز در بزرگداشت عاشورا مطرح است، این است که ادراک مذهبی ما در بسیاری از موارد پوستینوار است و فقط ظواهر را حفظ میکنیم و باطن آن را نمیفهمیم. / اسلام برخلاف مسیحیت که پیامبرمحور است، کتابمحور است. روح اسلام یک روح انقلابی است، چون میخواهد تغییر ایجاد کند. با این همه، بسیاری از سنّتها را هم حفظ میکند.
امام حسین، اصلاحگری که یزید او را فتنهگر معرفی میکند
حسین(ع) تنها یک جرم دارد و آن اینکه یزید و اعمال او را تایید نمیکند و در این راه به شهادت میرسد. در واقع امام(ع) اصلاحگر است، اما نه اینکه بخواهد با شمشیر اصلاحگری کند، بلکه او میخواهد عدم موافقت خود را با فساد فراگیری که به نام دین در جریان است، اعلام کند. حقپرستان تاریخ به یزید میگویند: ای یزید! تو فتنهگر و آشوبگری که به عهد و پیمان و قانون پایبند نیستی و بر خلاف عهد و پیمان و با ابزاری نامشروع حکومت را در دست گرفتهای! تو فتنهگری که به رای و نظر مردم توجه نمیکنی و با زور برای خود بیعت میگیری و آنان را مجبور به تسلیم میکنی! تو فتنهگری که هیچ مخالفی را بر نمیتابی و هر آن کس را که مخالف خود بپنداری، از دم تیغ میگذرانی و یا به زندان و تبعید میفرستی و هر صدای مخالفی را در گلو خفه میکنی! تو فتنهگری که برای حکومت خود از هر وسیله و ابزاری استفاده میکنی و با دروغ و حیله و فریب بر مردم حکومت میکنی و حق را باطل و باطل را حق جلوه میدهی! تو فتنهگری که اخلاق و اصول اخلاقی در حکومت تو جایی ندارد و برای رسیدن به اهداف خود به هر عملی دست میزنی! تو فتنهگری که دین و دیانت مردم را بازیچهای برای قدرت خویش قرار دادهای، از کتاب خدا وسنت پیامبر او تنها به عنوان ابزار استفاده میکنی و در عمل هیچ پایبندی به آنها نداری!
ریا و غلو، آفت عزاداری امام حسین (ع)
عزادارى اگر به خاطر ريا باشد و يا در ترويج دشمنان، حتى در لواى پرچم امام حسين (عليه السلام)باشد، شرك است. روحانيّت شيعه يكى از مهم ترين تأثيرگذارى اش در عزادارى ها بايد اين باشد كه اوّلا، در تقويت عزادارى ها كوشا باشند و آن را ترويج نمايند. و ثانياً، در تهذيب عزادارى ها از دروغ و تحريف تلاش كنند. ثالثاً، در تهذيب عزادارى ها از ريا و سُمعه كه متأسفانه گاهى ممكن است خودشان هم به آن مبتلا شوند يا ديگران مثلا مداحان مبتلا شوند بكوشند. مطمئناً وظيفه شان است كه به عنوان نهى از منكر اقدام نمايند و اسلام و طريقت اهل بيت(عليهم السلام) را از خرافات و تحريفات و دروغ ها پاكسازى كنند.
هاشمی رفسنجانی: قطره قطره خون شهدای کربلا در امتداد تاريخ، چراغ راه مبارزه با عفريت ظلم و ستم است
بنياميه و يزيديان فكر ميكردند با كشتن خاندان پيامبر اكرم (ص) در بيابان برهوت، نطفه مبارزه با بنياميه خاموش خواهد شد. اما قطره قطره خون شهداي كربلا در امتداد تاريخ به چراغ راه مبارزه با عفريت ظلم و ستم تبديل شد و تا دنيا باقي است، ياريگر مظلومان جهان خواهد بود.
آیتالله دستغیب: دوستان امام حسین که روحیه ظلمستیزی دارند، باید آماده سختیها باشند
دوستان امام حسین علیه السلام با افاضه عزای ایشان راه او را ادامه میدهند و همچون حضرت، روحیه ظالم ستیزی دارند. تاکنون دومرتبه آمدهاند برای تصرف اینجا، شاید باز هم بیایند اما مطمئن باشید هر چه بیایند، صاحبان مسجد مانعشان میشوند. این مسجد صاحب دارد و شهیدان صاحبش هستند و همانها نگهش میدارند. در جریان اتفاقات محرم سال پیش نزدیک به هزار نفر کماندو آماده حمله به مسجد بودند، آب و برق و گاز مسجد را قطع کردند و همه چیز مهیّا بود تا مسجد را بگیرند. کاری هم نداشتند چند نفر کشته یا مجروح شوند … شرط تحقق آرزوهای معنوی این است که در هنگام شدائد پای انسان سست نشود. کسی که طالب معرفت و عشق حسین علیه السلام است اگر طلبش پذیرفته شود باید آماده امتحانات باشد؛ اگر گفتند آمدیم مسجدت را بگیریم، مریدانت را بگیریم، جان و مال و آبرویت را بگیریم، باید آماده باشد و بداند که هر چه میآید از جانب دوست است و هر چه از دوست رسد نیکوست.
لعن و نفرین، متوجه همهی ظالمان و ستمگران است
غالباً تصور می شود که پیامِ اینگونه مضامین در “لعن بر ظالمان”، اختصاص به همان اشخاصی دارد که در “کربلاء” دست به جنایت زدند و به گونه ای در ریختن خون فرزند پیامبر دخالت داشتند. اما امام خمینی با این تلقی مخالف بود، و لعن بر قاتلان امام حسین (ع) و لعن بر بنی امیه را، سوژه ای برای لعن نسبت به “همه ی ظالمان” دانسته و معتقد بود که این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از “زمان ماضی” به “زمان حال” می آورد.
چشم اسفندیار خودکامگان
سیاستمداران هوشیار و مردم شناس اموی ، هم خود را خوب می شناسند
و هم مردم خود را و
زمان و روح زمان خود را.
این جامعه تنها یک نسل از صدر انقلاب بزرگ فکری و اجتماعی و سیاسی و روحی اسلام فاصله دارد …
آنها می دانند که در زیر این خاکستر سیاه شکست ، در پس این امنیت هولناک سرخ ، خطر مشتعل است و بی تاب انفجار! زیرا سپاه درهم شکسته اما اسلام همچنان هست،
جبهه ایمان متلاشی شده است اما ایمان هنوز هست ؛
رهبران عدالت خواه، چهره های حقیقت، سلاح و سپر حریت و انسانیت، همه نابود شده اند،
سنگر آزادی را برچیده اند ،
پایگاه مقاومت را در هم کوفته اند
اما عدالت خواهی ، حقیقت پرستی، شور حریت و عشق انسانیت؟
علی در محراب کشته شده اما آتش علی؟
ابوذر در ربذه دور و خاموش مُرده، اما فریاد ابوذر ؟ شعار ابوذر؟ …
همه باید در برابر حاکم جائر، گردنکش و عهدشکن ایستادگی کنند
امام حسین در اولین برخورد با لشکر هزار نفره حر که آمده بودند تا جلوی حضرت را بگیرند، میگوید شما میدانید که پیغمبر فرموده است اگر کسی ببنید حاکم جائری، حرام الهی را حلال میکند، عهد الهی میشکند و در میان مردم به سنّت الهی عمل نمیکند، با این حال نه عملاً نه قولاً در مقابل او نایستد، خداوند او را به همان جایگاهی وارد میکند که آن حاکم را وارد کرده است. / این که امام حسین میگفت حکومت فعلی فاسد است و حلال و حرام را تغییر میدهد، برای هیچ کس یک امر پنهانی نبود و حتّی سران حکومت یزید هم این مسائل را میدانستند. / در مکتب الهی، هدف وسیله را توجیه نمیکند. هدف الهی با ابزار شیطانی تحقّق پیدا نمیکند. اینکه امام حسین(علیهالسلام) ابزارهای شیطانی تهدید و تطمیع و تحمیق را به کار نگرفت، به همین جهت بود.