چشم اسفندیار خودکامگان
چکیده :سیاستمداران هوشیار و مردم شناس اموی ، هم خود را خوب می شناسندو هم مردم خود را وزمان و روح زمان خود را.این جامعه تنها یک نسل از صدر انقلاب بزرگ فکری و اجتماعی و سیاسی و روحی اسلام فاصله دارد ...آنها می دانند که در زیر این خاکستر سیاه شکست ، در پس این امنیت هولناک سرخ ، خطر مشتعل است و بی تاب انفجار! زیرا سپاه درهم شکسته اما اسلام همچنان هست،جبهه ایمان متلاشی شده است اما ایمان هنوز هست ؛رهبران عدالت خواه، چهره های حقیقت، سلاح و سپر حریت و انسانیت، همه نابود شده اند،سنگر آزادی را برچیده اند ،پایگاه مقاومت را در هم کوفته انداما عدالت خواهی ، حقیقت پرستی، شور حریت و عشق انسانیت؟علی در محراب کشته شده اما آتش علی؟ابوذر در ربذه دور و خاموش مُرده، اما فریاد ابوذر ؟ شعار ابوذر؟...
کلمه – گروه معارف:
سیاستمداران هوشیار و مردم شناس اموی، هم خود را خوب می شناسند
و هم مردم خود را و
زمان و روح زمان خود را.
این جامعه تنها یک نسل از صدر انقلاب بزرگ فکری و اجتماعی و سیاسی و روحی اسلام فاصله دارد …
آنها می دانند که در زیر این خاکستر سیاه شکست، در پس این امنیت هولناک سرخ، خطر مشتعل است و بی تاب انفجار!
زیرا سپاه درهم شکسته اما اسلام همچنان هست،
جبهه ایمان متلاشی شده است اما ایمان هنوز هست ؛
رهبران عدالت خواه، چهره های حقیقت، سلاح و سپر حریت و انسانیت، همه نابود شده اند،
سنگر آزادی را برچیده اند،
پایگاه مقاومت را در هم کوفته اند
اما عدالت خواهی، حقیقت پرستی، شور حریت و عشق انسانیت؟
علی در محراب کشته شده اما آتش علی؟
ابوذر در ربذه دور و خاموش مُرده، اما فریاد ابوذر ؟ شعار ابوذر؟ …
کانون حقیقی این خطرها، سرچشمه اصلی این شورش ها نه در مدینه است تا قتل عامش نمایند، نه در کعبه است که سنگبارانش کنند، نه در کوفه است تا به کودتایی اشغالش کنند، نه در مسجد پیامبر(ص) است تا در آن اسب تازند و سرگین مرکب های سربازانشان را بریزند و حتی نه در خانه پیامبر(ص) است تا ویرانش کنند و نه در خانه فاطمه(س) تا به آتش کشند و نه در قرآن که به تیرش زنند.
پس کانون اصلی آتش و سرچشمه همیشگی خطر کجاست؟ دل ها؛ آری دل ها!
اگر این دو ویران نگردد و نمیرد، همه فتح ها بی ثمر است و همه قدرت ها در خطر!
اگر این دو زنده بمانند، علی ها پس از شهادت نیز نمی میرند؛
و اگر بمیرند، علی ها، پیش از مرگ به شهادت می رسند و در حیاتشان می میرند!
این دو کانون اگر از کار نیفتند همواره ابوذر می پرورند و حجر و عمار و مالک می سازند،
همیشه پیاپی نیروی تازه نفس به صفین می فرستند. تا این دو کانون آتش خیز خاموش و سرد نگردد هیچ امنیتی را – سیاه و سرخ –
با قتل عام های ابدی نیز، لحظه ای نمی توان نگاه داشت؛
در دریایی از خون، در قبرستانی از مرگ نیز نمی توان دمی آرام بود.
«پیام انقلاب الهی» در قرآن نیست، در اینجاست. علی در محراب مسجد کوفه نبود، اینجا است. همه آنهایی که کشتیم، همه آنجاهایی که فتح کردیم، همه آن صف ها که شکستیم، همه آن سلاح ها و سنگرها که گرفتیم؛ آری، همه از آن حقیقت بود و آزادی و عدل، اما
حق خواهی و آزادی طلبی و عشق عدالت
همچنان هست و همچنان در این دو خانه اصلی خویش دست اندرکارند. این دو خانه را باید ویران کرد، این دو کانون زاینده آتش و تابنده روشنی و آفریننده قدرت و حرکت، دو سرچشمه جوشش ابدی و خروش ابدی را باید سرد کرد، خشکانید، آنگاه می توان ماند و می توان آسود … قلب ها، مغزها!
«شهادت»، دکتر علی شریعتی














چکیده مطلب را کامل خواندم ولی متن اصلی را نگاه کردم و پایین آمدم ، تا وقتی به انتهای مطلب نرسیده بودم قکر میکردم به احتمال زیاد اینها صحبتهای میرحسین بایستی باشه ! ، اگر کسی میپرسید : چه میخوانی ؟ میگفتم : بیانیه جدید موسوی را میخوانم
مرگ بر ضد ولايت فقيه
سلام
من منظور شما را از این کامنت نمیفهمم!!! آیا شما از یک جمله دکتر شریعتی، برآشفتهای؟ چرا؟
پیام مستتر در عبارت «این دو خانه را باید ویران کرد، این دو کانون زاینده آتش و تابنده روشنی و آفریننده قدرت و حرکت، دو سرچشمه جوشش ابدی و خروش ابدی را باید سرد کرد، خشکانید، آنگاه می توان ماند و می توان آسود … قلب ها، مغزها!» چه نسبتی با شمایان دارد؟
جناب ” ولایت ” ! اصلا” معنی متن بالا را فهمیدی ؟ معلومه که نه وگرنه همونطور که ” یواشکی ” می آیی ” یواشکی و بی سروصدا ” هم می رفتی !!! نکنه ( قلب و مغزت !!!!؟؟ ) کمی تکان بخورد !
به اعتقاد من چشم اسفندیار رژیم یارانه های هدفمند است که بالاخره هم کمراینها را خواهد شکست. با رای مردم اگر بشود بازی کرد اما با نان مردم نمی شود گربه رقصانی کرد.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه شهید گشت
حسین بیشتر از آب …
تشنه لبیک بود
افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند
……
و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.
دکتر شریعتی
ولایت عزیز فکر کنم از ولایت مداری طلب مرگ برای خلق خدا را میدانی یعنی یک میلیارد مسلمان که معتقد به ولایت فقیه نیستند به خاطر گل روی شما بمیرند؟اون موقع خیالت راحت میشه؟
درود بر روح پرعظمت دکتر شریعتی
سلام / اما من بر عکس احمد عزیز وقتی این نوشته را آغاز به خواندن کردم متوجه روح شریعتی بزرگ شدم و جلوتر تر که آمدم به یقین رسیدم و پایین سطور را که دیدم اطمینان کامل حاصل کردم / من شاید هرگز دکتر شریعتی بزرگ را ندیدم و تنها 26 سال دارم اما مدتی طولانیست که شریعتی در روز و شبم و هنگام خوابم در سرتاسر وجودم هست / من تنها با او میتوانم محمد (ص) این یگانه انسان هستی و علی (ع) و حسین (ع) را با تمام وجود لمس کنم و بتوانم اندک لحظاتی در این مسیر حق باشم و از زمانی که با مهندس موسوی آشنا شدم و البته لازم بذکر است که آشنایی من به واسطه تعاریف اطرافیان به خصوص پدرم و اینکه چون یک اصلاح طلب هستم شکل گرفت که شاید به تاریخ 6 سالی باشد که ایشان را میشناسم اما با وقوع حماسه بی نظیر 22 خرداد و اولین پیام ایشان که گفتند “” تسلیم این صحنه آرائی خطرناک نخواهم شد “” دریافتم که این خودش است و همان است / چرا که من دقیقا او را در مسیری دیدم که شرعتی بزرگ قرار داشت و من هم در گوشه کنار در حرکت و در این مسیر بودم تا اینکه باز شناخت بیشتر حاصل شد و دیدم ایشان چقدر مورد وثوق دکتر بودند و در جلسات ایشان حضور داشتند و حتی اولین کسی بودند که به همراه شخصی دیگر بعد از مرگ شریعتی بزرگ باعث شدند ان اطلاعیه مشهور مرحوم مطهری و مهندس بازرگان چاپ نشود و باز به جلوتر که رفتیم و هر چه بیانیه هایش را خواندم دیدم این همان راه هست که اگر حوصله کنیم و تعقل, فرآیندی را خواهد داشت که در جهان بی نظیر و نو , و در تاریخ ثبت خواهد شد. / دوستان مراقب طرح عبور از موسوی باشید که اگر در بین مردم توده شود, اگرچه شاید تندتر و با میانبر این مسیر طی شود اما شک نداشته باشید که دوباره روز از نو و روزی از نو خواهد شد و باز بر سر نقطه اول برمیگردیم و هیچ ثمری در پی نخواهد داشت.